لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل BAVAR GROUP گروه توسعه کسب و کار باور B
۱۶۱ عضو

BAVAR GROUP گروه توسعه کسب و کار باور

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۵ اردیبهشت
خوش آمدید به بخش کوچکی از اکوسیستم حیرت انگیز کوچینگ گروه باور !
از این لحظه، شما بخشی از فرایندی هستید که با طراحی دقیق، می‌تواند زندگی و کسب‌وکار شما را چند صد برابر در زمانی بسیار سریع در کنار برترین ها و بزرگترین ها توسعه دهد
ارادتمند شما باورمندان عزیز
آرش الطافیان موسس و مدیریت گروه کوچینگ و توسعه کسب و کار باور
undefined۸

۴۶۰

۱۸:۴۰

thumbnail
undefined چرا در دوره‌های تورمی، کسب‌وکار بدون سیستم‌سازی دوام نمی‌آورد؟
در تورم شدید، مشکل فقط بالا رفتن قیمت‌ها نیست؛بی‌ثباتی بازار، فشار روی تصمیم‌گیری و افزایش خطاهاست که کسب‌وکار را زمین می‌زند.اینجاست که نبود «سیستم» خودش را با قدرت نشان می‌دهد.
undefined سیستم‌سازی یعنی چه؟یعنی کارهای تکراری را استاندارد و قابل تکرار کنی تا:• کارها به آدم‌ها وابسته نباشد• تصمیم‌ها از حالت سلیقه‌ای خارج شود• خروجی همیشه قابل پیش‌بینی بماند
undefined مزیت‌های کلیدی سیستم‌سازی:undefined تصمیم‌گیری سریع‌تر و با ریسک کمترundefined کاهش وابستگی به افراد کلیدیundefined کنترل بهتر هزینه‌ها، خطاها و دوباره‌کاری‌ها
undefined جمع‌بندی:در شرایط تورمی، فقط کسب‌وکاری دوام می‌آورد که فرآیندهای شفاف، تصمیم‌های دقیق، ساختار پایدار و هزینه‌های قابل کنترل داشته باشد.و رسیدن به این نقطه، بدون سیستم‌سازی تقریباً غیرممکن است.
undefined برای توسعه بیزینستون و تصمیم‌گیری دقیق‌تر، کانال ما را دنبال کنید
undefined۶

