لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل رادیو بیانر
۱.۷ هزار عضو

رادیو بیان

موسسه علم سازان پندار سپهربه روز ترین مرجع آموزش رایگان فن بیان دارای مجوز رسمی از سازمان فنی و حرفه ای کشورundefined
undefinedhttps://elmsaz.com/course/eloquence
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۵ مرداد
thumbnail
«باورهای خوب، باورهایی هستند که بتوانیم در صورت دیدن شواهد جدید، آن‌ها را تغییر دهیم.»
#برشی_از_کتاب undefinedتفکر نامطمئن
@bayan_elmsaz
undefined۶

۱۸۳

۸:۰۸

زبان بدن و تحلیل و تشخیص دروغ گویی

یک تصور اشتباه در زبان بدن و تحلیل رفتارهای غیرکلامی این است که: کسی که زبان بدن را می‌داند و می‌شناسد می‌تواند انسان دروغگو را به سادگی از انسان راستگو تشخیص دهد.
جو ناوارو که از کارمندان سابق FBI بوده در مقاله‌ای در Psychology Today توضیح می‌دهد که از حدود دهه هفتاد بود که برخی از کسانی که خود را متخصص زبان بدن می‌دانستند این ادعا را مطرح کردند که می‌توانند دروغگو را از راستگو به سادگی تشخیص دهند.
در سال ۱۹۸۵ پل اکمن توانایی تشخیص دروغ بر اساس زبان بدن را بررسی کرد و مورد مطالعه قرار داد و در نهایت اعلام کرد که تعداد کمی از ما انسانها، می‌توانند دروغگو را با شانسی بیشتر از پنجاه درصد از روی علائم چهره و زبان بدن تشخیص دهند. به عبارتی با سکه انداختن هم، تقریباً در حد دقت یک انسان می‌توان دروغگو را از راستگو تشخیص داد!
البته همه جا در مورد نشانه‌های دروغ صحبت می‌شود. اما به خاطر داشته باشیم که آنچه ما به عنوان نشانه‌های دروغ می‌شناسیم، نشانه‌های مواجهه‌ی بدن با شرایط استرس و گاه با شرایط ترس هستند.
@bayan_elmsaz
undefined۶
undefined۱

۳۱۲

۸:۰۹

۱۶ مرداد
چرا بعضی افراد مدام حرف شما را قطع می‌کنند؟
اگر در جلسات کاری یا مذاکره‌ها مدام حرفتان قطع می‌شود، شاید مشکل از جای دیگری باشد؛ نه از بی‌احترامی طرف مقابل.بسیاری تصور می‌کنند قطع شدن صحبت، صرفاً به شخصیت مخاطب مربوط است. اما پژوهش‌های ارتباطات نشان می‌دهد ساختار بیان گوینده نیز نقش مهمی در این اتفاق دارد.وقتی جمله‌ها بیش از حد طولانی، پر از حاشیه یا فاقد مسیر مشخص باشند، شنونده احساس می‌کند اگر همین حالا وارد گفتگو نشود، فرصت بیان نظرش را از دست می‌دهد. به همین دلیل، ناخودآگاه صحبت را قطع می‌کند.سخنرانان و مذاکره‌کنندگان حرفه‌ای از تکنیکی به نام Signposting یا «نشانه‌گذاری کلامی» استفاده می‌کنند. آن‌ها از ابتدا مسیر صحبت را مشخص می‌کنند: «سه نکته وجود دارد…»، «اول اجازه بدهید مسئله را تعریف کنم، بعد درباره راه‌حل صحبت کنیم.»این نشانه‌های کلامی به مغز مخاطب اطمینان می‌دهد که ساختار صحبت روشن است و لازم نیست برای حفظ جریان گفتگو، میان صحبت وارد شود.نتیجه عملی:در جلسه بعد، قبل از ورود به توضیحات، نقشه صحبتتان را در یک جمله بیان کنید. همین تغییر ساده، علاوه بر کاهش احتمال قطع شدن صحبت، باعث می‌شود حرفه‌ای‌تر و منظم‌تر به نظر برسید.@@bayan_elmsaz
undefined۶

۲۴۹

۲۰:۳۵

۱۷ مرداد
میری تو یه مغازه.یه لباس رو نگاه می‌کنی، قیمتش رو می‌پرسی، می‌بینی کلاً از بودجه‌ت بالاتر هست.
دلت می‌خواد راحت بگی: ممنون، نمی‌خوام
ولی یه چیزی توی دلت میگه: «آخه فروشنده چی فکر می‌کنه؟ اون یکی مشتری‌ها نگاهم نمی‌کنن؟»
خلاصه، تهش اون لباس رو میخری، میری خونه، پشیمونی و یه چیز توی کمد می‌مونه که هیچ وقت نمی‌پوشیش.
اما واقعیت قضیه اینه که:هیچ‌کس اونقدر که تو فکر می‌کنی بهت توجه نداره.همه غرق زندگی و مشکلات خودشونن. یه نفر هم اگه نگاهت کنه، دو دقیقه بعد یادش می‌ره.
وقتی این رو بفهمی، دیگه تصمیم‌هات رو برای خوشایند بقیه نمی‌گیری، برای خودت می‌ گیری.
این خطای ذهنی اسمش هست: اثر اسپات‌لایت(Spotlight Effect)
@Bayan_elmsaz
undefined۹

