گمبد قدیمی آغاپریدر بهبهان
۵۸۲
۵:۰۰
خروا
این محله بافت تاریخی از طرف شمال به محله عاقلائی ها (اُبقله ای ها) ، از شمال غربی به گودچهی ، از جنوب به گودبقال ، از جنوب شرقی به محل سادات و از شمال شرقی به حمام خان و فلکه جوانمردی امروزی محدود می شود . یعنی دایره نفوذ این محله قسمتی از کوی سید کریمی ها ، ملامحسنی های قدیم محل نو و اطراف بقعه امام زاده شاه میرعالی حسین (امامزاده گپ) را در بر می گیرد .
ناگفته نماند محلاتی که نام می بریم قدیمی و سنتی هستند که با احداث خیابان های عدالت ، جوانمردی و معلم برخی از قسمت هایشان از هم جدا شده که با مشاهدات امروزی مغایرت دارد . مثلا محله سادات که جنب مسجد و مقبره سید عمادالدین احداث شده بود و مسجد جامع در محدوده آن قرار داشت و جزئی از مجموعه فرهنگی محله سادات بود ، فعلا به مرکزیت خاصی تبدیل شده که خود محل مسجد جامع است .
محل خروا از اهمیت اقتصادی ، اجتماعی و حتی امنیتی خاصی برخوردار بوده و هست . از قدیم الایام این محل بر سر خط فرضی قرار داشت که دو بخش بافت تاریخی بهبهان و قنوات را جدا از هم شامل می شد و این قسمت مدت ها با نام سرخط معروف شده و بازار آن پاسخگوی دو بخش بافت تاریخی بهبهان و قنوات بوده است . بافت تاریخی خروا از مجموعه فرهنگی خاص که ویژه محلات تاریخی ایران است برخوردار بود ؛ حمام ، مسجد ، میدان و ... .
کتاب سیمای فرهنگی اجتماعی بهبهان / دولتی مختاران
https://ble.ir/behbahan_tarikh_farhang
این محله بافت تاریخی از طرف شمال به محله عاقلائی ها (اُبقله ای ها) ، از شمال غربی به گودچهی ، از جنوب به گودبقال ، از جنوب شرقی به محل سادات و از شمال شرقی به حمام خان و فلکه جوانمردی امروزی محدود می شود . یعنی دایره نفوذ این محله قسمتی از کوی سید کریمی ها ، ملامحسنی های قدیم محل نو و اطراف بقعه امام زاده شاه میرعالی حسین (امامزاده گپ) را در بر می گیرد .
ناگفته نماند محلاتی که نام می بریم قدیمی و سنتی هستند که با احداث خیابان های عدالت ، جوانمردی و معلم برخی از قسمت هایشان از هم جدا شده که با مشاهدات امروزی مغایرت دارد . مثلا محله سادات که جنب مسجد و مقبره سید عمادالدین احداث شده بود و مسجد جامع در محدوده آن قرار داشت و جزئی از مجموعه فرهنگی محله سادات بود ، فعلا به مرکزیت خاصی تبدیل شده که خود محل مسجد جامع است .
محل خروا از اهمیت اقتصادی ، اجتماعی و حتی امنیتی خاصی برخوردار بوده و هست . از قدیم الایام این محل بر سر خط فرضی قرار داشت که دو بخش بافت تاریخی بهبهان و قنوات را جدا از هم شامل می شد و این قسمت مدت ها با نام سرخط معروف شده و بازار آن پاسخگوی دو بخش بافت تاریخی بهبهان و قنوات بوده است . بافت تاریخی خروا از مجموعه فرهنگی خاص که ویژه محلات تاریخی ایران است برخوردار بود ؛ حمام ، مسجد ، میدان و ... .
https://ble.ir/behbahan_tarikh_farhang
۳۹۵
۶:۴۶
بسمهتعالی
إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ
با اندوهی ژرف و دلی آکنده از حسرت، خبر درگذشت اندیشمند فرهیخته، نویسنده توانمند و عضو ارزشمند گروه تاریخ و فرهنگ بهبهان
شادروان استاد اسماعیل معلمیان
جامعه فرهنگی و دوستداران تاریخ و هویت این سرزمین را در سوگی سنگین فرو برد.
