[ اینجا مسجد نی ست. هرکس با پخشِ رقص و آوازِ زنان در سدا-و-سیمایِ ملیِ کشورِ ایران پادسو ست، به کانالِ من خوشآمد نی ست و اگر بیجا آمده ست زودتر برود بیرون. ]
"اندر ماشینِ خائنسازیِ بهشتفروشان"
"نودِ" عادلِ فردوسیپور پُرنیوشندهترین برنامهیِ تلویزیونیِ ایران بود. خاموشاندناش، فراخواني بود درونی به خبرخوانی و خرَدبازیِ گروهیِ مردم به رسانههایِ آلِ جهود و آلِ سعود. از آن پس، نود و تیماش ۳۶۰ درجه چرخیدند؛ خود را با "فوتبال ۳۶۰" بازساختند، ولی این بار نه در رَسایِ ورزشِ ایران، که در رَسایِ آلِ جهود و آلِ سعود. البته که شگفتیآور ست که پس از این همه همسویی با دشمن چهگونه پروانهیِ پخش و پراکنشِ سخن یافتند! تنها امروز را عرض نهمیکنم؛ از هنگامِ شورشِ اسرائیلیِ "ژن-ژیان-ئازادی" باید گویانهاش را میبستند. [ هم آن هَنگام بیخِ خِر توپپامردانِ تیمِ ملی را چسبید که چرا با این شورش ابرازِ همدلی نهکردند! هادیِ چوپان هم جایزهیِ جهانیاش را به زنانِ ایران پیشکشید ولی به این شورش نهپیوست؛ جداسری اینجا ست. ]
بازباره: یکي از شاهکارهایِ خرفسترهایِ کریهالمنظر علمالهدایی در میهنِ ما دگرش (تبدیل) ارجهآفرینترین نختهیِ سدا و سیما به لکهیِ ننگ و خیانت است.
"اندر ماشینِ خائنسازیِ بهشتفروشان"
"نودِ" عادلِ فردوسیپور پُرنیوشندهترین برنامهیِ تلویزیونیِ ایران بود. خاموشاندناش، فراخواني بود درونی به خبرخوانی و خرَدبازیِ گروهیِ مردم به رسانههایِ آلِ جهود و آلِ سعود. از آن پس، نود و تیماش ۳۶۰ درجه چرخیدند؛ خود را با "فوتبال ۳۶۰" بازساختند، ولی این بار نه در رَسایِ ورزشِ ایران، که در رَسایِ آلِ جهود و آلِ سعود. البته که شگفتیآور ست که پس از این همه همسویی با دشمن چهگونه پروانهیِ پخش و پراکنشِ سخن یافتند! تنها امروز را عرض نهمیکنم؛ از هنگامِ شورشِ اسرائیلیِ "ژن-ژیان-ئازادی" باید گویانهاش را میبستند. [ هم آن هَنگام بیخِ خِر توپپامردانِ تیمِ ملی را چسبید که چرا با این شورش ابرازِ همدلی نهکردند! هادیِ چوپان هم جایزهیِ جهانیاش را به زنانِ ایران پیشکشید ولی به این شورش نهپیوست؛ جداسری اینجا ست. ]
بازباره: یکي از شاهکارهایِ خرفسترهایِ کریهالمنظر علمالهدایی در میهنِ ما دگرش (تبدیل) ارجهآفرینترین نختهیِ سدا و سیما به لکهیِ ننگ و خیانت است.
🫡۱
۳.۲K
۲۰:۴۳
[ اینجا مسجد نی ست. هرکس پخشِ رقص و آوازِ زنان در سدا-و-سیمایِ ملیِ کشورِ ایران را پادسو ست، به کانالِ من خوشآمد نی ست و اگر بیجا آمده ست زودتر برود بیرون. ]
"اندر اربعینِ حسینی" (رو به گبرانِ میهنپرست)
بر ما ست که اربعینِ حسینی را به بزرگترین همایشِ فلاتِ ایران بگردانیم، برگزاریم و هرچه بیش آن را بارگذاریم.
