۳۴
۳:۰۵
https://biroonit.ir/fullcontent/Persian/91917
https://ble.ir/biroonit
۳۰
۳:۵۰
۱. روزنامه دنیای اقتصادتیتر: منتظر صلح جامع نمانیم، صلح را تولید کنیمنویسنده: عباس ملکی
۲. روزنامه تعادلتیتر: سناريوهايی برای بنزيننویسنده: آلبرت بغزیان
۳. روزنامه جهان صنعتتیتر: پاسخ به نقد، اتهامزنی نیستنویسنده: محمدرضا سعدی
۴. روزنامه کیهانتیتر: از قاجار تا امروز کارفرما یکی استنویسنده: سید محمدعماد اعرابی
۵. روزنامه اطلاعاتتیتر: سردرگمی در هیاهوی بازار ارزنویسنده: محمدعلی سنجیده
۶. روزنامه شرقتیتر: تابآوری اقتصادی و شورای عالی امنیت ملینویسنده: کیومرث اشتریان
۷. روزنامه ایرانتیتر: تنگه هرمز؛ «دماسنج سیاسی» ترامپنویسنده: شهروز شریعتی
۸. روزنامه جهان اقتصادتیتر: ضرورت مهاجرت معکوسنویسنده: نیما گلیاری
https://biroonit.ir/fullcontent/Persian/91918
https://ble.ir/biroonit
۳۶
۴:۲۳
در مراسم معارفه غریبپور چه گذشت؟
رییس قدیم ایمیدرو در چه اتمسفری رییس جدید صندوق توسعه ملی شد؟
بیرونیت
۱. از همان ترکیب مهمانها میشد فهمید که این فقط یک تودیع و معارفه معمولی نیست. رئیس سازمان برنامه و بودجه، رئیس کل بانک مرکزی، وزیر اقتصاد و نماینده مجلس در سالن بودند؛ بخش مهمی از بازیگران تصمیمگیری اقتصادی کشور آمده بودند تا تغییر مدیریت یکی از مهمترین دارندگان داراییهای ارزی ایران را ببینند. اولین پیام را شاید خود صندلیهای سالن داده بودند: صندوق قرار است در معادلات اقتصادی جدیتر دیده شود.
۲. هنوز صحبتهای غریبپور جلو نرفته بود که جهت نگاه رئیس جدید مشخص شد؛ بیرون از مرزها. از اقتصاد جهانی، سرمایهگذار خارجی، بانکها و کنسرسیومهای خارجی، دانش و تکنولوژی گفت و جملهای به زبان آورد که شاید بعدها بتوان دوره مدیریتش را با آن سنجید: صندوق توسعه ملی باید «پنجرهای به سوی اقتصاد جهانی» باشد. پنجرهای که باز کردنش در شرایط امروز اقتصاد ایران، ساده نیست.
۳. فضای تحویل مدیریت هم قابل توجه بود. خبری از آن سنت آشنا نبود که با آمدن مدیر جدید، هرچه مربوط به دوره قبل است کنار گذاشته شود. از غضنفری و تیمش تقدیر شد و رئیس پیشین هم آمده بود تا بگوید چه چیزی تحویل مدیریت بعدی میدهد. برای صندوقی که قرار است ثروت نسلهای مختلف را مدیریت کند، شاید همین «تداوم» مهمتر از بسیاری از حرفهای پشت تریبون باشد.
۴. غضنفری حتی روز خداحافظی بیشتر شبیه مدیری در جلسه راهبردی بود تا مراسم تودیع. از ارزش داراییها و سه سناریوی ارزشگذاری گفت، اما حرف اصلی جای دیگری بود: «حاکمیت» را از «مدیریت» جدا کنید. ترجمه ساده این حرف آن است که داراییهای ملی را نمیشود فقط به امید مدیر خوب اداره کرد؛ ساختاری لازم است که مدیر را بسنجد، سؤال کند و بابت نتیجه پاسخ بخواهد.
