لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل بنیاد فاتحب
۱۸۴ عضو

بنیاد فاتح

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۱ آبان ۱۴۰۴
فاتح البرز در سه قاب متفاوت....رضا قاسم‌پور....اپیزود اول..فتح قسطنطنیه(استانبول) پایتخت امپراتوری روم شرقی، به وسیله سلطان محمد دوم عثمانی از ترکان سلجوقی، یکی از وقایع مهم تاریخ مسلمانان و بلکه یکی از حوادث بسیار برجسته در تاریخ جهان است.از طرفی هشتاد سال پیش کرج، دهی خوش آب و هوا با جمعیتی بالغ بر سه هزار نفر بوده است. در آن سال‌ها کاروان تجاری مهندسی جوان و کارآفرینی حاذق پس از طی‌طریق در چهارگوشه ایران و بخشی از جهان اسلام، بالاخره در کرج رحل اقامت افکنده و علاوه بر خرید زمین‌های روستای حاجی‌آباد(جهانشهر فعلی)با تاسیس دهها کارخانه، بیمارستان، مراکز آموزشی،مسجد،شهرکهای مسکونی،مراکز ورزشی و تفریحی یکه‌تاز در کارآفرینی و امورات عام‌المنفعه و خدمات چندلایه‌ در کرج بود.به گواهی تاریخ معاصر تلاش‌های محمد فاتح باعث بسط، گسترش و توسعه کرج شده و عملا قلب و روح مردم این سرزمین را نیز با مهرورزی و نیکو سرشتی آرام و تدریجی فتح کرده است.
:اپیزود دومفاتح یزدی کارآفرینی نابغه بود که دهها شرکت و کارخانە سوددە تاسیس کرد و به نوعی بنیانگذار شهر کرج فعلی محسوب می‌شود.از دید فدائیان، تضاد کار و سرمایه و نقش پلید "سرمایەداری وابستە" در تعمیق این تضاد، خون فاتح و امثال وی را حلال می‌کرد..به قرار اطلاع، فاتح نه رانت‌خوار بود و نه خیرقلابی و نه از دالان های قدرت به ثروت رسیده بود. اما از دید انقلابیون چپ و مسلمان آن سال‌ها، ادغام در اقتصاد جهانی و ترقی داد و ستد بازرگانی بین‌المللی و جلب سرمایەگذاری خارجی(که این روزها هدف غایی کشورها جهت توسعه تلقی می‌شود)گناهی نابخشودنی و نشانە وابستگی امپریالیستی تلقی می‌شد.طرفه آنکه تمرکز چای جهان فاتح نه بر واردات چای خارجی، بلکه بر گسترش تولید و توزیع چای ایرانی بود.چریک های فدایی خلق، محمد صادق فاتح یزدی مدیر عامل کارخانەی چای جهان را به اتهام سرکوب و استثمار کارگران کارخانجاتش اعدام انقلابی کردند.
اپیزود سوم:"شهر کرج و نواحی اطراف آن به‌مانند دیگر نواحی غربی ایران‌ مرکزی از گذشته‌های دور منطقه‌ای ترک‌نشین(کوهپایه‌ها عمدتا تات و دشت‌ها ترک‌نشین) و در پیوستگی با دیگر نواحی تۆرک‌ائلی بوده که از قحطی و قتل‌عام عمدی جمعیت ترکان در جریان جنگ جهانی اول در امان نماندند. نزدیکی به پایتخت و قرارگرفتن در مسیر آذربایجان از یک طرف، و ازسوی دیگر وجود عشایر شاهسون ایران‌ مرکزی در این منطقه، اهمیت این‌شهر را برای جریان مشروطه کودتا و رژیم پهلوی که عشایر (بخصوص در اطراف تهران) را نیز خلع سلاح و یکجانشین کرده بود، و نیز تسلط بر اوضاع و قبضه کامل قدرت استبدادی با انتخاب فاتحِ کرج بیشتر می‌نمود.محمدصادق فاتح یزدی متولد ۱۲۷۷ش بعداز کودتای طباطبایی‌ در اوایل دهه ۱۳۰۰ به‌عنوان دانشجو راهی هندوستان شد.دهه‌ی ۱۳۱۰ پس از بازگشت به ایران، رژیم پهلوی ابتدا طی بخشنامه‌ی وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه به‌تاریخ ۱۳۱۷/۴/۶ نام این شهر را از «یئنگی ایمام» به کرج تغییر داد. (کرج در زبان مغولی به‌معنای «آهک» و زمینهای آهکی است)در این موقع که محمدصادق یزدی به‌عنوان مباشر پهلوی مأموریت جدید خود را آغاز کرده و با استفاده از رانت و زمین‌خواری‌های گسترده در نیمه‌ غربی استان تهران، که امروز استان البرز به مرکزیت شهر کرج شناخته می‌شود در اوایل دهه‌۳۰ با مهاجرت دادن جمعیت زیادی از اهالی یزد با استفاده از رانت‌های پهلوی به اشتغال‌زایی و تقویت بنیه اقتصادی، مسکن و معیشت برای مهاجران یزدی اقدام نمود و در حالی که نام‌خانوادگی فاتحِ کرج بر او نهادند، لقب پدر کرجِ نوین را از محمدرضا پهلوی دریافت نمود
اپیزود آخر:اپیزود اول این یادداشت به قلم راقم و دو بخش دیگر نظرات آقایان صلاح‌الدین خدیو و مجتبی تهرانلو از مدافعین و منتقدین مرحوم فاتح بوده و لازم است نگاه‌های متفاوت توسط البرزپژوهانی چون دکتر مهراب رجبی،دکتر حسین عسکری، اساتید شاه‌محمدی،مهرور و... بدون پیش‌فرض‌های رایج مورد مداقه و کندوکاو علمی قرار گیرد.بدیهی است که باب نقد و انتقاد بر روی هیچ احدی بسته نیست از این منظر انتظار می‌رود پژوهشگران در کنار بنیاد فخیمه فاتح و با راهبری عالمانه استاد هوشیار بر زوایای پنهان زندگی پربرکت مرحوم فاتح پرتو افشانی مجدد نمایند.آنچه مسلم است امروز پرچم خدمات فاتح و آثار ماندگار ایشان در چهارگوشه کرج در اهتزاز کامل می‌باشد. شایسته است میراث مادی و معنوی به جا مانده از مرحوم فاتح به‌روز رسانی شده و با نظارت بنیاد فاتح در خدمت عموم شهروندان کرجی قرار گیرد.

