برای همین خیلی از محدودیتها واقعی نیستن... فقط «یادگرفتهشدن».
۱۳۷
۱۸:۳۰
خبر خوب:
هر چیزی که یاد گرفته شده باشهقابل بازنویسی هم هست.
اما قبلش باید ببینی:
الان داری با کدوم برنامه قدیمی زندگی میکنی
اینو از خودت بپرس
فردا برات یه تست خیلی کامل و کاربردی میزارم که بتونی با ناخوداگاه خودت اشنا بشی
فردا میبینمت عزیزدل
شبت بخیر
هر چیزی که یاد گرفته شده باشهقابل بازنویسی هم هست.
اما قبلش باید ببینی:
الان داری با کدوم برنامه قدیمی زندگی میکنی
اینو از خودت بپرس
فردا برات یه تست خیلی کامل و کاربردی میزارم که بتونی با ناخوداگاه خودت اشنا بشی
فردا میبینمت عزیزدل
شبت بخیر
۱۴۶
۱۸:۳۳
بیشتر آدمها فکر میکنن خودشون رو میشناسن...
اما واقعیت اینه که خیلی از باورهای اصلی ذهنشون از خودشون هم پنهانه.
برای همین نتیجههایی میگیرن که نمیخوان، اما نمیدونن دلیلش چیه.
یه تست ساده انجام بده...
بدون فکر کردن، سریع جواب بده:
قدم اول
پول = ............اولین کلمهای که به ذهنت اومد چی بود؟سختی؟ استرس؟ آزادی؟ قدرت؟ مسئولیت؟ دردسر؟
قدم دوم
حالا این سوال رو جواب بده:آدم پولدار = ............باز هم بدون فکر کردن.هر کلمهای اومد همون رو بنویس.
قدم سوم
حالا یه سوال دیگه:اگر همین فردا ۱۰ میلیارد تومان به حسابت واریز بشه...اولین نگرانیای که به ذهنت میاد چیه؟
همین سه جواب کوتاه میتونن بخشی از برنامههای پنهان ذهن تو رو نشون بدن.چرا؟چون ناخودآگاه قبل از اینکه منطقی فکر کنی، جواب واقعی خودش رو میده.خیلی وقتها آدمها میگن:«من پول بیشتری میخوام»اما در تستهای ذهنی مشخص میشه که در ناخودآگاهشون:پول = دردسرپول = استرسپول = از دست رفتن آرامشپول = آدم بد شدنو اینجاست که یک تضاد شکل میگیره...آگاهانه میخوای به سمت پول بری.اما ناخودآگاهت داره ترمز میکشه.به همین خاطر فقط هدفگذاری کافی نیست.اول باید ببینی چه برنامههایی پشت پرده در حال اجراست.وگرنه هر بار به نقطه اول برمیگردی.
۱۷۱
۱۹:۵۷
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
شاید اولش جمله عجیبی به نظر بیاد.
اما اجازه بده با یه مثال ساده توضیح بدم.
فرض کن دو نفر همزمان وارد یک بازار میشن.
کدومشون راست میگن؟
جالبه بدونی هر دو
چون هر کدوم دارن از پشت عینک باورهای خودشون به دنیا نگاه میکنن.
۷۳
۱۷:۵۷
ذهن انسان روزانه با حجم عظیمی از اطلاعات روبهرو میشه.
اما نمیتونه همه رو پردازش کنه.
برای همین یه فیلتر داره.
و اون فیلتر چیزی نیست جز باورها.
اما نمیتونه همه رو پردازش کنه.
برای همین یه فیلتر داره.
و اون فیلتر چیزی نیست جز باورها.
۶۶
۱۷:۵۹
اگر باور داشته باشی:«من خوششانس نیستم»مغزت تمام اتفاقاتی که خلاف این باور باشن رو نادیده میگیره.
اگر باور داشته باشی:«پول درآوردن سخته»مغزت بیشتر سختیها رو میبینه تا فرصتها.
اگر باور داشته باشی:«من به اندازه کافی خوب نیستم»بیشتر روی ضعفها تمرکز میکنی تا تواناییها.
اگر باور داشته باشی:«پول درآوردن سخته»مغزت بیشتر سختیها رو میبینه تا فرصتها.
اگر باور داشته باشی:«من به اندازه کافی خوب نیستم»بیشتر روی ضعفها تمرکز میکنی تا تواناییها.
۸۶
۱۸:۰۰
به همین دلیل دو نفر ممکنه در یک شرایط کاملاً مشابه زندگی کنن...
اما نتیجههای متفاوتی بگیرن.
نه به خاطر شانس.نه به خاطر سرنوشت.بلکه به خاطر فیلترهای ذهنی متفاوت.
اما نتیجههای متفاوتی بگیرن.
نه به خاطر شانس.نه به خاطر سرنوشت.بلکه به خاطر فیلترهای ذهنی متفاوت.
۷۲
۷:۲۸
«اول باید شرایط بیرون تغییر کنه تا زندگی من تغییر کنه.»
در حالی که خیلی وقتها تغییر واقعی از جایی شروع میشه که فیلتر ذهن تغییر میکنه.
۷۲
۷:۲۹
یه سوال مهم:
اگر باورهای فعلی تو مثل عینک باشن...فکر میکنی این عینک بیشتر داره فرصتها رو بهت نشون میده یا محدودیتها رو؟
جواب خودت رو بنویس.
اگر باورهای فعلی تو مثل عینک باشن...فکر میکنی این عینک بیشتر داره فرصتها رو بهت نشون میده یا محدودیتها رو؟
۷۰
۷:۳۰