فردی ستودنی است که آموخته چگونه پس از هر ویرانی خود را از نو بسازد؛ جسور در میان رنج، قوی در اوج شکست و صبور در برابر قضاوتها.
#کافهتکست☕️
#کافهتکست☕️
۱۱۰
۲۰:۰۴
گاهی انتظار، خودش بهترین بخش داستان است؛ جایی که صبر و امید دست در دست هم، زندگی را میسازند...
#کافهتکست☕️
#کافهتکست☕️
۱۰۷
۲۰:۱۰
دوست بزرگواریکلیپ زیر را در گروهی فوروارد کرده بودند که من اینجا شیر میکنم باهمان کپشن خودش چون نمیدونستم اجازهی نقد در آن گروه هست یا نه،نقد خودم را در کانال خودم میگذارم.کلیپ را ببینید و نقد مرا نیز لطفا بخوانید. مشعوف میشم که نظرات خودتون را هم در کامنت بنگارید.اگر موافقید چرا؟اگر مخالفید چرا؟
۷۵
۱۱:۳۴
مسیر بدبختی آنها طی شده است
۷۹
۱۱:۳۶
بهین زی🌱
زن قوی، توانمند و مستقل زنی هست که در خیابانهای تهران موتور سواری کند؟؟
لطفاً زنان ایران را به قرن نوزدهم غربی ها برنگردانید مسیر بدبختی آنها طی شده است
با احترام
راستش ارتباط بین موتورسوار شدن زنان در تهران و ورود زنان به مشاغل سخت مردانه در قرن نوزدهم اروپا را متوجه نمیشوم.
موتورسیکلت، قبل از اینکه مسئلهی زن و مرد باشد، یک وسیلهی حملونقل است. همانطور که رانندگی خودرو شغل محسوب نمیشود، موتورسواری هم لزوماً نشانهی قوی بودن یا مستقل بودن نیست؛ فقط یک انتخاب برای جابهجایی است.
اگر قرار است دربارهی برابری زن و مرد صحبت کنیم، بهتر است معیارمان این نباشد که چه کاری مردانه یا زنانه است. مسئله این است که آیا هر انسانی، فارغ از جنسیت، حق انتخاب، امنیت و امکان استفاده از فرصتهای اجتماعی را دارد یا نه.
ضمن اینکه خطر موتورسواری بحث دیگری است. موتورسواری نسبت به خودرو خطرات خاص خودش را دارد و طبیعتاً باید دربارهی ایمنی، آموزش و قوانینش صحبت کرد؛ کما اینکه زنان زیادی توسط مردان موتورسوار، جان خود را از دست دادهاند یا مصدوم شدهاند. اما اینکه یک زن موتور سوار شود را نمیتوان با ورود زنان به کارهای سخت و فرسایشی قرن نوزدهم مقایسه کرد.
به نظرم اینهمه اصرار بر زنانه و مردانه کردن رفتارهای روزمره، خودش ما را از مسئلهی اصلی دور میکند.
زن قوی الزاماً زنی نیست که موتور سوار شود؛همانطور که زنی که موتور سوار نمیشود هم الزاماً ضعیف نیست.
قدرت یک زن را بهتر است با میزان انتخاب و اختیارش بسنجیم، نه با وسیلهای که برای رسیدن از جایی به جای دگر انتخاب کرده است.
#کافهتفکر☕️#تفکرنقاد
شاد زی و خدایی
@behinzy
راستش ارتباط بین موتورسوار شدن زنان در تهران و ورود زنان به مشاغل سخت مردانه در قرن نوزدهم اروپا را متوجه نمیشوم.
موتورسیکلت، قبل از اینکه مسئلهی زن و مرد باشد، یک وسیلهی حملونقل است. همانطور که رانندگی خودرو شغل محسوب نمیشود، موتورسواری هم لزوماً نشانهی قوی بودن یا مستقل بودن نیست؛ فقط یک انتخاب برای جابهجایی است.
