قطعه ۱۰۴ قدیم
۱۶۹
۶:۰۰
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
بازارسال شده از دورهمی همکاران عزیز اسلامشهر
با عرض تسلیت مجدد به جهت فقدان همکار گرانقدر زنده یاد محمدرضا کشفی به اطلاع میرساند که امروز شنبه ۲۳ خرداد جهت تشییع پیکر ایشان از ساعت ۱۱ الی ۱۱:۳۰ کنار سالن عروجیان حضور بهم رسانده و سپس ساعت ۱۲ در کنار مزار ایشان در قطعه ۱۰۴ ردیف ۶۴ و شماره ۴۴ مراسم تدفین برگزار میگردد.از حضور گرامی شما صمیمانه سپاسگزاریم
۱
۶:۵۱
همکاران عزیز سلام و خدا قوت ؛
پس از اختلال امروز با موج جدیدی از لینک های فیشینگ و برنامه های فیک همراه بانک در شبکه های اجتماعی و گروه ها مواجه هستیملطفا و خواهشاً به دوستان و نزدیکان و مشتریان اطلاع رسانی کنید که هیچ لینک و هیچ مدل اپلیکیشن را به اسم آپدیت در گوشی و لپ تاپ نصب نکنند .و هیچ لینکی را باز نکنند و از ثبت کد کاربری و رمز عبور در تمام لینک های غیر رسمی و انتشار آنها جدا خودداری نمایند

پس از اختلال امروز با موج جدیدی از لینک های فیشینگ و برنامه های فیک همراه بانک در شبکه های اجتماعی و گروه ها مواجه هستیملطفا و خواهشاً به دوستان و نزدیکان و مشتریان اطلاع رسانی کنید که هیچ لینک و هیچ مدل اپلیکیشن را به اسم آپدیت در گوشی و لپ تاپ نصب نکنند .و هیچ لینکی را باز نکنند و از ثبت کد کاربری و رمز عبور در تمام لینک های غیر رسمی و انتشار آنها جدا خودداری نمایند
۷۲۷
۳:۴۷
کاسبزادگان بحران؛ روایت پیوستهای از بازاریابی ترس و فرصتطلبی بانکی
در فضای رقابتی نظام مالی، تلاش برای جذب مشتری امری پذیرفتهشده است، اما همیشه مرزی باریک میان رقابت حرفهای و فرصتطلبی غیراخلاقی وجود دارد؛ مرزی که درست در لحظههای بحران، چهره واقعی بازیگران را آشکار میکند. هنگامی که یک بانک دچار رخنه امنیتی میشود و جامعه در فضای اضطراب و بیاعتمادی فرو میرود، انتظار طبیعی این است که سایر نهادهای مالی با رفتار مسئولانه، به حفظ آرامش عمومی کمک کنند. اما گاهی برخی بانکها، به جای همدلی، ناگهان به «کاسبزادگان بحران» تبدیل میشوند؛ کسانی که از دل ترس مردم، برای خود بازار میسازند و بحران را به سکوی پرتاب تبلیغاتی بدل میکنند.
در چنین شرایطی، بازاریابی بر بستر اضطراب شکل میگیرد؛ بازاریابیای که در آن، شعارهایی مانند «سرمایهتان را به جای امنتر منتقل کنید» یا «ما هرگز شکست نمیخوریم» بهظاهر پیامهای اطمینانبخشاند، اما در واقع، ابزارهایی برای تحریک نگرانی و هدایت مشتریان مضطرب به سمت یک مقصد از پیش تعیینشدهاند. این نوع رفتار، نه نشانه قدرت، بلکه نشانه ضعف استراتژیک است؛ زیرا به جای تکیه بر ارزش واقعی، بر ترس مشتری و زخم رقیب بنا میشود. این همان بازاریابی ترسمحور است؛ رویکردی که بیشتر شبیه شکارگری دیجیتال است تا یک استراتژی حرفهای.
اما ریشه این رفتار در یک دروغ بزرگ نهفته است: «امنیت مطلق». هیچ متخصص امنیتی باور ندارد که سامانهای ۱۰۰٪ نفوذناپذیر باشد. جهان امروز، جهان مدیریت ریسک و سرعت بازیابی است، نه جهان انکار احتمال حمله. بنابراین، وقتی بانکی ادعا میکند «با ما هرگز هک نمیشوید»، در واقع مشتری را در یک آرامش مصنوعی قرار میدهد؛ آرامشی که نهتنها غیرحرفهای است، بلکه با واقعیت فناوری در تضاد است و نوعی فریبکاری محسوب میشود.