۵. وسط صحبت از میلیاردها دلار دارایی و ابزارهای مالی، پای «ده فرمان» هم به مراسم باز شد. غضنفری کتاب «ده فرمان» را در فهرست دستاوردهای دوره خود قرار داد. شاید حضور یک کتاب کنار کارنامه مالی صندوق حاشیهای به نظر برسد، اما پیام مشخصی داشت؛ رئیس سابق میخواست یک چارچوب فکری هم بهعنوان میراث مدیریتی باقی بگذارد. حالا سؤال این است که از «ده فرمان» غضنفری، چند فرمان باقی خواهد ماند؟
۶. یکی از بخشهای متفاوت سخنان غریبپور جایی بود که سراغ «طلبهای دلاری» صندوق رفت. حرف این بود که این مطالبات نباید فقط اعدادی باشند که صندوق منتظر وصولشان بماند؛ میشود فکر کرد چطور همین طلبها به اعتبار تبدیل و در تعامل با بانکها و کنسرسیومهای خارجی به کار گرفته شوند. عملیاتی شدن این ایده میتواند یکی از مهمترین پروندههای دوره جدید باشد.
۷. در ادبیات رئیس جدید یک تغییر هم به چشم میآمد؛ کمتر صحبت از «خرج کردن پول صندوق» بود و بیشتر حرف از «اهرم کردن پول صندوق». غریبپور میخواهد هر واحد سرمایه صندوق، چند واحد سرمایه از بخش خصوصی، بانکها، بازار سرمایه و سرمایهگذاران خارجی را به حرکت درآورد. شاید معیار ساده سنجش این دوره همین باشد: هر یک دلار صندوق، چند دلار دیگر را به میدان آورده است؟
۸. یک جمله غریبپور شاید میان تیترها گم شود، اما برای سیاستگذار مهم است؛ برنامه استراتژیک صندوق باید مستقل از رفتوآمد مدیران باشد. به زبان ساده، صندوق نباید با آمدن هر رئیس دوباره به صفحه اول برگردد. برای نهادی که فلسفه وجودیاش مدیریت ثروت بیننسلی است، ثبات استراتژی باید از عمر صندلی مدیران طولانیتر باشد.
۹. غریبپور وقتی از سوابق مدیریتی خود گفت، چند کُد هم درباره آینده صندوق داد. تجربه سازمانهای توسعهای، مدیریت منابع میلیارددلاری و شناخت مسیر جذب سرمایه خارجی، سه مؤلفهای بود که روی آنها دست گذاشت. تصویری که بیرون میآمد، صندوقی است که قرار نیست فقط منتظر وصول منابع بماند و تسهیلات بدهد؛ قرار است دنبال سرمایه برود، شریک پیدا کند و فرصت سرمایهگذاری بسازد. شاید تجربه ایمیدرو از همین نقطه وارد صندوق شود.
۱۰. در پایان مراسم، مسئله فقط جابهجایی یک رئیس با رئیس دیگر نبود؛ نشانههایی از تغییر تعریف «صندوق توسعه ملی» دیده میشد. در روایت مدیریت جدید، صندوق قرار است سرمایه را اهرم کند، اعتبار بسازد، سرمایه خارجی جذب کند، دانش و تکنولوژی وارد کند و پنجرهای برای ارتباط اقتصاد ایران با جهان باشد. تصویر جذابی است، اما مراسم معارفه جای حرفهاست و دوره مدیریت جای عددها.
پینوشت: مراسم معارفه رئیس صندوق توسعه ملی، صبح روز دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ برگزار شد.
Biroonit.ir
https://t.me/birunit
https://ble.ir/biroonit
https://chat.whatsapp.com/BuEWtcpKA525KbdZplyHe8?s=cl&p=a&mlu=4&amv=3
"بیرونیت" نام یک کانی است که در دنیا به افتخار ابوریحان بیرونی، دانشمند بزرگ ایرانی، نامگذاری شده است.