"اندر اربعینِ حسینی" (رو به گبرانِ میهنپرست)
بر ما ست که اربعینِ حسینی را به بزرگترین همایشِ فلاتِ ایران بگردانیم، برگزاریم و هرچه بیش آن را بارگذاریم.
🫡۶
۲.۴K
۱:۵۹
[ اینجا مسجد نی ست. هرکس پخشِ رقص و آوازِ زنان در سدا-و-سیمایِ ملیِ کشورِ ایران را پادسو ست، به کانالِ من خوشآمد نی ست و اگر بیجا آمده ست زودتر برود بیرون. ]
“به سوگِ سیاوخش برخیزید”
روزهایِ پیشِ رو، آتشینتر مینِماید. مردانِ آب و خاک و آسمانِ ایران با خونِ خود خانهیِ دشمن را به آتش میکشند. آنان سیاوشانِ مای اند که خودخواسته به آتش میزنند. میهنپرستان برخیزند و برترین اربعینِ حسینیِ تاریخ را به یاری و برگزاری شتابند.
“به سوگِ سیاوخش برخیزید”
روزهایِ پیشِ رو، آتشینتر مینِماید. مردانِ آب و خاک و آسمانِ ایران با خونِ خود خانهیِ دشمن را به آتش میکشند. آنان سیاوشانِ مای اند که خودخواسته به آتش میزنند. میهنپرستان برخیزند و برترین اربعینِ حسینیِ تاریخ را به یاری و برگزاری شتابند.
🫡۸۲
۲.۹K
۱۴:۳۳
بردیا پارس | Bardia Pars
از تلگرام (۸ آپریلِ ۲۰۲۶) گوشزدي پساجنگ، بازباره و چندباره: دوستان، من سرامدباور elitist ام؛ تودهسالار-خواه democrat نی ستم. برایِ چند-اُمین بار خواهش میکنم آنان که دلي در گروِ مصدق، بختیار، فرح، ظریف، زبانِ دشنام برایِ شیعه و استورههایِ میهنی، جبرِ شرعیِ موی وُ مَی وُ موزیک، جنبشهایِ آنتیفا و رنگینکمانی-همجنسبازانه، نیز آیینهایِ بها و جهود دارند، از سنگرِ کوچکِ من زودتر بروند بیرون؛ اینجا بههیچ رو خوشامد نی ستند. با ادب و شهرایینانهگی، بردیا پارس
پیامِ سنجاقشده به سردرِ این کانال را بخوانید؛ و اگر خویش را در فهرست یافتید، زودتر کانال را ترک فرمایید. سپاسگزار ام. (بهویژه اندر مصدقالسلطنه)
🫡۱۷
۲.۱K
۲۳:۱۴
“*اندر سرنگونیِ یک شارلاتانِ قجر: مصدقالسلطنه*”
سالِ ۱۳۸۹ است؛ با استاد-ام، داریوشِ همایون، کنارِ رود راین در شهرِ کُلنِ دویچستان (آلمان). از او میخواهم با آیندگان پس از مرگاش بسخند. ۸۱ سالاش بود و ۸۱ پُرسه ایشان را پرسیدم. برخي از پرسشها »پرسش-واژه« بودند. یکي از پرسش-واژهها این بود: “*۲۸ امرداد*” ؟
و جانبازِ فقید داریوشِ همایون: “ افسانهاي که یک ملت را منحرف کرد”.
سالِ ۱۳۸۹ است؛ با استاد-ام، داریوشِ همایون، کنارِ رود راین در شهرِ کُلنِ دویچستان (آلمان). از او میخواهم با آیندگان پس از مرگاش بسخند. ۸۱ سالاش بود و ۸۱ پُرسه ایشان را پرسیدم. برخي از پرسشها »پرسش-واژه« بودند. یکي از پرسش-واژهها این بود: “*۲۸ امرداد*” ؟
و جانبازِ فقید داریوشِ همایون: “ افسانهاي که یک ملت را منحرف کرد”.