۵۰۱

۱۹:۰۲

۶ اردیبهشت
thumbnail
undefined چرا در جنگ، رهبران ضعیف کسب‌وکار را به نابودی می‌کشانند؟
در نهایت همه‌چیز به یک نقطه می‌رسد تصمیم نه تحلیل‌های طولانی نه جلسه‌های بی‌پایان نه امیدواری‌های توخالی فقط تصمیم و این تصمیم‌ها همیشه از بالا می‌آیند از جایی که یا شجاعت هست یا نیست در شرایط عادی ممکن است یک رهبر ضعیف پشت عملکرد نسبی بازار پنهان شود چون سیستم هنوز نفس می‌کشد اما جنگ مثل نور شدیدی است که همه‌چیز را بی‌رحمانه آشکار می‌کند اگر رهبر نتواند با واقعیت روبه‌رو شود شروع می‌کند به انکار اگر از مسئولیت فرار کند شروع می‌کند به مقصرسازی اگر بخواهد همه را راضی نگه دارد عملاً تصمیم‌گیری را فلج می‌کند و اینجاست که سازمان یک‌باره فرو نمی‌ریزد بلکه آرام آرام از درون می‌پوسد بدون صدا بدون هشدار واضح فقط یک زنجیره از تصمیم‌های ناقص و تأخیرهای کشنده که روی هم جمع می‌شوند تا جایی که دیگر چیزی برای نجات دادن باقی نمی‌ماند
undefined رهبری در بحران یعنی چه؟رهبری در بحران یعنی توانایی تحمل حقیقت حتی وقتی برخلاف میل توست یعنی بتوانی بپذیری که شاید باید هزینه بدهی شاید باید برخی مسیرها را قطع کنی شاید حتی لازم باشد آدم‌هایی را کنار بگذاری که تا دیروز جزو ستون‌های کسب‌وکارت بوده‌اند این یعنی عبور از وابستگی احساسی و دیدن واقعیت همان‌طور که هست نه آن‌طور که دوست داری باشد رهبری در بحران یعنی ایستادن در ابهام وقتی هیچ‌چیز کامل مشخص نیست اما همه منتظرند ببینند تو چه می‌کنی یعنی حرکت کردن در شرایطی که اطلاعات ناقص است اما توقف کردن مساوی با مرگ است یعنی درک این حقیقت که تصمیم نگرفتن خودش مخرب‌ترین تصمیم ممکن است
undefined یک واقعیت که خیلی‌ها حاضر نیستند بپذیرندتیم تو همیشه نسخه‌ای ضعیف‌تر از خود توست اگر تو مردد باشی آن‌ها فلج می‌شوند اگر تو بترسی آن‌ها فرو می‌ریزند اگر تو شفاف نباشی آن‌ها سردرگم می‌شوند تو فقط مدیر عملیات نیستی تو تعیین‌کننده فضای ذهنی کل سازمانی هر حالت روانی که در تو شکل بگیرد چند برابر در تیمت تکثیر می‌شود و این یعنی اگر خودت را مدیریت نکنی عملاً در حال تخریب سیستم از درون هستی
undefined مزیت‌های رهبری واقعی در بحرانوقتی رهبری واقعی وجود دارد تیم حتی در ابهام هم جهت دارد نه به این دلیل که مسیر واضح است بلکه چون یک نفر مسئولیت جهت را پذیرفته ترس حذف نمی‌شود اما کنترل می‌شود و همین کنترل تفاوت بین فروپاشی و بقاست حرکت متوقف نمی‌شود حتی اگر کند و سخت باشد تصمیم‌ها بر اساس واقعیت گرفته می‌شوند نه بر اساس امیدهای بی‌پایه و همین باعث می‌شود منابع در جای درست مصرف شوند و اشتباه‌ها سریع‌تر اصلاح شوند
undefined جمع‌بندیدر جنگ رهبر ضعیف فقط یک مشکل نیست بلکه خودش تبدیل به منبع اصلی بحران می‌شود چون یا تصمیم اشتباه می‌گیرد یا دیر تصمیم می‌گیرد یا اصلاً تصمیم نمی‌گیرد و این سه حالت برای نابودی هر کسب‌وکاری کافی است حقیقتی که اکثر آدم‌ها از آن فرار می‌کنند این است که کسب‌وکارها معمولاً به خاطر شرایط بیرونی نابود نمی‌شوند بلکه به خاطر ناتوانی در مواجهه با همان شرایط از درون فرو می‌ریزند و اگر این را نفهمی حتی بهترین سیستم‌ها هم در لحظه بحران زیر فشار تصمیم‌های اشتباه از هم می‌پاشند
undefined۵

