بازارسال شده از نجات بیزنیس با پروشات
هیچوقت فکر نمی کردم بشه با هفت هشت میلیونم طلا خرید :)) تا اینکه خواهرم اینجارو بهم معرفی کرد
🤌
ble.ir/join/FJYT1c8PSoble.ir/join/FJYT1c8PSoطلا شیک و مینیمال با قیمت عمده 

بجای کادو های الکی از گالری زینورا واسه عزیزای زندگیت دستبند و گردنبند طلا بگیر 🥰
²⁶
بجای کادو های الکی از گالری زینورا واسه عزیزای زندگیت دستبند و گردنبند طلا بگیر 🥰
۵
۷:۰۴
باورت میشه با کم ترین پس انداز و حتی هزینه ی یه جفت کفش می تونی انگشترای مینیمال طلا به این جذابی بخری؟ 
از گالری زینورا
: ble.ir/join/FJYT1c8PSo
از گالری زینورا
۳۲۰
۷:۰۵
.می آید آنکهاز دردِ تمامِ ما خبر دارد...
به وقت دلگفته های عاشقـــی
با قلبت ببین، برای ظهور و نثار مادرمکرمه امـام زمـان ۳ تا صلوات و یک فاتحه هدیه کن همین الان !)
به وقت دلگفته های عاشقـــی
با قلبت ببین، برای ظهور و نثار مادرمکرمه امـام زمـان ۳ تا صلوات و یک فاتحه هدیه کن همین الان !)
۳۱۱
۷:۲۵
بازارسال شده از نجات بیزنیس با پروشات
یه کچل ، یه عالمه خنده!
🦲
کچل خاااان رو دیدی ؟
پس هنوز خنده واقعی رو ندیدی !
بدوووو عضو شو تا نپاکیدم

https://eitaa.com/joinchat/304808517C51502e0e5b
ورود کچلا ممنوع


کچل خاااان رو دیدی ؟
پس هنوز خنده واقعی رو ندیدی !
بدوووو عضو شو تا نپاکیدم
https://eitaa.com/joinchat/304808517C51502e0e5b
ورود کچلا ممنوع
۲
۷:۲۶
.
ناگفته های طبِ سنتی برای هرگروه خونی
گروه خونیت چیه لَمسِش کُن
🩸گروه خونی +O 🩸گروه خونی B+
🩸گروه خونی _O 🩸گروه خونی B-
🩸گروه خونی A+ 🩸گروه خونی AB+
🩸گروه خونی A- 🩸گروه خونی AB-
🫠کاش زودتر بهمون میگفتن
ناگفته های طبِ سنتی برای هرگروه خونی
🩸گروه خونی +O 🩸گروه خونی B+
🩸گروه خونی _O 🩸گروه خونی B-
🩸گروه خونی A+ 🩸گروه خونی AB+
🩸گروه خونی A- 🩸گروه خونی AB-
۳۱۱
۷:۲۷
در حضور اميرالمومنینﷺ،از ثروت شاميان و فقر عراقیها صحبت شد!حضرت فرمود:آيا نمیدانيد كه میزان عقل مردم همجزء روزی آنها به حساب میآيد؟!
مشکاة الأنوار، ج۱ ص۲۵۱
مشکاة الأنوار، ج۱ ص۲۵۱
۳۰۷
۷:۵۱
بازارسال شده از گسترده فراد
راز داشتن پوست و مویی بینقص، فقط در یک انتخاب درسته! 🤍
از محافظت کامل پوست در برابر آفتاب و لک با جدیدترین ضدآفتابهای فیوژن واتر، تا جوانسازی دور چشم و تقویت ابروها…
محصولات تخصصی و سوئیسی تراست (TRUST) دقیقاً همون چیزیه که روتین پوستی شما کم داره!
🧴
ارسال سریع به سراسر کشور
مشاوره تخصصی و رایگان قبل از خرید
زیبایی و سلامت پوستت رو با خیال راحت به ما بسپار!
جهت ثبت سفارش و مشاوره رایگان به کانال ما بپیوندید:
ble.ir/join/B3ym8BAdfN
https://t.me/Lumira_Trust
از محافظت کامل پوست در برابر آفتاب و لک با جدیدترین ضدآفتابهای فیوژن واتر، تا جوانسازی دور چشم و تقویت ابروها…
محصولات تخصصی و سوئیسی تراست (TRUST) دقیقاً همون چیزیه که روتین پوستی شما کم داره!
۴
۷:۵۱
🪸
🪸
🪸
🪸
🪸
۳۲۰
۷:۵۱
۱۱روز قبل شهادت
۲۸۶
۸:۳۷
بغضم گرفت و به اطراف نگاه کردم چرا هیچ کس تو خیابون نیست. این چه شانسیه من دارم.دوباره محکم تر تکونش دادم._استاد امینی ! خوبید؟ناخواسته گریم گرفت.کمی به اطراف نگاه کردم کاش از همون ور رفته بودم. سمت خیابون دویدم و نگاهم بین استاد که بی جون گوشه خیابون بود و جاده، جا به جا شد. از اعماق وجودم خدا رو صدا کردم تا یه ماشین از اونجا رد بشه. میتونم برم جلوی دانشگاه ولی به نظرم از اینجا ماشین بگیرم بهتره با دیدن ماشینی که سمتن میاوند تو خیابون هراسون دویدم فوری ایستاد و پیاده شد._چی شده خانم.نفس نفس زنون استاد رو نشون دادم و گفتم: _اون اقا حالشون بد شده. در ماشین رو بست و سمت استاد حرکت کرد. _شما میشناسیدش? _نه، یعنی بله ، یه کم. ایستاد و با تردید نگاهم کرد.هول شدم نمیدونم باید چی بگم._اقا زود باشید. حالشون خوب نیست. ایشون استاد دانشگاه من هستن تو رو خدا زود باشید. خیره نگاهم کرد که با فریاد گفتم _چرا نگاه میکنی میگم حالش بده.از صدای بلندم جا خورد و رفت سمت استاد. تقریبا قدشون با هم یکی بود ولی استاد هیکل پر تری داشت به سختی بلندش کرد و سمت ماشین برد به زور گفت:_میبرمش بیمارستان. شما هم باید بیاید. استاد رو روی صندلی ماشین خوابوند و پاهاش رو به زور تو ماشین جا داد._من برای چی؟کمرش با دو دست گرفت و صاف شد. _چون برای من مسئولیت داره، الان ببرمش بیمارستان یقه ی من رو میگیرن._خب چرا ؟ تصادف که نکرده از حال رفته. _خانم من دنبال دردسر نیستم. نمیای همینجا پیادش کنم برن به کارم برسم .اگه اونجا رهاش کنه حتما بلایی سرش میاد. _باشه میام. رفتم ولی می دونم که عمو اقا به شدت تنبیهم میکنه. نمیدونم چرا یه حسی من رو به استاد امینی نزدیک میکنه. توی ماشین کنار راننده نشستم. _زنگ بزن به خانوادت بگو_گوشی ندارم. گوشیش رو از جیبش دراورد و گرفت سمتم._بیا زنگ بزن.کمی به دستش نگاه کردم وقتی دید گوشی رو نمی گیرم روی داشبورد گذاشت. _گفتم شاید نگرانت بشن. _خیلی ممنون برسیم بیمارستان میگم چی شده زود برمیگردم خونه.شونه هاش رو بالا داد. اگه باشماره غریب اونم یه مرد به عمو اقا زنگ بزنم باید فاتحه ی خودم رو بخونم








۱۴۸
۱۱:۱۹