او از تبار قلم بود؛ از آنان که واژه را به حرمت حقیقت بر صفحه مینشانند و از خاطرههای دیروز، چراغی برای فردای نسلها میافروزند. قلمش تنها ابزار نوشتن نبود؛ امانتدار تاریخ، راوی فرهنگ، پاسبان گویش مادری و آیینهدار اصالت مردمان این دیار بود. هر سطر از نوشتههایش، برگ زرینی بر دفتر فرهنگ بهبهان و هر اندیشهاش، گامی استوار در پاسداشت هویت و میراث نیاکان به شمار میآمد.
از ماندگارترین یادگارهای آن فرهیخته، تألیف کتاب ارزشمند «حُلّهبافی» است؛ اثری که با نگاهی پژوهشگرانه، بخشی از تاریخ، هنر، صنعت و هویت کهن بهبهان را برای آیندگان به ثبت رساند و گواهی روشن بر دغدغه همیشگی او در حفظ میراث فرهنگی این دیار است. بیتردید، این اثر فاخر همچون دیگر نوشتههایش، چراغی روشن در مسیر شناخت فرهنگ و پیشینه بهبهان باقی خواهد ماند.
گروه تاریخ و فرهنگ بهبهان، سالها از حضور پرمهر، اندیشه ژرف، نگاه پژوهشگرانه و قلم فاخر آن عزیز بهرهمند بود. او نهتنها نویسندهای چیرهدست، بلکه معلمی دلسوز برای فرهنگ این سرزمین بود که با عشق، دانستههای خویش را به یادگار گذاشت تا آیندگان، ریشههای خود را در آیینه آثارش بازشناسند.
بیتردید، جسم انسان به خاک بازمیگردد، اما قلمی که برای فرهنگ یک سرزمین بنویسد، هرگز خاموش نمیشود. نام اسماعیل معلمیان در حافظه فرهنگی بهبهان، همواره با احترام، فرهیختگی و عشق به تاریخ و هویت این دیار همراه خواهد ماند و آثار ارزشمندش، بهویژه کتاب «حُلّهبافی»، یادگارهایی ماندگار برای نسلهای آینده خواهد بود.
اعضای گروه تاریخ و فرهنگ بهبهان، با نهایت تأسف و تأثر، این ضایعه دردناک را به خانواده محترم آن زندهیاد، بستگان، دوستان، شاگردان، جامعه فرهنگی و همه دوستداران فرهنگ و ادب بهبهان تسلیت عرض نموده، از درگاه خداوند متعال برای آن عزیز سفرکرده، رحمت واسعه، غفران الهی و آرامش ابدی، و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت مینمایند.
قلمها میشکنند، اما اندیشهها نمیمیرند؛نویسندگان میروند، اما واژههایی که با عشق برای مردم و سرزمین خویش نوشتهاند،تا همیشه در حافظه تاریخ زنده میمانند.
یادش گرامی، نامش جاودان و راه فرهنگیاش پررهرو باد.
گروه تاریخ و فرهنگ بهبهان
إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ
با اندوهی ژرف و دلی آکنده از حسرت، خبر درگذشت اندیشمند فرهیخته، نویسنده توانمند و عضو ارزشمند گروه تاریخ و فرهنگ بهبهان
شادروان استاد اسماعیل معلمیان
جامعه فرهنگی و دوستداران تاریخ و هویت این سرزمین را در سوگی سنگین فرو برد.
او از تبار قلم بود؛ از آنان که واژه را به حرمت حقیقت بر صفحه مینشانند و از خاطرههای دیروز، چراغی برای فردای نسلها میافروزند. قلمش تنها ابزار نوشتن نبود؛ امانتدار تاریخ، راوی فرهنگ، پاسبان گویش مادری و آیینهدار اصالت مردمان این دیار بود. هر سطر از نوشتههایش، برگ زرینی بر دفتر فرهنگ بهبهان و هر اندیشهاش، گامی استوار در پاسداشت هویت و میراث نیاکان به شمار میآمد.
