@bargesabzclinic.ir
۶۶
۱۴:۴۰
ذهن انسان، بهطور طبیعی تمایل دارد در گذشته پرسه بزند یا به آینده فرار کند.گذشته برای ناراحتی، آینده برای نگرانی.و در این میان، «الان» تنها جایی است که میتوانی کاری انجام دهی — اما اغلب فراموشش میکنی.
هر بار که یادت آمد، این کار را بکن:
۱. بایست (اگر نشستهای، بلند شو).۲. پنج نفس عمیق و آهسته بکش.۳. در هر بازدم، به خودت بگو: «من اینجام، الان.»۴. به اطراف نگاه کن و سه چیزی را که میبینی، نام ببر (حتی ساده: «دیوار، پنجره، دستم»).۵. یک کار کوچک در لحظه انجام بده:
· یک جرعه آب بنوش.· پنجره را باز کن.· یک کشش ساده به گردن بده.
هر بار این کار را انجام دهی، داری به مغزت یاد میدهی که «الان» هم امن است، نه فقط گذشته یا آینده.
#تمرین_عملی_فوریآقای مرتضی آقایی روانشناس بالینی @bargesabzclinic
۷۰
۷:۵۴
کارگاه پیش از ازدواج
محل برگزاری: کلینیک روانشناسی برگ سبز واقع در جنت آباد
تاریخ برگزاری: یکشنبه ۱۵ شهریور ساعت ۱۶ الی ۲۰
@bargesabzclinic
محل برگزاری: کلینیک روانشناسی برگ سبز واقع در جنت آباد
تاریخ برگزاری: یکشنبه ۱۵ شهریور ساعت ۱۶ الی ۲۰
@bargesabzclinic
۵۳
۱۱:۲۶
گاهی افسردگی آنقدر سنگین میشود که دیگر نه انرژی داری، نه انگیزه، نه حتی حوصلهی تلاش کردن.نه برای بهتر شدن، نه برای بیرون آمدن، نه حتی برای حرف زدن.
به خودت میگویی: «فایده ندارد. هیچچیز عوض نمیشود.»و این جمله، تبدیل به یک باور میشود؛ باوری که هر روز خودش را ثابت میکند.
اما ناامیدی، یک احساس است، نه یک واقعیت.احساسی که مغزت در شرایط فشار مداوم، برای محافظت از تو ساخته — تا دیگر انتظار نداشته باشی، و کمتر آسیب ببینی.
۱. یک کار بسیار کوچک را انتخاب کن که هیچکس متوجهش نمیشود، اما تو انجامش میدهی فقط برای خودت:
· تختت را مرتب کن.· یک لیوان آب خنک بنوش و چند ثانیه به طعمش توجه کن.· یک جمله در دفترت بنویس: «من امروز اینجا هستم.»
۲. آن را انجام بده، بدون اینکه از خودت انتظار داشته باشی حس بهتری پیدا کنی.فقط انجام بده، مثل یک وظیفهی کوچک انسانی.
۳. بعد از انجام، یک تیک بگذار کنارش و بگو:«این کار را کردم. من هنوز میتوانم کاری انجام دهم.»
ناامیدی میگوید «هیچ کاری فایده ندارد.»تو امروز با یک کار کوچک به آن نشان بده: «من هنوز اینجام و میتوانم قدم بردارم، حتی اگر قدمی کوچک باشد.»
#افسردگی_بازیابی_امیدآقای مرتضی آقایی روانشناس بالینی طرحواره درمانگر
@bargesabzclinic
۵۵
۹:۱۳
خیلی از زوجها فکر میکنند اگر تفاوت داشته باشند، یعنی بهاندازهی کافی شبیه هم نیستند.و این تفاوت را به عنوان «نقص» میبینند:یکی منظم است، دیگری بینظم.یکی اهل حرف زدن است، دیگری ساکت.یکی زود عصبانی میشود، دیگری آرامتر است.
اما واقعیت این است: تفاوت، نقطهی ضعف نیست؛اگر بلد باشی از آن استفاده کنی، میشود نقطهی قوت رابطه.چون در یک رابطهی سالم، قرار نیست دو نفر یکی شوند؛قرار است دو نفر کاملکنندهی یکدیگر باشند.
۱. هر کدام یک ویژگی را که در همسرتان میبینید و با شما متفاوت است، انتخاب کنید.(مثلاً: او خیلی محتاط است، من ریسکپذیرترم.)
۲. بنویسید:«این تفاوت، چه کمکی به زندگی مشترک ما کرده است؟»(مثلاً: محتاط بودن او، جلوی برخی تصمیمات عجولانهام را گرفته است.)
۳. جوابها را با هم به اشتراک بگذارید.
۴. در پایان، یک جمله به هم بگویید:«من این تفاوت را در تو میپذیرم و به آن به عنوان یک فرصت نگاه میکنم.»