۴۱۱

۹:۰۷

thumbnail
undefined چرا در شرایط جنگی، برندهای ضعیف سریع حذف می‌شوند؟
وقتی همه‌چیز خوب است بازار مثل یک دریای آرام است حتی قایق‌های سوراخ هم روی آب می‌مانند چون موجی نیست که ضعفشان را نشان دهد اما جنگ یعنی طوفان یعنی هر نقص کوچکی تبدیل می‌شود به نقطه مرگ در این شرایط دیگر «متوسط بودن» جواب نمی‌دهد یا در ذهن مشتری جایی داری یا نداری و اگر نداشته باشی خیلی سریع حذف می‌شوی نه با سر و صدا بلکه با نادیده گرفته شدن و این بدترین نوع مرگ برای یک کسب‌وکار است
در بحران رفتار مشتری تغییر می‌کند او دیگر دنبال تنوع نیست دنبال اطمینان است دنبال ریسک کمتر است دنبال جایی است که حس کند اشتباه نمی‌کند اینجاست که برندهای ضعیف که فقط با تخفیف یا تبلیغ زنده بودند فرو می‌ریزند چون هیچ چیز عمیقی برای نگه داشتن مشتری ندارند نه اعتماد نه تصویر ذهنی نه جایگاه مشخص فقط یک اسم هستند و اسم بدون معنا در بحران هیچ ارزشی ندارد
undefined برند قوی یعنی چه؟برند قوی یعنی وقتی مشتری بین چند انتخاب مردد است ذهنش ناخودآگاه به سمت تو برود نه به خاطر قیمت نه به خاطر اجبار بلکه به خاطر حسی که قبلاً ساخته‌ای یعنی در ذهن او یک «میانبر تصمیم‌گیری» ساخته‌ای چون مغز انسان در شرایط فشار دنبال ساده‌سازی است و برند قوی دقیقاً همین کار را می‌کند پیچیدگی را کم می‌کند و انتخاب را آسان می‌کند این یعنی تو قبل از لحظه خرید در ذهن مشتری برنده شده‌ای
برند قوی یعنی تکرار یک تجربه قابل اعتماد در طول زمان یعنی هر بار که مشتری با تو مواجه می‌شود همان کیفیت همان پیام همان حس را دریافت می‌کند این تکرار تبدیل به اعتماد می‌شود و اعتماد در بحران تبدیل می‌شود به تصمیم خرید بدون تردید
undefined مزیت‌هاundefined انتخاب شدن ساده‌تر می‌شود چون ذهن مشتری از قبل تصمیمش را گرفته و فقط دارد آن را اجرا می‌کند نه اینکه تازه بخواهد فکر کندundefined وفاداری شکل می‌گیرد چون مشتری در شرایط عدم قطعیت به چیزی می‌چسبد که قبلاً امتحانش را پس داده و تو اگر این امتحان را داده باشی تبدیل می‌شوی به گزینه امنundefined رقابت سخت‌تر می‌شود چون رقبا نمی‌توانند به راحتی وارد ذهن مشتری شوند ذهنی که قبلاً توسط تو اشغال شده به این راحتی خالی نمی‌شود حتی با قیمت پایین‌تر یا پیشنهاد بهتر
undefined جمع‌بندیدر جنگ برند قوی یعنی کاهش هزینه تصمیم‌گیری برای مشتری یعنی وقتی او خسته است مضطرب است و نمی‌خواهد ریسک کند تو تبدیل شوی به انتخاب پیش‌فرض این یعنی بقا بدون جنگیدن روی هر مشتری این یعنی فروش بدون فشار اضافی این یعنی ماندن وقتی بقیه دارند حذف می‌شوند حقیقت اینجاست برند ضعیف در بحران حذف نمی‌شود بلکه «نادیده گرفته می‌شود» و نادیده گرفته شدن پایان واقعی هر کسب‌وکار است
undefined۳

۴۱۱

۹:۰۹

thumbnail
undefined وقتی شرایط جنگی می‌شود، چرا حدس زدن جای تحلیل را می‌گیرد و همان‌جا کسب‌وکار شروع به سقوط می‌کند؟
در شرایط عادی می‌توانی چند بار اشتباه کنی و هنوز زنده بمانی چون بازار به تو فرصت اصلاح می‌دهد اما بحران این فرصت را حذف می‌کند و هر خطا تبدیل می‌شود به هزینه واقعی که مستقیم از بقا کم می‌کند اینجا دیگر مسئله این نیست که اشتباه می‌کنی یا نه مسئله این است که آیا توان پرداخت هزینه اشتباه را داری یا نه و اغلب جواب منفی است
بیشتر کسب‌وکارها در این نقطه به جای اینکه به واقعیت نزدیک‌تر شوند بیشتر به حدس و احساس پناه می‌برند چون ذهن تحت فشار دنبال راه سریع است نه راه درست اما دقیقاً همین فرار از واقعیت سرعت سقوط را بیشتر می‌کند چون تصمیم‌هایی گرفته می‌شود که هیچ ریشه‌ای در داده ندارد فقط واکنش است نه انتخاب
undefined تحلیل داده یعنی چه؟یعنی مجبور کردن خودت به دیدن حقیقت حتی وقتی به ضررت است یعنی کنار گذاشتن داستان‌هایی که در ذهنت ساخته‌ای و نگاه کردن به اعداد به رفتار واقعی مشتری به چیزی که واقعاً در حال رخ دادن است نه چیزی که دوست داری رخ بدهد یعنی بفهمی کدام محصول واقعاً سود می‌دهد کدام کانال واقعاً مشتری می‌آورد و کدام فعالیت فقط انرژی و منابع را می‌سوزاند بدون اینکه خروجی داشته باشد
undefined مزیت‌هاundefined تصمیم‌ها از حالت احساسی خارج می‌شوند و به واقعیت نزدیک می‌شوند و این یعنی کاهش خطا در حساس‌ترین لحظه‌هاundefined منابع دقیق‌تر خرج می‌شوند چون می‌دانی چه چیزی ارزش نگه داشتن دارد و چه چیزی باید حذف شودundefined سرعت اصلاح بالا می‌رود چون اشتباه‌ها زودتر دیده می‌شوند نه اینکه دیر کشف شوند وقتی دیگر دیر شده
undefined جمع‌بندیدر جنگ تصمیم بدون داده فقط یک ریسک ساده نیست بلکه یک قمار روی بقای کل سیستم است و تفاوت قمار با تصمیم این است که در قمار کنترل نداری و شانس معمولاً در بدترین زمان ممکن پشتت را خالی می‌کند
undefined۱