از ماندگارترین یادگارهای آن فرهیخته، تألیف کتاب ارزشمند «حُلّهبافی» است؛ اثری که با نگاهی پژوهشگرانه، بخشی از تاریخ، هنر، صنعت و هویت کهن بهبهان را برای آیندگان به ثبت رساند و گواهی روشن بر دغدغه همیشگی او در حفظ میراث فرهنگی این دیار است. بیتردید، این اثر فاخر همچون دیگر نوشتههایش، چراغی روشن در مسیر شناخت فرهنگ و پیشینه بهبهان باقی خواهد ماند.
گروه تاریخ و فرهنگ بهبهان، سالها از حضور پرمهر، اندیشه ژرف، نگاه پژوهشگرانه و قلم فاخر آن عزیز بهرهمند بود. او نهتنها نویسندهای چیرهدست، بلکه معلمی دلسوز برای فرهنگ این سرزمین بود که با عشق، دانستههای خویش را به یادگار گذاشت تا آیندگان، ریشههای خود را در آیینه آثارش بازشناسند.
بیتردید، جسم انسان به خاک بازمیگردد، اما قلمی که برای فرهنگ یک سرزمین بنویسد، هرگز خاموش نمیشود. نام اسماعیل معلمیان در حافظه فرهنگی بهبهان، همواره با احترام، فرهیختگی و عشق به تاریخ و هویت این دیار همراه خواهد ماند و آثار ارزشمندش، بهویژه کتاب «حُلّهبافی»، یادگارهایی ماندگار برای نسلهای آینده خواهد بود.
اعضای گروه تاریخ و فرهنگ بهبهان، با نهایت تأسف و تأثر، این ضایعه دردناک را به خانواده محترم آن زندهیاد، بستگان، دوستان، شاگردان، جامعه فرهنگی و همه دوستداران فرهنگ و ادب بهبهان تسلیت عرض نموده، از درگاه خداوند متعال برای آن عزیز سفرکرده، رحمت واسعه، غفران الهی و آرامش ابدی، و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت مینمایند.
قلمها میشکنند، اما اندیشهها نمیمیرند؛نویسندگان میروند، اما واژههایی که با عشق برای مردم و سرزمین خویش نوشتهاند،تا همیشه در حافظه تاریخ زنده میمانند.
یادش گرامی، نامش جاودان و راه فرهنگیاش پررهرو باد.
گروه تاریخ و فرهنگ بهبهان
۳۴۹
۱۶:۳۴
۳۵۷
۱۶:۳۴
۳۵۸
۱۶:۳۴
خانههای بهبهان؛ روایتگران هویت ما
شاید هیچوقت از خودمان نپرسیده باشیم که چرا وقتی از کنار یک خانه قدیمی در بهبهان عبور میکنیم، ناخودآگاه مکث میکنیم. چرا دیدن یک درِ چوبی قدیمی، یک بادگیر، یک طنبی، یک قوس آجری یا یک تنگاره، حس متفاوتی در ما ایجاد میکند؟ شاید چون اینها فقط آجر، سنگ و چوب نیستند؛ اینها بخشی از زندگی ما هستند. خانههای قدیمی بهبهان، داستان مردمی را روایت میکنند که این شهر را ساختهاند. مردمی که بدون امکانات امروز، با شناخت اقلیم، فرهنگ و نیازهای زندگی، خانههایی بنا کردند که هم زیبا بودند، هم کاربردی و هم سرشار از هنر. بادگیر فقط یک عنصر معماری نبود؛ نسیمی بود که در گرمای جنوب، آسایش را به خانه میآورد. طنبی فقط یک اتاق نبود؛ جایی بود که خانواده دور هم مینشستند، گفتوگو میکردند و خاطره میساختند. تنگاره فقط یک کوچه