لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل انجمن علمی مهندسی پزشکیا
۷۱ عضو

انجمن علمی مهندسی پزشکی

undefined انجمن علمی مهندسی پزشکی
undefined مرجع فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی در حوزه مهندسی پزشکی
وابسته به شبکه نخبگان ایران
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲ خرداد
thumbnail
زیست‌شناسی مصنوعی و ماشین‌های تحویل ژن؛ از ویرایش DNA تا مهندسی سامانه‌های درمانی آینده
زیست‌شناسی مصنوعی و فناوری CRISPR-Cas9 از مهم‌ترین دستاوردهای علوم زیستی و مهندسی پزشکی در دهه‌های اخیر هستند؛ فناوری‌هایی که امکان ویرایش هدفمند ژنوم را فراهم کرده‌اند و چشم‌انداز درمان بیماری‌های ژنتیکی، برخی سرطان‌ها و اختلالات نادر را به‌طور جدی تغییر داده‌اند.در این رویکرد، پژوهشگران تلاش می‌کنند با استفاده از «قیچی‌های مولکولی» مانند Cas9، یک توالی مشخص از DNA را شناسایی کرده و آن را برش دهند تا ژن معیوب حذف، اصلاح یا جایگزین شود.
اما واقعیت این است که چالش اصلی فقط ویرایش ژن نیست؛ بلکه رساندن ایمن، دقیق و مؤثر این ابزار به داخل سلول هدف است.به بیان ساده، اگر سامانه تحویل ژن به‌درستی طراحی نشود، حتی بهترین ابزار ویرایش ژن نیز در عمل کارایی درمانی قابل قبولی نخواهد داشت.
در حال حاضر، دو پلتفرم اصلی برای انتقال محموله‌های ژنتیکی و سامانه‌های CRISPR بیشتر مورد توجه هستند:
undefined نانوذرات لیپیدی (LNPs)این نانوحامل‌ها می‌توانند مولکول‌هایی مانند mRNA، siRNA یا کمپلکس‌های RNP را در خود جای دهند و آن‌ها را به درون سلول منتقل کنند. LNPها به دلیل قابلیت فرمولاسیون، مقیاس‌پذیری و کاهش برخی محدودیت‌های ایمنی نسبت به وکتورهای ویروسی، به یکی از مهم‌ترین بسترهای تحویل ژن تبدیل شده‌اند.
undefined وکتورهای ویروسی مانند AAVاین سامانه‌ها از توان طبیعی ویروس‌ها برای ورود به سلول استفاده می‌کنند و در بسیاری از کاربردهای ژن‌درمانی نقش مهمی دارند. AAVها به‌دلیل بازده انتقال مناسب و توانایی هدف‌گیری برخی بافت‌ها، گزینه‌ای مؤثر محسوب می‌شوند، هرچند محدودیت‌هایی مانند ظرفیت بارگذاری، پاسخ ایمنی و پیچیدگی تولید را نیز به همراه دارند.
یکی از موانع اساسی در مسیر تحویل ژن، عبور از غشای سلولی و فرار از اندوزوم (Endosomal Escape) است.بسیاری از نانوحامل‌ها پس از ورود به سلول، درون وزیکول‌هایی به نام اندوزوم گرفتار می‌شوند. اگر محموله ژنتیکی نتواند پیش از تخریب، از این ساختارها خارج شود، عملاً اثر درمانی کاهش می‌یابد. به همین دلیل، طراحی نانوحامل‌هایی که بتوانند با مکانیسم‌های بیوفیزیکی مناسب، غشای اندوزوم را مختل کرده و محموله را به سیتوپلاسم آزاد کنند، یکی از موضوعات بسیار مهم در مهندسی سامانه‌های تحویل ژن است.