این فریبکاری، تنها یک آسیب فردی نیست؛ بلکه ضربهای سیستمیک به اعتماد عمومی است. بانکها در یک اکوسیستم مشترک فعالیت میکنند و تخریب اعتبار یک عضو، بهتدریج اعتماد به کل سیستم را فرسوده میکند. وقتی برخی بانکها با تبلیغات تهاجمی، ترس از بانکهای دیگر را تشدید میکنند، در حقیقت در حال تخریب اعتماد سیستماتیک هستند. این رفتار شبیه آن است که هنگام آتشسوزی یک ساختمان، همسایهاش روی دیوار بنویسد: «خانه من آتش نمیگیرد، بیایید اینجا!»؛ نتیجه چنین رفتاری نه جذب پایدار مشتری، بلکه افزایش هرجومرج و تشدید ترس اجتماعی است.
در این میان، مسئله اصلی این است که ارزش واقعی جای خود را به فرصتطلبی میدهد. یک نهاد مالی پیشرو باید با نوآوری، شفافیت، کیفیت خدمات و احترام به مشتری رشد کند، نه با سوءاستفاده از بحران دیگران. تبدیل شدن به «پناهگاه امن» در زمان بحران ارزشمند است، اما تبدیل شدن به «کاسبی که از بحران تغذیه میکند»، سقوط اخلاقی است. بانکهایی که امروز با موج هک شدن دیگران مشتری جذب میکنند، در واقع تصویری از خود میسازند که در آن، فرصتطلبی جای ارزش را گرفته است.
و در نهایت، حقیقتی ساده اما بنیادین باقی میماند: اعتمادی که بر پایه «ترس از دیگری» ساخته شود، هرگز پایدار نمیماند. مشتری دیر یا زود به این درک میرسد که پشت این رفتارها، نه امنیت واقعی، بلکه محاسبهگری تجاری خوابیده است. آن روز، زمان خنثیسازی این توطئه نرم فرا میرسد؛ روزی که مشتری از بانک خود میپرسد: اگر امنیت واقعی داشتی، چرا از ترس دیگران نردبان ساختی» ؟
و پاسخ این پرسش، آینده بسیاری از این بانکها را تعیین خواهد کرد
در فضای رقابتی نظام مالی، تلاش برای جذب مشتری امری پذیرفتهشده است، اما همیشه مرزی باریک میان رقابت حرفهای و فرصتطلبی غیراخلاقی وجود دارد؛ مرزی که درست در لحظههای بحران، چهره واقعی بازیگران را آشکار میکند. هنگامی که یک بانک دچار رخنه امنیتی میشود و جامعه در فضای اضطراب و بیاعتمادی فرو میرود، انتظار طبیعی این است که سایر نهادهای مالی با رفتار مسئولانه، به حفظ آرامش عمومی کمک کنند. اما گاهی برخی بانکها، به جای همدلی، ناگهان به «کاسبزادگان بحران» تبدیل میشوند؛ کسانی که از دل ترس مردم، برای خود بازار میسازند و بحران را به سکوی پرتاب تبلیغاتی بدل میکنند.
در چنین شرایطی، بازاریابی بر بستر اضطراب شکل میگیرد؛ بازاریابیای که در آن، شعارهایی مانند «سرمایهتان را به جای امنتر منتقل کنید» یا «ما هرگز شکست نمیخوریم» بهظاهر پیامهای اطمینانبخشاند، اما در واقع، ابزارهایی برای تحریک نگرانی و هدایت مشتریان مضطرب به سمت یک مقصد از پیش تعیینشدهاند. این نوع رفتار، نه نشانه قدرت، بلکه نشانه ضعف استراتژیک است؛ زیرا به جای تکیه بر ارزش واقعی، بر ترس مشتری و زخم رقیب بنا میشود. این همان بازاریابی ترسمحور است؛ رویکردی که بیشتر شبیه شکارگری دیجیتال است تا یک استراتژی حرفهای.
