بازارسال شده از استیکرهای مناسبتی
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
۳.۳K
۲۱:۲۲
--- بسم الله الرحمن الرحیم ---
---
#بهشتیشو | اپیزود اول: در جستجویِ معنا (بخش ۱ از ۵)
گاهی تمامِ آرامشِ دنیا، در یک تماشایِ ساده خلاصه میشود؛ مثلِ ایستادن کنار پنجرهای رو به دیوارِ کوتاه و مرمرینِ خانهای در یکی از کوچههای قدیمیِ خیابان امامیه در مشهد. جایی که هنوز هم میشود بویِ خوشِ نانِ سنگک تازه و خنکایِ پاییزیِ آسمان را در نفس کشید.
این خانه، پناهگاهِ پروین است. زنی سی و پنج ساله، با چشمانی که انگار زبانِ بیزبانیِ آدمها را بلد است. پروین لیسانسِ ادبیات دارد، اما در اعماقِ دلش، عاشقِ دنیایِ روانشناسی است؛ از آن دست کتابهایی که از لایههایِ پنهانِ ترسها و آرزوهایِ آدم میگویند.
پروین از آن دسته آدمهای درونگراست؛ نه به معنایِ گوشهگیری، که به معنایِ نیاز به خلوت. او در جمع، مهربان و خوشبرخورد است، اما پس از هیاهویِ روز، برایِ جان گرفتنِ دوباره، نیاز دارد تنها بنشیند، با کتابی یا با نگاهی به دیوارِ سفیدِ خانه، با خودش حرف بزند.
تصمیمِ خانهدار شدن، انتخابِ خودش بود. میگفت:«دوست دارم وقتی سارا چشم باز میکند، اولین تصویرش من باشم. میخواهم وقتی سامان با هیجان از مدرسه برمیگردد، اولین کسی باشد که نقاشیهایش را به من نشان میدهد. میخواهم در کنارِ هر قدمی که میگذارند، حضور داشته باشم.»
او مادری است که در دلِ شلوغیِ خانه، گاهی به گوشهای پناه میبرد تا فقط یک نفسِ عمیق بکشد؛ تا به یاد بیاورد که او، پیش از آنکه مادر باشد، «پروین» است؛ زنی با رویاهایی که هنوز در گوشهای از دلش، زنده ماندهاند.
اما زندگیِ پروین، همیشه اینقدر آرام و در سکوت نگذشته است... چهار سال پیش، اتفاقی افتاد که تمامِ معادلاتِ زندگیاش را تغییر داد.
*
*روایتِ پروین ادامه دارد...*به نظر شما چه اتفاقی میتواند مسیرِ یک زندگیِ آرام و روتین را به کلی دگرگون کند؟
فردا شب، بخش دوم این داستان را در همینجا بخوانید.
@beheshtishow
#بهشتی_شو #سبک_زندگی #روانشناسی_اسلامی
---
#بهشتیشو | اپیزود اول: در جستجویِ معنا (بخش ۱ از ۵)
گاهی تمامِ آرامشِ دنیا، در یک تماشایِ ساده خلاصه میشود؛ مثلِ ایستادن کنار پنجرهای رو به دیوارِ کوتاه و مرمرینِ خانهای در یکی از کوچههای قدیمیِ خیابان امامیه در مشهد. جایی که هنوز هم میشود بویِ خوشِ نانِ سنگک تازه و خنکایِ پاییزیِ آسمان را در نفس کشید.
این خانه، پناهگاهِ پروین است. زنی سی و پنج ساله، با چشمانی که انگار زبانِ بیزبانیِ آدمها را بلد است. پروین لیسانسِ ادبیات دارد، اما در اعماقِ دلش، عاشقِ دنیایِ روانشناسی است؛ از آن دست کتابهایی که از لایههایِ پنهانِ ترسها و آرزوهایِ آدم میگویند.
پروین از آن دسته آدمهای درونگراست؛ نه به معنایِ گوشهگیری، که به معنایِ نیاز به خلوت. او در جمع، مهربان و خوشبرخورد است، اما پس از هیاهویِ روز، برایِ جان گرفتنِ دوباره، نیاز دارد تنها بنشیند، با کتابی یا با نگاهی به دیوارِ سفیدِ خانه، با خودش حرف بزند.
تصمیمِ خانهدار شدن، انتخابِ خودش بود. میگفت:«دوست دارم وقتی سارا چشم باز میکند، اولین تصویرش من باشم. میخواهم وقتی سامان با هیجان از مدرسه برمیگردد، اولین کسی باشد که نقاشیهایش را به من نشان میدهد. میخواهم در کنارِ هر قدمی که میگذارند، حضور داشته باشم.»
او مادری است که در دلِ شلوغیِ خانه، گاهی به گوشهای پناه میبرد تا فقط یک نفسِ عمیق بکشد؛ تا به یاد بیاورد که او، پیش از آنکه مادر باشد، «پروین» است؛ زنی با رویاهایی که هنوز در گوشهای از دلش، زنده ماندهاند.
اما زندگیِ پروین، همیشه اینقدر آرام و در سکوت نگذشته است... چهار سال پیش، اتفاقی افتاد که تمامِ معادلاتِ زندگیاش را تغییر داد.
*
*روایتِ پروین ادامه دارد...*به نظر شما چه اتفاقی میتواند مسیرِ یک زندگیِ آرام و روتین را به کلی دگرگون کند؟
فردا شب، بخش دوم این داستان را در همینجا بخوانید.
#بهشتی_شو #سبک_زندگی #روانشناسی_اسلامی
۳.۴K
۲۱:۲۵
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
پلی میانِ داستان، زندگی و بهشت
---
---
موفقیت، نتیجهی ۳ عبارت است:❶ تجربهی دیروز❷ استفادهی امروز❸ امید به فردا
---
❶ حسرتِ دیروز❷ اتلافِ امروز❸ ترس از فردا
---
---
بهشتی شو | داستانِ زندگیِ بهشتی
#بهشتی_شو#تلنگر#موفقیت#زندگی_آگاهانه
۳.۳K
۱۱:۲۱
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
میلادِ پیامبرِ مهربونی
---
اینجا یه جمعِ خودمونیه؛جمعِ کسایی که دوست دارن زندگی رو نه با شعار، که با قصه و عمل بسازن.«بهشتیشو» یه جایِ گرم برایِ خانوادهست؛برایِ کسایی که دلشون میخواد خونهشون آرومتر، رابطههاشون عمیقتر و زندگیشون پر از معنا باشه.
---
ما باور داریم که هر خونهای میتونه بهشتی بشه،اگه راهِ ساختنش رو بلد باشیم.برای همین، کنارِ پروین و فرامرز، تویِ قصههاشون،تمرین میکنیم که تویِ زندگیِ خودمون هم رشد کنیم.
---
---
---
```──✧
۱۳۲
۱۹:۱۳
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
InShot_20260830_231140234_۳۰۰۸۲۰۲۶.mp3
۰۳:۰۷-۷.۱۷ مگابایت
گاهی فقط شنیدنِ یک داستانِ آشنا کافیه تا یادمون بیاد توی این مسیر تنها نیستیم.
توی این اپیزود، همراه شدیم با شروعِ ماجرای خانوادهی رضویان...همونهایی که توی خیابونِ امامیه، توی یه خونهی ۷۰ متری، دارن تمرینِ زندگیِ بهشتی میکنن.
---
@beheshtishow
```──✧
۱۰۲
۱۱:۲۸
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.