پس از ورود موفق، مسئله بعدی هدف‌گیری دقیق سلولی است.درمان ژنی زمانی ارزش واقعی دارد که محموله فقط یا عمدتاً به سلول‌های موردنظر برسد و اثرات خارج از هدف به حداقل برسد. این هدف از طریق مهندسی سطح نانوذرات، استفاده از لیگاندها، آنتی‌بادی‌ها، پپتیدهای هدفمند و کنترل ویژگی‌های فیزیکوشیمیایی حامل دنبال می‌شود. اندازه، بار سطحی، ترکیب لیپیدی، پایداری کلوئیدی و رفتار در محیط زیستی همگی در تعیین سرنوشت حامل در بدن نقش اساسی دارند.
در فناوری CRISPR-Cas9، معمولاً یک RNA راهنما (gRNA) توالی هدف را شناسایی می‌کند و پروتئین Cas9 در محل مشخص، DNA را برش می‌دهد. سپس سلول از مسیرهای ترمیم طبیعی خود برای اصلاح ژنوم استفاده می‌کند.البته این فناوری با وجود ظرفیت فوق‌العاده‌اش، هنوز بی‌نقص نیست. موضوعاتی مانند خطاهای خارج از هدف (Off-target effects)، پاسخ ایمنی، کارایی ناکامل تحویل، ناهمگنی پاسخ سلولی و مسائل ایمنی بلندمدت، همچنان از چالش‌های جدی این حوزه هستند. بنابراین، برخلاف تصور عمومی، CRISPR هنوز یک درمان جادویی و بدون محدودیت نیست؛ بلکه یک فناوری بسیار قدرتمند است که نیازمند طراحی دقیق، اعتبارسنجی سخت‌گیرانه و کنترل ایمنی گسترده است.
در این میان، مهندسی پزشکی فقط در سطح طراحی حامل یا ابزار ویرایش نقش ندارد؛ بلکه در توسعه زیرساخت‌های تولید نیز بسیار تعیین‌کننده است.برای آن‌که این مواد ژنتیکی و نانوحامل‌ها از مرحله آزمایشگاهی به کاربرد بالینی برسند، باید بتوان آن‌ها را در مقیاس بالا، با کیفیت یکنواخت، ایمنی مناسب و استانداردهای تولید زیستی تهیه کرد. اینجاست که بیوراکتورها، سامانه‌های تولید کنترل‌شده، فرایندهای خالص‌سازی و کنترل کیفیت اهمیت پیدا می‌کنند. طراحی این زیرساخت‌ها بدون نگاه مهندسی عملاً ممکن نیست.
به همین دلیل، آینده درمان‌های ژنی فقط به زیست‌شناسی وابسته نیست؛ بلکه حاصل همگرایی عمیق میان زیست‌شناسی مولکولی، نانوفناوری، مهندسی پزشکی، علم مواد، بیوفیزیک، فرایندهای تولید زیستی و طراحی سامانه‌های کنترل کیفیت است.
اگر این فناوری‌ها به سطح ایمنی، دقت و پایداری کافی برسند، می‌توانند مسیر درمان بسیاری از بیماری‌های ژنتیکی را تغییر دهند.اما نکته مهم این است که موفقیت درمان ژنی، بیش از آن‌که فقط به «توانایی برش DNA» وابسته باشد، به مهندسی دقیق سامانه تحویل ژن بستگی دارد.#زیست_شناسی_مصنوعی #CRISPR #ژن_درمانی #مهندسی_پزشکی #نانوذرات_لیپیدی #LNP #AAV #GeneDel
undefined۱