اگر قرار است دربارهی برابری زن و مرد صحبت کنیم، بهتر است معیارمان این نباشد که چه کاری مردانه یا زنانه است. مسئله این است که آیا هر انسانی، فارغ از جنسیت، حق انتخاب، امنیت و امکان استفاده از فرصتهای اجتماعی را دارد یا نه.
ضمن اینکه خطر موتورسواری بحث دیگری است. موتورسواری نسبت به خودرو خطرات خاص خودش را دارد و طبیعتاً باید دربارهی ایمنی، آموزش و قوانینش صحبت کرد؛ کما اینکه زنان زیادی توسط مردان موتورسوار، جان خود را از دست دادهاند یا مصدوم شدهاند. اما اینکه یک زن موتور سوار شود را نمیتوان با ورود زنان به کارهای سخت و فرسایشی قرن نوزدهم مقایسه کرد.
به نظرم اینهمه اصرار بر زنانه و مردانه کردن رفتارهای روزمره، خودش ما را از مسئلهی اصلی دور میکند.
زن قوی الزاماً زنی نیست که موتور سوار شود؛همانطور که زنی که موتور سوار نمیشود هم الزاماً ضعیف نیست.
قدرت یک زن را بهتر است با میزان انتخاب و اختیارش بسنجیم، نه با وسیلهای که برای رسیدن از جایی به جای دگر انتخاب کرده است.
#کافهتفکر☕️#تفکرنقاد
شاد زی و خدایی
@behinzy
۱۱۷
۱۱:۳۶
۱۹ شهریور؛ سالروز درگذشت سیدمحمود طالقانی
به طالقانی لقبهای زیادی دادهاند؛«پدر انقلاب»، «ابوذر زمان»، 《گاندی ایران》 و...
اما چرا این القاب به او داده شد؟!چند نمونه از رفتار، گفتار و تفکر او این علت را نشان میدهد:
او معتقد جدی به برپایی شورای مردمی بود که حدود ۲۰ سال بعد از فوتش شورای شهر و روستا شکل گرفت ولی در عمل آنطور نشد که او میخواست.
در آخرین نماز جمعهاش، فقط سه روز پیش از مرگ، درباره شورا گفت:
«مسئله شورا از اساسیترین مسائل اسلامی است...بدانند که مسئولیت دارند، متکی به شخص رهبر نباشند.»
و در همان سخنرانی هشدار داد:
«خودرأیی و خودخواهی را کنار بگذارید...تحمیل عقیده یا خدای نکرده استبداد زیر پرده دین را کنار بگذارید و بیایید با مردم، با دردمندها، با رنجکشیدهها، با محرومها همصدا شوید.»
چند ماه پیشتر، وقتی بحث حجاب اجباری مطرح شد، با اینکه خودش به حجاب اسلامی باور داشت، گفت:
«در مورد حجاب اجبار در کار نیست.»
و این فقط حرف نبود.
در سالهای مبارزه، خانهاش برای کسانی که تحت تعقیب بودند، گاهی پناهگاه میشد؛ از نیروهای مذهبی تا ملیگراها و مبارزان جریانهای مختلف و بابتش تاوانهای سنگینی مانند سالها در زندان بودن را پرداخت.
با جریانهای گوناگون ارتباط داشت، بیآنکه لزوماً با همه همعقیده باشد.
در سیاست هم به نظر میرسید برایش اصل مهمتر از تشکیلات بود؛و وقتی میان قدرت و مردم فاصلهای میدید، زبان اعتراضش را باز میکرد.
برای همین بود که آدمهای بسیار متفاوت، او را «از خود» میدانستند و پدر میخواندنش.
طالقانی را میشود دوست داشت یا نقد کرد؛با بخشی از اندیشهاش موافق بود یا مخالف.
