بازارسال شده از دکتر لیلی فنایی | Dr Leili Fanaee Official
۱
۱۴:۵۲
بازارسال شده از دکتر لیلی فنایی | Dr Leili Fanaee Official
بهترین مذاکره جایی است که:
۱
۱۴:۵۲
بازارسال شده از دکتر لیلی فنایی | Dr Leili Fanaee Official
اصول متقاعد سازی رابرت چالدینی در مذاکرهاز این اصول می توانید برای پروسه مذاکره استفاده کنید
۱۰۱
۱۴:۵۲
بازارسال شده از دکتر لیلی فنایی | Dr Leili Fanaee Official
تکنیک های مذاکره کریس واسمذاکره کننده ارشد FBI در یک تصویر
۱۱۷
۱۶:۰۸
۱. بحران، ظرفیت ذهنی مدیر را محدود میکندسیستم کمک میکند بخشی از تصمیمها از قبل استاندارد شده باشند و فشار از روی مدیر برداشته شود.
۲. سیستم، خطا را در شرایط پرتنش کاهش میدهد
وجود چکلیستها، دستورالعملها و رویههای مشخص باعث میشود:کارها قابل تکرار باشنداشتباهات کاهش پیدا کندکیفیت اجرا حتی در شرایط سخت حفظ شود
۳. سیستم، وابستگی خطرناک به افراد را کم میکنددر بحران، این وابستگی خطرناکتر میشود؛ چون ممکن است:فرد کلیدی در دسترس نباشدتمرکز خود را از دست بدهدیا از سازمان جدا شوداگر دانش، تصمیمها و روندهای اجرایی فقط در ذهن افراد باشد، بحران میتواند کل عملیات را فلج کند.
۴. سیستم، سرعت واکنش را بالا میبردبرخلاف تصور رایج، سیستم باعث کندی نمیشود. در بحران، سیستم خوب باعث میشود:تصمیمها سریعتر گرفته شوندمسئولیتها روشنتر باشنداولویتها گم نشوندو تیم بداند در هر وضعیت چه باید بکنددر واقع، سیستم نوعی «نقشه آماده عمل» است.
۵. حفظ سیستم، پایه بازسازی بعد از بحران است
۹۸۱
۱۵:۴۱
در شرایط جنگی، نیازهای مشتریان از حالت خواستن به حالت نیازِ حیاتی تغییر میکند. استراتژی شما باید بر ۳ محور باشد:
۷۶۵
۱۷:۲۴
درسهایی از دلِ آتش؛ برندهایی که در جنگ جهانی دوم زنده ماندند!
بحران، برای یک مدیر معمولی یعنی «پایان»؛ اما برای یک استراتژیست یعنی «نقطهی عطف». جنگ جهانی دوم بزرگترین اختلال اقتصادی قرن بیستم بود، اما برندهایی از دل آن بیرون آمدند که امروز غولهای صنعت خود هستند.
چرا آنها زنده ماندند؟ چون فهمیدند که محصول، وحیِ مُنزل نیست؛ ابزاری برای حل مسئله است.
در اینجا ۳ تحلیل موردی (Case Study) دقیق از تغییر مسیرِ برندهای بزرگ را میخوانیم:
بحران، برای یک مدیر معمولی یعنی «پایان»؛ اما برای یک استراتژیست یعنی «نقطهی عطف». جنگ جهانی دوم بزرگترین اختلال اقتصادی قرن بیستم بود، اما برندهایی از دل آن بیرون آمدند که امروز غولهای صنعت خود هستند.
چرا آنها زنده ماندند؟ چون فهمیدند که محصول، وحیِ مُنزل نیست؛ ابزاری برای حل مسئله است.
در اینجا ۳ تحلیل موردی (Case Study) دقیق از تغییر مسیرِ برندهای بزرگ را میخوانیم:
۴۵۴
۱۵:۱۴
تغییر استراتژی: مدیر وقت (مکس کیت)، بهجای تسلیم شدن، تصمیم گرفت از «پسماندهای کارخانههای دیگر» نوشابه بسازد! آنها از «آبپنیر» (باقیمانده پنیرسازی) و «تفاله سیب» (باقیمانده تولید سرکه) استفاده کردند.
نتیجه: نوشابهای به نام «فانتا» (از واژه فانتزی) متولد شد. فانتا نه تنها برند را در جنگ زنده نگه داشت، بلکه امروز دومین برند پرفروش خانواده کوکاکولا در جهان است.
۴۸۴
۱۵:۱۵
تغییر استراتژی: تویوتا کامیونها را به ابتداییترین حالت ممکن تبدیل کرد. آنها برای صرفهجویی در آهن و برق، کامیونهایی ساختند که فقط «یک چراغ» در وسط داشتند! ترمزها فقط برای چرخهای عقب طراحی شده بود و بدنه از چوب بود.
نتیجه: تویوتا از ورشکستگی نجات یافت. این تجربه بعدها پایه و اساس فلسفه «تولید ناب» (Lean Manufacturing) شد که تویوتا را به بزرگترین خودروساز جهان تبدیل کرد.
۵۹۴
۱۵:۱۸
تغییر استراتژی: ریگلی یک تصمیم شجاعانه گرفت: او فروش آدامس به غیرنظامیان را کلاً متوقف کرد و تمام تولید محدودش را به سربازان در خط مقدم اختصاص داد. اما برای اینکه مردم او را فراموش نکنند، کمپین تبلیغاتی بزرگی راه انداخت با این پیام: «این لفاف آدامس را به یاد داشته باشید؛ ما بعد از پیروزی با همان کیفیت عالی برمیگردیم.»
نتیجه: آنها آدامس نمیفروختند، اما «انتظار» و «وفاداری» میفروختند. بعد از جنگ، ریگلی بلافاصله کل بازار را قبضه کرد چون مردم برای خرید دوبارهاش تشنه بودند.
۶۴۷
۱۵:۲۲