نبود؛ جایی بود که همسایهها یکدیگر را به نام میشناختند، کودکان با خیال آسوده بازی میکردند و مفهوم همسایگی معنا پیدا میکرد. درهای چوبی فقط ورودی خانه نبودند؛ مرز میان هیاهوی بیرون و آرامش درون بودند. در معماری بهبهان، هیچ چیز بیدلیل ساخته نشده بود. هر قوس، هر ستون، هر حیاط، هر پنجره و هر آجر، نتیجه تجربه نسلهایی بود که با این سرزمین زندگی کرده بودند. این همان دانشی است که امروز آن را «معماری پایدار» مینامیم؛ اما نیاکان ما سالها پیش آن را زندگی میکردند. بهبهان، شهری نیست که تاریخش از چند دهه پیش آغاز شده باشد. این شهر، ادامه راه سرزمین کهن ارجان است؛ سرزمینی که هزاران سال پیش یکی از مراکز مهم تمدن این بخش از ایران بود. اگر امروز در کوچههای قدیمی بهبهان قدم میزنیم، در حقیقت روی مسیری گام برمیداریم که قرنها فرهنگ، هنر و زندگی در آن جریان داشته است. این پیوستگی فرهنگی، بزرگترین سرمایه ماست. در بسیاری از شهرهای دنیا، مردم برای دیدن خانههایی سفر میکنند که شاید از نظر معماری، سادهتر از خانههای تاریخی بهبهان باشند. آنچه آن شهرها را ارزشمند کرده، فقط ساختمانهایشان نیست؛ احترامی است که مردم برای گذشته خود قائل شدهاند. ما هم میتوانیم چنین نگاهی داشته باشیم. لازم نیست همه معمار یا پژوهشگر باشیم تا از میراث شهرمان محافظت کنیم. اگر از کنار یک خانه تاریخی عبور میکنیم، از آن عکس بگیریم. اگر نام یک تنگاره قدیمی را میدانیم، آن را برای فرزندانمان تعریف کنیم. اگر مادربزرگ یا پدربزرگمان خاطرهای از محلههای قدیمی دارند، آن را ضبط کنیم. اگر معماری زیبایی در شهر میبینیم، آن را در تلگرام، واتساپ یا اینستاگرام منتشر کنیم و داستانش را بنویسیم. اگر خانهای مرمت شده است، آن را معرفی کنیم. اگر کودکی از ما پرسید «این خانه چرا اینطور ساخته شده؟»، با حوصله برایش توضیح بدهیم. شاید این کارها کوچک به نظر برسند، اما فرهنگ همیشه از همین قدمهای کوچک ساخته میشود. روزی خواهد رسید که عکسهایی که امروز ثبت میکنیم، خاطراتی که امروز مینویسیم و روایتهایی که امروز منتشر میکنیم، به منابع ارزشمند شناخت بهبهان برای نسلهای آینده تبدیل شوند. حفظ بافت تاریخی، فقط حفظ چند خانه نیست؛ حفظ زبان یک شهر است. زبان آجرها، زبان بادگیرها، زبان تنگارهها و زبان مردمی که قرنها در این شهر زندگی کردهاند. اگر این زبان فراموش شود، بخشی از داستان بهبهان نیز خاموش خواهد شد. اما اگر آن را بشناسیم، روایت کنیم و با افتخار به دیگران معرفی کنیم، بهبهان نه فقط شهری با گذشتهای پرافتخار، بلکه شهری با آیندهای ریشهدار خواهد بود. خانههای بهبهان، روایتگران هویت ما هستند. بیایید روایت این شهر را با هم ادامه دهیم.