🫡۲
۱.۴K
۱۵:۴۸
"به من نهگویید، وای فلانی! به فلانی بگویید وای این فاشیستها"
به من نهگویید اگر پفیوزی و پارگینیِ مصدقالسلطنه را رو کنم، غنینژاد و فلان لیبرال بهره میبرند، بروید به آنها بگویید، بهتر است آنان مصدقالسلطنه را نهتازند چون مردانِ دبستانِ داوود منشیزاده (تنها دبستاني که هم در جنگِ جهانی، هم اندر بحرین، هم در دفاعِ مقدس، نیز در آپارشِ عینالسد و همهیِ وعدههایِ صادق، بیلکنت، بیمنت، بیهیچ قید و شرط چکمهپوشان و سینهچاکان، جانبازانه برایِ ایران ایستاده ست) باز برخاسته اند. این کرد و کنشِ ما ست که دیرپا و دوراندیشانه ست؛ آنان که دم-خوش وُ بادزی اند.
به من نهگویید اگر پفیوزی و پارگینیِ مصدقالسلطنه را رو کنم، غنینژاد و فلان لیبرال بهره میبرند، بروید به آنها بگویید، بهتر است آنان مصدقالسلطنه را نهتازند چون مردانِ دبستانِ داوود منشیزاده (تنها دبستاني که هم در جنگِ جهانی، هم اندر بحرین، هم در دفاعِ مقدس، نیز در آپارشِ عینالسد و همهیِ وعدههایِ صادق، بیلکنت، بیمنت، بیهیچ قید و شرط چکمهپوشان و سینهچاکان، جانبازانه برایِ ایران ایستاده ست) باز برخاسته اند. این کرد و کنشِ ما ست که دیرپا و دوراندیشانه ست؛ آنان که دم-خوش وُ بادزی اند.
🫡۳
۱.۴K
۱۳:۱۱
“*سازمانِ جاسوسیِ آمریکا مبلغِ مصدقالسلطنه همچو بُنگذارِ ایران!*”
مجلهیِ Time از روزني بیانگرِ کلانِ شهرگانیک (پولیتیک) و شهرگردانیِ آمریکا دیده و خوانده میشود. به بیاني نسبتِ کلانِ آمریکا با کسان را میتوان از نسبتِ Time با آنان دریافت. امروز دیگر پررنگیِ نخشِ سازمانِ جاسوسیِ آمریکا (سیا) در آترمیدن (تعیین کردن) شخصِ سال ( Person of the Year) پوشیده نی ست. در دیماهِ ۱۳۳۰ (۱۹۵۱) مجلهیِ تایم، این بلندگویِ صهیونیستی-نیویورکیِ آمریکا مصدقالسلطنه را شخصیتِ شماره ۱ جهان برمیشناساند و وی را “*جرج واشینگتنِ ایران*” مینامَد! میدانیم جرج واشینگتن از بنگذاران و نخستین رئیسجمهورِ تاریخِ آمریکا ست. این که آمریکا چرا میخواهد این قجرِ غشی را چونین بر یادها بنشاند و بر دیدگان بنِمایانَد و برجا کند، پرسشي ست که آلِ جهود و مرداناش در ایران، برنامهمندانه چه با کراوات، چه با ریش و عمامه از جوانِ ایرانی پنهانیده و پوشیده میخواهند. دیگر نهمیگذاریم.
مجلهیِ Time از روزني بیانگرِ کلانِ شهرگانیک (پولیتیک) و شهرگردانیِ آمریکا دیده و خوانده میشود. به بیاني نسبتِ کلانِ آمریکا با کسان را میتوان از نسبتِ Time با آنان دریافت. امروز دیگر پررنگیِ نخشِ سازمانِ جاسوسیِ آمریکا (سیا) در آترمیدن (تعیین کردن) شخصِ سال ( Person of the Year) پوشیده نی ست. در دیماهِ ۱۳۳۰ (۱۹۵۱) مجلهیِ تایم، این بلندگویِ صهیونیستی-نیویورکیِ آمریکا مصدقالسلطنه را شخصیتِ شماره ۱ جهان برمیشناساند و وی را “*جرج واشینگتنِ ایران*” مینامَد! میدانیم جرج واشینگتن از بنگذاران و نخستین رئیسجمهورِ تاریخِ آمریکا ست. این که آمریکا چرا میخواهد این قجرِ غشی را چونین بر یادها بنشاند و بر دیدگان بنِمایانَد و برجا کند، پرسشي ست که آلِ جهود و مرداناش در ایران، برنامهمندانه چه با کراوات، چه با ریش و عمامه از جوانِ ایرانی پنهانیده و پوشیده میخواهند. دیگر نهمیگذاریم.
