۲.۷K
۹:۲۷
#ایران_همدل#ایران_حرم_است
۳.۴K
۱۷:۱۷
فرق می کند!!
زود آمده ام امشب انگار. هنوز خیلی شلوغ نشده است. پرچم به دست نشسته ام روی نیمکت بیرون پارک مردم. وقت خوبی است برای نوشتن. تا به حال پرچم به دست و در خیابان چیزی ننوشته ام ... ۷۰ شب است که این پرچم همراه من است. دیشب اتفاق جالبی افتاد ... یک لحظه دیدم خانمی از دور ایستاده با ماشین و دستش را زده است زیر چانه اش و سرش را از شیشه ماشین بیرون آورده و دارد عمیق نگاهم می کند. یک لحظه که نگاهم به نگاهش گره خورد خندید و گفت چنان عاشقانه به این پرچم نگاه می کنی که آدم دوست دارد فقط نگاهت کند. انگار دار و ندارت را گرفته ای دستت ...این را که گفت جا خوردم ... چقدر دقیق گفت و رفت. یعنی اینقدر تابلو بود که این پرچم برای من فقط یک پرچم نبود؟ این قصه قصه یک راه است. راهی ۱۴۰۰ ساله ... دوستم را می بینم که دارد از دور می آید . دیشب با این دوست و همکارم به خانه برگشتم. خودم که ماشین ندارم سوار ماشین که می خواستم بشوم گفت - این گلدون رو ببین ... گلدان کنار پارک را می گفت .گفت : دیشب نفهمیدم و وقت پارک ماشین این گلدان پلاستیکی افتاد روی زمین و گل های بنفشه اش زیر و رو شد. گفت دو نفر آمدند و گلدان را گذاشتند سر جایش اما گل ها آسیب دیده بودنگاه گلدان و گلها که کردم چیز خاصی نشده بود فقط انگار توپ فوتبال بجه ها افتاده باشد وسط گلدان یا گربه ای بازیگوش افتاده باشد توی باغچه بازی کردن ... کمی گل ها به هم ریخته بود همین ... گفتم : چیزی نشده که گفت : چرا ... گل ها خراب شده . از صبح درگیرم چند تا شماره زنگ زدم شهرداری بیان براورد خسارت کنند ... خسارتش رو باید بدم . هاج و واج داشتم نگاهش می کردم- خسارت بدهی؟ راستش را بخواهی اگر من بودم شاید اصلا فکرم به اینجا نمی رسید. چیزی نشده بود اصلا ... کمی گل ها به هم ریخته بودند فقط....گفتم : حالا براورد خسارت کردن برات؟ گفت : نه ... تا حالا خبری نشده .فکر کنم تمام کارکنان شهرداری هم هاج و واج مانده اند به این کارهای این جماعت پرچم به دستی که اینقدر حواسش به همه چیز هست گفتم: عجب حوصله ای داری ... رد مظالم به چیزی میدادی می رفت گفت : نمیشه ... مرجعش رو می دونم کجاست آخه ماشین که راه افتاد تا خانه حرفی نزدم. حرف هایش را هم نمی شنیدم دیگر. داشتم به این ریزه کاری ها فکر می کردم. ریزه کاری های این جماعت پرچم به دست در خیابان. مقایسه کنید این جماعت را با جماعتی که به نام مردم در دی ماه دار و ندار و ماشین و مغاره خلق خدا را به آتش می کشید. بانک و اتوبوس و مغازه سالم برای مردم نگذاشتند. یک بار در خیابان دیدم یکی گفت ببخشید دسته پرچمم چند بار به ماشین شما خورد. دسته پرچم؟؟؟؟ حالا مگر چه اتفاقی افتاده بود برای ماشین که داشت عذر خواهی می کرد دقیقا؟ شلوغي هاي دي ماه ماشين خلق خدا را با آدم هايش آتش مي زدند ... فقط یک شب بود و نصف شهر را به آتش کشیدند. ۷۰ شب است ما در خیابانیم ... خون از دماغ کسی نیامده. خط به ماشین کسی نیفتاده. برای ضربه دسته پرجم عذر خواهی می کنند از هم . بی حجاب با خیال راحت از کنار این جماعت پرچم به دست می گذرد. می داند که کسی کاری به کارش ندارد ... او را دختر این آب و خاک می دانند ... حتی اگر نقص در ظاهرش داشته باشد و به قول آقای شهیدم مگر ما نقص نداریم؟ اما یک لحظه فکرش را بکن آن شب شوم دی ماه اگر یک خانم با حجاب تصادفی بین آن جماعت گیر می افتاد چه اتفاقی منتظرش بود؟ سرم را كه بالا مي گیرم کم کم دارد شلوغ می شود... باد افتاده است زیر پرچمم ... دوباره عاشقانه نگاهش می کنم . مثل مادری که بچه اش را بغل کرده باشد. جمله آخر را فقط بنویسم و بروم ...
- فرق دارد چه کسی در خیابان باشد ...
#برای_ایران#برای_وطن#بهشت_مادروکودک