تفاوتها را به جنگ تبدیل نکنید؛از آنها پلی بسازید به سمت تکاملِ هم.
#زوج_درمانی_شرایط_خاص
@bargesabzclinic
۵۷
۹:۲۹
شاید این جمله برایتان آشنا باشد:«من به اندازهی کافی موفق نیستم»، «به اندازهی کافی جذاب نیستم»، «به اندازهی کافی پدر/مادر خوبی نیستم»...
این صدا، یکی از رایجترین نشانههای اضطراب فراگیر و افسردگی خفیف است.ذهن شروع میکند به مقایسه، قضاوت، و نمرهدهی؛ و همیشه نمرهات پایینتر از خط قبولی است.
۱. یک جملهی قضاوتکننده که این هفته به خودت گفتهای را بنویس.مثلاً: «من به اندازهی کافی منظم نیستم.»
۲. حالا از خودت بپرس:«این استاندارد را چه کسی تعیین کرده است؟ من؟ یا کس دیگری؟»
۳. اگر استاندارد مال خودت نیست، بنویس:«من این استاندارد را پس میفرستم. من با معیارهای خودم زندگی میکنم.»
۴. اگر استاندارد مال خودت است، اما غیرواقعی به نظر میرسد، آن را تعدیل کن:«من ممکن است همیشه منظم نباشم، اما هر روز سعی میکنم یک کار کوچک برای نظم انجام دهم. همین کافی است.»
تو برای تأیید شدن، نیازی به بینقص بودن نداری.کافیست که باشی، و در مسیر باشی.
#افسردگی_بازیابی_امید
@BargeSabzclinic
۵۷
۱۰:۴۸
خیلی از زوجها، ناخودآگاه یک نسخهی ایدهآل از همسرشان در ذهن ساختهاند:«کاش او بیشتر مرا درک میکرد.»«کاش او مثل روزهای اول احساساتیتر بود.»«کاش او همیشه آرام و منطقی بود، بدون اینکه دلخور شود.»
این تصویر ایدهآل، هیچوقت با واقعیتِ یک انسانِ زنده و پیچیده همخوانی ندارد.نتیجه؟ مدام ناامید میشوی، مدام سرخورده، و مدام به این فکر میکنی که «چرا او تغییر نمیکند؟»
۱. هر کدام سه ویژگی را که دوست داری همسرت داشته باشد، بنویس.(مثلاً: همیشه صبور باشد، همیشه خوشحال باشد، هرگز عصبانی نشود.)
۲. حالا از خودت بپرس:«آیا من خودم این ویژگیها را همیشه دارم؟»
۳. کنار هر ویژگی، یک جمله بنویس:«من میپذیرم که همسرم کامل نیست؛ و من هم کامل نیستم.»
۴. یک جمله به هم بگویید:«من تو را با همهی پیچیدگیهایت میپذیرم، نه با نسخهای که در ذهنم ساختهام.»
عشق واقعی، عاشقِ ایدهآل نیست؛عاشقِ انسانِ واقعیِ مقابلاش است.
#زوج_درمانی_شرایط_خاص
دکتر مرتضی آقایی مشاوره پیش از ازدواجزوج درمانی فردیاضطراب و افسردگی وسواس فکری
@bargesabzclinic
۶۲
۱۲:۲۳
شب که میشود، همهچیز ساکت میشود، جز ذهن تو.افکار مثل مسافرهای بیقرار، یکییکی میآیند:«فردا باید چه کار کنم؟»، «آن حرف را چرا زدم؟»، «اگر آن اتفاق بیفتد چه؟»
و تو در تخت دراز کشیدهای، خستهتر از همیشه، اما خوابت نمیبرد.این بیخوابی، فقط یک مشکل فیزیکی نیست؛نشانهی این است که سیستم عصبیات هنوز در حالت «هشدار» است و نمیتواند رها کند.
۱. بهجای اینکه با افکار بجنگی، از خودت بپرس:«اگر این فکر یک پیام بود، چه میخواست به من بگوید؟»(مثلاً: «میخواهد بگوید تو نگران آیندهای.»)فقط نامگذاری کن، بدون حل کردن.
۲. حالا یک «آیین خواب» کوچک بساز:
· سه نفس عمیق بکش.· در هر بازدم، به خودت بگو: «الان کاری از دستم برنمیآید.»· سپس توجهات را ببر به حس بدنت روی تشک: سنگینی پاها، گرمای دستها، نرمی بالش.
۳. اگر ذهنت باز هم پرید، اشکالی ندارد.فقط برگرد به نفسهایت.هر بار که برمیگردی، داری به مغزت یاد میدهی: «شب جای جنگیدن نیست، جای رها کردن است.»
#تمرین_عملی_فوری
دکتر مرتضی آقایی @BargeSabzclinic
۳۸
۹:۵۸