پدافند جدید ایران در برابر f35 آمریکا

۳۱۶
۱۵:۲۳
طرح فریب
بشیر پرویزی - روزنامه نگار و تحلیلگر
ترامپ پس از تهدید حمله به زیرساخت های ایران، با ادعای در جریان بودن مذکراتی محرمانه با مقامات ایرانی، اجرای تهدید خود را از ۴۸ ساعت به ۵ روز تغییر داد.
اکنون رسانه های وابسته به آمریکا و رژیم صهیونیستی از ایجاد ارتباطاتی با قالیباف رئیس مجلس ایران سخن می گویند و سعی می کنند او را موثرترین تصمیم ساز فعلی کشور معرفی نمایند.
آنها برای باورپذیری این ادعا حتی تلاش کشورهای مختلف در برقراری یک خط ارتباطی بین ایران و آمریکا را به شدت بازتاب می دهند.
هدف از راه اندازی موج جدید مذاکرات چیست و آمریکایی ها دنبال چه هدفی هستند؟
نکته اول و مهمترین نکته آن است که در حال حاضر دست آمریکا از هرگونه اهرم فشار برای اعمال فشار بر ایران و امتیازگیری خالی است و با این شرایط آمریکا می داند که انجام مذاکرات دستاورد چندانی برایش نخواهد داشت لذا تلاش می کند که اهرم وزن داری برای چانه زنی و امتیازگیری کسب نماید.
نکته دوم اینکه تلاش شتابزده آمریکا در اقدام علیه زیرساخت های ایران با مخالفت جهانی و بخصوص کشورهای حاشیه خلیج فارس مواجهه شد و باید به شیوه ای محترمانه از رای خود بازگشت می کرد لذا طرح موضوع مذاکره اذهان عمومی را از لاف زنی اولیه ترامپ دور می کرد و در گذر زمان دیگر به آن بازگشت نخواهد کرد.
نکته سوم اینکه با القاء انجام مذاکره و با توجه به سابقه گذشته دولت در تمایل به انجام مذاکره و گفتگو در راستای حل مسائل، شکافی جدی بین دولت، مردم و عرصه میدانی ایجاد نماید.
نکته چهارم با برجسته سازی نام قالیباف تلاش می کند که اول: دولت جمهوری اسلامی را در موضع تحقیر نسبت به جایگاهش قرار دهد، دوم: تولید اختلاف بین مجلس و دولت نماید، سوم: جایگاه قالیباف و مجلس را هم در نزد مردم و عرصه میدانی تخریب نماید.
نکته پنجم: القاء شکاف بین عرصه سیاسی و میدانی کشور .
نکته ششم: مقامات ایران را از عالیترین تا سایر سطوح مجبور به واکنش و شناسایی شدن نماید تا دسترسی برای پروژه ترور را تسهیل نماید.
نکته هفتم اینکه بر ابهام عمیق خود در خصوص شناسایی فرایند تصمییم سازی در ایران با وجود ترور بسیاری از شخصیت های اصلی در شرایط فعلی غلبه نماید.
نکته هشتم اینکه از میزان نوع واکنش ایران به خبر مذاکرات، به ذائقه سنجی ما برای تداوم جنگ پی ببرد.
به نظرم موضوع مذاکره در شرایط فعلی فقط یک پروژه فریب است و انسجام درونی را هدف قرار داده است، البته چندان هم بی تاثیر نبوده است و "تند شدن موضع گیری ها در صدا و سیما نسبت به انجام مذاکره" در برنامه های اخیر این رسانه و یا افزایش شعارهای میدانی در محکومیت "سازشکاری" گویای این موضوع است. رفتار این بخش ها بازتاب تفکر لایه هایی با نفوذ در درون حاکمیت است که بی تدبیری آنها می تواند انسجام مثال زدنی امروزمان را در برابر دشمن نابود کند.
هدف آمریکا فقط باد زیر پوست انداختن است تا راحت تر بتواند پوستمان را بکند پس باید هوشیار بود و اسیر نیرنگ و فریب آنان نشد و در میدان ترامپ بازی نکنیم.
تلگرامhttps://t.me/Bashir_Parviziبله@bashirparviziروبیکا@bashirparvizi1
بشیر پرویزی - روزنامه نگار و تحلیلگر
ترامپ پس از تهدید حمله به زیرساخت های ایران، با ادعای در جریان بودن مذکراتی محرمانه با مقامات ایرانی، اجرای تهدید خود را از ۴۸ ساعت به ۵ روز تغییر داد.
اکنون رسانه های وابسته به آمریکا و رژیم صهیونیستی از ایجاد ارتباطاتی با قالیباف رئیس مجلس ایران سخن می گویند و سعی می کنند او را موثرترین تصمیم ساز فعلی کشور معرفی نمایند.
آنها برای باورپذیری این ادعا حتی تلاش کشورهای مختلف در برقراری یک خط ارتباطی بین ایران و آمریکا را به شدت بازتاب می دهند.
هدف از راه اندازی موج جدید مذاکرات چیست و آمریکایی ها دنبال چه هدفی هستند؟
نکته اول و مهمترین نکته آن است که در حال حاضر دست آمریکا از هرگونه اهرم فشار برای اعمال فشار بر ایران و امتیازگیری خالی است و با این شرایط آمریکا می داند که انجام مذاکرات دستاورد چندانی برایش نخواهد داشت لذا تلاش می کند که اهرم وزن داری برای چانه زنی و امتیازگیری کسب نماید.
نکته دوم اینکه تلاش شتابزده آمریکا در اقدام علیه زیرساخت های ایران با مخالفت جهانی و بخصوص کشورهای حاشیه خلیج فارس مواجهه شد و باید به شیوه ای محترمانه از رای خود بازگشت می کرد لذا طرح موضوع مذاکره اذهان عمومی را از لاف زنی اولیه ترامپ دور می کرد و در گذر زمان دیگر به آن بازگشت نخواهد کرد.
نکته سوم اینکه با القاء انجام مذاکره و با توجه به سابقه گذشته دولت در تمایل به انجام مذاکره و گفتگو در راستای حل مسائل، شکافی جدی بین دولت، مردم و عرصه میدانی ایجاد نماید.
نکته چهارم با برجسته سازی نام قالیباف تلاش می کند که اول: دولت جمهوری اسلامی را در موضع تحقیر نسبت به جایگاهش قرار دهد، دوم: تولید اختلاف بین مجلس و دولت نماید، سوم: جایگاه قالیباف و مجلس را هم در نزد مردم و عرصه میدانی تخریب نماید.
نکته پنجم: القاء شکاف بین عرصه سیاسی و میدانی کشور .
نکته ششم: مقامات ایران را از عالیترین تا سایر سطوح مجبور به واکنش و شناسایی شدن نماید تا دسترسی برای پروژه ترور را تسهیل نماید.