۲۳۵

۱۳:۴۶

۱۸ مرداد
undefined TED Talk پیشنهادی: «How to disagree productively and find common ground»
*اگر در یک بحث کاری مخالف نظر طرف مقابل باشید، چطور مخالفت کنید بدون اینکه گفتگو تبدیل به جنگ قدرت شود؟

در این سخنرانی،
Julia Dhar درباره یکی از مهارت‌های مهم ارتباط حرفه‌ای صحبت می‌کند: چطور می‌توانیم مخالفت کنیم، بدون اینکه رابطه و گفت‌وگو را از بین ببریم.

نکته جالب سخنرانی این است که هدف، «برنده شدن در بحث» نیست؛ بلکه پیدا کردن نقطه‌ای است که دو طرف بتوانند از آنجا دوباره گفت‌وگو را ادامه دهند. این موضوع برای جلسات کاری، مذاکره و حتی اختلاف‌نظرهای مدیریتی کاربرد مستقیم دارد.

یکی از ایده‌های کلیدی او این است که باید بین
مخالفت با یک ایده و مخالفت با فرد فاصله بگذاریم. وقتی بحث از «این پیشنهاد قابل اجرا نیست» به «تو همیشه تصمیم‌های اشتباه می‌گیری» تغییر کند، دیگر مسئله حل نمی‌شود؛ چون موضوع از ایده به هویت فرد منتقل شده است.

undefined
اگر در محیط کار زیاد با اختلاف‌نظر، جلسه‌های چالشی یا مذاکره سروکار دارید، این TED Talk ارزش دیدن دارد.*



@bayan_elmsaz
undefined۲
undefined۱

۱۵۰

۱۰:۰۶

چرا بعضی آدم‌ها با اینکه حرف مهمی می‌زنند، شنیده نمی‌شوند؟

*ممکن است مشکل از محتوای حرف شما نباشد؛ از احساسی باشد که هنگام شنیدن شما در مخاطب ایجاد می‌شود.

در مدل ارتباطی اولیویا فاکس کابین، کاریزما فقط به «قدرت» یا مقتدر به نظر رسیدن محدود نیست. او سه مؤلفه را کنار هم قرار می‌دهد:
حضور، قدرت و گرمی (Warmth). قدرت بدون گرمی می‌تواند فرد را سرد یا تهدیدکننده نشان دهد و گرمی بدون قدرت ممکن است باعث شود فرد کمتر مقتدر به نظر برسد.

این نکته در محیط کار اهمیت زیادی دارد. تصور کنید مدیر یک پیشنهاد را با صدایی بسیار محکم، جملاتی قطعی و زبان بدنی مقتدرانه مطرح می‌کند، اما هنگام صحبت کارمندش به ساعت یا لپ‌تاپ نگاه می‌کند و بدون مکث پاسخ می‌دهد. پیام کلامی او ممکن است کاملاً حرفه‌ای باشد، اما پیام غیرکلامی می‌تواند این باشد:
«نظر تو برای من چندان مهم نیست.»

راه‌حل، مهربان‌تر حرف زدن به معنای ضعیف شدن نیست. کافی است هنگام صحبت با دیگران، بخشی از توجه خود را از «چطور به نظر می‌رسم؟» به «طرف مقابل چه چیزی را تجربه می‌کند؟» منتقل کنید.

یک آزمایش ساده:* در گفت‌وگوی بعدی، وقتی طرف مقابل حرف می‌زند، پاسخ خودتان را در ذهن آماده نکنید. فقط گوش دهید و بعد از پایان صحبت او، با یک مکث کوتاه پاسخ دهید. حضور واقعی، اغلب از تلاش برای «خوب به نظر رسیدن» اثرگذارتر است.