رییس قدیم ایمیدرو در چه اتمسفری رییس جدید صندوق توسعه ملی شد؟
۱. از همان ترکیب مهمانها میشد فهمید که این فقط یک تودیع و معارفه معمولی نیست. رئیس سازمان برنامه و بودجه، رئیس کل بانک مرکزی، وزیر اقتصاد و نماینده مجلس در سالن بودند؛ بخش مهمی از بازیگران تصمیمگیری اقتصادی کشور آمده بودند تا تغییر مدیریت یکی از مهمترین دارندگان داراییهای ارزی ایران را ببینند. اولین پیام را شاید خود صندلیهای سالن داده بودند: صندوق قرار است در معادلات اقتصادی جدیتر دیده شود.
۲. هنوز صحبتهای غریبپور جلو نرفته بود که جهت نگاه رئیس جدید مشخص شد؛ بیرون از مرزها. از اقتصاد جهانی، سرمایهگذار خارجی، بانکها و کنسرسیومهای خارجی، دانش و تکنولوژی گفت و جملهای به زبان آورد که شاید بعدها بتوان دوره مدیریتش را با آن سنجید: صندوق توسعه ملی باید «پنجرهای به سوی اقتصاد جهانی» باشد. پنجرهای که باز کردنش در شرایط امروز اقتصاد ایران، ساده نیست.
۳. فضای تحویل مدیریت هم قابل توجه بود. خبری از آن سنت آشنا نبود که با آمدن مدیر جدید، هرچه مربوط به دوره قبل است کنار گذاشته شود. از غضنفری و تیمش تقدیر شد و رئیس پیشین هم آمده بود تا بگوید چه چیزی تحویل مدیریت بعدی میدهد. برای صندوقی که قرار است ثروت نسلهای مختلف را مدیریت کند، شاید همین «تداوم» مهمتر از بسیاری از حرفهای پشت تریبون باشد.
۴. غضنفری حتی روز خداحافظی بیشتر شبیه مدیری در جلسه راهبردی بود تا مراسم تودیع. از ارزش داراییها و سه سناریوی ارزشگذاری گفت، اما حرف اصلی جای دیگری بود: «حاکمیت» را از «مدیریت» جدا کنید. ترجمه ساده این حرف آن است که داراییهای ملی را نمیشود فقط به امید مدیر خوب اداره کرد؛ ساختاری لازم است که مدیر را بسنجد، سؤال کند و بابت نتیجه پاسخ بخواهد.
۵. وسط صحبت از میلیاردها دلار دارایی و ابزارهای مالی، پای «ده فرمان» هم به مراسم باز شد. غضنفری کتاب «ده فرمان» را در فهرست دستاوردهای دوره خود قرار داد. شاید حضور یک کتاب کنار کارنامه مالی صندوق حاشیهای به نظر برسد، اما پیام مشخصی داشت؛ رئیس سابق میخواست یک چارچوب فکری هم بهعنوان میراث مدیریتی باقی بگذارد. حالا سؤال این است که از «ده فرمان» غضنفری، چند فرمان باقی خواهد ماند؟
۶. یکی از بخشهای متفاوت سخنان غریبپور جایی بود که سراغ «طلبهای دلاری» صندوق رفت. حرف این بود که این مطالبات نباید فقط اعدادی باشند که صندوق منتظر وصولشان بماند؛ میشود فکر کرد چطور همین طلبها به اعتبار تبدیل و در تعامل با بانکها و کنسرسیومهای خارجی به کار گرفته شوند. عملیاتی شدن این ایده میتواند یکی از مهمترین پروندههای دوره جدید باشد.