نکته هفتم اینکه بر ابهام عمیق خود در خصوص شناسایی فرایند تصمییم سازی در ایران با وجود ترور بسیاری از شخصیت های اصلی در شرایط فعلی غلبه نماید.
نکته هشتم اینکه از میزان نوع واکنش ایران به خبر مذاکرات، به ذائقه سنجی ما برای تداوم جنگ پی ببرد.
به نظرم موضوع مذاکره در شرایط فعلی فقط یک پروژه فریب است و انسجام درونی را هدف قرار داده است، البته چندان هم بی تاثیر نبوده است و "تند شدن موضع گیری ها در صدا و سیما نسبت به انجام مذاکره" در برنامه های اخیر این رسانه و یا افزایش شعارهای میدانی در محکومیت "سازشکاری" گویای این موضوع است. رفتار این بخش ها بازتاب تفکر لایه هایی با نفوذ در درون حاکمیت است که بی تدبیری آنها می تواند انسجام مثال زدنی امروزمان را در برابر دشمن نابود کند.
هدف آمریکا فقط باد زیر پوست انداختن است تا راحت تر بتواند پوستمان را بکند پس باید هوشیار بود و اسیر نیرنگ و فریب آنان نشد و در میدان ترامپ بازی نکنیم.
تلگرامhttps://t.me/Bashir_Parviziبله@bashirparviziروبیکا@bashirparvizi1
۲۵۱
۴:۳۰
خوفی نیست چون لطف خدا با ماست
بشیر پرویزی - روزنامه نگار و تحلیلگر
تلفات آمریکای جنایتکار به هنگام عملیات برای نجات خلبانشان همانند تلفاتشان در هنگام عملیات برای آزادسازی گروگان هایشان در اوایل انقلاب، اسناد و شواهد مشهودی از عنایت پروردگار به ملت هایی که برای استقلال و رهایی از پذیرش ظلم روی پای خودشان ایستاده و تنها بر خدا توکل کرده اند، پیش روی عالمیان قرار داد.
شاید فرماندهان ارشد از دو طرف و یا کسانی که در حین واقعه در محل حضور داشته اند بدانند که در جنوب اصفهان چه گذشته است اما من تنها با کنار هم گذاشتن شواهد ملموس به این نتیجه می رسم که دست خداوند در وقوع این واقعه بسیار مشهودتر از هر دست دیگری است و قطعا این موضوع را آنهایی که اطلاعات بیشتری از عرصه میدانی دارند بهتر درک می کنند.
می خواهم بگویم در جاهایی که دلاوران ایران زمین حضور دارند حماسه آفرینی آنان نقل مجالس است و در جاهایی که کم حضورند دست خداوند مددکار ایران عزیزمان است.
ایرانیان هیچ خوفی از رجزخوانی اهریمن ندارند وقتی که خداوند اینقدر آشکار با آنها سخن می گوید و لطفش را از آنان دریغ نمی کند.
به فضل خدا ایستاده ایم و پیروزی بر اهریمن نزدیک است.
تلگرامhttps://t.me/Bashir_Parviziبله@bashirparviziروبیکا@bashirparvizi1
بشیر پرویزی - روزنامه نگار و تحلیلگر
تلفات آمریکای جنایتکار به هنگام عملیات برای نجات خلبانشان همانند تلفاتشان در هنگام عملیات برای آزادسازی گروگان هایشان در اوایل انقلاب، اسناد و شواهد مشهودی از عنایت پروردگار به ملت هایی که برای استقلال و رهایی از پذیرش ظلم روی پای خودشان ایستاده و تنها بر خدا توکل کرده اند، پیش روی عالمیان قرار داد.
شاید فرماندهان ارشد از دو طرف و یا کسانی که در حین واقعه در محل حضور داشته اند بدانند که در جنوب اصفهان چه گذشته است اما من تنها با کنار هم گذاشتن شواهد ملموس به این نتیجه می رسم که دست خداوند در وقوع این واقعه بسیار مشهودتر از هر دست دیگری است و قطعا این موضوع را آنهایی که اطلاعات بیشتری از عرصه میدانی دارند بهتر درک می کنند.
می خواهم بگویم در جاهایی که دلاوران ایران زمین حضور دارند حماسه آفرینی آنان نقل مجالس است و در جاهایی که کم حضورند دست خداوند مددکار ایران عزیزمان است.
ایرانیان هیچ خوفی از رجزخوانی اهریمن ندارند وقتی که خداوند اینقدر آشکار با آنها سخن می گوید و لطفش را از آنان دریغ نمی کند.
به فضل خدا ایستاده ایم و پیروزی بر اهریمن نزدیک است.
تلگرامhttps://t.me/Bashir_Parviziبله@bashirparviziروبیکا@bashirparvizi1
۱۹۰
۱۲:۲۹
فردا چه خواهد شد؟
بشیر پرویزی -روزنامه نگار و تحلیلگرفردا مهلت ترامپ برای حمله به زیرساخت ها و پل ها در ایران به اتمام می رسد، آیا ترامپ چنین اقدامی را انجام خواهد داد؟
رفتار ترامپ گویای اقدامات نمادین و تبلیغی است که از آثار تبلیغی آن برای برتری جویی خود استفاده کند، از خاصیت های اقدامات نمادین این است که می تواند با بزرگ نمایی آنها اقدامات تلافی جویانه حریف را کم اهمیت جلوه داده و و نیاز خودبزرگ بینی اش را حداقل در نزد خود ارضاء نماید.
از جمله اقدامات نمادین می توان به ربایش رئیس جمهور ونزوئلا اشاره کرد و یا حمله به مراکز هسته ای ایران و اخیرا هم اقدام آمریکا در جنوب اصفهان که به ظاهر برای نجات خلبان بود اما به باور من هدف چیز دیگری بود که ناکام ماند(شاید ربایش اورانیوم با غنای بالا در ایران).
این اقدامات چنان تفاخری برای ترامپ ایجاد می کند که هر میزان هزینه برای آنها از نظر او "ارزشش را دارد".
به نظر من انهدام پل ها و زیرساخت ها نمی تواند آن ویژگی نمادین و تبلیغی بودن را برای ترامپ فراهم نماید جز اینکه تنها پوششی برای گمراه کردن ایران از اقدام واقعی او باشد.
به نظرم هدف اصلی ترامپ اقدام روی تنگه هرمز و حمله به مدافعان آن باشد، این اقدام می تواند شامل اقدام زمینی در نواره ساحلی و اقدام دریایی با هدف گروگان گیری کشتی های ایرانی در حوزه تنگه هرمز باشد.