اما برای شناخت او، بهتر است پیش از آنکه در یک جناح یا یک عنوان سیاسی جایش بدهیم،حرفهای خودش را بخوانیم و رفتارهایش را ببینیم.
#روزنگار#محمودطالقانی
شاد زی و خدایی
@behinzy
به طالقانی لقبهای زیادی دادهاند؛«پدر انقلاب»، «ابوذر زمان»، 《گاندی ایران》 و...
اما چرا این القاب به او داده شد؟!چند نمونه از رفتار، گفتار و تفکر او این علت را نشان میدهد:
در آخرین نماز جمعهاش، فقط سه روز پیش از مرگ، درباره شورا گفت:
«مسئله شورا از اساسیترین مسائل اسلامی است...بدانند که مسئولیت دارند، متکی به شخص رهبر نباشند.»
و در همان سخنرانی هشدار داد:
«خودرأیی و خودخواهی را کنار بگذارید...تحمیل عقیده یا خدای نکرده استبداد زیر پرده دین را کنار بگذارید و بیایید با مردم، با دردمندها، با رنجکشیدهها، با محرومها همصدا شوید.»
«در مورد حجاب اجبار در کار نیست.»
و این فقط حرف نبود.
طالقانی را میشود دوست داشت یا نقد کرد؛با بخشی از اندیشهاش موافق بود یا مخالف.
اما برای شناخت او، بهتر است پیش از آنکه در یک جناح یا یک عنوان سیاسی جایش بدهیم،حرفهای خودش را بخوانیم و رفتارهایش را ببینیم.
#روزنگار#محمودطالقانی
شاد زی و خدایی
@behinzy
۱۰۶
۱۱:۴۷
از مادری پرسیدند:
ـ برای اینکه فرزندت خوب تربیت شود، چه کار میکنی؟
لبخندی زد و گفت:
ـ هر روز سعی میکنم خودم آدم بهتری باشم.
گفتند:
ـ همین؟! پس تکلیف آموزش و نصیحت و تذکر چه میشود؟
گفت:
ـ فرزند من بیشتر از آنکه حرفهای مرا بشنود، زندگی مرا میبیند.اگر راستگویی میخواهم، باید راستگو باشم.اگر آرامش میخواهم، باید آرامش را تمرین کنم.اگر احترام میخواهم، باید در رفتارم احترام را ببیند.
تربیت، همیشه از جایی که ما فکر میکنیم شروع نمیشود.
گاهی کودک را رها کن تا خودش را تربیت کند؛و تو، کمی بیشتر روی خودت کار کن.
چون بچهها آن چیزی نمیشوند که مدام به آنها میگوییم؛بخش بزرگی از آن چیزی میشوند که هر روز در ما میبینند.
پرسیدند:
ـ اما اگر فقط مادر روی خودش کار کند چه؟اگر پدر همچنان با همان روشهای قدیمی و سنتی رفتار کند؟
مادر خندید و گفت:
ـ خب... طبیعتاً اگر پدر هم همراه باشد و او هم روی خودش کار کند، اثرش خیلی خیلی بیشتر خواهد بود!بالاخره بچه فقط یک والد ندارد که!
اگر قرار باشد یکی خودش تلاش کند تا «با آرامش حرف بزند»و دیگری با فریاد جواب بدهد،یکی استقلال را در خود افزایش دهد تا الگو باشد و دیگری همهچیز را به جای بچه انجام دهد...
ممکن است آخرش یک آش شل قلمکاری از آب دربیاید که اسمش را نمیشود گذاشت تربیت!
بهتر است پدر و مادر قبل از اینکه بپرسند:
«با فرزندمان چه کار کنیم؟»
یک بار از خودشان بپرسند:
«ما برای بهتر شدن خودمان چه کار میکنیم؟»
#کافهیادگیری☕️#تربیتفرزند
شاد زی و خدایی
@behinzy
ـ برای اینکه فرزندت خوب تربیت شود، چه کار میکنی؟
لبخندی زد و گفت:
ـ هر روز سعی میکنم خودم آدم بهتری باشم.