۷. در ادبیات رئیس جدید یک تغییر هم به چشم میآمد؛ کمتر صحبت از «خرج کردن پول صندوق» بود و بیشتر حرف از «اهرم کردن پول صندوق». غریبپور میخواهد هر واحد سرمایه صندوق، چند واحد سرمایه از بخش خصوصی، بانکها، بازار سرمایه و سرمایهگذاران خارجی را به حرکت درآورد. شاید معیار ساده سنجش این دوره همین باشد: هر یک دلار صندوق، چند دلار دیگر را به میدان آورده است؟
۸. یک جمله غریبپور شاید میان تیترها گم شود، اما برای سیاستگذار مهم است؛ برنامه استراتژیک صندوق باید مستقل از رفتوآمد مدیران باشد. به زبان ساده، صندوق نباید با آمدن هر رئیس دوباره به صفحه اول برگردد. برای نهادی که فلسفه وجودیاش مدیریت ثروت بیننسلی است، ثبات استراتژی باید از عمر صندلی مدیران طولانیتر باشد.
۹. غریبپور وقتی از سوابق مدیریتی خود گفت، چند کُد هم درباره آینده صندوق داد. تجربه سازمانهای توسعهای، مدیریت منابع میلیارددلاری و شناخت مسیر جذب سرمایه خارجی، سه مؤلفهای بود که روی آنها دست گذاشت. تصویری که بیرون میآمد، صندوقی است که قرار نیست فقط منتظر وصول منابع بماند و تسهیلات بدهد؛ قرار است دنبال سرمایه برود، شریک پیدا کند و فرصت سرمایهگذاری بسازد. شاید تجربه ایمیدرو از همین نقطه وارد صندوق شود.
۱۰. در پایان مراسم، مسئله فقط جابهجایی یک رئیس با رئیس دیگر نبود؛ نشانههایی از تغییر تعریف «صندوق توسعه ملی» دیده میشد. در روایت مدیریت جدید، صندوق قرار است سرمایه را اهرم کند، اعتبار بسازد، سرمایه خارجی جذب کند، دانش و تکنولوژی وارد کند و پنجرهای برای ارتباط اقتصاد ایران با جهان باشد. تصویر جذابی است، اما مراسم معارفه جای حرفهاست و دوره مدیریت جای عددها.
Biroonit.ir
https://t.me/birunit
https://ble.ir/biroonit
https://chat.whatsapp.com/BuEWtcpKA525KbdZplyHe8?s=cl&p=a&mlu=4&amv=3
۲۶۴
۴:۴۹
https://biroonit.ir/fullcontent/Persian/91913
https://ble.ir/biroonit
۳۰
۵:۲۷
https://biroonit.ir/fullcontent/Persian/91919
https://ble.ir/biroonit
۲۴
۵:۳۰
https://biroonit.ir/fullcontent/Persian/91920
https://ble.ir/biroonit
۲۳
۵:۳۷
https://biroonit.ir/fullcontent/Persian/91921
https://ble.ir/biroonit
۲۹
۵:۴۲
https://biroonit.ir/fullcontent/Persian/91922
https://ble.ir/biroonit
۳۰
۷:۰۷
وقتی مدیر یک بنگاه معدنی و فلزی احساس میکند جایگاهش در خطر است، چه کند؟
بیرونیت
۱. بین «احتمال تغییر» و «تصمیم به تغییر» تفاوت بگذارد؛ در بنگاههای بزرگ معدنی و فلزی ایران، تغییر مدیرعامل همیشه فقط تابع عملکرد نیست. تغییر در هلدینگ بالادستی، ترکیب هیئتمدیره، سیاست سهامدار عمده یا تحولات مدیریتی در سطوح بالاتر میتواند شایعه تغییر مدیرعامل را ایجاد کند. مدیر نباید با شنیدن یک خبر یا مشاهده چند نشانه، فوراً نتیجه بگیرد که رفتنش قطعی شده است.
۲. با هر خبر و شایعهای دستپاچه نشود؛ در صنایع معدنی و فلزی، خبر تغییر مدیران گاهی قبل از تصمیم رسمی در کانالها، رسانهها و محافل صنعتی میچرخد. مدیر نباید با دیدن یک خبر فوراً شروع به تماس گرفتن با اعضای هیئتمدیره، هلدینگ، وزارتخانه یا افراد بانفوذ کند. ابتدا باید بفهمد چه چیزی واقعیت دارد، چه چیزی شایعه است و چه چیزی برداشت خودش از شرایط است.