....@bonyad_fateh

۱۲۳

۱۱:۱۹

۲۴ آبان ۱۴۰۴
thumbnail
مخالفت فاتح با ساخت مراکز خلاف شرع....داوود بقایی یکی از کارکنان کارخانه جهان چیت که سال ها در کنار مرحوم فاتح بوده در کتاب خاطرات خود می نویسد: فاتح به دلیل باورهای عمیق مذهبی که ریشه در نوع تربیت خانوادگی او داشت هیچ گاه در طول ۷۰ سال کار تجاری خود در امور مشهور به فساد مانند کاباره و مشروب فروشی سرمایه گذاری نکرد. به دلیل فساد حاکم در آن دوران که از خود خانواده پهلوی تا پایین مدیران همه جریان داشت اکثریت قریب به اتفاق سرمایه داران کشور به تأسیس سینما و کاباره و مشروب فروشی مبادرت می کردند. مرحوم حسن خانی مؤسس و سازنده کافه جهان بعد از چهارراه طالقانی نقل می کردند که روزی که من برای خرید زمین کافه به فاتح مراجعه کردم و گفتم این کافه را می خواهم برای رانندگان گذری که از اینجا عبور می کنند بسازم که غذایی بخورند فاتح در هیچ موردی با من شرط و شروط نکرد حتی در قیمت زمین هم تخفیف داد اما یک شرط گذاشت که در کافه تان مشروب نفروشید. ای کاش امثال مرحوم حسن خانی ها زنده بودند تا این شهادت را خودشان بر زبان جاری می کردند. همچنین فاتح هیچ گاه در مراسم لهو و لعب رقص و آواز قمار و یا هر چیز دیگر حضور پیدا نمی کرد.....برگرفته شده از کتاب خاطرات داوود بقایی
..@bonyad_fateh