۱.۲K
۵:۰۷
“ظریف، نوهیِ اسپانسرِ مصدقالسلطنه و پسر یک ضدّانقلاب؛ و خود، مصدقالسلطنهیِ زمان”
“*ظریف، مصدّقِ زمان*”، دُشنامي نی ست که بنده بر ظریف بربسته باشم. این گزارواژه یا بازنمودي ست که نامیدگان به جریان و جبههیِ اصلاحیون-اعتدالیون، دراز و دنبالهدار، خود در کَرنا میدمیدند-اش و هماینک با جوستوجویي ساده در دیدرَس میتواند بود.
ظریف در نشستِ ویژهیِ شورایِ امنیت سازمان ملل متحد اندر برجام، سخنرانیاش را با گوفتاوردي از قهرمان و الگویِ خویش مصدقالسلطنه آغاز و با گوفتاوردي دیگر از همایشان به پایان بُرد. سویههایِ همسان در این دو بندباز اندکشمار نی اند. هردو چشمي به بیگانه داشتند و همهَنگام روحوضیخواني (شُوٓمَني) بودند گاه دستبهکمر، گاه خفته در بستر از فرطِ فشارِ کارگزاریهایِ تابفرسایشان! نیز خنجر-به-دست در پیِ خلعِ سلاحِ فرماندهیِ لشگریِ کشورِ ایران. مصدقالسلطنه تا میجنبید بی هیچ شرمي طلبکارانه میخواست خودِ قجرزادهاش فرماندهِ کلِ نیروهایِ مسلحِ کشور گردد؛ و چون شخصِ نخستِ کشور نهمیپذیرفت چاقویِ “استعفا” بهدست میگرفت [بهویژه که آمریکاییها وی را همچو بُنگذار ایران باد میکردند]؛ این “فشار با استعفا” به پایهورِ (مقامِ) بالاتر برایتان آشنا نی ست؟ این درست همان کار نهبود که ظریف با اسپهبُد قاسم سلیمانی [و امروز پزشکیان با هخامنهایِ پسر] کردهاند؟! و اگر میگومانید اینها همه بختانه و تصادفی بودهاند، شمای را نِبیگ (کتابِ) خود-اش، “_آقایِ سفیر_” (گفتوگو با محمدجواد ظریف)¹ پیشمینِهم. وی پروردهیِ تباری حرفهای مصدقی ست.
وی در کتاباش میگوید پدربزرگاش از اسپانسرهایِ مصدقالسلطنه بوده ست و در ادامه، پدر-اش با همین گرایش (البته مذهبی) هم با خمینی و هم با انقلابِ اسلامی، چه پیش و چه پس از انقلاب، نه مخالف بلکه “*بسیار مخالف*” بود. اینان پیمانبانِ هیچ نظامي نی ستند؛ نسبتِ اینان با ایران راستآمدِ این زبانزدِ "دیگي که برایِ من نهجوشد، میخوام سرِ سگ تو-ش بجوشد" است.
¹ رویههایِ ۱۶ و ۲۰ از نبیگِ آقایِ سفیر - نشرِ نی (شابک ۹۷۸۹۶۴۱۸۵۲۹۸۸)
“*ظریف، مصدّقِ زمان*”، دُشنامي نی ست که بنده بر ظریف بربسته باشم. این گزارواژه یا بازنمودي ست که نامیدگان به جریان و جبههیِ اصلاحیون-اعتدالیون، دراز و دنبالهدار، خود در کَرنا میدمیدند-اش و هماینک با جوستوجویي ساده در دیدرَس میتواند بود.