۳. تمام روز را صرف رصد خبر تغییر خودش نکند؛ مدیری که از صبح کانالها و خبرگزاریها را بررسی میکند تا ببیند اسم چه کسی برای جایگزینی او مطرح شده، عملاً بخشی از توان مدیریتی خود را از دست میدهد. بخش معادن و فلزات با تولید، فروش، صادرات، انرژی، ارز، پروژههای توسعهای و هزاران نیروی انسانی سروکار دارد. این مسائل باید همچنان اولویت مدیر باقی بمانند.
۴. تا آخرین روز، مدیرعامل بماند؛ احتمال تغییر نباید باعث شود تولید، فروش، تأمین مواد اولیه، پروژهها یا تصمیمهای مهم را رها کند. حتی اگر احتمال دهد یک ماه دیگر در شرکت نیست، امروز مسئول عملکرد همان شرکت است. مدیر حرفهای تا آخرین ساعت مسئولیت، شرکت را اداره میکند و اجازه نمیدهد نگرانی درباره صندلی خودش به عملکرد بنگاه منتقل شود.
۵. برای حفظ جایگاه، رفتارهای عجولانه و غیرحرفهای نکند؛ وقتی مدیر احساس خطر میکند، ممکن است وسوسه شود واسطه پیدا کند، مرتب با سهامدار تماس بگیرد، دنبال اعلام حمایت افراد مختلف باشد یا ناگهان تلاش کند همه را از خودش راضی کند. این رفتارها میتواند تصویر مدیری مضطرب و وابسته به صندلی ایجاد کند. اگر لازم است از عملکردش دفاع کند، بهتر است با گزارش روشن از تولید، فروش، سودآوری، پروژهها، چالشها و برنامه آینده این کار را انجام دهد.
۶. به جای حدس زدن نظر هلدینگ، کارنامه خودش را روی میز بگذارد؛ مدیر باید بتواند در چند صفحه توضیح دهد هنگام تحویل شرکت وضعیت تولید، فروش، سود، صادرات، پروژههای توسعهای و مسائل عملیاتی چگونه بوده و امروز در چه نقطهای قرار دارد. همچنین صادقانه مشخص کند کجا عقبماندگی وجود دارد و برای آن چه برنامهای دارد. بهترین دفاع یک مدیر صنعتی، کارنامهای است که با عدد و نتیجه قابل توضیح باشد.
۷. مشکلات صنعت را از ضعف مدیریتی خودش جدا کند؛ محدودیت برق و گاز، سیاستهای ارزی، محدودیتهای صادراتی، قیمتگذاری، تحریم، مشکلات تأمین تجهیزات و تصمیمهای ناگهانی سیاستگذار میتوانند عملکرد یک بنگاه معدنی یا فلزی را تحت تأثیر قرار دهند. مدیر نباید همه مشکلات شرکت را شخصی کند؛ اما از طرف دیگر نباید همه ضعفها را هم گردن محیط بیرونی بیندازد. باید دقیقاً بداند کدام نتیجه در اختیار مدیریت بوده و کدام مسئله خارج از کنترل او قرار داشته است.
۸. سناریوی رفتن را هم مثل یکی از سناریوهای کسبوکار مدیریت کند؛ همانطور که برای قطعی برق، کاهش قیمت جهانی یا محدودیت صادرات سناریو طراحی میشود، مدیر باید برای تغییر خودش هم سناریو داشته باشد. اگر ماند چه برنامهای دارد؟ اگر رفت، چگونه شرکت را تحویل میدهد؟ اعتبار حرفهای خود را چگونه حفظ میکند؟ گزینه بعدی او چیست؟ وقتی سناریوی رفتن از یک «فاجعه» به یک «احتمال قابل مدیریت» تبدیل شود، اضطراب مدیر هم کمتر میشود.