@bayan_elmsaz
undefined۳
undefined۱

۲۱۳

۱۰:۰۶

۱۹ مرداد
thumbnail
چرا بعضی مخالفت‌ها، طرف مقابل را بیشتر در موضع دفاعی قرار می‌دهند؟
گاهی مشکل از چیزی نیست که می‌گویید؛ از لحظه‌ای است که تصمیم می‌گیرید آن را بگویید.
در یک جلسه کاری، وقتی با نظر کسی مخالفیم، معمولاً وسوسه می‌شویم خیلی سریع پاسخ بدهیم:
«نه، این راهکار جواب نمی‌ده.»
یا حتی بدتر: «ما قبلاً این کار رو امتحان کردیم.»
اما در ارتباطات حرفه‌ای،
ترتیب پاسخ می‌تواند به اندازه محتوای آن مهم باشد. یکی از تکنیک‌های مفید در گفت‌وگوهای دشوار، ابتدا نشان دادن این است که موضع طرف مقابل را فهمیده‌اید و سپس بیان مخالفت است؛ چیزی که در مذاکره اصولی نیز بر تفکیک «افراد» از «مسئله» و تمرکز بر منافع به‌جای مواضع تأکید می‌شود.
مثلاً به جای:
«این پیشنهاد عملی نیست.»
می‌توان گفت:
«اگر هدفمان کاهش هزینه‌هاست، این پیشنهاد از این جهت قابل دفاع است؛ اما درباره زمان اجرا یک نگرانی دارم...»
در جمله دوم، شما هنوز مخالفید؛ اما قبل از مخالفت،
منطق موجود در حرف طرف مقابل را به رسمیت شناخته‌اید. این کار الزاماً به معنای موافقت نیست؛ فقط اجازه نمی‌دهد طرف مقابل احساس کند باید از تمام حرفش دفاع کند.
نکته مهم این است که
تأیید کردن با موافقت کردن فرق دارد. می‌توانیم نشان دهیم که استدلال فرد را فهمیده‌ایم، بدون اینکه نتیجه‌گیری او را بپذیریم.

یک تمرین کاربردی
در گفت‌وگوی بعدی که با نظری مخالفید، قبل از گفتن «اما»، یک جمله با این ساختار بسازید:
«اگر درست متوجه شده باشم، دغدغه اصلی شما ... است.»
بعد مخالفت خودتان را مطرح کنید.
گاهی برای پیش بردن یک گفت‌وگوی دشوار، لازم نیست استدلال قوی‌تری پیدا کنیم؛ کافی است
اول کاری کنیم طرف مقابل مطمئن شود واقعاً حرفش را شنیده‌ایم.

@bayan_elmsaz
undefined۴

۱۲۶

۷:۳۲

thumbnail
سکوت همیشه نشانه موافقت نیست
در یک جلسه می‌پرسید: «همه موافق‌اند؟» و هیچ‌کس چیزی نمی‌گوید. آیا واقعاً همه موافق‌اند؟
یکی از خطاهای رایج مدیران این است که سکوت را به‌عنوان موافقت تفسیر می‌کنند. اما پژوهش‌های منتشرشده در Harvard Business Review نشان داده‌اند که کارکنان، به‌خصوص در موقعیت‌های حساس یا سلسله‌مراتبی، ممکن است ایده‌ها، نگرانی‌ها و مخالفت‌های خود را بیان نکنند.
بنابراین «کسی مخالفت نکرد» با «همه موافق‌اند» یکی نیست.
این مسئله فقط به فرهنگ سازمانی مربوط نمی‌شود؛ نحوه سؤال پرسیدن مدیر هم می‌تواند تعیین کند چه اطلاعاتی وارد جلسه شود. پرسش عمومیِ «کسی نظری دارد؟» به‌سادگی می‌تواند با سکوت روبه‌رو شود. اما سؤال مشخص‌تر مثل «اگر بخواهیم این طرح را اجرا کنیم، به نظرتان کجا احتمال شکست بیشتری داریم؟» ذهن افراد را از «آیا مخالفتی دارید؟» به سمت «چه مشکلی ممکن است وجود داشته باشد؟» می‌برد.
جالب اینکه در محیط‌های چندفرهنگی، سکوت حتی می‌تواند معنای متفاوتی داشته باشد؛ مثلاً در برخی فرهنگ‌ها سکوت در جمع می‌تواند نشانه احترام به جایگاه فرد مقابل باشد، نه رضایت.
نتیجه عملی: اگر مدیر جلسه هستید، به سکوت اکتفا نکنید. به‌جای «مخالفتی هست؟» بپرسید: «اگر بخواهید با این تصمیم مخالفت کنید، مهم‌ترین دلیلتان چه خواهد بود؟»
گاهی بهترین اطلاعات جلسه، دقیقاً در همان چیزی پنهان شده که کسی نگفته است.
@bayan_elmsaz
undefined۷