این سناریو بسیار مورد علاقه کشورهای عربی نیز هست و آنها تمام هزینه های محتمل را تقبل خواهند کرد چون نمی خواهند استیلای ایران بر تنگه هرمز تثبیت شود. از سویی آمریکا عملیات گمراه کننده نجات خلبان و شکست در آن را در ذهن نیروهای ایرانی برجسته کرده و اکنون بر طبل حمله به زیرساخت ها می کوبد تا ما بپذیریم که ترامپ به عنوان یک ابرقدرت شکست خورده و عصبانی حتما به این کار دست خواهد زد اما تمام این اقدامات برای غفلت از واقعه اصلی در هرمز است هر چند ممکن است حمله به زیرساخت ها هم به عنوان مکمل کار و به صورت محدود انجام گیرد.
باورم این است که امریکا به دنبال اقدامی نمادین و تبلیغاتی است؛ باز کردن هرمز و یا هر اقدام دیگری در این سنخ که مردان میدان بیشتر می توانند در خصوص آن اظهار نظر کنند، البته این اقدام در بدو امر هم چندان منطقی و شدنی به نظر نمی رسد چون گواه آن برکناری چندین ژنرال آمریکایی است که حاضر به مشارکت در آن نشده اند زیرا آن را نشدنی و یا بسیار پرهزینه تشخیص داده اند اما ترامپ به عنوان یک شگفتی که ظرفیت نمادین و تبلیغاتی بسیار بالایی دارد قادر به چشمپوشی از آن نیست، لذا نباید رویداد پیش رو را با چرتکه " احتمال وقوع منطقی" مورد بررسی قرار داد.
کور کردن اطلاعات ماهواره ای با هدف کند کردن رصد تحرکات نیروهای آمریکایی نیز در این چارچوب بسیار حائز اهمیت است.
تلگرامhttps://t.me/Bashir_Parviziبله@bashirparviziروبیکا@bashirparvizi1
بشیر پرویزی -روزنامه نگار و تحلیلگرفردا مهلت ترامپ برای حمله به زیرساخت ها و پل ها در ایران به اتمام می رسد، آیا ترامپ چنین اقدامی را انجام خواهد داد؟
رفتار ترامپ گویای اقدامات نمادین و تبلیغی است که از آثار تبلیغی آن برای برتری جویی خود استفاده کند، از خاصیت های اقدامات نمادین این است که می تواند با بزرگ نمایی آنها اقدامات تلافی جویانه حریف را کم اهمیت جلوه داده و و نیاز خودبزرگ بینی اش را حداقل در نزد خود ارضاء نماید.
از جمله اقدامات نمادین می توان به ربایش رئیس جمهور ونزوئلا اشاره کرد و یا حمله به مراکز هسته ای ایران و اخیرا هم اقدام آمریکا در جنوب اصفهان که به ظاهر برای نجات خلبان بود اما به باور من هدف چیز دیگری بود که ناکام ماند(شاید ربایش اورانیوم با غنای بالا در ایران).
این اقدامات چنان تفاخری برای ترامپ ایجاد می کند که هر میزان هزینه برای آنها از نظر او "ارزشش را دارد".
به نظر من انهدام پل ها و زیرساخت ها نمی تواند آن ویژگی نمادین و تبلیغی بودن را برای ترامپ فراهم نماید جز اینکه تنها پوششی برای گمراه کردن ایران از اقدام واقعی او باشد.
به نظرم هدف اصلی ترامپ اقدام روی تنگه هرمز و حمله به مدافعان آن باشد، این اقدام می تواند شامل اقدام زمینی در نواره ساحلی و اقدام دریایی با هدف گروگان گیری کشتی های ایرانی در حوزه تنگه هرمز باشد.
این سناریو بسیار مورد علاقه کشورهای عربی نیز هست و آنها تمام هزینه های محتمل را تقبل خواهند کرد چون نمی خواهند استیلای ایران بر تنگه هرمز تثبیت شود. از سویی آمریکا عملیات گمراه کننده نجات خلبان و شکست در آن را در ذهن نیروهای ایرانی برجسته کرده و اکنون بر طبل حمله به زیرساخت ها می کوبد تا ما بپذیریم که ترامپ به عنوان یک ابرقدرت شکست خورده و عصبانی حتما به این کار دست خواهد زد اما تمام این اقدامات برای غفلت از واقعه اصلی در هرمز است هر چند ممکن است حمله به زیرساخت ها هم به عنوان مکمل کار و به صورت محدود انجام گیرد.
باورم این است که امریکا به دنبال اقدامی نمادین و تبلیغاتی است؛ باز کردن هرمز و یا هر اقدام دیگری در این سنخ که مردان میدان بیشتر می توانند در خصوص آن اظهار نظر کنند، البته این اقدام در بدو امر هم چندان منطقی و شدنی به نظر نمی رسد چون گواه آن برکناری چندین ژنرال آمریکایی است که حاضر به مشارکت در آن نشده اند زیرا آن را نشدنی و یا بسیار پرهزینه تشخیص داده اند اما ترامپ به عنوان یک شگفتی که ظرفیت نمادین و تبلیغاتی بسیار بالایی دارد قادر به چشمپوشی از آن نیست، لذا نباید رویداد پیش رو را با چرتکه " احتمال وقوع منطقی" مورد بررسی قرار داد.
کور کردن اطلاعات ماهواره ای با هدف کند کردن رصد تحرکات نیروهای آمریکایی نیز در این چارچوب بسیار حائز اهمیت است.
تلگرامhttps://t.me/Bashir_Parviziبله@bashirparviziروبیکا@bashirparvizi1
۱۸۴
۱۷:۰۰
قرآنی که آمریکا بر سر نیزه کرده است!
بشیر پرویزی - روزنامه نگار و تحلیلگر
ایران و آمریکا توافق کردند که به مدت دو هفته آتش بس اعلام کنند و در این مدت با واسطه گری پاکستان گفتگوهایی پیرامون محورهای ۱۰ گانه مورد انتظار ایران انجام گیرد.
یکی از بندهای این توافق آتش بس در کل محور مقاومت است که متاسفانه امروز شاهد بمباران وحشیانه مردم بی دفاع لبنان توسط رژیم صهیونیستی آن هم پس گذشت چند ساعت از اجرایی شدن آتش بس بودیم.
ایران اعتراضیه خود را به پاکستان به عنوان واسطه این رویداد اعلام کرده است.
می خواهم بسیار مختصر در خصوص این موضوع مطلبی را بگویم و آن اینکه "آتش بس" در شرایط فعلی حکم همان قرآن بر سر نیزه را دارد و تعلل در برابر آن سبب خواهد شد که محور مقاومت پس از آنکه با اجماع قوی دشمن را به خاک ذلت کشاندند اکنون با اهرم "آتش بس" هریک به تنهایی به مسلخ کشانده شوند.