۹. ذهنش را درگیر این نکند که فردا در صنعت درباره او چه میگویند؛ فضای معدن و فولاد ایران نسبتاً محدود است و مدیران، فعالان بازار، رسانهها و شرکتها یکدیگر را میشناسند. طبیعی است مدیر نگران باشد که اگر تغییر کند، دیگران چه برداشتی خواهند داشت. اما کنترل این روایتها تقریباً غیرممکن است. آنچه در بلندمدت باقی میماند کارنامه، نحوه رفتار و شیوه خروج اوست.
۱۰. روی سه چیز تمرکز کند: تولید امروز، کارنامه فردا و مسیر بعدی؛ شرکت را تا زمانی که مسئول است با قدرت مدیریت کند، کارنامهای قابل دفاع از دوره مدیریتش بسازد و همزمان از نظر ذهنی و حرفهای برای مرحله بعد آماده باشد. تصمیم نهایی در اختیار هیئتمدیره یا سهامدار بوده، اما کیفیت عملکرد و اعتبار حرفهایاش در اختیار خودش است.
Biroonit.ir
https://t.me/birunit
https://ble.ir/biroonit
https://chat.whatsapp.com/BuEWtcpKA525KbdZplyHe8?s=cl&p=a&mlu=4&amv=3
"بیرونیت" نام یک کانی است که در دنیا به افتخار ابوریحان بیرونی، دانشمند بزرگ ایرانی، نامگذاری شده است.
۱. بین «احتمال تغییر» و «تصمیم به تغییر» تفاوت بگذارد؛ در بنگاههای بزرگ معدنی و فلزی ایران، تغییر مدیرعامل همیشه فقط تابع عملکرد نیست. تغییر در هلدینگ بالادستی، ترکیب هیئتمدیره، سیاست سهامدار عمده یا تحولات مدیریتی در سطوح بالاتر میتواند شایعه تغییر مدیرعامل را ایجاد کند. مدیر نباید با شنیدن یک خبر یا مشاهده چند نشانه، فوراً نتیجه بگیرد که رفتنش قطعی شده است.
۲. با هر خبر و شایعهای دستپاچه نشود؛ در صنایع معدنی و فلزی، خبر تغییر مدیران گاهی قبل از تصمیم رسمی در کانالها، رسانهها و محافل صنعتی میچرخد. مدیر نباید با دیدن یک خبر فوراً شروع به تماس گرفتن با اعضای هیئتمدیره، هلدینگ، وزارتخانه یا افراد بانفوذ کند. ابتدا باید بفهمد چه چیزی واقعیت دارد، چه چیزی شایعه است و چه چیزی برداشت خودش از شرایط است.
۳. تمام روز را صرف رصد خبر تغییر خودش نکند؛ مدیری که از صبح کانالها و خبرگزاریها را بررسی میکند تا ببیند اسم چه کسی برای جایگزینی او مطرح شده، عملاً بخشی از توان مدیریتی خود را از دست میدهد. بخش معادن و فلزات با تولید، فروش، صادرات، انرژی، ارز، پروژههای توسعهای و هزاران نیروی انسانی سروکار دارد. این مسائل باید همچنان اولویت مدیر باقی بمانند.
۴. تا آخرین روز، مدیرعامل بماند؛ احتمال تغییر نباید باعث شود تولید، فروش، تأمین مواد اولیه، پروژهها یا تصمیمهای مهم را رها کند. حتی اگر احتمال دهد یک ماه دیگر در شرکت نیست، امروز مسئول عملکرد همان شرکت است. مدیر حرفهای تا آخرین ساعت مسئولیت، شرکت را اداره میکند و اجازه نمیدهد نگرانی درباره صندلی خودش به عملکرد بنگاه منتقل شود.
