کلید پنجاه و هشتم
استراتژی پیشرفت شما برای کتابفروشی چیست؟
بررسی ایدهی راه اندازی سایت فروش کتاب
این روزها همه میگویند باید برویم سراغ کسب و کار اینترنتی. بخش قابل توجهی از معاملات هم در فضای مجازی اتفاق میافتد. برای ما کتابفروشان هم راه اندازی سایت همواره یک گزینه وسوسه کننده بوده است.
برای سایت دو مدل دارید: یا باید بر مبنای موجودی کالا بفروشید یا بر مبنای موجودی ای که ندارید و بعد از سفارش مشتری باید بروید دنبال تهیهاش.
در مدل اول برای پرهیز از خواب سرمایه بهتر است موجودی سایت با موجودی کتابفروشی تان منطبق باشد. یعنی از یک انبار واحد دو درگاه فروش تعریف شود: فروش فیزیکی و فروش سایت.در این حالت خیلی از مشکلات را نخواهید داشت. قیمت کالاهایتان به روز خواهد بود و اگر کالایی موجود نباشد روی سایت هم موجودی آن را صفر نشان میدهد و... اما در این روش با توجه به شرکت های محدودی که خدمات نرم افزاری برای کتابفروشیها دارند، گزینههای مناسبی پیش روی شما نیست که بتوانید سایتی داشته باشید که با نرمافزارتان منطبق باشد و باید یک راه اساسیتر پیدا کنید.بعلاوه اینکه اگر شرکت خدمات نرم افزاری و شرکت خدمات سایت از هم جدا باشند و شما هم دانش کافی نداشته باشید یک محیط مناسب فرار از مسئولیت ایجاد میشود: شرکتها از مسئولیتها شانه خالی میکنند و میاندازند گردن همدیگر.
اگر اطلاعات سایت با انبارتان منطبق نباشد، کمی دردسر دارید: مشتری پول کتابی را برایتان واریز میکند که قیمت چاپ جدیدش دوبرابر شده. یا اصلا توی بازار نایاب است و مدام باید با مشتری تماس بگیرید و عذرخواهی کنید که پولتان را برای تان پس میفرستم یا پول بیشتری باید بریزید. این را اضافه کنید به وضعیت تامین کتابهای جبهه فرهنگی انقلاب.
میدانید مشکل دیگر چیست؟ زبان! عمدهی کارفرمایان سایت زبان برنامهنویسها را نمیفهمند و بالعکس. لذا دانش آیتی تا حدودی مورد نیاز است.
و بعد اینکه باید دقیقا بدانید که به چه چیزی نیاز دارید. ریز به ریز. بعدها ممکن است بخواهید در سایت تغییری که به نظرتان خیلی کوچک است اعمال کنید اما با این جواب مواجه خواهید شد: نمیشود. اگر میخواستی اینجوری باشد باید روز اول میگفتی و این تغییر مستلزم این است که همه کارها از اول انجام شود.. یعنی لازم است بنشینید و روی کاغذ دقیقا آن چه میخواهید را رسم کنید. با تمام جزئیات.
نکته دیگر اینکه در فضای مجازی رقابت سخت تر است. در فضای فیزیکی گاهی شاید فاصله جغرافیایی شما با رقیبتان ضعف های شما را پوشش بدهد و مشتری مجبور بشود از شما خرید کند. اما در فضای مجازی فاصلهی شما و رقیب در انتخاب مشتری در تایپ کردن چند حرف است و نوعا کسی برنده میشود که در سئو نویسی صفحهی اول گوگل را فتح کرده باشد.
لذا به یک تیم جنگجو و یک برنامه دقیق نیاز دارید.
دیگر اینکه در فضای مجازی نباید به "متوسط بودن" قانع باشید. باید حتما جزو بهترینها باشید. (البته این تنها نسخه نیست: بروید مطالبی درباره استراتژی اقیانوس آبی بخوانید.) یا اینکه خیلی خاص باشید.
در نسبت با تاسیس یک شعبه فروش فیزیکی یا مرکز پخش عمده، راه اندازی سایت هزینههای نسبتا کمتری دارد. البته دسترسی به فروش زیاد هم در سایت سخت است.
نکته مهم دیگری که میگویند این است که سایت یک پوسته دارد که همه میبینند و پشتِ آن پوسته مجموعه عملیاتی است که انجام میشود و آن عملیات ها اهمیت بیشتری از پوسته دارند. یعنی که طراحی سازوکارهای پشتیبانی بسیار اهمیت دارند.