۹۲

۴:۳۰

۹ خرداد
آدرس کانال تلگرامhttps://t.me/BiomedEngAssociation

۷۴

۱۸:۲۳

۲۲ خرداد
thumbnail

۴۵

۱۱:۴۱

انجمن علمی مهندسی پزشکی
undefined تصویر
*حسگرهای کوانتومی در پزشکی؛ فراتر از MRI

وقتی از تصویربرداری پزشکی صحبت می‌کنیم، معمولاً اولین چیزی که به ذهن می‌رسد MRI است؛ دستگاهی بزرگ، گران‌قیمت و بسیار قدرتمند که با استفاده از میدان مغناطیسی و امواج رادیویی، ساختارهای درونی بدن را با دقت بالا نشان می‌دهد. اما نسل جدیدی از فناوری‌ها در حال شکل‌گیری است که می‌تواند مفهوم «اندازه‌گیری در پزشکی» را وارد مرحله‌ای کاملاً جدید کند:
حسگرهای کوانتومی.

حسگر کوانتومی ابزاری است که از ویژگی‌های بنیادین سیستم‌های کوانتومی، مانند اسپین، برهم‌نهی، برهم‌کنش با میدان‌های مغناطیسی و تغییرات بسیار کوچک انرژی، برای اندازه‌گیری کمیت‌هایی استفاده می‌کند که در حالت عادی بسیار ضعیف و پنهان هستند. در پزشکی، این یعنی امکان ثبت سیگنال‌هایی که تا امروز یا قابل اندازه‌گیری نبودند یا فقط با تجهیزات بسیار بزرگ و پیچیده قابل شناسایی بودند.

یکی از جذاب‌ترین کاربردهای این فناوری، ثبت فعالیت مغز با استفاده از
مگنتومترهای پمپاژ نوری یا OPMs است. مغز هنگام فعالیت، جریان‌های الکتریکی بسیار ضعیفی تولید می‌کند و این جریان‌ها میدان‌های مغناطیسی فوق‌العاده ضعیفی در اطراف سر ایجاد می‌کنند. روش مگنتوآنسفالوگرافی یا MEG برای اندازه‌گیری همین میدان‌ها طراحی شده است.

در نسل‌های کلاسیک MEG، معمولاً از حسگرهای ابررسانا استفاده می‌شود که نیازمند دمای بسیار پایین و سیستم‌های سرمایشی پیچیده هستند. اما OPMها می‌توانند در دمای اتاق کار کنند و این موضوع مسیر را برای ساخت سامانه‌های
MEG پوشیدنی، سبک‌تر، انعطاف‌پذیرتر و نزدیک‌تر به سر باز کرده است. چنین سامانه‌هایی می‌توانند در آینده برای مطالعه عملکرد مغز، تشخیص صرع، بررسی اختلالات عصبی، علوم شناختی و حتی پایش فعالیت مغزی در شرایط طبیعی‌تر به کار گرفته شوند.

اما انقلاب کوانتومی در پزشکی فقط به مغز محدود نمی‌شود. یکی دیگر از فناوری‌های بسیار مهم، استفاده از
نقص‌های نیتروژن-تهی‌جا در الماس یا NV Centers است. در ساختار بلوری الماس، اگر یک اتم کربن با نیتروژن جایگزین شود و در کنار آن یک جای خالی اتمی وجود داشته باشد، مرکزی ایجاد می‌شود که رفتار کوانتومی بسیار حساسی دارد. این مرکز می‌تواند به تغییرات بسیار کوچک میدان مغناطیسی، دما، فشار و محیط شیمیایی پاسخ دهد.

اهمیت NV-centerها در پزشکی این است که می‌توان از آن‌ها برای حسگری در مقیاس نانو استفاده کرد؛ یعنی جایی که روش‌های معمول اندازه‌گیری دیگر کافی نیستند. برای مثال، پژوهشگران از نانوالماس‌های دارای NV-center برای بررسی تغییرات دمایی درون سلول، مطالعه فرآیندهای متابولیک، بررسی تنش‌های زیستی و حتی ردیابی رفتارهای نانومقیاس در محیط‌های زنده استفاده می‌کنند.

از دید مهندسی پزشکی، این موضوع بسیار مهم است؛ چون بسیاری از پدیده‌های بیماری‌زا در بدن، پیش از آن‌که در سطح بافت یا اندام دیده شوند، در مقیاس سلولی و مولکولی آغاز می‌شوند. اگر بتوانیم تغییرات بسیار کوچک دما، میدان مغناطیسی یا سیگنال‌های زیستی را درون یا اطراف سلول اندازه‌گیری کنیم، شاید بتوان بیماری‌ها را زودتر، دقیق‌تر و با جزئیات بیشتری تشخیص داد.

حوزه سوم، تحول احتمالی در
MRI و تصویربرداری مغناطیسی فوق‌حساس است. MRIهای رایج به میدان‌های مغناطیسی قوی نیاز دارند و همین موضوع باعث افزایش اندازه، هزینه و پیچیدگی دستگاه می‌شود. حسگرهای کوانتومی می‌توانند در آینده امکان تصویربرداری در میدان‌های ضعیف‌تر، با حساسیت بالاتر و شاید با تجهیزات کوچک‌تر را فراهم کنند. البته این مسیر هنوز چالش‌های جدی دارد و نباید آن را بیش از حد ساده یا قطعی تصور کرد؛ اما جهت‌گیری علمی کاملاً روشن است: پزشکی آینده به سمت اندازه‌گیری‌های دقیق‌تر، کم‌تهاجمی‌تر و نزدیک‌تر به شرایط واقعی بدن حرکت می‌کند.