https://ble.ir/behbahan_tarikh_farhang
شاید هیچوقت از خودمان نپرسیده باشیم که چرا وقتی از کنار یک خانه قدیمی در بهبهان عبور میکنیم، ناخودآگاه مکث میکنیم. چرا دیدن یک درِ چوبی قدیمی، یک بادگیر، یک طنبی، یک قوس آجری یا یک تنگاره، حس متفاوتی در ما ایجاد میکند؟ شاید چون اینها فقط آجر، سنگ و چوب نیستند؛ اینها بخشی از زندگی ما هستند. خانههای قدیمی بهبهان، داستان مردمی را روایت میکنند که این شهر را ساختهاند. مردمی که بدون امکانات امروز، با شناخت اقلیم، فرهنگ و نیازهای زندگی، خانههایی بنا کردند که هم زیبا بودند، هم کاربردی و هم سرشار از هنر. بادگیر فقط یک عنصر معماری نبود؛ نسیمی بود که در گرمای جنوب، آسایش را به خانه میآورد. طنبی فقط یک اتاق نبود؛ جایی بود که خانواده دور هم مینشستند، گفتوگو میکردند و خاطره میساختند. تنگاره فقط یک کوچه نبود؛ جایی بود که همسایهها یکدیگر را به نام میشناختند، کودکان با خیال آسوده بازی میکردند و مفهوم همسایگی معنا پیدا میکرد. درهای چوبی فقط ورودی خانه نبودند؛ مرز میان هیاهوی بیرون و آرامش درون بودند. در معماری بهبهان، هیچ چیز بیدلیل ساخته نشده بود. هر قوس، هر ستون، هر حیاط، هر پنجره و هر آجر، نتیجه تجربه نسلهایی بود که با این سرزمین زندگی کرده بودند. این همان دانشی است که امروز آن را «معماری پایدار» مینامیم؛ اما نیاکان ما سالها پیش آن را زندگی میکردند. بهبهان، شهری نیست که تاریخش از چند دهه پیش آغاز شده باشد. این شهر، ادامه راه سرزمین کهن ارجان است؛ سرزمینی که هزاران سال پیش یکی از مراکز مهم تمدن این بخش از ایران بود. اگر امروز در کوچههای قدیمی بهبهان قدم میزنیم، در حقیقت روی مسیری گام برمیداریم که قرنها فرهنگ، هنر و زندگی در آن جریان داشته است. این پیوستگی فرهنگی، بزرگترین سرمایه ماست. در بسیاری از شهرهای دنیا، مردم برای دیدن خانههایی سفر میکنند که شاید از نظر معماری، سادهتر از خانههای تاریخی بهبهان باشند. آنچه آن شهرها را ارزشمند کرده، فقط ساختمانهایشان نیست؛ احترامی است که مردم برای گذشته خود قائل شدهاند. ما هم میتوانیم چنین نگاهی داشته باشیم. لازم نیست همه معمار یا پژوهشگر باشیم تا از میراث شهرمان محافظت کنیم. اگر از کنار یک خانه تاریخی عبور میکنیم، از آن عکس بگیریم. اگر نام یک تنگاره قدیمی را میدانیم، آن را برای فرزندانمان تعریف کنیم. اگر مادربزرگ یا پدربزرگمان خاطرهای از محلههای قدیمی دارند، آن را ضبط کنیم. اگر معماری زیبایی در شهر میبینیم، آن را در تلگرام، واتساپ یا اینستاگرام منتشر کنیم و داستانش را بنویسیم. اگر خانهای مرمت شده است، آن را معرفی کنیم. اگر کودکی از ما پرسید «این خانه چرا اینطور ساخته شده؟»، با حوصله برایش توضیح بدهیم. شاید این کارها کوچک به نظر برسند، اما فرهنگ همیشه از همین قدمهای کوچک ساخته میشود. روزی خواهد رسید که عکسهایی که امروز ثبت میکنیم، خاطراتی که امروز مینویسیم و روایتهایی که امروز منتشر میکنیم، به منابع ارزشمند شناخت بهبهان برای نسلهای آینده تبدیل شوند. حفظ بافت تاریخی، فقط حفظ چند خانه نیست؛ حفظ زبان یک شهر است. زبان آجرها، زبان بادگیرها، زبان تنگارهها و زبان مردمی که قرنها در این شهر زندگی کردهاند. اگر این زبان فراموش شود، بخشی از داستان بهبهان نیز خاموش خواهد شد. اما اگر آن را بشناسیم، روایت کنیم و با افتخار به دیگران معرفی کنیم، بهبهان نه فقط شهری با گذشتهای پرافتخار، بلکه شهری با آیندهای ریشهدار خواهد بود. خانههای بهبهان، روایتگران هویت ما هستند. بیایید روایت این شهر را با هم ادامه دهیم.
https://ble.ir/behbahan_tarikh_farhang
۴۹۳
۵:۲۴
۳۷۶
۱۱:۰۶
بافت تاریخی بهبهان و شهر کهن ارجان را نمیتوان دو هویت جدا از هم دانست؛ بلکه این دو، حلقههای پیوسته یک تاریخ، فرهنگ و شیوه زندگی هستند که در امتداد یکدیگر شکل گرفتهاند.