۵. برای حفظ جایگاه، رفتارهای عجولانه و غیرحرفهای نکند؛ وقتی مدیر احساس خطر میکند، ممکن است وسوسه شود واسطه پیدا کند، مرتب با سهامدار تماس بگیرد، دنبال اعلام حمایت افراد مختلف باشد یا ناگهان تلاش کند همه را از خودش راضی کند. این رفتارها میتواند تصویر مدیری مضطرب و وابسته به صندلی ایجاد کند. اگر لازم است از عملکردش دفاع کند، بهتر است با گزارش روشن از تولید، فروش، سودآوری، پروژهها، چالشها و برنامه آینده این کار را انجام دهد.
۶. به جای حدس زدن نظر هلدینگ، کارنامه خودش را روی میز بگذارد؛ مدیر باید بتواند در چند صفحه توضیح دهد هنگام تحویل شرکت وضعیت تولید، فروش، سود، صادرات، پروژههای توسعهای و مسائل عملیاتی چگونه بوده و امروز در چه نقطهای قرار دارد. همچنین صادقانه مشخص کند کجا عقبماندگی وجود دارد و برای آن چه برنامهای دارد. بهترین دفاع یک مدیر صنعتی، کارنامهای است که با عدد و نتیجه قابل توضیح باشد.
۷. مشکلات صنعت را از ضعف مدیریتی خودش جدا کند؛ محدودیت برق و گاز، سیاستهای ارزی، محدودیتهای صادراتی، قیمتگذاری، تحریم، مشکلات تأمین تجهیزات و تصمیمهای ناگهانی سیاستگذار میتوانند عملکرد یک بنگاه معدنی یا فلزی را تحت تأثیر قرار دهند. مدیر نباید همه مشکلات شرکت را شخصی کند؛ اما از طرف دیگر نباید همه ضعفها را هم گردن محیط بیرونی بیندازد. باید دقیقاً بداند کدام نتیجه در اختیار مدیریت بوده و کدام مسئله خارج از کنترل او قرار داشته است.
۸. سناریوی رفتن را هم مثل یکی از سناریوهای کسبوکار مدیریت کند؛ همانطور که برای قطعی برق، کاهش قیمت جهانی یا محدودیت صادرات سناریو طراحی میشود، مدیر باید برای تغییر خودش هم سناریو داشته باشد. اگر ماند چه برنامهای دارد؟ اگر رفت، چگونه شرکت را تحویل میدهد؟ اعتبار حرفهای خود را چگونه حفظ میکند؟ گزینه بعدی او چیست؟ وقتی سناریوی رفتن از یک «فاجعه» به یک «احتمال قابل مدیریت» تبدیل شود، اضطراب مدیر هم کمتر میشود.
۹. ذهنش را درگیر این نکند که فردا در صنعت درباره او چه میگویند؛ فضای معدن و فولاد ایران نسبتاً محدود است و مدیران، فعالان بازار، رسانهها و شرکتها یکدیگر را میشناسند. طبیعی است مدیر نگران باشد که اگر تغییر کند، دیگران چه برداشتی خواهند داشت. اما کنترل این روایتها تقریباً غیرممکن است. آنچه در بلندمدت باقی میماند کارنامه، نحوه رفتار و شیوه خروج اوست.
۱۰. روی سه چیز تمرکز کند: تولید امروز، کارنامه فردا و مسیر بعدی؛ شرکت را تا زمانی که مسئول است با قدرت مدیریت کند، کارنامهای قابل دفاع از دوره مدیریتش بسازد و همزمان از نظر ذهنی و حرفهای برای مرحله بعد آماده باشد. تصمیم نهایی در اختیار هیئتمدیره یا سهامدار بوده، اما کیفیت عملکرد و اعتبار حرفهایاش در اختیار خودش است.
Biroonit.ir
https://t.me/birunit
https://ble.ir/biroonit
https://chat.whatsapp.com/BuEWtcpKA525KbdZplyHe8?s=cl&p=a&mlu=4&amv=3
۱۶۲
۹:۴۸