ظریف در نشستِ ویژهیِ شورایِ امنیت سازمان ملل متحد اندر برجام، سخنرانیاش را با گوفتاوردي از قهرمان و الگویِ خویش مصدقالسلطنه آغاز و با گوفتاوردي دیگر از همایشان به پایان بُرد. سویههایِ همسان در این دو بندباز اندکشمار نی اند. هردو چشمي به بیگانه داشتند و همهَنگام روحوضیخواني (شُوٓمَني) بودند گاه دستبهکمر، گاه خفته در بستر از فرطِ فشارِ کارگزاریهایِ تابفرسایشان! نیز خنجر-به-دست در پیِ خلعِ سلاحِ فرماندهیِ لشگریِ کشورِ ایران. مصدقالسلطنه تا میجنبید بی هیچ شرمي طلبکارانه میخواست خودِ قجرزادهاش فرماندهِ کلِ نیروهایِ مسلحِ کشور گردد؛ و چون شخصِ نخستِ کشور نهمیپذیرفت چاقویِ “استعفا” بهدست میگرفت [بهویژه که آمریکاییها وی را همچو بُنگذار ایران باد میکردند]؛ این “فشار با استعفا” به پایهورِ (مقامِ) بالاتر برایتان آشنا نی ست؟ این درست همان کار نهبود که ظریف با اسپهبُد قاسم سلیمانی [و امروز پزشکیان با هخامنهایِ پسر] کردهاند؟! و اگر میگومانید اینها همه بختانه و تصادفی بودهاند، شمای را نِبیگ (کتابِ) خود-اش، “_آقایِ سفیر_” (گفتوگو با محمدجواد ظریف)¹ پیشمینِهم. وی پروردهیِ تباری حرفهای مصدقی ست.
وی در کتاباش میگوید پدربزرگاش از اسپانسرهایِ مصدقالسلطنه بوده ست و در ادامه، پدر-اش با همین گرایش (البته مذهبی) هم با خمینی و هم با انقلابِ اسلامی، چه پیش و چه پس از انقلاب، نه مخالف بلکه “*بسیار مخالف*” بود. اینان پیمانبانِ هیچ نظامي نی ستند؛ نسبتِ اینان با ایران راستآمدِ این زبانزدِ "دیگي که برایِ من نهجوشد، میخوام سرِ سگ تو-ش بجوشد" است.
¹ رویههایِ ۱۶ و ۲۰ از نبیگِ آقایِ سفیر - نشرِ نی (شابک ۹۷۸۹۶۴۱۸۵۲۹۸۸)
🫡۱
۱.۲K
۱:۲۳
چهارِ شهریور، زادروزِ کوروشِ بزرگ، شاهنشاهِ بزرگِ سرزمینِ آریا بر همخون-و-خاکانام شادباش و پیروز و فرخنده باد.
کوروش! آسوده بخواب، که در پدافند از سرزمینِ تو مردانِ آریایی "بزن که خوب میزنی" -خوانان خون میدهند ولی دیگر خاک نهمیدهند.
کوروش! آسوده بخواب، که در پدافند از سرزمینِ تو مردانِ آریایی "بزن که خوب میزنی" -خوانان خون میدهند ولی دیگر خاک نهمیدهند.
🫡۷۵
۹۴۸
۱۳:۵۷
بردیا پارس | Bardia Pars
[ اینجا مسجد نی ست. هرکس پخشِ رقص و آوازِ زنان در سدا-و-سیمایِ ملیِ کشورِ ایران را پادسو ست، به کانالِ من خوشآمد نی ست و اگر بیجا آمده ست زودتر برود بیرون. ] “به سوگِ سیاوخش برخیزید” روزهایِ پیشِ رو، آتشینتر مینِماید. مردانِ آب و خاک و آسمانِ ایران با خونِ خود خانهیِ دشمن را به آتش میکشند. آنان سیاوشانِ مای اند که خودخواسته به آتش میزنند. میهنپرستان برخیزند و برترین اربعینِ حسینیِ تاریخ را به یاری و برگزاری شتابند.