زود آمده ام امشب انگار. هنوز خیلی شلوغ نشده است. پرچم به دست نشسته ام روی نیمکت بیرون پارک مردم. وقت خوبی است برای نوشتن. تا به حال پرچم به دست و در خیابان چیزی ننوشته ام ... ۷۰ شب است که این پرچم همراه من است. دیشب اتفاق جالبی افتاد ... یک لحظه دیدم خانمی از دور ایستاده با ماشین و دستش را زده است زیر چانه اش و سرش را از شیشه ماشین بیرون آورده و دارد عمیق نگاهم می کند. یک لحظه که نگاهم به نگاهش گره خورد خندید و گفت چنان عاشقانه به این پرچم نگاه می کنی که آدم دوست دارد فقط نگاهت کند. انگار دار و ندارت را گرفته ای دستت ...این را که گفت جا خوردم ... چقدر دقیق گفت و رفت. یعنی اینقدر تابلو بود که این پرچم برای من فقط یک پرچم نبود؟ این قصه قصه یک راه است. راهی ۱۴۰۰ ساله ... دوستم را می بینم که دارد از دور می آید . دیشب با این دوست و همکارم به خانه برگشتم. خودم که ماشین ندارم سوار ماشین که می خواستم بشوم گفت - این گلدون رو ببین ... گلدان کنار پارک را می گفت .گفت : دیشب نفهمیدم و وقت پارک ماشین این گلدان پلاستیکی افتاد روی زمین و گل های بنفشه اش زیر و رو شد. گفت دو نفر آمدند و گلدان را گذاشتند سر جایش اما گل ها آسیب دیده بودنگاه گلدان و گلها که کردم چیز خاصی نشده بود فقط انگار توپ فوتبال بجه ها افتاده باشد وسط گلدان یا گربه ای بازیگوش افتاده باشد توی باغچه بازی کردن ... کمی گل ها به هم ریخته بود همین ... گفتم : چیزی نشده که گفت : چرا ... گل ها خراب شده . از صبح درگیرم چند تا شماره زنگ زدم شهرداری بیان براورد خسارت کنند ... خسارتش رو باید بدم . هاج و واج داشتم نگاهش می کردم- خسارت بدهی؟ راستش را بخواهی اگر من بودم شاید اصلا فکرم به اینجا نمی رسید. چیزی نشده بود اصلا ... کمی گل ها به هم ریخته بودند فقط....گفتم : حالا براورد خسارت کردن برات؟ گفت : نه ... تا حالا خبری نشده .فکر کنم تمام کارکنان شهرداری هم هاج و واج مانده اند به این کارهای این جماعت پرچم به دستی که اینقدر حواسش به همه چیز هست گفتم: عجب حوصله ای داری ... رد مظالم به چیزی میدادی می رفت گفت : نمیشه ... مرجعش رو می دونم کجاست آخه ماشین که راه افتاد تا خانه حرفی نزدم. حرف هایش را هم نمی شنیدم دیگر. داشتم به این ریزه کاری ها فکر می کردم. ریزه کاری های این جماعت پرچم به دست در خیابان. مقایسه کنید این جماعت را با جماعتی که به نام مردم در دی ماه دار و ندار و ماشین و مغاره خلق خدا را به آتش می کشید. بانک و اتوبوس و مغازه سالم برای مردم نگذاشتند. یک بار در خیابان دیدم یکی گفت ببخشید دسته پرچمم چند بار به ماشین شما خورد. دسته پرچم؟؟؟؟ حالا مگر چه اتفاقی افتاده بود برای ماشین که داشت عذر خواهی می کرد دقیقا؟ شلوغي هاي دي ماه ماشين خلق خدا را با آدم هايش آتش مي زدند ... فقط یک شب بود و نصف شهر را به آتش کشیدند. ۷۰ شب است ما در خیابانیم ... خون از دماغ کسی نیامده. خط به ماشین کسی نیفتاده. برای ضربه دسته پرجم عذر خواهی می کنند از هم . بی حجاب با خیال راحت از کنار این جماعت پرچم به دست می گذرد. می داند که کسی کاری به کارش ندارد ... او را دختر این آب و خاک می دانند ... حتی اگر نقص در ظاهرش داشته باشد و به قول آقای شهیدم مگر ما نقص نداریم؟ اما یک لحظه فکرش را بکن آن شب شوم دی ماه اگر یک خانم با حجاب تصادفی بین آن جماعت گیر می افتاد چه اتفاقی منتظرش بود؟ سرم را كه بالا مي گیرم کم کم دارد شلوغ می شود... باد افتاده است زیر پرچمم ... دوباره عاشقانه نگاهش می کنم . مثل مادری که بچه اش را بغل کرده باشد. جمله آخر را فقط بنویسم و بروم ...
- فرق دارد چه کسی در خیابان باشد ...
#برای_ایران#برای_وطن#بهشت_مادروکودک
۱.۵K
۲۲:۱۴
سلام به دوستای خوبم
مامانای مهربون و همراه
و فرشته های کوچولوی قشنگم
امیدوارم حالتون خوب باشه
کیا حوصله شون سر رفته و منتظر یه کارگاه جذااااب و باحال و پرانرژی هستن؟