در واقع، حسگرهای کوانتومی قرار نیست فقط نسخه کوچک‌تر MRI باشند. آن‌ها می‌توانند نوع جدیدی از اطلاعات زیستی را آشکار کنند؛ اطلاعاتی درباره فعالیت مغزی، دینامیک سلولی، تغییرات دمایی نانومقیاس، میدان‌های مغناطیسی ضعیف و فرآیندهایی که تاکنون از دید ابزارهای کلاسیک پنهان مانده‌اند.

با این حال، باید واقع‌بین بود. بسیاری از کاربردهای حسگرهای کوانتومی هنوز در مرحله پژوهشی یا توسعه آزمایشگاهی قرار دارند. چالش‌هایی مانند نویز محیطی، پایداری سیگنال، کالیبراسیون، زیست‌سازگاری، یکپارچه‌سازی با سامانه‌های پزشکی، هزینه ساخت و استانداردسازی بالینی هنوز باید حل شوند. بنابراین، حسگرهای کوانتومی یک «جادوی آماده مصرف» نیستند؛ بلکه یک پلتفرم علمی و مهندسی قدرتمند هستند که می‌توانند طی سال‌های آینده پزشکی تشخیصی را عمیقاً تغییر دهند.

شاید آینده پزشکی فقط در دیدن بهتر تصویر بدن نباشد؛ بلکه در
شنیدن ضعیف‌ترین سیگنال‌های زیستی بدن* باشد؛ سیگنال‌هایی که تا امروز زیر نویز پنها

۴۹

۱۱:۴۲

انجمن علمی مهندسی پزشکی
undefined تصویر
ن مانده‌اند.
*حسگرهای کوانتومی پلی هستند میان فیزیک بنیادی، مهندسی پزشکی و پزشکی آینده؛ پلی برای دیدن آنچه پیش از این قابل دیدن نبود.*

۵۰

۱۱:۴۲

آدرس کانال تلگرامhttps://t.me/BiomedEngAssociation

۵۳

۱۱:۴۴

۲۴ خرداد
بازارسال شده از انجمن علمی مهندسی برق
thumbnail
undefined انجمن علمی مهندسی برق شبکه نخبگان ایران دعوت به همکاری می‌کند
انجمن علمی مهندسی برق شبکه نخبگان ایران در راستای تشکیل و توسعه گروه‌های تخصصی مقاله‌نویسی، از میان دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه‌های سراسر کشور، برای جذب سرگروه در گرایش‌های زیر دعوت به همکاری می‌نماید:
undefined مهندسی قدرتundefined مهندسی الکترونیک undefined مهندسی مخابراتundefined مهندسی پزشکیundefined مهندسی کنترل
شرایط:• دانشجوی کارشناسی ارشد در یکی از گرایش‌های فوق• علاقه‌مند به فعالیت‌های پژوهشی و مقاله‌نویسی• دارای روحیه کار تیمی و توانایی مدیریت گروه‌های علمی
متقاضیان محترم می‌توانند رزومه خود را به آیدی زیر ارسال نمایند:
undefined @Tanhaei26
انجمن علمی مهندسی برق شبکه نخبگان ایران
| تلگرام | | بــــــــــــله |

۲

۶:۵۴

۲۹ خرداد
thumbnail
undefinedundefined پزشکی بیوالکترونیک حلقه‌بسته؛ درمان عصبی با منطق بازخورد
در پزشکی بیوالکترونیک حلقه‌بسته، هدف صرفاً اعمال تحریک الکتریکی به عصب نیست؛ بلکه ایجاد یک سامانه کنترلی هوشمند است که وضعیت فیزیولوژیک بدن را به‌صورت پیوسته پایش کرده و بر اساس همان داده‌ها، زمان، شدت و الگوی تحریک عصبی را تنظیم می‌کند.
در این ساختار، یک زیست‌حسگر سیگنال‌هایی مانند فعالیت عصبی، ضربان قلب، نشانگرهای التهابی یا تغییرات الکتروفیزیولوژیک را ثبت می‌کند. سپس پردازشگر با کمک الگوریتم کنترل، داده‌ها را تحلیل کرده و فقط در صورت عبور سیستم از یک آستانه مشخص یا شناسایی الگوی غیرطبیعی، تحریک عصبی را فعال می‌کند.
برای مثال، تحریک هدفمند عصب واگ می‌تواند از طریق مسیرهای عصبی ـ ایمنی بر پاسخ‌های التهابی اثر بگذارد. اما مزیت اصلی سیستم حلقه‌بسته این است که برخلاف تحریک پیوسته و کور، تحریک فقط زمانی انجام می‌شود که بدن واقعاً به مداخله نیاز دارد.
این رویکرد می‌تواند مصرف انرژی را کاهش دهد، عوارض ناشی از تحریک غیرضروری را کم کند و درمان را از حالت ثابت و یکسان برای همه بیماران، به سمت درمان شخصی‌سازی‌شده و دینامیک ببرد.
به بیان ساده‌تر، این فناوری تلاش می‌کند بدن را «بخواند»، تصمیم بگیرد و سپس با دقت عصبی پاسخ دهد.