۴۰۷

۱۲:۵۶

thumbnail
undefined در شرایط جنگی چرا فاصله گرفتن از مشتری سریع‌تر از هر عامل دیگری می‌تواند کسب‌وکار را از پا دربیاورد؟
در بحران رفتار انسان تغییر می‌کند آدم‌ها محتاط‌تر می‌شوند کمتر اعتماد می‌کنند بیشتر فکر می‌کنند و سخت‌تر تصمیم می‌گیرند این یعنی چیزی که قبلاً با یک پیشنهاد ساده فروخته می‌شد حالا نیاز به اطمینان دارد نیاز به حس امنیت دارد و اگر این حس ایجاد نشود مشتری خیلی راحت عقب می‌کشد نه لزوماً به سمت رقیب بلکه به سمت «نخریدن»
بزرگ‌ترین اشتباه اینجاست که کسب‌وکار در این شرایط فقط فشار فروش را بیشتر می‌کند در حالی که مسئله مشتری خرید نکردن نیست مسئله این است که نمی‌خواهد ریسک کند و اگر تو این را نفهمی و فقط بیشتر فشار بیاوری سریع از ذهنش حذف می‌شوی چون تبدیل می‌شوی به یک منبع استرس نه یک انتخاب امن
undefined ارتباط مؤثر یعنی چه؟یعنی حاضر باشی دیده شوی همان‌طور که هستی نه فقط در حالت ایده‌آل یعنی شفاف حرف بزنی حتی وقتی خبر خوبی نداری یعنی توضیح بدهی پشت صحنه چه می‌گذرد یعنی نشان بدهی که واقعی هستی نه صرفاً یک فروشنده اینجا اعتماد از دل صداقت بیرون می‌آید نه از دل تبلیغ و مشتری وقتی این را حس کند فاصله نمی‌گیرد حتی اگر نخرد ارتباط را قطع نمی‌کند
undefined مزیت‌هاundefined مشتری احساس امنیت می‌کند چون می‌داند با یک واقعیت طرف است نه یک نمایشundefined ارتباط عمیق‌تر می‌شود چون پایه‌اش اعتماد است نه صرفاً معاملهundefined احتمال بازگشت بالا می‌رود چون حتی اگر امروز خرید نکند تو را از ذهنش حذف نمی‌کند
undefined جمع‌بندیدر جنگ اعتماد تبدیل به مهم‌ترین دارایی می‌شود چون مشتری قبل از اینکه پولش را خرج کند می‌خواهد مطمئن شود اشتباه نمی‌کند و اگر تو این اطمینان را نسازی از بازی حذف نمی‌شوی بلکه بدتر نادیده گرفته می‌شوی و نادیده گرفته شدن پایان آرام اما قطعی هر کسب‌وکار اس
undefined۴
undefined۲
undefined۱