۱۰۷

۹:۵۶

thumbnail
ابتکار فاتح برای حفظ سلامتی کارگران....
داوود بقایی یکی از کارکنان کارخانه جهان چیت که سال ها در کنار مرحوم فاتح بوده در کتاب خاطرات خود می نویسد:« براساس استانداردهای جهانی قرار شد در همه کارگاه ها و کارخانجات کشور به خصوص ریسندگی و بافندگی مطابق با استاندارد جهانی به دلیل آلودگی فراوان محیط از گردو غبار پنبه به کارگران روزانه در دو نوبت در هر شیفت یک لیوان شیر داده شود. با نگاهی به اسناد و خاطرات بازمانده از سایر کارخانجات آن روز کشور متوجه می شویم که اکثریت کارخانجات بالاخص مرتبطین با دربار از انجام این قانون شانه خالی کردند اما فاتح به دلیل باور قلبی برای حفظ سلامت نیروهایش این رویه را تا زمان مرگ انجام داد. تنها راه آن روزها خرید شیر از بیرون به شکل شیرهای پاکتی در پاکت های سه گوش و یا شیر شیشه ای بود که هر کدام علاوه بر هزینه فراوان کیفیت چندانی هم نداشتند. در چنین شرایطی فاتح یک گاوداری کوچک در محیط غربی کارخانه که روبروی خانه ما و جنب نجاری بود ساخت.همچنین با وارد کردن ۱۵ راس گاو هلندی شیرده که هر کدام متوسط ۳۰ کیلو شیر روزانه می دادند برای همه کارگران کارخانه که اکثریت به اتفاق روستازاده بودند اقدام به تهیه شیر کرد. شیرهای دوشیده شده هر روز تازه و داغ بدون داشتن مضرات مواد نگهدارنده توسط مرحوم ماشالله خوانی زاده که شوهر دختر خاله بنده بودند در سطح کارخانه و بین کارگران توزیع می گردید. علوفه گاوها هم از زمین های خود فاتح تأمین میشد یعنی باز هزینه کمتر و کیفیت بهتر.
..@bonyad_fateh

۸۰

۱۰:۲۴

thumbnail

۷۷

۱۰:۴۴

thumbnail
توجه ویژه فاتح به جایگاه زنان شاغل....داوود بقایی یکی از کارکنان کارخانه جهان چیت که سال ها در کنار مرحوم فاتح بوده در کتاب خاطرات خود می نویسد: با وجود اینکه مرحوم فاتح اولین کارگاه دارای زنان بی سرپرست را در کرج ساختند و حدود ۸۰ زن مطلقه، بد سرپرست، شوهر معتاد یا دختران با سن بالا در آن کارگاه کار می کردند اما هیچ گاه خبر سوئی از هیچ کدام از آن زنان و یا فرزندانشان نسبت به فاتح مطرح نشد و بلکه همه آنها چه آنها که هستند و چه آنها که از دنیا رفته اند همیشه دعاگوی این مرد شریف بوده اند که بسیار چشم پاک بوده و به همسرش بسیار وفادار بوده که این رفتار ناشی از تربیت دینی است که در روح فاتح جریان داشت.....برگرفته شده از کتاب خاطرات داوود بقایی
....
@bonyad_fateh

۸۹

۱۱:۳۲

۲۵ آبان ۱۴۰۴
صف کشیدن رانندگان ترکیه ای و بلغاری برای خرید محصولات کارخانه فاتح....
داوود بقایی یکی از کارکنان کارخانه جهان چیت که سال ها در کنار مرحوم فاتح بوده در کتاب خاطرات خود می نویسد: یکی از خصوصیات بارز مرحوم فاتح درست، دقیق و با کیفیت کار کردن بود و از هرگونه اهمال کاری پرهیز می کرد. از روز اول راه اندازی کارخانه همواره بهترین پنبه تولیدی کشور را عمدتاً از مناطق دشت گرگان به کرج منتقل می کردند در حالی که پنبه کاری نزدیک تر و ارزان تر هم موجود بود اما ایشان باور داشت که فقط با مواد اولیه خوب می توان پارچه و نخ با کیفیت تولید کرد. بنده در دوران کودکی هر سال ده ها کامیون و تریلی حاوی بار پنبه را مشاهده می کردم که از شمال دشت گرگان برای کارخانه پنبه می آوردند. گاهی ده ها کامیون در جلوی درب ورودی کارخانه در انتظار بودند تا بارهای خود را تخلیه کنند. نتیجه آن شد که پارچه ساخت کارخانه جهان چیت به سرعت علاوه بر اشغال بازارهای داخلی راه صادرات را برای خود هموار و در صحنه جهانی با پارچه های هندی و ژاپنی که در آن زمان یکه تازان بازار بودند رقابت می کرد. من به چشم دیدم که رانندگان ترکیه ای و بلغاری در خیابان قزوین صف می کشیدند تا چند توپ پارچه بخرند و برای فروش در کشور خودشان ببرند.....برگرفته شده از کتاب خاطرات داوود بقایی
....@bonyad_fateh