یک پیشنهاد ساده:در فروش اینترنتی چه اتفاقی میافتد: شما از طریق یک درگاه مجازی، یک کالای فیزیکی را به یک کاربر فضای مجازی میفروشید.بقیه اش را فعلا کنار میگذاریم. برای درک این تجربه، پیشنهاد میکنیم فرض کنید اینستاگرام یا کانال پیامرسانی کتابفروشیتان حکم همان سایت را برایتان دارد. از امروز تلاش کنید از طریق آن کتاب بفروشید. ببینید آیا میتوانید چنین کنید؟ بالاخره در کنار یک سایت موفق به یک صفحه اینستاگرام هم نیاز است.
ارتباط با ادمین: @hezbook
استراتژی پیشرفت شما برای کتابفروشی چیست؟
بررسی ایدهی راه اندازی سایت فروش کتاب
این روزها همه میگویند باید برویم سراغ کسب و کار اینترنتی. بخش قابل توجهی از معاملات هم در فضای مجازی اتفاق میافتد. برای ما کتابفروشان هم راه اندازی سایت همواره یک گزینه وسوسه کننده بوده است.
برای سایت دو مدل دارید: یا باید بر مبنای موجودی کالا بفروشید یا بر مبنای موجودی ای که ندارید و بعد از سفارش مشتری باید بروید دنبال تهیهاش.
در مدل اول برای پرهیز از خواب سرمایه بهتر است موجودی سایت با موجودی کتابفروشی تان منطبق باشد. یعنی از یک انبار واحد دو درگاه فروش تعریف شود: فروش فیزیکی و فروش سایت.در این حالت خیلی از مشکلات را نخواهید داشت. قیمت کالاهایتان به روز خواهد بود و اگر کالایی موجود نباشد روی سایت هم موجودی آن را صفر نشان میدهد و... اما در این روش با توجه به شرکت های محدودی که خدمات نرم افزاری برای کتابفروشیها دارند، گزینههای مناسبی پیش روی شما نیست که بتوانید سایتی داشته باشید که با نرمافزارتان منطبق باشد و باید یک راه اساسیتر پیدا کنید.بعلاوه اینکه اگر شرکت خدمات نرم افزاری و شرکت خدمات سایت از هم جدا باشند و شما هم دانش کافی نداشته باشید یک محیط مناسب فرار از مسئولیت ایجاد میشود: شرکتها از مسئولیتها شانه خالی میکنند و میاندازند گردن همدیگر.
اگر اطلاعات سایت با انبارتان منطبق نباشد، کمی دردسر دارید: مشتری پول کتابی را برایتان واریز میکند که قیمت چاپ جدیدش دوبرابر شده. یا اصلا توی بازار نایاب است و مدام باید با مشتری تماس بگیرید و عذرخواهی کنید که پولتان را برای تان پس میفرستم یا پول بیشتری باید بریزید. این را اضافه کنید به وضعیت تامین کتابهای جبهه فرهنگی انقلاب.
میدانید مشکل دیگر چیست؟ زبان! عمدهی کارفرمایان سایت زبان برنامهنویسها را نمیفهمند و بالعکس. لذا دانش آیتی تا حدودی مورد نیاز است.
و بعد اینکه باید دقیقا بدانید که به چه چیزی نیاز دارید. ریز به ریز. بعدها ممکن است بخواهید در سایت تغییری که به نظرتان خیلی کوچک است اعمال کنید اما با این جواب مواجه خواهید شد: نمیشود. اگر میخواستی اینجوری باشد باید روز اول میگفتی و این تغییر مستلزم این است که همه کارها از اول انجام شود.. یعنی لازم است بنشینید و روی کاغذ دقیقا آن چه میخواهید را رسم کنید. با تمام جزئیات.
نکته دیگر اینکه در فضای مجازی رقابت سخت تر است. در فضای فیزیکی گاهی شاید فاصله جغرافیایی شما با رقیبتان ضعف های شما را پوشش بدهد و مشتری مجبور بشود از شما خرید کند. اما در فضای مجازی فاصلهی شما و رقیب در انتخاب مشتری در تایپ کردن چند حرف است و نوعا کسی برنده میشود که در سئو نویسی صفحهی اول گوگل را فتح کرده باشد.