اما ریشه این رفتار در یک دروغ بزرگ نهفته است: «امنیت مطلق». هیچ متخصص امنیتی باور ندارد که سامانهای ۱۰۰٪ نفوذناپذیر باشد. جهان امروز، جهان مدیریت ریسک و سرعت بازیابی است، نه جهان انکار احتمال حمله. بنابراین، وقتی بانکی ادعا میکند «با ما هرگز هک نمیشوید»، در واقع مشتری را در یک آرامش مصنوعی قرار میدهد؛ آرامشی که نهتنها غیرحرفهای است، بلکه با واقعیت فناوری در تضاد است و نوعی فریبکاری محسوب میشود.
این فریبکاری، تنها یک آسیب فردی نیست؛ بلکه ضربهای سیستمیک به اعتماد عمومی است. بانکها در یک اکوسیستم مشترک فعالیت میکنند و تخریب اعتبار یک عضو، بهتدریج اعتماد به کل سیستم را فرسوده میکند. وقتی برخی بانکها با تبلیغات تهاجمی، ترس از بانکهای دیگر را تشدید میکنند، در حقیقت در حال تخریب اعتماد سیستماتیک هستند. این رفتار شبیه آن است که هنگام آتشسوزی یک ساختمان، همسایهاش روی دیوار بنویسد: «خانه من آتش نمیگیرد، بیایید اینجا!»؛ نتیجه چنین رفتاری نه جذب پایدار مشتری، بلکه افزایش هرجومرج و تشدید ترس اجتماعی است.
در این میان، مسئله اصلی این است که ارزش واقعی جای خود را به فرصتطلبی میدهد. یک نهاد مالی پیشرو باید با نوآوری، شفافیت، کیفیت خدمات و احترام به مشتری رشد کند، نه با سوءاستفاده از بحران دیگران. تبدیل شدن به «پناهگاه امن» در زمان بحران ارزشمند است، اما تبدیل شدن به «کاسبی که از بحران تغذیه میکند»، سقوط اخلاقی است. بانکهایی که امروز با موج هک شدن دیگران مشتری جذب میکنند، در واقع تصویری از خود میسازند که در آن، فرصتطلبی جای ارزش را گرفته است.
و در نهایت، حقیقتی ساده اما بنیادین باقی میماند: اعتمادی که بر پایه «ترس از دیگری» ساخته شود، هرگز پایدار نمیماند. مشتری دیر یا زود به این درک میرسد که پشت این رفتارها، نه امنیت واقعی، بلکه محاسبهگری تجاری خوابیده است. آن روز، زمان خنثیسازی این توطئه نرم فرا میرسد؛ روزی که مشتری از بانک خود میپرسد: اگر امنیت واقعی داشتی، چرا از ترس دیگران نردبان ساختی» ؟
و پاسخ این پرسش، آینده بسیاری از این بانکها را تعیین خواهد کرد
۶۷۹
۵:۳۰
بازارسال شده از حاج تیمور
سلام وقت بخیر قابل توجه کلیه روسای محترم دوایر ستاد اداره امور شعب غرب تهران با عنایت به مشکلات پیش آمده و راهکارهای پیشنهادی مقرر است فردا شنبه به تاریخ ۱۴۰۵/۳/۳۰ راس ساعت ۶ صبح قائم مقام محترم بانک ملی به اتفاق اولیای محترم بانک با کلیه همکاران در سطح کشور صحبت کنند لذا مقتضی است ؛* است کلیه روسای محترم دوایر ستاد اداره امور شعب غرب تهران در محل سالن جلسات راس ساعت ۵,۴۵ دقیقه صبح در محل جلسه حضور داشته باشند*
۲
۱۱:۲۳
بازارسال شده از حاج تیمور
آدرس ورود شعب در جلسه فردا ...

بانک ملی ایران لینک ورود نفرات بیننده (اطلاع رسانی عمومی)
آدرس تالار ابری ویدئوکیک
https://live753.videocake.irشماره تالار : 731گذرواژه :321006
آدرس تالار ابری ویدئوکیک
https://live753.videocake.irشماره تالار : 731گذرواژه :321006
۴
۱۱:۲۳
بازارسال شده از اداره امور شعب غرب تهران
۱۵
۳:۳۹