شایسته است ایران و محور مقاومت در این شرایط "گفتگو و جنگ" را همزمان پیش ببرند، بعد از واقعه لبنان از خرد و کلان کوتاهی در پاسخ به رژیم صهیونیستی را ظلم در حق برادران و خواهران لبنانیمان و همچنین محور مقاومت می دانند.
تلگرامhttps://t.me/Bashir_Parviziبله@bashirparviziروبیکا@bashirparvizi1
بشیر پرویزی - روزنامه نگار و تحلیلگر
ایران و آمریکا توافق کردند که به مدت دو هفته آتش بس اعلام کنند و در این مدت با واسطه گری پاکستان گفتگوهایی پیرامون محورهای ۱۰ گانه مورد انتظار ایران انجام گیرد.
یکی از بندهای این توافق آتش بس در کل محور مقاومت است که متاسفانه امروز شاهد بمباران وحشیانه مردم بی دفاع لبنان توسط رژیم صهیونیستی آن هم پس گذشت چند ساعت از اجرایی شدن آتش بس بودیم.
ایران اعتراضیه خود را به پاکستان به عنوان واسطه این رویداد اعلام کرده است.
می خواهم بسیار مختصر در خصوص این موضوع مطلبی را بگویم و آن اینکه "آتش بس" در شرایط فعلی حکم همان قرآن بر سر نیزه را دارد و تعلل در برابر آن سبب خواهد شد که محور مقاومت پس از آنکه با اجماع قوی دشمن را به خاک ذلت کشاندند اکنون با اهرم "آتش بس" هریک به تنهایی به مسلخ کشانده شوند.
شایسته است ایران و محور مقاومت در این شرایط "گفتگو و جنگ" را همزمان پیش ببرند، بعد از واقعه لبنان از خرد و کلان کوتاهی در پاسخ به رژیم صهیونیستی را ظلم در حق برادران و خواهران لبنانیمان و همچنین محور مقاومت می دانند.
تلگرامhttps://t.me/Bashir_Parviziبله@bashirparviziروبیکا@bashirparvizi1
۱۴۵
۱۷:۰۶
رویای برباد رفته
بشیر پرویزی - روزنامه نگار و تحلیلگرنقش کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را اگر نه در آغاز اما در تداوم و عمق بخشی به جنگ تحمیلی اخیر به هیچ وجه نمی توان نادیده گرفت.
استیلای ایران بر تنگه هرمز کابوسی برای این کشورهاست و تمام تلاش خود را می کنند که حکمرانی ایران بر تنگه هرمز رسمیت پیدا نکند از این روی با قبول تمام هزینه های جنگ تلاش کردند که آمریکا و رژیم صهیونیستی را در میدان نگهدارند که با ابزار قدرت، ایران را از تنگه دور کنند البته ناگفته نماند که رژیم صهیونیستی انگیزه های شخصی خود را برای تضعیف ایران دارد اما در این فقره هم بی علاقه نبود که با هزینه عربی در مسیر تحقق علاقمندی قلبی خود تلاش کند.
آتش بس آغازی بر پایان رویای اعراب و صهیون برای پایان دادن به حکمرانی ایران بر تنگه بود چون آمریکا تشخیص داد که هزینه های انسانی و حیثیتی وارد شده بر آمریکا برای گشایش تنگه با هیچ ابزار مالی قابل جبران نیست لذا به هر بهانه ممکن فاز خود را از جنگ به گفتگو تغییر داد و مهال ممکن است که دوباره خود را درگیر در جنگ نماید.
از دیروز تلاشهایی با هدف نقض آتش بس با ورود به حریم ایران و مبدا نامعلوم توسط ریز پرنده ها و حمله به لبنان انجام می گیرد که بی شک آن را از ناحیه کشورهای عربی و صهیون می دانم که آخرین تلاش هایشان را برای بازگشت به جنگ انجام می دهند اما درک نمی کنند که آمریکا در حال حاضر حکایت کسی را دارد که خود را به خواب زده و به هیچ وجه علاقه ای به بازگشت به جنگی که از آن گریخته است، ندارد، به نظرم ایران هم هوشمندانه و با درک این موضوع که آمریکا علاقه ای برای بازگشت به شرایط جنگ ندارد در تفاهم با محور مقاومت و در پاسخ به بی عهدی آمریکا و رژیم صهیونیستی و تلاش های نافرجام کشورهای عربی، تمرکز خود را بر تثبیت و کنترل بیشتر بر تنگه هرمز قرار داده است و از آن طریق سعی در فشار بر آمریکا و جامعه جهانی برای مهار رژیم صهیونیستی و رفتار جنایتکارانه این کشور دارد.
امروز ایران به مراتب قدرتمند تر از گذشته است و از این قدرت باید در جهت تولید صلح استفاده کند، این اقدام بیش از آنکه برای دیگران انتفاع حاصل کند، ایران را قوی تر و حاکمیتش را بر منطقه باثبات تر خواهد کرد و این همان کابوس بزرگ است که کشورهای عربی می خواهند مانع از آن شوند و به درجه بیشتر رژیم صهیونیستی حتی از تصور آن هم واهمه دارد و دست در دست هم تلاش می کنند که مانع از تحقق آن شوند اما در این شرایط ایران دو راه پیش رو دارد یا تحرکات کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی را نادیده گرفته و به میز گفتگو با آمریکا بپیوندد تا نیت فروپاشی آتش بس عقیم بماند و یا اینکه به جنگ باز گردد البته با این تفاوت که اینبار از یک سو مواضع کشورهای عربی و صهیونیستی را زیر آتش قرار داده و از سوی دیگر منافع آمریکا را به شدت تحدید نماید.
شخصا قائل به رویکرد اول نیستم چون اقدامات اعراب و رژیم صهیونیستی تحت لوای سکوت آمریکایی انجام می گیرد و این سکوت اگر به معنای موافقت نباشد قطعا به معنای مخالفت هم نیست و از آنجا که به نظرم آمریکا تمایلی به حضور مجدد در جنگ ندارد لذا تحت سناریو دوم؛ حمله محکم به کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی و فشار قابل توجه به منافع آمریکا، این کشور ناچار به شکست سکوت و اقدام خواهد بود و به نظرم اقدام او بیشتر در زدن پوزه بند به رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی خواهد بود تا ورود مجدد به جنگی که با هزار ترفند از آن خلاصی یافته است.
به نظرم تغییر در رویکرد نیروهای زمینی کشور از حالت دفاعی به تهاجمی می تواند شگفتی ساز جدیدی برای تسلیم دشمنان و پایان قاطعی بر رویای عربی صهیونیستی باشد.
تلگرامhttps://t.me/Bashir_Parviziبله@bashirparviziروبیکا@bashirparvizi1
بشیر پرویزی - روزنامه نگار و تحلیلگرنقش کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را اگر نه در آغاز اما در تداوم و عمق بخشی به جنگ تحمیلی اخیر به هیچ وجه نمی توان نادیده گرفت.