لذا به یک تیم جنگجو و یک برنامه دقیق نیاز دارید.
دیگر اینکه در فضای مجازی نباید به "متوسط بودن" قانع باشید. باید حتما جزو بهترینها باشید. (البته این تنها نسخه نیست: بروید مطالبی درباره استراتژی اقیانوس آبی بخوانید.) یا اینکه خیلی خاص باشید.
در نسبت با تاسیس یک شعبه فروش فیزیکی یا مرکز پخش عمده، راه اندازی سایت هزینههای نسبتا کمتری دارد. البته دسترسی به فروش زیاد هم در سایت سخت است.
نکته مهم دیگری که میگویند این است که سایت یک پوسته دارد که همه میبینند و پشتِ آن پوسته مجموعه عملیاتی است که انجام میشود و آن عملیات ها اهمیت بیشتری از پوسته دارند. یعنی که طراحی سازوکارهای پشتیبانی بسیار اهمیت دارند.
یک پیشنهاد ساده:در فروش اینترنتی چه اتفاقی میافتد: شما از طریق یک درگاه مجازی، یک کالای فیزیکی را به یک کاربر فضای مجازی میفروشید.بقیه اش را فعلا کنار میگذاریم. برای درک این تجربه، پیشنهاد میکنیم فرض کنید اینستاگرام یا کانال پیامرسانی کتابفروشیتان حکم همان سایت را برایتان دارد. از امروز تلاش کنید از طریق آن کتاب بفروشید. ببینید آیا میتوانید چنین کنید؟ بالاخره در کنار یک سایت موفق به یک صفحه اینستاگرام هم نیاز است.
ارتباط با ادمین: @hezbook
۳۷
۸:۱۱
کلید پنجاه و نهم
برای راه اندازی کسب و کار جدید،چه در حوزه کتاب و چه در حوزه غیر کتاب،خوب است که کتاب نوپای ناب را هم بخوانید.خلاصه این کتاب را به صورت ویدئو برایتان به اشتراک میگذاریم. زحمت زیرنویسش را آدینهبوک کشیده است.
https://www.aparat.com/v/hYKvq
ارتباط با ادمین: @hezbook
برای راه اندازی کسب و کار جدید،چه در حوزه کتاب و چه در حوزه غیر کتاب،خوب است که کتاب نوپای ناب را هم بخوانید.خلاصه این کتاب را به صورت ویدئو برایتان به اشتراک میگذاریم. زحمت زیرنویسش را آدینهبوک کشیده است.
https://www.aparat.com/v/hYKvq
ارتباط با ادمین: @hezbook
۳۷
۸:۱۵
کلید شصتم
استراتژی شما برای توسعه کتابفروشیتان چیست؟
بررسی ایده راه اندازی اپلیکیشن فروش نسخهی دیجیتال
فارغ از بحث امکان تحقق، این ایده به طور کلی ریسک کسب و کار شما را تا حد بسیار زیادی پایین میآورد. مناقشاتی که بر سر ادامهی کتابخوانی است و قائل به تداوم کتابخوانی هستند، بالاخره به یکی از این دو جریان قائلند: یا نسخه دیجیتال و یا نسخه فیزیکی. و کسی که در هر دو حوزه سرمایهگذاری کند، ریسک کمتری خواهد داشت و در صورت نابودی یکی از دو جریان طبعا سود کمتری هم خواهد داشت؛ مگر اینکه از قبل استراتژی خروج مناسبی طراحی کرده باشد.
در این بازار دو بازیگر اصلی و چند بازیگر فرعی داریم. طاقچه و فیدیبو دو بازیگر اصلی هستند. بازیگران فرعی شامل چند استارت آپ و چند ناشر بزرگ بازار هستند که خودشان کتاب خودشان را میفروشند.حضور طاقچه و فیدیبو که هر دو توسط هولدینگها و سرمایهگذاران پرقدرت پشتیبانی میشوند به نوعی مثل حضور دولت در بازار است. یعنی تا مدت زیادی میتوانند فارغ از سودآور بودن و نبودن به کار خود ادامه بدهند. منتها به امید سود آتی.