۱۷۵

۷:۳۴

۲۰ مرداد
thumbnail
چرا در گفت‌وگوی حرفه‌ای، «نیت» را نباید به «رفتار» تبدیل کنیم؟
بخش زیادی از تنش‌های کاری از چیزی شروع می‌شود که واقعاً اتفاق نیفتاده؛ بلکه ما درباره آن برداشت کرده‌ایم.
یکی از خطاهای ظریف در ارتباطات این است که از مشاهده یک رفتار، مستقیماً به نیت فرد می‌رسیم. وقتی کسی پاسخ ما را دیر می‌دهد، ممکن است آن را بی‌احترامی بدانیم؛ وقتی در جلسه مخالفت می‌کند، آن را لجبازی تفسیر کنیم؛ یا وقتی در برابر یک پیشنهاد سکوت می‌کند، آن را بی‌علاقگی بدانیم.
مشکل اینجاست که رفتار قابل مشاهده است، اما نیت معمولاً قابل مشاهده نیست. وقتی این دو را یکی می‌کنیم، گفت‌وگو از حل مسئله به دفاع از شخصیت افراد تبدیل می‌شود.
در ادبیات گفت‌وگوهای دشوار نیز توصیه می‌شود به‌جای نسبت دادن انگیزه و ویژگی شخصیتی، تمرکز را روی اتفاقات قابل مشاهده و اثر آن‌ها بگذاریم. این رویکرد کمک می‌کند اختلاف، به‌جای تبدیل شدن به مسئله‌ای شخصی، در سطحی باقی بماند که بتوان درباره آن گفت‌وگو کرد.
نکته مهم این است که توصیف رفتار به معنای بی‌تفاوتی نسبت به نیت نیست؛ یعنی قبل از قضاوت درباره نیت، برای آن فضا و امکان توضیح ایجاد کنیم.
یک تمرین ساده برای تقویت این مهارت وجود دارد: هر زمان درباره رفتار فردی قضاوت کردید، جمله خودتان را به دو بخش تقسیم کنید:
آنچه واقعاً دیدم یا شنیدم ← برداشتی که از آن کردم
اگر بخش دوم را با بخش اول اشتباه گرفته بودید، هنوز برای نتیجه‌گیری زود است.
در ارتباط حرفه‌ای، پختگی فقط در انتخاب کلمات مناسب نیست؛ در تشخیص مرز میان واقعیت و تفسیری است که ذهن ما از واقعیت ساخته است.
@bayan_elmsaz

۸۹

۷:۳۹

thumbnail
وقتی طرف مقابل حرفتان را اشتباه می‌فهمد، توضیح بیشتر همیشه راه‌حل نیست
گاهی هرچه بیشتر توضیح می‌دهیم، سوءتفاهم بیشتر می‌شود.

وقتی مخاطب برداشت متفاوتی از حرف ما دارد، واکنش طبیعی بسیاری از ما این است که شروع کنیم به توضیح دادن: مثال بیشتر، جزئیات بیشتر و استدلال بیشتر. اما در ارتباط حرفه‌ای، قبل از اضافه کردن اطلاعات باید بفهمیم دقیقاً کدام بخش پیام اشتباه دریافت شده است.
در رویکرد «گوش دادن فعال»، یکی از مهارت‌های مهم این است که برداشت خودمان از حرف طرف مقابل را بازتاب دهیم و مطمئن شویم مسئله را درست فهمیده‌ایم. HBR نیز تأکید می‌کند که گوش دادن فعال فقط سکوت کردن یا سر تکان دادن نیست؛ توجه به لحن، زبان بدن، واکنش هیجانی و تلاش برای فهم واقعی گوینده هم بخشی از آن است.
مثلاً اگر همکارتان می‌گوید:
«من فکر می‌کنم این تصمیم عجولانه گرفته شده.»
به‌جای اینکه فوراً از تصمیم دفاع کنید، بپرسید:
«منظورتان این است که با خود تصمیم مخالفید، یا فکر می‌کنید قبل از تصمیم‌گیری اطلاعات کافی نداشتیم؟»
این سؤال، مکالمه را از حدس و دفاع خارج می‌کند و دقیقاً مشخص می‌کند اختلاف کجاست.
در واقع، یکی از مهارت‌های مهم ارتباط حرفه‌ای این نیست که همیشه شفاف‌تر توضیح بدهیم؛ بلکه این است که بدانیم کدام ابهام را باید برطرف کنیم.
راهکار: وقتی احساس کردید حرفتان بد فهمیده شده، قبل از توضیح دوباره فقط یک سؤال بپرسید:
«کدام بخش حرف من برای شما متفاوت برداشت شد؟»
ممکن است متوجه شوید مشکل نه کمبود توضیح، بلکه برداشت متفاوت از یک کلمه یا یک فرض پنهان بوده است. و این همان جایی است که یک گفت‌وگوی حرفه‌ای از یک بحث فرسایشی جدا می‌شود.
@bayan_elmsaz
undefined۴
undefined۱

۱۱۵

۷:۳۹