بازی با مبارزه بویه: تئاتر «بار دیگر ابوذر» را ده شب در سالن رازی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا کرده بودند و حالا میخواستند به درخواست دکتر در حسینیه ارشاد به صحنه ببرند. دو پوستر روی در ورودی طبقه اول حسینیه زده بودند که روی یکی نوشته بودند: «ابوذر - او تنها زندگی میکند و تنها میمیرد - او تنها برانگیخته میشود» و روی دیگری آمده بود: «دشمنان اگر مرا در چهره یک یک گرسنگان تا همه زمانها بازنشناسند زودتر مردهاند و اگر بشناسند باز هم!». دوم مرداد ۱۳۵۱ یعنی دقیقا ۵۴ سال قبل، اولین شب اجرا در حسینیه بود. دکتر پیش از اجرا و در دل یکی از سیاسیترین مقاطع تاریخ ایران سخنرانی کرد و گفت: «ابوذر تنها میمیرد. تنها برانگیخته میشود. تنها زندگی میکند. در میان جمعیت بتپرست بر آنها میشورد و در میان طوفان بیابان بر روی شنهای داغ جان میسپارد. او میگوید این کاخ سبزی که معاویه میسازد اگر از پول خودش است اسراف میکند و اگر از مال دیگران است خیانت میکند». ایرج صغیری، با پایان سخنان شریعتی، به صحنه رفت و ابوذر را به نمایش گذاشت. آنقدر تماشاگران به هیجان در آمدند که با اتمام آن به خیابان آمده و شعار سر دادند. صغیری درشرایطی با وجود تهدیدهای پیش از اجرا، بازی در صحنه حسینیه ارشاد را انتخاب کرد که در همان سال احمد معصومی، مبارز انقلابی اهل اراک، را در حالی در بوشهر دستگیر کردند که وجود نمایشنامه «بار دیگر ابوذر» در خانهاش تنها مدرک «ساواکپسندی» بود که ماموران علیه او پیدا کردند. تصویر بالا متعلق به استاد ایرج صغیری است در اجرای «بار دیگر ابوذر» در حسینیه ارشاد - مرداد ۱۳۵۱ «بویه»؛ رسانه روایت در استان بوشهر@boie_bu
۱۲
۵۴۷
۲۳:۴۷
دلم نیومد «زنگ در خونه، موبایلا، خلاصه هر چی بید خاموش می کِردیم. دیگه سرمون هم بزدن اگه بفهمیدیم». این را گفت و همانطور که چادرِ روی سرش را مرتب میکرد، با دستش اشاره کرد به چند تا از خانمهای نشسته اطرافش روی سکوی میدان و ادامه داد: یعنی ما چهار تا دِدِهای، سریال کرهای که شروع میشد دیگه هیشکی نمی شناختیم. چند لحظه به نقطهای خیره شد. سرش را تکان داد و با بغض گفت: ولی از وقتی سحر اعلام کردن بگیرین شبکه خبر، دیگه تلویزیون ما رو خبرن تا حالا. دِلُم نیومد. امام که شهید شد دیگه فیلم سِی نِکردُم. ما بوشهریها به خواهر میگوییم دِده فاطمه بهی پور «بویه»؛ رسانه روایت در استان بوشهر@boie_bu
۸
۴۴۷
۱۱:۲۸
آره ارث بابامه درچند کانال، مناظره ثابتی نماینده تهران با شهریاری نماینده بجنورد را دیدم و از این همه بی ادبی و وقاحت نماینده مجلس بجنورد دلم به درد آمد. در جایی از مناظره، شهریاری در جواب ثابتی گفت: «مگه تنگه هرمز مال ننته؟ مال عمته؟ ارث باباته ؟». در جا به جان اینترنت افتادم که ببینم این شهریاری کیه؟ او استاندار آذربایجان غربی بوده و در حال حاضر عضو کمیسیون امنیت ملی است. دلم برای مظلومیت جمهوری اسلامی ایران سوخت. آنچه که تسکین دل دردمندم شد جواب مردم در خیابان بود و پلاکاردهایی که نوشته بودند: «بله آقای شهریاری تنگه هرمز هم ارث بابامه و هم ارث آبا و اجدادم». همین به جا و به موقع بودن پیام روی پلاکارد بیشتر از قبل به من ثابت کرد که چقدر حضور میدانی مردم مهمه و همین حضور خاری در چشم همین جریان سیاسی خود تحقیر «بدیم بره» شده. حدیث رایانی «بویه»؛ رسانه روایت در استان بوشهر@boie_bu
۶
۱
۵۳
۱۶:۴۱
باغبان پزشک روایتی از وضعیت بهداشت و درمان استان بوشهر در روزنامه عصر پهلوی روزنامه اطلاعات - بهار ۱۳۵۷ «بویه»؛ رسانه روایت در استان بوشهر@boie_bu
۹
۴۷۶
۱۶:۴۷
امسال اربعین فرق میکند «بویه»؛ رسانه روایت در استان بوشهر@boie_bu
۸
۱۲۷
۵:۱۳
پنجمین جلسه از کارگاه «نویسندگی با دستهای بسته» صبح امروز با حضور محمدجواد رحیمی در کتابخانه خلیج فارس بوشهر برگزار شد. «بویه»؛ رسانه روایت در استان بوشهر@boie_bu
۷
۳۰
۱۱:۲۰
۷
۳۰
۱۱:۲۰
۷
۳۰
۱۱:۲۰
۷
۳۰
۱۱:۲۰
انتظار در موکبها به پنجم - ششم صفر که رسیدیم، سؤالها شروع شد؛ هم از طرف خانواده همسرم که از قبل برای پذیرایی از زائران ایرانی تدارک زیادی دیده بودند، و هم از طرف هر عراقی که میفهمید ایرانیام. سؤال همه هم یکی بود: «چرا ایرانیها نیامدهاند؟ نکند به خاطر جنگ امسال نیایند؟» سابقه نداشت که مثل امسال، حضور زائران ایرانی تا این اندازه به تأخیر بیفتد. در موکب خودمان هم تا دهم صفر هنوز خبری از پختوپز نبود. همین هم نگرانی میزبانها را بیشتر کرده بود؛ چشمانتظار بودند و مضطرب. وقتی هم دشمن مرز شلمچه را بمباران کرد، نگرانیها جدیتر شد. بعضیها میگفتند: «لابد چون مرز را زدهاند، به عراق نمیآیند.» اما حالا چهره میزبانها دیدنی است. با رسیدن ایرانیها، شادی به کوچهها و موکبها برگشته و خوشحالی و شادابی مردم عراق از حضور زائران ایرانی، در چهره ها نمایان است. حسین فقیه «بویه»؛ رسانه روایت در استان بوشهر@boie_bu