آثار و شواهد تاریخی بر جای مانده از ارجان، از محدوده خود شهر کهن تا مناطق پیرامونی همچون خاییز، تنگ شیخ، تنگ تکاب، بالنگستان و خیرآباد، از نظر معماری، شیوه استقرار، مصالح ساختمانی و الگوی سکونت، هماهنگی و پیوستگی چشمگیری با بافت تاریخی بهبهان دارند. این همسانی نشان میدهد که این محدوده، یک حوزه فرهنگی و تمدنی واحد بوده که طی قرنها با ویژگیهای مشترک خود تداوم یافته است.
پس از ویرانی شهر ارجان، جریان زندگی و سنتهای شهرنشینی در این منطقه متوقف نشد، بلکه در بافت تاریخی بهبهان استمرار یافت. بسیاری از ویژگیهای معماری، سازمان فضایی محلهها، خانههای حیاطدار، گذرها، عناصر بومی و شیوههای ساخت، بازتاب همان میراث فرهنگی و دانش بومی است که پیشتر در ارجان ریشه داشته است.
از این رو، بافت تاریخی بهبهان را میتوان ادامه طبیعی و تاریخی شهر کهن ارجان دانست؛ ادامهای که نه تنها در موقعیت جغرافیایی، بلکه در فرهنگ، معماری، هویت و سبک زندگی یکجانشینان این سرزمین نیز آشکار است.
شناخت این پیوستگی فرهنگی و معماری، میتواند نگاه دقیقتر و علمیتری به تاریخ این منطقه ارائه دهد و اهمیت حفاظت از هر دو میراث را به عنوان اجزای یک منظومه تاریخی و فرهنگی واحد، بیش از پیش نمایان سازد.
گویش بهبهانی
#قنواتی #بهبهان #بهبهانی #بهبهو #بهبهون
آثار و شواهد تاریخی بر جای مانده از ارجان، از محدوده خود شهر کهن تا مناطق پیرامونی همچون خاییز، تنگ شیخ، تنگ تکاب، بالنگستان و خیرآباد، از نظر معماری، شیوه استقرار، مصالح ساختمانی و الگوی سکونت، هماهنگی و پیوستگی چشمگیری با بافت تاریخی بهبهان دارند. این همسانی نشان میدهد که این محدوده، یک حوزه فرهنگی و تمدنی واحد بوده که طی قرنها با ویژگیهای مشترک خود تداوم یافته است.
پس از ویرانی شهر ارجان، جریان زندگی و سنتهای شهرنشینی در این منطقه متوقف نشد، بلکه در بافت تاریخی بهبهان استمرار یافت. بسیاری از ویژگیهای معماری، سازمان فضایی محلهها، خانههای حیاطدار، گذرها، عناصر بومی و شیوههای ساخت، بازتاب همان میراث فرهنگی و دانش بومی است که پیشتر در ارجان ریشه داشته است.
از این رو، بافت تاریخی بهبهان را میتوان ادامه طبیعی و تاریخی شهر کهن ارجان دانست؛ ادامهای که نه تنها در موقعیت جغرافیایی، بلکه در فرهنگ، معماری، هویت و سبک زندگی یکجانشینان این سرزمین نیز آشکار است.
شناخت این پیوستگی فرهنگی و معماری، میتواند نگاه دقیقتر و علمیتری به تاریخ این منطقه ارائه دهد و اهمیت حفاظت از هر دو میراث را به عنوان اجزای یک منظومه تاریخی و فرهنگی واحد، بیش از پیش نمایان سازد.
گویش بهبهانی
#قنواتی #بهبهان #بهبهانی #بهبهو #بهبهون
۵۳۳
۱۱:۰۶
تیم فوتبال. پیمان سال ۱۳۵۴
ایستاده از راست آقایان. ممتازان.بدیعی . زکی پور طمهارثی. اسمی زاده. صناعی .نونژاد . مصفا . نونژاد. نشسته از راست آزاد. پروازه .نوری نژاد . تام . وحید. خادمی . چهار نفر. اسامی. دیگر. را فراموش کردم
با تشکر از وحید خادمی عضو گروه تاریخ و فرهنگ بهبهان
ایستاده از راست آقایان. ممتازان.بدیعی . زکی پور طمهارثی. اسمی زاده. صناعی .نونژاد . مصفا . نونژاد. نشسته از راست آزاد. پروازه .نوری نژاد . تام . وحید. خادمی . چهار نفر. اسامی. دیگر. را فراموش کردم
با تشکر از وحید خادمی عضو گروه تاریخ و فرهنگ بهبهان
۷۶۰
۱۹:۴۶
فلکه جوانمردی بهبهان، که در زمان شاه «فلکه شش بهمن» و پیش از آن «فلکه حمومخان» نام داشت، امروز برای نسل ما اندازه اون در حد یک دروازه است.