۸۶

۵:۵۷

thumbnail
بازدید پادشاه بلژیک از کارخانه فاتح....در کتاب «فاتح البرز» نوشته ربابه باستانی آمده:«از آنجایی که نخستین آرزوی هر کارگر و کارمند ایرانی داشتن یک سرپناه است حاج محمد صادق فاتح در ابتدای تقسیم بندی زمین حاجی آباد به فکر ساخت خانه برای کارگران در چهار صد دستگاه و کارمندان در جهان شهر بود. در آن تاریخ یعنی اواخر دهه سی و اوایل دهه چهل خورشیدی در ایران سابقه نداشت که یک کارفرما در بخش خصوصی برای کارکنانش خانه بسازد. به این سبب این مجتمع مسکونی که به چهارصددستگاه معروف شد در میان مردم و کارگران و حتی کارفرمایان چنان شهرتی برای محمد صادق فاتح به وجود آورد و اعتبار او را میان هم صنفانش چنان بالا برد که یک تشکیلات عظیم روابط عمومی هم نمی توانست از عهده این کار برآید. شرایط به شکلی رقم خورد که بودوئن پادشاه بلژیک و همسرش ملکه فابیولا از محل سکونت کارگران کارخانه جهان چیت که در کشور نمونه بود بازدید کردند..... برگرفته شده از کتاب«فاتح البرز» نوشته ربابه باستانی
....@bonyad_fateh

۸۰

۷:۳۳

فاتح مخالف گدا پروری بود....داوود بقایی یکی از کارکنان کارخانه جهان چیت که سال ها در کنار مرحوم فاتح بوده در کتاب خاطرات خود می نویسد: یکی از خصوصیات بارز مرحوم فاتح مخالفت آشکارای او با فرهنگ گدایی بود به طوری که مرتب به نگهبانان درب ورودی از جمله پدر من تأکید می کردند از ایستادن گدایان در جلوی درب کارخانه جلوگیری کنند آنها را از آنجا دور کنند و یا آنها را سفارش به کار کردن نمایند از طرفی چنانچه یکی از این گدایان و افراد فقیر تمایلی برای کار داشت مرحوم فاتح بلافاصله دستور به کارگیری آنها را در قسمتهای مختلف کارخانه صادر می کرد. همه افرادی که از یزد به کرج مهاجرت می کردند به خصوص با وجود قحطی و گرمای هوا و خشکسالی ممتد در دهه ۴۰ تا ۵۰ شمسی از نفوذ کلام پدر مرحوم من در فاتح اطلاع داشتند لذا متوسل به پدر می شدند تا سفارش آنها را برای به کارگیری و اشتغال در کارخانه بنماید. خاطرم هست یک فرد سیدی که برای گرفتن کمک از فاتح چند روزی به کرج آمده بود مرتب به پدرم می گفت مرا نزد فاتح ببر تا من از ایشان کمک مالی بگیرم. هر چقدر پدرم به ایشان گفتند که فاتح مخالف گدایی است به گوش این بنده خدا نمی رفت و اصرار می کرد: «حاج محمد شما مرا نزد فاتح ببر من خودم بلدم چگونه ایشان را راضی به کمک کردن کنم. خلاصه پدر من تسلیم شد. در روز جمعه ای که کارخانه تعطیل و سر آقای مهندس فاتح خلوت بود پدرم آن سید فقیر را نزد فاتح میبرد اما به محض ناله و شیون کردن و درخواست کمک یعنی گدایی کردن آن سید فاتح ضمن ناراحتی و پرخاش به پدر من می گوید: «حاج محمد مگر من چند دفعه نگفتم که گدایان را به داخل کارخانه راه ندهید و ....؟! همین الان ایشان را بیرون کنید! پدر من هم مجبور به اطاعت امر میشود و با ناراحتی گدا را به بیرون کارخانه هدایت می کند. چند روز بعد که مرحوم فاتح برای پرداخت حساب و کتاب شرعی مال خود به منزل ما در خود کارخانه آمده بودند تا وجوهات شرعی خود را توسط پدر من برای مرحوم آیت الله مدرسی ارسال کنند پدر مجدد موضوع آن سید فقیر را دوباره مطرح و گفتند: «آقای فاتح ایشان پنج ۶ فرزند خردسال دارد و به امید شما از یزد به اینجا آمده کاش دست خالی ایشان را باز نمی گردانید. فاتح می گوید من با گدایی مخالفم اما اگر این قدر که می گویی نیازمند است چرا کار نمیکند؟! پدرم می گوید من شنیده ام ظرفیت همه سالن ها تکمیل است و گرنه ایشان برای کار آماده اند. فاتح از سید سؤال کرده بود: «آیا سواد داری؟ گفته بودند نه پرسیده بودند آقا سید بلدی قرآن بخوانی؟ سید گفته بود: «بله.» لذا فاتح به پدر من دستور میدهند که اسم این بنده خدا را در لیست کارگران ساختمانی ثبت کنید. و بدین ترتیب ایشان را استخدام می کند و موظف می کند در طول ساعت کاری هر روز در کارخانه حضور داشته باشد اگر خدمتکاری یا باغبانی نبودند یا کمکی در جایی لازم بود ایشان موظف است کمک کند در صورت عدم نیاز آنها صرفاً در کارخانه بگردد و قرآن بخواند تا فضای کارخانه از برکت قرآن پربرکت شود کارگران قدیمی کارخانه جهان چیت همگی این سید عزیز را به یاد دارند که بسیاری اوقات در تلاوت قرآن بود البته بعد از مدتی یکی از بخشها که فکر می کنم ریسندگی بود به کارگری احتیاج پیدا کرد و این سید در آن بخش مشغول به کار شد. مرحوم پدر من می گفت:مدتی بعد از استخدام آن سید روزی از فاتح سؤال کردم آقا این بنده خدا به یک کمک ۱۰ تا ۲۰ تومانی راضی بود آیا بهتر نبود به ایشان کمکی می کردید و راهی می کردید تا به روستا برگردد؟ اکنون ایشان به سفره نان خوران کارخانه اضافه و ماهیانه چند برابر آن پول از کارخانه دستمزد می گیرد در حالی که کار مفیدی انجام نمی دهد. مرحوم فاتح گفته بودند حاج محمد به فرمایش امیرالمؤمنین حقوق هر کارگری را خداوند خودش کارگشایی می کند اما کمک کردن به گدایان و گداپروری یعنی عادت دادن افراد به مفت خوری و تنبلی. ....برگرفته شده از کتاب خاطرات داوود بقایی
....@bonyad_fateh