گفتند:
ـ همین؟! پس تکلیف آموزش و نصیحت و تذکر چه میشود؟
گفت:
ـ فرزند من بیشتر از آنکه حرفهای مرا بشنود، زندگی مرا میبیند.اگر راستگویی میخواهم، باید راستگو باشم.اگر آرامش میخواهم، باید آرامش را تمرین کنم.اگر احترام میخواهم، باید در رفتارم احترام را ببیند.
تربیت، همیشه از جایی که ما فکر میکنیم شروع نمیشود.
گاهی کودک را رها کن تا خودش را تربیت کند؛و تو، کمی بیشتر روی خودت کار کن.
چون بچهها آن چیزی نمیشوند که مدام به آنها میگوییم؛بخش بزرگی از آن چیزی میشوند که هر روز در ما میبینند.
پرسیدند:
ـ اما اگر فقط مادر روی خودش کار کند چه؟اگر پدر همچنان با همان روشهای قدیمی و سنتی رفتار کند؟
مادر خندید و گفت:
ـ خب... طبیعتاً اگر پدر هم همراه باشد و او هم روی خودش کار کند، اثرش خیلی خیلی بیشتر خواهد بود!بالاخره بچه فقط یک والد ندارد که!
اگر قرار باشد یکی خودش تلاش کند تا «با آرامش حرف بزند»و دیگری با فریاد جواب بدهد،یکی استقلال را در خود افزایش دهد تا الگو باشد و دیگری همهچیز را به جای بچه انجام دهد...
ممکن است آخرش یک آش شل قلمکاری از آب دربیاید که اسمش را نمیشود گذاشت تربیت!
بهتر است پدر و مادر قبل از اینکه بپرسند:
«با فرزندمان چه کار کنیم؟»
یک بار از خودشان بپرسند:
«ما برای بهتر شدن خودمان چه کار میکنیم؟»
#کافهیادگیری☕️#تربیتفرزند
شاد زی و خدایی
@behinzy
۴۲۰
۱۲:۵۹
سالها بود که می خوﺍستم اﺯ فردﺍ شروع کنم، اما همیشه فردﺍ یک رﻭﺯ ﺍز من جلوتر بوﺩ .سالها گذشت تا فهمیدم باید اﺯ همین الاﻥ شرﻭع کنم ...
#کافهتکست☕️
#کافهتکست☕️
۴۴
۱۶:۳۰
خداحافظ تابستان... 
اگر بخواهی تابستان امسالت را فقط با یک کلمه به یاد بیاوری، چه کلمهای انتخاب میکنی؟
سفر؟کتاب؟خنده؟استرس؟دوستی؟یادگیری؟خانواده؟کار؟یا یک کلمه که فقط خودت میدانی چرا انتخابش کردی...کلمهی تابستان ۱۴۰۵ من ایدهی جدید بود
️کلمهی تابستان تو ...؟ 
صدای پای پاییز کمکم شنیده میشود،
همین یک کلمه،چند ماه بعد، تمام تابستانت را دوباره به یادت میآورد.
شاد زی و خدایی
@behinzy
اگر بخواهی تابستان امسالت را فقط با یک کلمه به یاد بیاوری، چه کلمهای انتخاب میکنی؟
سفر؟کتاب؟خنده؟استرس؟دوستی؟یادگیری؟خانواده؟کار؟یا یک کلمه که فقط خودت میدانی چرا انتخابش کردی...کلمهی تابستان ۱۴۰۵ من ایدهی جدید بود
صدای پای پاییز کمکم شنیده میشود،
همین یک کلمه،چند ماه بعد، تمام تابستانت را دوباره به یادت میآورد.
شاد زی و خدایی
@behinzy
۷۳
۱۸:۴۲
بهین زی🌱
پیام
.
۱۹
۱۱:۰۹