۴۳۸

۱۲:۵۶

undefined چرا در شرایط جنگی، نداشتن استراتژی بقا کسب‌وکار را نابود می‌کند؟
در شرایط جنگی تو دیگر با یک بازار معمولی طرف نیستیتو با یک محیط بی‌ثبات و غیرقابل پیش‌بینی طرفی که هر لحظه می‌تواند قواعد خودش را تغییر دهداین یعنی آن چیزی که دیروز جواب می‌داد، امروز ممکن است کاملاً بی‌ارزش شود
مشکل این نیست که فروش کم می‌شودمشکل این است که تو نمی‌دانی فردا چه چیزی باقی می‌ماند
بیشتر آدم‌ها و بیشتر کسب‌وکارها یک فرض پنهان دارنداینکه جهان تا حدی قابل پیش‌بینی استو وقتی این فرض فرو می‌ریزد، ذهن هم فرو می‌ریزد
undefined استراتژی بقا یعنی چه؟یعنی تو از قبل با این حقیقت روبه‌رو شده‌ای که اوضاع خراب می‌شودو به جای فرار از این فکر، نشسته‌ای و برایش نقشه کشیده‌ای
یعنی از خودت پرسیده‌ایاگر درآمدم نصف شد چهاگر هیچ فروشی نداشتم چهاگر هیچ تأمین‌کننده‌ای نماند چه
و مهم‌تر از همهبرای هرکدام از این‌ها یک پاسخ واقعی داری
undefined مزیت‌های کلیدیundefined تو دچار شوک نمی‌شوی چون قبلاً این سناریو را در ذهنت زندگی کرده‌ایundefined وقتی بقیه فلج شده‌اند تو هنوز می‌توانی حرکت کنیundefined تصمیم‌هایت از روی ترس نیست بلکه از روی آمادگی است
undefined جمع‌بندیدر جنگ مسئله این نیست که چه کسی قوی‌تر استمسئله این است که چه کسی واقعیت را زودتر پذیرفته است
undefined۴
undefined۳

۵۰۶

۱۳:۰۷

چی بدم به بچه های کانال خوشحال میشن ؟؟؟
۳۰ درصد تخفیف دوره حضوری ؟۱۰ درصد تخفیف در دوره آنلاین ؟
گزینه یک و دو صحیح است undefined
undefined۱۹

۵۱۵

۱۳:۱۳

به هر حال ۱۰۰۰ نفر اول برا ما جایگاه دیگه ای دارند undefined
undefined۱۶
undefined۲

۵۵۶

۱۳:۱۳

۱۲ اردیبهشت
قطع امید از غیر خدا؛ بشرط داشتن تقوی، گشایش برای انسان ایجاد می‌کند روزی، اسباب‌بازیِ انسان است !
وقتی خدا کسی را دوست بدارد، دغدغه و دلمشغولی نسبت به آن را برمی‌دارد تا او به‌سمت خدا برود.
انسان باید همۀ راه‌های بشری را طی بکند تا بفهمد که تمام افراد، هیچ‌کاره‌اند وقتی فهمید که همه هیچ‌کاره‌اند و فقط خداست که می‌تواند هر کاری را انجام بدهد، برایش گشایش حاصل می‌شود و از راهی که او فکرش را نمی‌کند، به او روزی می‌رسد.
undefined قرآن می‌فرماید: وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً؛ هر کسی تقوا را رعایت بکند، خدا برایش راه نجات درست می‌کند.
وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ؛ 
از جایی که خودش گمان نمی‌کند، به او روزی می‌دهد.
undefined بنابراین، به همان اندازه‌ای که می‌توانی، کار کن و هر خدمتی که از تو برمی‌آید، برای اسلام انجام بده و از دست و زبان و فکر و قلمت استفاده کن.
وقتی تو تکلیف و وظیفه‌ات را انجام دادی، خدای تعالی هم از تو حمایت می‌کند و روزی‌ات را می‌رساند
undefined۲۲
undefined۳
undefined۱

۵۵۰

۱۰:۳۷