استیلای ایران بر تنگه هرمز کابوسی برای این کشورهاست و تمام تلاش خود را می کنند که حکمرانی ایران بر تنگه هرمز رسمیت پیدا نکند از این روی با قبول تمام هزینه های جنگ تلاش کردند که آمریکا و رژیم صهیونیستی را در میدان نگهدارند که با ابزار قدرت، ایران را از تنگه دور کنند البته ناگفته نماند که رژیم صهیونیستی انگیزه های شخصی خود را برای تضعیف ایران دارد اما در این فقره هم بی علاقه نبود که با هزینه عربی در مسیر تحقق علاقمندی قلبی خود تلاش کند.
آتش بس آغازی بر پایان رویای اعراب و صهیون برای پایان دادن به حکمرانی ایران بر تنگه بود چون آمریکا تشخیص داد که هزینه های انسانی و حیثیتی وارد شده بر آمریکا برای گشایش تنگه با هیچ ابزار مالی قابل جبران نیست لذا به هر بهانه ممکن فاز خود را از جنگ به گفتگو تغییر داد و مهال ممکن است که دوباره خود را درگیر در جنگ نماید.
از دیروز تلاشهایی با هدف نقض آتش بس با ورود به حریم ایران و مبدا نامعلوم توسط ریز پرنده ها و حمله به لبنان انجام می گیرد که بی شک آن را از ناحیه کشورهای عربی و صهیون می دانم که آخرین تلاش هایشان را برای بازگشت به جنگ انجام می دهند اما درک نمی کنند که آمریکا در حال حاضر حکایت کسی را دارد که خود را به خواب زده و به هیچ وجه علاقه ای به بازگشت به جنگی که از آن گریخته است، ندارد، به نظرم ایران هم هوشمندانه و با درک این موضوع که آمریکا علاقه ای برای بازگشت به شرایط جنگ ندارد در تفاهم با محور مقاومت و در پاسخ به بی عهدی آمریکا و رژیم صهیونیستی و تلاش های نافرجام کشورهای عربی، تمرکز خود را بر تثبیت و کنترل بیشتر بر تنگه هرمز قرار داده است و از آن طریق سعی در فشار بر آمریکا و جامعه جهانی برای مهار رژیم صهیونیستی و رفتار جنایتکارانه این کشور دارد.
امروز ایران به مراتب قدرتمند تر از گذشته است و از این قدرت باید در جهت تولید صلح استفاده کند، این اقدام بیش از آنکه برای دیگران انتفاع حاصل کند، ایران را قوی تر و حاکمیتش را بر منطقه باثبات تر خواهد کرد و این همان کابوس بزرگ است که کشورهای عربی می خواهند مانع از آن شوند و به درجه بیشتر رژیم صهیونیستی حتی از تصور آن هم واهمه دارد و دست در دست هم تلاش می کنند که مانع از تحقق آن شوند اما در این شرایط ایران دو راه پیش رو دارد یا تحرکات کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی را نادیده گرفته و به میز گفتگو با آمریکا بپیوندد تا نیت فروپاشی آتش بس عقیم بماند و یا اینکه به جنگ باز گردد البته با این تفاوت که اینبار از یک سو مواضع کشورهای عربی و صهیونیستی را زیر آتش قرار داده و از سوی دیگر منافع آمریکا را به شدت تحدید نماید.
شخصا قائل به رویکرد اول نیستم چون اقدامات اعراب و رژیم صهیونیستی تحت لوای سکوت آمریکایی انجام می گیرد و این سکوت اگر به معنای موافقت نباشد قطعا به معنای مخالفت هم نیست و از آنجا که به نظرم آمریکا تمایلی به حضور مجدد در جنگ ندارد لذا تحت سناریو دوم؛ حمله محکم به کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی و فشار قابل توجه به منافع آمریکا، این کشور ناچار به شکست سکوت و اقدام خواهد بود و به نظرم اقدام او بیشتر در زدن پوزه بند به رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی خواهد بود تا ورود مجدد به جنگی که با هزار ترفند از آن خلاصی یافته است.
به نظرم تغییر در رویکرد نیروهای زمینی کشور از حالت دفاعی به تهاجمی می تواند شگفتی ساز جدیدی برای تسلیم دشمنان و پایان قاطعی بر رویای عربی صهیونیستی باشد.
تلگرامhttps://t.me/Bashir_Parviziبله@bashirparviziروبیکا@bashirparvizi1
۱۸۶
۸:۵۲
آش بسیار شور ترامپ داد نتانیاهو را هم درآوردبشیر پرویزی – روزنامه نگار و تحلیلگروقتی ترامپ گفت که «اسرائیل را از انجام حملات بیشتر به لبنان منع کرده ام»، به نتانیاهو هم برخورد و خواستار شفاف سازی بیشتر در خصوص این ادعا شد.نتایج جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و مقاومت جانانه محور مقاومت، درخواست آتش بس را به آمریکا و سگ دست آموزش دیکته کرد.آنها در این میانه و با هدف کم کردن از بار خفت ناتوانی شان در برابر ایران و محور مقاومت به تفاهمی دست یافتند که نتیجه آن چهار اقدام بود تا در نتیجه انجام این چهار اقدام اندکی از بار نتیجه افتخارآفرین جنگ رمضان برای ایران و محور مقاومت بکاهند. اقدام اول انها جدا کردن لبنان از شمول پیش شرط های 10 گانه ایران بود، در این مرحله حتی رئیس جمهور لبنان نیز با عمدی یا سهوی وارد بازی آنها شد و آینده لبنان را غیروابسته با ایران عنوان کرد.اقدام دوم تداوم بمباران های وحشیانه لبنان توسط رژیم صهیونیستی بود.اقدام سوم راه اندازی گفتگوهای لبنانی – اسرائیلی در آمریکا بود تا بتوانند تحولات آتی در لبنان را نتیجه مذاکرات آمریکا عنوان کنند نه ثمره برتری ایران و محور مقاومت در جنگ رمضان.اقدام چهارم موضوع محاصره دریایی ایران توسط آمریکا بود.آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ رمضان دستاوردی بجز جنایت و کودک کشی کسب نکردند و از این روی به شدت تحت فشار جامعه بین الملل بخصوص مردم خود آمریکا قرار گرفتند، آنها برای کم کردن این فشار در تفاهم مشترک خود اقدامات چهارگانه مذکور را طراحی کردند.