۳۳

۲۰:۲۴

۳۰ خرداد
thumbnail
یکی از جذاب‌ترین نمونه‌ها، تحریک عصب واگ یا Vagus Nerve Stimulation (VNS) است؛ روشی که در حوزه‌ی Bioelectronic Medicine به‌عنوان نوعی «داروی الکتریکی» شناخته می‌شود. عصب واگ یکی از مهم‌ترین مسیرهای ارتباطی بین مغز، قلب، ریه، دستگاه گوارش و سیستم ایمنی است و می‌تواند نقش مهمی در تنظیم پاسخ‌های التهابی داشته باشد.
از نظر علمی، VNS با فعال‌سازی inflammatory reflex یا رفلکس ضدالتهابی، مسیرهای عصبی-ایمنی را تعدیل می‌کند. در این فرآیند، سیگنال‌های عصبی می‌توانند تولید برخی سایتوکاین‌های پیش‌التهابی مانند TNF-α، IL-6 و IL-1β را کاهش دهند و به بازگرداندن تعادل سیستم ایمنی کمک کنند.
اما بخش مهم ماجرا برای مهندسی پزشکی اینجاست: برای اینکه این تحریک مؤثر، ایمن و پایدار باشد، باید رابط بین الکترود و عصب با دقت طراحی شود. Interface electrode design تعیین می‌کند تحریک تا چه حد انتخابی، کم‌مصرف، سازگار با بافت و قابل اعتماد باشد.
به زبان ساده، تحریک عصب واگ یعنی مهندسی ارتباط بین سیستم عصبی و سیستم ایمنی؛ جایی که الکترونیک، نوروساینس و پزشکی به هم می‌رسند.
Vagus Nerve Stimulation: Engineering the interface between nerves and immunity.

۲۷

۱۹:۰۹

۱ تیر
thumbnail
undefined ایمپلنت‌های مغزی حل‌شونده؛ الکترونیکی که مأموریتش را انجام می‌دهد و سپس ناپدید می‌شود
ایمپلنت‌های مغزی حل‌شونده یا Bioresorbable Brain Implants نسل جدیدی از ابزارهای عصبی هستند که برای پایش یا تحریک موقت بافت مغز طراحی می‌شوند و پس از پایان عملکرد خود، به‌تدریج در بدن تجزیه و جذب می‌گردند.
پایه این فناوری بر استفاده از مواد زیست‌تخریب‌پذیر و الکترونیک گذرا است؛ یعنی موادی مانند برخی پلیمرها، لایه‌های نازک سیلیکونی و رساناهای قابل‌جذب که می‌توانند برای مدت مشخصی پایدار بمانند و سپس بدون نیاز به جراحی دوم از بین بروند.
نکته کلیدی در این سیستم‌ها، کنترل نرخ تخریب است؛ به‌گونه‌ای که ایمپلنت نه زودتر از زمان لازم از کار بیفتد و نه بیش از حد در بافت باقی بماند. این موضوع برای حفظ ایمنی بافتی، کاهش التهاب مزمن، کاهش خطر عفونت و سازگاری بهتر با بافت نرم مغز اهمیت زیادی دارد.
این فناوری می‌تواند در پایش پس از جراحی، تحریک موقت عصبی و رابط‌های عصبی کوتاه‌مدت، نقش مهمی در آینده نوروالکترونیک و مهندسی پزشکی ایفا کند.

۱۵

۱۷:۳۴