در گذشته، برای ما یک میدان فوتبال بود و وسعتی بیشتر، شاید حتی به اندازه یک مجموعه ورزشی.
وقتی از محلهمان، قعرکنو، در ظهرهای تابستان و در چهار ماه تعطیلی مدارس، به این مجموعه میرفتیم، همه عشق و علاقهمان شنا و آبتنی بود. یکی از جاهایی که میرفتیم، همین دریاچه فلکه جوانمردی بود که در بهبهان به این حوضهای بزرگ «دریاچه» گفته میشود. آنجا شنا میکردیم، آببازی و آبپاشی راه میانداختیم، بازی های مختلف میکردیم و شبها هم از آبرنگیهای دلپذیر داخل فلکه لذت میبردیم.
در شبهای تابستان، فضای چمن اطراف فلکه بسیار خنک بود و نسیم آبِ فواره، محیطی دلچسب را فراهم میکرد. انواع بازیهای ورزشی مانند نجات، تیر ماله بازی ، ری پپسی بازی ، وگروزکا، کلاپرانی، هرو، خرده و سواری گرفتن از نماد وسط فلکه را انجام میدادیم ، این بازی ها از نماد به یادماندنیِ وسط فلکه که شبیه مرغابی بود . گفتههایی رنگارنگ هم که همیشه بین مردم درخصوص این فلکه نقل میشد مثل اینکه سرمرغابی رو به کدام سمت شهر است و ... .
نردههای زیبای فلزی آن نیز بهانهای برای انجام بازیها و فعالیتهای مختلف ورزشی، از جمله پرشهای گوناگون بود.
هرچه بود، بهانهای برای فعالیت و تخلیه انرژی به شمار میرفت؛ چرا که از امکانات گوناگون و وسایل بازی کنونی خبری نبود، تا اینکه بعدها در در محل فعلی بازارک میوه، در نزدیکی اُخروا، پارکی ساخته شد، به اسم پارک اجتماعات پارکی بسیار خوب که محلی برای برگزاری اجتماعات مختلف بود و بخشی از آن نیز به وسایل بازی اختصاص داشت، .
از خاطرات جالب آن دوران که به یاد دارم، این بود که بعد از ظهرها همیشه یک پاسبان برای برقراری نظم و انتظامات در سر فلکه حضور داشت. آن زمان که از وسایل نقلیه به اندازه امروز خبری نبود و بیشتر مردم با دوچرخه رفت و آمد میکردند، پلیس دوچرخهسواران متخلف را نگه میداشت و سوزن کرمکِ مغزیِ تیوپ دوچرخه را باز میکرد و در همان فلکه پرت میکرد. ما هم که شاهد این ماجرا بودیم، پس از رفتن پلیس یا آجان، میرفتیم و آن سوزنها را جمعآوری میکردیم و با آنها برای خودمان بازی و سرگرمی فراهم میکردیم.
دیگر اینکه همیشه مراسم رسمی و رژههای گوناگونی در اطراف فلکه جوانمردی برگزار میشد که در آن زمان فقط تماشاگرشان بودیم و نمیدانستیم چه مراسمی هستند؛ بعدها که بزرگتر شدیم، بزرگترها درخصوص آن مراسم برایمان می گفتند که در مجالی دیگر به آن میپردازیم.