۹۳

۹:۱۰

thumbnail
...
فاتح در حال دریافت بهترین تاجر ایران در سال 1345....در متن گواهینامه اهدایی آمده است: نظر به این که ابراز لیاقت توأم با نیک نامی و سلامت اخلاقی سرلوحه امر بازرگانی به شمار می رود اتاق بازرگانی ایران با کمال خوش وقتی این گواهی نامه شایستگی را به آقای محمد صادق فاتح بازرگان شایسته سال ١٣٤٥ اعطا می نماید..... @bonyad_fateh

۱۲۴

۱۰:۱۵

صدای بوقی که 20 سال برای مردم کرج خاطره ساخت....داوود بقایی یکی از کارکنان کارخانه جهان چیت که سال ها در کنار مرحوم فاتح بوده در کتاب خاطرات خود می نویسد:برای ایجاد نظم در زمان ورود و خروج کارگران بوقی کنار قسمت یخ سازی در منتهی الیه کارخانه جنوب شرقی نصب شده بود که در هر شبانه روز سه نوبت یعنی ۶ صبح ۲ بعد از ظهر و ۱۰ شب به مدت یک دقیقه نواخته می شد و طنین آن در کل کرج آن روزها پخش می شد. اغراق نیست بگویم نه تنها کارگران جهان چیت بلکه کل مردم شهر کرج آن روزها برنامه های خود را بر اساس صدای بوق کارخانه جهان چیت تنظیم می کردند. بوقی که در طول بیست و چند سال حتی یک بار قطع نشد و اشتباهی هم به صدا در نیامد. نه تنها بوق که همه قسمت ها مثل ساعت دقیق و مرتب کار می کردند.....برگرفته شده از کتاب خاطرات داوود بقایی
....@bonyad_fateh

۱۴۲

۱۰:۲۸