لایک کن ببینم می ارزه خبر خوبه رو بگم یا نه؟

امیدوارم حالتون خوب باشه
کیا حوصله شون سر رفته و منتظر یه کارگاه جذااااب و باحال و پرانرژی هستن؟
لایک کن ببینم می ارزه خبر خوبه رو بگم یا نه؟
۱.۱K
۲۱:۲۴
عید بندگی مبارک
۷۷۷
۴:۳۹
۲۸۰
۴:۱۴
سلام سلام

عید همگیتون مبارککککحاجت همگیتون روااااااز همگیتون التماس دعااااتعجیل در امر فرج صلوات

https://ble.ir/beheshtemadarokudadk https://eitaa.com/beheshtemadarokudadk
۴:۱۵
سلام سلام

عید همگیتون مبارککککحاجت همگیتون روااااااز همگیتون التماس دعااااتعجیل در امر فرج صلوات

https://ble.ir/beheshtemadarokudadk https://eitaa.com/beheshtemadarokudadk
۳۳۵
۴:۱۵
سلام سلاماومدیم با یه خبر خووووب


یه اردوی خیلی خیلی جذاب و باحال


کیا اردو دوست دارن؟؟؟هر کی دوست داره لایک کنه تا بگم براتوووون
یه اردوی خیلی خیلی جذاب و باحال
کیا اردو دوست دارن؟؟؟هر کی دوست داره لایک کنه تا بگم براتوووون
۷:۲۶
سلام سلاماومدیم با یه خبر خووووب


یه اردوی خیلی خیلی جذاب و باحال


کیا اردو دوست دارن؟؟؟هر کی دوست داره لایک کنه تا بگم براتوووون
یه اردوی خیلی خیلی جذاب و باحال
کیا اردو دوست دارن؟؟؟هر کی دوست داره لایک کنه تا بگم براتوووون
۲۷
۷:۲۶