هدف آنها از انجام این اقدامات ایجاد انحراف در اذهان جامعه بین الملل و حتی خود ایرانیان از میزان تاثیرگذاری و قدرت ایران و محور مقاومت در دیکته کردن شروطشان بر رفتار آمریکا و رژیم صهیونیستی بود. آنها در نتیجه اقدام ایران به بستن تنگه هرمز مجبور به آتش بس در لبنان بودند اما با انجام این اقدامات، در تبلیغات رسانه ای خود ادعا می کنند که آتش بس در لبنان ارتباطی با فشار ایران ندارد و ناشی از مذاکرات لبنانی – اسرائیلی در آمریکا است و باز شدن تنگه هرمز را هم نه از محل تامین شروط 10 گانه و به خواست ایران که از سر فشار بر ایران در نتیجه محاصره دریایی عنوان می کنند تا ضعف خود در برابر محور مقاومت را بپوشانند و همچنین عقده «بزرگ دیده شدن» خود را هم اندک تسکینی بدهند اما غافل از اینکه رفتارشان چندان اغراق آمیز و غیرقابل باور است که حتی اعتراض هم پیمان خودش را نیز درآورده و نتانیاهو هم درخواست «شفاف سازی بیشتر» ادعاهای ترامپ را دارد.باورم این است که ایران و محور مقاومت دست برتر را دارند و آمریکا و رژیم صهیونیستی با فشار رسانه ای می خواهند که ایران را از تبیین دستاوردهای جنگ رمضان دور و اسیر در پاسخگویی به تبلیغات دروغین کنند. آنها از رسمیت یافتن «ایران قوی» بسیار هراسانند از این روی است که ایران نباید در تبیین دستاوردهای بزرگش در جنگ رمضان غفلت کند و واقعیت برنده شدنش در میدان را به بازی تبلیغات رسانه ای دشمن ببازد، البته شاید هم دولت آمریکا به شیوه ای بسیار حقیرانه و ذلیلانه از ایران و محور مقاومت خواسته باشد که «پاسخ عملی به لوده گویی های ترامپ ندهند چون گفته های او صرفا داخلی و برای درمان بیماری روحی و روانی خودش است و اعتبار دیگری ندارد».خطرناکترین آدم ها و وحشی ترین آنها کسانی هستند که عزت نفسشان را از دست داده اند و برای آنکه دیده شوند به هر جنایتی دست خواهند زد، دو نمونه واضح آنها ترامپ و نتانیاهو هستند که جنایاتشان در جنگ رمضان و کودک کشی هایشان از حافظه تاریخ پاک نخواهد شد، با آنها فقط باید به زبان زورسخن گفت هرچند مریض و دچار عقده حقارت و خودبرتر بینی باشند، به نظرم پاسخ به «مفت گویی های» افراد معلوم الحال، تولید هزینه چشمگیر برای آنها و بخصوص دولت هایشان است به هر شیوه ممکن.تلگرامhttps://t.me/Bashir_Parviziبله@bashirparviziروبیکا@bashirparvizi1
۴۳۱
۶:۵۴
وقتی امریکا می خواهد از شکست، پیروزی بسازد!
بشیر پرویزی - روزنامه نگار و تحلیلگرترامپ امروز یک پیام داشت که به نظرم مکنونات قلبی وی را برای تداوم مذاکرات اسلام آباد آشکار ساخت.
ترامپ در بخشی از این پیام ضمن تکرار تهدیدات خود در حمله به زیرساخت به موضوع بستن تنگه هرمز از سوی ایران اشاره کرده و آن را کم اهمیت جلوه می دهد زیرا به اعتقاد وی "آمریکا پیشتر تنگه را محاصره و امکان تردد کشتی ها را ناممکن کرده است" و ادامه می دهد که " زیان این کار فقط متوجه ایران است".
در ادامه این پیام همچنین به "پیشنهاد یک بسته خوب" از سوی امریکا اشاره می کند و با زبانی تهدیدگونه عنوان می کند که اگر ایران نپذیرد شرایط سختی پیش روی این کشور خواهد بود، البته بر حضور نمایندگان آمریکا در اسلام آباد و برگزاری دور دوم مذاکرات هم تاکید می کند و جایی هم برای دیدگاه ایران در خصوص حضور یا عدم حضور ایران در دور دوم مذاکرات نمی گذارد.
نکته اول: ترامپ در این پیام تلاش می کند امتیاز بستن تنگه هرمز را از دست ایران خارج و به آمریکا برگرداند به همین خاطر از واژه " پیشتر تنگه هرمز توسط امریکا محاصره شده بود" استفاده کرده است و به اذهان عمومی القا می کند که امریکا تنگه را بسته است و اگر ایران به پیشنهاد آمریکا پاسخ مناسب ندهد دست از محاصره تنگه دست بر نخواهد داشت.
نکته دوم: پیشنهاد بسته مناسب بدون اشاره به محتوای آن، ضلع دیگر سناریو است که به اعتقاد ترامپ ایران باید قبول کند.
نکته سوم: اعلام برگزاری قطعی دور دوم مذاکرات است.
مجموع این نکات یک موضوع مهم را به ذهن مخاطب القا می کند که خواستگاه واقعی ترامپ نیز همین است؛ "آمریکا نقش محوری و تعیین کننده را در میدان دارد".
ترامپ با القاء این موضوع، آمریکا را مسلط بر هرمز معرفی می کند آنگاه با ارائه بسته ای که محتوای آن قریب به یقین تامین کننده حداکثری مطالبات ایران است و به احتمال زیاد مورد قبول ایران نیز واقع خواهد شد چنین وانمود خواهد کرد که ایران در اثر تهدید او مجبور به قبول بسته پیشنهادی شده است و نهایتا آمریکا هم با پذیرش محتوای بسته از سوی ایران دست از محاصره تنگه هرمز بر می دارد.
در واقع هدف آمریکا از چنین سناریویی ساختن یک پیروزی تبلیغاتی از شکستی فاحش و غیرقابل انکار در عرصه میدان و در برابر ایران و محور مقاومت است.
باطل کردن چنین سناریویی نیازمند چند اقدام است؛
اقدام اول: عدم حضور در دور دوم مذاکراتی است که آمریکا بیشترین نیاز را به آن دارد.
اقدام دوم: عدم پاسخ به پیغام های واسطه ها به گونه ای که بیانگر آن باشد که ایران منتظر پایان زمان آتش بس است تا آغازگر اقدامی باشد که آمریکا انتظارش را ندارد.
اقدام سوم: نمایش آشکار تحرکات میدانی به گونه ای که حاوی پیام "احتمال قوی" برای اقدام نظامی به منظور پایان دادن به محاصره دریایی آمریکا باشد.