“میدان میداند: اگر اینان هماینک فوت کنند …“
اگر خرفستراني* چون رسول فلاحتی گیلانی، حمید رسایی، مهدی کوچکزاده و مافیایِ رسانهایشان در درون و برونمرز از خودِ خانوادهیِ جلیلی و جبلی تا مجریانِ روزمزدِشان در درون و بیرون چون علیرضا زادبر، امیرحسین ثابتی و سخنپراکنانشان چون شهریارِ زرشناس، که همگی با کلیدواژهیِ “الیگارشستیزی” انگلانه به پیکرِ مامِ میهنمان چسبیدهاند، همین اکنون، یکجا جملگی فوت کنند گرهِ ایران گشوده میشود و میدان یکشبه از شرّ ِ ظریف و آلِ آنگلوفیلِ خمینی/رفسنجانی برایِ همیشه میآسایَد. فریبِ ادا و اطوارِ غربستیزانهشان را نهباید خورد. گویی آلِ جهود این خرفستران را در ایران کاشته، که با نمایششان، جوانانِ خام و بیشناخت و هراسان از هنجارهایِ هستومند و زیناوند به “حضرتِ آقا-حضرتِ آقا”-پَزِ این هشتپایان ِحشرالقدرت، هشت سال-هشت سال قبضهگیِ قدرت را موسویانه، رفسنجانیانه، خاتمیانه، روحانیانیه، پزشکیانه و … بپناهَند و در فرجامي برجامی میدانمردانِ میهن را دل خون گردد. معنویتِ زوریِ تراویده از آمیغِ بویِ گلاب و جوراب به دکمه سردستِ ظریف هم نهمیرسد. تا اینان به دیارِ باقی نهکوچند، ظریف ورِ دلِ ما ست و گزینه و گزیر از پسِ ظریف، بدتر از ظریف، لختتر از ظریف معذور و مامورِ آلِ جهود است؛ رضا پهلوی، مریم رجوی یا هر خرفسترِ دیگری. بزرگترین کارشکنی در کارِ این خرفستران فرمانفرماییِ یک هخامنهای بود؛ کهز برایاش کی ست که نهداند سپاه را سپاس!
*خْرَفْسْتَر : [اوستایی] حشره موذی
اگر خرفستراني* چون رسول فلاحتی گیلانی، حمید رسایی، مهدی کوچکزاده و مافیایِ رسانهایشان در درون و برونمرز از خودِ خانوادهیِ جلیلی و جبلی تا مجریانِ روزمزدِشان در درون و بیرون چون علیرضا زادبر، امیرحسین ثابتی و سخنپراکنانشان چون شهریارِ زرشناس، که همگی با کلیدواژهیِ “الیگارشستیزی” انگلانه به پیکرِ مامِ میهنمان چسبیدهاند، همین اکنون، یکجا جملگی فوت کنند گرهِ ایران گشوده میشود و میدان یکشبه از شرّ ِ ظریف و آلِ آنگلوفیلِ خمینی/رفسنجانی برایِ همیشه میآسایَد. فریبِ ادا و اطوارِ غربستیزانهشان را نهباید خورد. گویی آلِ جهود این خرفستران را در ایران کاشته، که با نمایششان، جوانانِ خام و بیشناخت و هراسان از هنجارهایِ هستومند و زیناوند به “حضرتِ آقا-حضرتِ آقا”-پَزِ این هشتپایان ِحشرالقدرت، هشت سال-هشت سال قبضهگیِ قدرت را موسویانه، رفسنجانیانه، خاتمیانه، روحانیانیه، پزشکیانه و … بپناهَند و در فرجامي برجامی میدانمردانِ میهن را دل خون گردد. معنویتِ زوریِ تراویده از آمیغِ بویِ گلاب و جوراب به دکمه سردستِ ظریف هم نهمیرسد. تا اینان به دیارِ باقی نهکوچند، ظریف ورِ دلِ ما ست و گزینه و گزیر از پسِ ظریف، بدتر از ظریف، لختتر از ظریف معذور و مامورِ آلِ جهود است؛ رضا پهلوی، مریم رجوی یا هر خرفسترِ دیگری. بزرگترین کارشکنی در کارِ این خرفستران فرمانفرماییِ یک هخامنهای بود؛ کهز برایاش کی ست که نهداند سپاه را سپاس!
*خْرَفْسْتَر : [اوستایی] حشره موذی
🫡۱
۵۰۰
۲:۳۸