" />
مجید بلالی
یاد همان روزهای بیشیلهپیله بخیر
این عکس از حسین عمالی در فلکه ششم بهمن و نمایی از مجسمه پرنده معروف هستش که قبل از انقلاب گرفته شده
با تشکر از دخترشان بابت این عکس برای گروه تاریخ و فرهنگ بهبهان
لینک «کانال تاریخ و فرهنگ بهبهان» در اپیکیشن « بله » 
شناسه:https://ble.ir/behbahan_tarikh_farhang
واتساپ تاريخ و فرهنگ بهبهان
https://whatsapp.com/channel/0029VakilFE72WTsOX3hW22V
تلگرام تاريخ و فرهنگ بيبهوhttps://t.me/behbahofar
اينستاگرام تاريخ و فرهنگ بهبهوhttps://instagram.com/behbahan_tarikh?igshid=MzRlODBiNWFlZA==
در گذشته، برای ما یک میدان فوتبال بود و وسعتی بیشتر، شاید حتی به اندازه یک مجموعه ورزشی.
وقتی از محلهمان، قعرکنو، در ظهرهای تابستان و در چهار ماه تعطیلی مدارس، به این مجموعه میرفتیم، همه عشق و علاقهمان شنا و آبتنی بود. یکی از جاهایی که میرفتیم، همین دریاچه فلکه جوانمردی بود که در بهبهان به این حوضهای بزرگ «دریاچه» گفته میشود. آنجا شنا میکردیم، آببازی و آبپاشی راه میانداختیم، بازی های مختلف میکردیم و شبها هم از آبرنگیهای دلپذیر داخل فلکه لذت میبردیم.
در شبهای تابستان، فضای چمن اطراف فلکه بسیار خنک بود و نسیم آبِ فواره، محیطی دلچسب را فراهم میکرد. انواع بازیهای ورزشی مانند نجات، تیر ماله بازی ، ری پپسی بازی ، وگروزکا، کلاپرانی، هرو، خرده و سواری گرفتن از نماد وسط فلکه را انجام میدادیم ، این بازی ها از نماد به یادماندنیِ وسط فلکه که شبیه مرغابی بود . گفتههایی رنگارنگ هم که همیشه بین مردم درخصوص این فلکه نقل میشد مثل اینکه سرمرغابی رو به کدام سمت شهر است و ... .
نردههای زیبای فلزی آن نیز بهانهای برای انجام بازیها و فعالیتهای مختلف ورزشی، از جمله پرشهای گوناگون بود.
هرچه بود، بهانهای برای فعالیت و تخلیه انرژی به شمار میرفت؛ چرا که از امکانات گوناگون و وسایل بازی کنونی خبری نبود، تا اینکه بعدها در در محل فعلی بازارک میوه، در نزدیکی اُخروا، پارکی ساخته شد، به اسم پارک اجتماعات پارکی بسیار خوب که محلی برای برگزاری اجتماعات مختلف بود و بخشی از آن نیز به وسایل بازی اختصاص داشت، .
از خاطرات جالب آن دوران که به یاد دارم، این بود که بعد از ظهرها همیشه یک پاسبان برای برقراری نظم و انتظامات در سر فلکه حضور داشت. آن زمان که از وسایل نقلیه به اندازه امروز خبری نبود و بیشتر مردم با دوچرخه رفت و آمد میکردند، پلیس دوچرخهسواران متخلف را نگه میداشت و سوزن کرمکِ مغزیِ تیوپ دوچرخه را باز میکرد و در همان فلکه پرت میکرد. ما هم که شاهد این ماجرا بودیم، پس از رفتن پلیس یا آجان، میرفتیم و آن سوزنها را جمعآوری میکردیم و با آنها برای خودمان بازی و سرگرمی فراهم میکردیم.
دیگر اینکه همیشه مراسم رسمی و رژههای گوناگونی در اطراف فلکه جوانمردی برگزار میشد که در آن زمان فقط تماشاگرشان بودیم و نمیدانستیم چه مراسمی هستند؛ بعدها که بزرگتر شدیم، بزرگترها درخصوص آن مراسم برایمان می گفتند که در مجالی دیگر به آن میپردازیم.
یاد همان روزهای بیشیلهپیله بخیر
این عکس از حسین عمالی در فلکه ششم بهمن و نمایی از مجسمه پرنده معروف هستش که قبل از انقلاب گرفته شده
با تشکر از دخترشان بابت این عکس برای گروه تاریخ و فرهنگ بهبهان
https://whatsapp.com/channel/0029VakilFE72WTsOX3hW22V
۳۷۶
۱۱:۳۰