ترامپ اگر پیام تهدید و درگیری در میدان را به صورت جدی دریافت کند به سرعت تغییر موضع خواهد داد، این جزئی از ذات ترسو و تبلیغاتی اوست، آنگاه فقط رسوایی دیگر بر رسوایی های امریکا و رژیم غاصب افزوده خواهد شد، به اذن الله
تلگرامhttps://t.me/Bashir_Parviziبله@bashirparviziروبیکا@bashirparvizi1
بشیر پرویزی - روزنامه نگار و تحلیلگرترامپ امروز یک پیام داشت که به نظرم مکنونات قلبی وی را برای تداوم مذاکرات اسلام آباد آشکار ساخت.
ترامپ در بخشی از این پیام ضمن تکرار تهدیدات خود در حمله به زیرساخت به موضوع بستن تنگه هرمز از سوی ایران اشاره کرده و آن را کم اهمیت جلوه می دهد زیرا به اعتقاد وی "آمریکا پیشتر تنگه را محاصره و امکان تردد کشتی ها را ناممکن کرده است" و ادامه می دهد که " زیان این کار فقط متوجه ایران است".
در ادامه این پیام همچنین به "پیشنهاد یک بسته خوب" از سوی امریکا اشاره می کند و با زبانی تهدیدگونه عنوان می کند که اگر ایران نپذیرد شرایط سختی پیش روی این کشور خواهد بود، البته بر حضور نمایندگان آمریکا در اسلام آباد و برگزاری دور دوم مذاکرات هم تاکید می کند و جایی هم برای دیدگاه ایران در خصوص حضور یا عدم حضور ایران در دور دوم مذاکرات نمی گذارد.
نکته اول: ترامپ در این پیام تلاش می کند امتیاز بستن تنگه هرمز را از دست ایران خارج و به آمریکا برگرداند به همین خاطر از واژه " پیشتر تنگه هرمز توسط امریکا محاصره شده بود" استفاده کرده است و به اذهان عمومی القا می کند که امریکا تنگه را بسته است و اگر ایران به پیشنهاد آمریکا پاسخ مناسب ندهد دست از محاصره تنگه دست بر نخواهد داشت.
نکته دوم: پیشنهاد بسته مناسب بدون اشاره به محتوای آن، ضلع دیگر سناریو است که به اعتقاد ترامپ ایران باید قبول کند.
نکته سوم: اعلام برگزاری قطعی دور دوم مذاکرات است.
مجموع این نکات یک موضوع مهم را به ذهن مخاطب القا می کند که خواستگاه واقعی ترامپ نیز همین است؛ "آمریکا نقش محوری و تعیین کننده را در میدان دارد".
ترامپ با القاء این موضوع، آمریکا را مسلط بر هرمز معرفی می کند آنگاه با ارائه بسته ای که محتوای آن قریب به یقین تامین کننده حداکثری مطالبات ایران است و به احتمال زیاد مورد قبول ایران نیز واقع خواهد شد چنین وانمود خواهد کرد که ایران در اثر تهدید او مجبور به قبول بسته پیشنهادی شده است و نهایتا آمریکا هم با پذیرش محتوای بسته از سوی ایران دست از محاصره تنگه هرمز بر می دارد.
در واقع هدف آمریکا از چنین سناریویی ساختن یک پیروزی تبلیغاتی از شکستی فاحش و غیرقابل انکار در عرصه میدان و در برابر ایران و محور مقاومت است.
باطل کردن چنین سناریویی نیازمند چند اقدام است؛
اقدام اول: عدم حضور در دور دوم مذاکراتی است که آمریکا بیشترین نیاز را به آن دارد.
اقدام دوم: عدم پاسخ به پیغام های واسطه ها به گونه ای که بیانگر آن باشد که ایران منتظر پایان زمان آتش بس است تا آغازگر اقدامی باشد که آمریکا انتظارش را ندارد.
اقدام سوم: نمایش آشکار تحرکات میدانی به گونه ای که حاوی پیام "احتمال قوی" برای اقدام نظامی به منظور پایان دادن به محاصره دریایی آمریکا باشد.
ترامپ اگر پیام تهدید و درگیری در میدان را به صورت جدی دریافت کند به سرعت تغییر موضع خواهد داد، این جزئی از ذات ترسو و تبلیغاتی اوست، آنگاه فقط رسوایی دیگر بر رسوایی های امریکا و رژیم غاصب افزوده خواهد شد، به اذن الله
تلگرامhttps://t.me/Bashir_Parviziبله@bashirparviziروبیکا@bashirparvizi1
۲۷۸
۱۸:۳۹
آخرین برگ آمریکا چیست و چه زمانی رو خواهد شد؟
بشیر پرویزی - روزنامه نگار و تحلیلگرآمریکا در حال انجام آخرین تلاش ها برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره است، مذاکراتی که آمریکا به شدت نیازمند برگزاری آن است. فشار ملموس از طریق محاصره دریایی و توقیف دو کشتی باری ایرانی از این سنخ هستند.
ایران تاکنون با برگزاری دور دوم مذاکرات موافقت نکرده است، هرچند آمریکا در کنار فشار، پیغام هایی هم برای جلب نظر ایران صادر می کند و این در حالی است که تا ساعاتی دیگر زمان دوهفته ای آتش بس به اتمام می رسد.
چه خواهد شد؟به نظر من آمریکا به تله جنگ بازگشت نخواهد کرد حتی اگر ایران به میز مذاکره بازنگردد چون آمریکا تمام ابعاد جنگ با ایران و دستاوردهای محتمل آن را که برای آمریکا چندان قابل عرض نبوده، سنجیده است و تمایل به بازگشت به آن را ندارد. از این روی ایران باید بر رویکرد عدم مذاکره ثابت قدم بماند و اقداماتی را در پاسخ به توقیف کشتی های ایرانی آغاز نماید که نشاندهنده عزم ایران برای تداوم جنگ باشد، در پاسخ به این رفتار ایران، آمریکا ناچار خواهد شد که برای خروج عزتمندانه از جنگ برگ آخر خود را رو کند.
برگ آخر آمریکا مربوط به نتیجه دوقطبی سازی دمکرات - جمهوری خواه در آمریکا بر سر مخالفت با جنگ باز می گردد، این سناریو از آغاز تجاوز آمریکا علیه ایران آغاز و تا کنون چهار بار برای محدود کردن اختیارات رئیس جمهور آمریکا انجام و بی نتیجه بوده است اما دور پنجم آن با اطمینان زیاد و با اضافه شدن هدفمند چند رای از جمهوری خواهان به طیف دمکرات به نتیجه خواهد انجامید.
این سناریو از همان آغاز با این هدف راه اندازی شد که اگر آمریکا در عرصه میدان جنگ دستاوردی نداشت و شکستش محرز شد، از درون آمریکا و طی این سناریو تداوم جنگ را متوقف نمایند و چنان نمایش دهند که آمریکا توانایی جنگ شدید و ویران کننده با ایران را داشت اما خودشان اجازه این کار را به رییس جمهور ندادند و کماکان چهره پوشالی ابرقدرتی خود را حفظ نمایند.
اتحاد و همبستگی ایرانیان در عرصه میدان، خیابان و دیپلماسی و هوشمندی آنان در این سه عرصه، آمریکا را مجبور به پذیرش شکست و اتخاذ آخرین سناریو برای رهایی عزتمندانه! در برابر ایران و جبهه مقاوم خواهد کرد. به توفیق الهی
تلگرامhttps://t.me/Bashir_Parviziبله@bashirparviziروبیکا@bashirparvizi1
بشیر پرویزی - روزنامه نگار و تحلیلگرآمریکا در حال انجام آخرین تلاش ها برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره است، مذاکراتی که آمریکا به شدت نیازمند برگزاری آن است. فشار ملموس از طریق محاصره دریایی و توقیف دو کشتی باری ایرانی از این سنخ هستند.
ایران تاکنون با برگزاری دور دوم مذاکرات موافقت نکرده است، هرچند آمریکا در کنار فشار، پیغام هایی هم برای جلب نظر ایران صادر می کند و این در حالی است که تا ساعاتی دیگر زمان دوهفته ای آتش بس به اتمام می رسد.
چه خواهد شد؟به نظر من آمریکا به تله جنگ بازگشت نخواهد کرد حتی اگر ایران به میز مذاکره بازنگردد چون آمریکا تمام ابعاد جنگ با ایران و دستاوردهای محتمل آن را که برای آمریکا چندان قابل عرض نبوده، سنجیده است و تمایل به بازگشت به آن را ندارد. از این روی ایران باید بر رویکرد عدم مذاکره ثابت قدم بماند و اقداماتی را در پاسخ به توقیف کشتی های ایرانی آغاز نماید که نشاندهنده عزم ایران برای تداوم جنگ باشد، در پاسخ به این رفتار ایران، آمریکا ناچار خواهد شد که برای خروج عزتمندانه از جنگ برگ آخر خود را رو کند.
برگ آخر آمریکا مربوط به نتیجه دوقطبی سازی دمکرات - جمهوری خواه در آمریکا بر سر مخالفت با جنگ باز می گردد، این سناریو از آغاز تجاوز آمریکا علیه ایران آغاز و تا کنون چهار بار برای محدود کردن اختیارات رئیس جمهور آمریکا انجام و بی نتیجه بوده است اما دور پنجم آن با اطمینان زیاد و با اضافه شدن هدفمند چند رای از جمهوری خواهان به طیف دمکرات به نتیجه خواهد انجامید.
این سناریو از همان آغاز با این هدف راه اندازی شد که اگر آمریکا در عرصه میدان جنگ دستاوردی نداشت و شکستش محرز شد، از درون آمریکا و طی این سناریو تداوم جنگ را متوقف نمایند و چنان نمایش دهند که آمریکا توانایی جنگ شدید و ویران کننده با ایران را داشت اما خودشان اجازه این کار را به رییس جمهور ندادند و کماکان چهره پوشالی ابرقدرتی خود را حفظ نمایند.
اتحاد و همبستگی ایرانیان در عرصه میدان، خیابان و دیپلماسی و هوشمندی آنان در این سه عرصه، آمریکا را مجبور به پذیرش شکست و اتخاذ آخرین سناریو برای رهایی عزتمندانه! در برابر ایران و جبهه مقاوم خواهد کرد. به توفیق الهی
تلگرامhttps://t.me/Bashir_Parviziبله@bashirparviziروبیکا@bashirparvizi1
۵۱۹
۱۷:۲۷
اقدام بعدی ایران چه باشد بهتر است؟
بشیر پرویزی - روزنامه نگار و تحلیلگربه توفیق الهی آن شد که در یادداشت های پیشین برآورد کردم و ترامپ چون اراده مصمم ایران را دید به سرعت موضع خود را تغییر داد اما پیام او در خصوص تمدید اتش بس یک پیامد جدی دارد که مختصر به آن می پردازم.
اینکه ترامپ گفته است آتش بس را تمدید می کنم این مفهوم را به ذهن مخاطب القا می کند که برتری از آن آمریکاست و موضع ایران مهم نیست چون ایران به دنبال تمدید اتش بس است و امریکا هم با شرایطی به آن پاسخ مثبت داده است.
این روند امریکا را از رویکرد منفعلانه و شکست خورده در میدان خارج و به این کشور جایگاه برتر میدان را خواهد داد چون اوست که تعیین می کند چه اقدامی باید انجام گیرد و به همین اندازه موضع ایران را ضعیف جلوه خواهد داد.
به نظرم ایران در این شرایط باید دو اقدام انجام دهد تا اوضاع به واقعیت میدانی خود باز گردد،
اقدام اول: رد شرایط آتش بس و نپذیرفتن آناقدام دوم: اعلام ضرب العجل کوتاه مدت برای شکستن محاصره دریایی و آزاد سازی کشتی های ایرانی
قطعا درک اراده ایران برای اقدام عاجل، آمریکا را در شرایط دردناکتری قرار خواهد داد. ان شاءاللهتلگرامhttps://t.me/Bashir_Parviziبله@bashirparviziروبیکا@bashirparvizi1
بشیر پرویزی - روزنامه نگار و تحلیلگربه توفیق الهی آن شد که در یادداشت های پیشین برآورد کردم و ترامپ چون اراده مصمم ایران را دید به سرعت موضع خود را تغییر داد اما پیام او در خصوص تمدید اتش بس یک پیامد جدی دارد که مختصر به آن می پردازم.
اینکه ترامپ گفته است آتش بس را تمدید می کنم این مفهوم را به ذهن مخاطب القا می کند که برتری از آن آمریکاست و موضع ایران مهم نیست چون ایران به دنبال تمدید اتش بس است و امریکا هم با شرایطی به آن پاسخ مثبت داده است.
این روند امریکا را از رویکرد منفعلانه و شکست خورده در میدان خارج و به این کشور جایگاه برتر میدان را خواهد داد چون اوست که تعیین می کند چه اقدامی باید انجام گیرد و به همین اندازه موضع ایران را ضعیف جلوه خواهد داد.
به نظرم ایران در این شرایط باید دو اقدام انجام دهد تا اوضاع به واقعیت میدانی خود باز گردد،
اقدام اول: رد شرایط آتش بس و نپذیرفتن آناقدام دوم: اعلام ضرب العجل کوتاه مدت برای شکستن محاصره دریایی و آزاد سازی کشتی های ایرانی
قطعا درک اراده ایران برای اقدام عاجل، آمریکا را در شرایط دردناکتری قرار خواهد داد. ان شاءاللهتلگرامhttps://t.me/Bashir_Parviziبله@bashirparviziروبیکا@bashirparvizi1
۴۲۶
۲۱:۱۸