لذا عملا رقابت با اینها در بازاری که این دو بازی میکنند، امکانپذیر نیست و بازیگر سوم اگر ضعیف، وارد بازی شود، محکوم به شکست است و اگر بخواهد خیلی پرقدرت وارد بشود، ممکن است بازار دچار ماجرای رقابتِ اپلیکیشن های حمل و نقل(اسنپ و تپسی و کارپینو...) و تامین غذا(ریحون و چلیوری و اسنپ فود و...) شود:یک رقابت جدی و سنگین برای فتح بازار که در آن همواره از دو طرف باید بجنگید: ارائه ی شرایط خوب به ناشران طرف قرارداد و ارائه شرایط خوب به مشتریان. و این هر روز باید از بخشی از سود خود بگذرید و حتی وارد منطقه زیان هم بشوید. آن هم در برابر رقبایی که توسط هولدینگهایی پشتیبانی میشوند که خرج کردن این پولها برایشان مسئلهای نیست.
شاید اگر در راه انداختن چنین اپلیکیشنی بروید به طرف چیزی که رقبایتان نیستند احتمال موفقیتتان بیشتر باشد. باید ببینید چه ایدهای هست که بازیگران اصلی به طرفش نمیروند و بعداً هم هرگز نخواهند رفت و حتی از اعلام آن ابا هم دارند. این مسئله میتواند وجه تمایز پایدار شما باشد.یا مثلاً ارائهی خدماتی متفاوت در حوزه کتاب. در واقع جان کلام این است که گاهی با تغییراتی در ایده میتوانید زمین بازی و رقابت خود را کاملا متفاوت تعریف کنید.
نکته دیگر اینکه اگر در مورد راه اندازی بوکسایت گفتیم نیاز به مقداری دانش فنی هست، در اینجا این نیاز را خیلی بیشتر خواهید داشت و مجبورید حتما با یک تیم بیرونی همکاری کنید و شاید لازم باشد که حتی با یک تیم برنامهنویسی شریک بشوید که ایدهی شراکت با تیم برنامهنویس نیز در جای خود قابل تامل و بررسی است.
ارتباط با ادمین: @hezbook
استراتژی شما برای توسعه کتابفروشیتان چیست؟
بررسی ایده راه اندازی اپلیکیشن فروش نسخهی دیجیتال
فارغ از بحث امکان تحقق، این ایده به طور کلی ریسک کسب و کار شما را تا حد بسیار زیادی پایین میآورد. مناقشاتی که بر سر ادامهی کتابخوانی است و قائل به تداوم کتابخوانی هستند، بالاخره به یکی از این دو جریان قائلند: یا نسخه دیجیتال و یا نسخه فیزیکی. و کسی که در هر دو حوزه سرمایهگذاری کند، ریسک کمتری خواهد داشت و در صورت نابودی یکی از دو جریان طبعا سود کمتری هم خواهد داشت؛ مگر اینکه از قبل استراتژی خروج مناسبی طراحی کرده باشد.
در این بازار دو بازیگر اصلی و چند بازیگر فرعی داریم. طاقچه و فیدیبو دو بازیگر اصلی هستند. بازیگران فرعی شامل چند استارت آپ و چند ناشر بزرگ بازار هستند که خودشان کتاب خودشان را میفروشند.حضور طاقچه و فیدیبو که هر دو توسط هولدینگها و سرمایهگذاران پرقدرت پشتیبانی میشوند به نوعی مثل حضور دولت در بازار است. یعنی تا مدت زیادی میتوانند فارغ از سودآور بودن و نبودن به کار خود ادامه بدهند. منتها به امید سود آتی.
لذا عملا رقابت با اینها در بازاری که این دو بازی میکنند، امکانپذیر نیست و بازیگر سوم اگر ضعیف، وارد بازی شود، محکوم به شکست است و اگر بخواهد خیلی پرقدرت وارد بشود، ممکن است بازار دچار ماجرای رقابتِ اپلیکیشن های حمل و نقل(اسنپ و تپسی و کارپینو...) و تامین غذا(ریحون و چلیوری و اسنپ فود و...) شود:یک رقابت جدی و سنگین برای فتح بازار که در آن همواره از دو طرف باید بجنگید: ارائه ی شرایط خوب به ناشران طرف قرارداد و ارائه شرایط خوب به مشتریان. و این هر روز باید از بخشی از سود خود بگذرید و حتی وارد منطقه زیان هم بشوید. آن هم در برابر رقبایی که توسط هولدینگهایی پشتیبانی میشوند که خرج کردن این پولها برایشان مسئلهای نیست.
شاید اگر در راه انداختن چنین اپلیکیشنی بروید به طرف چیزی که رقبایتان نیستند احتمال موفقیتتان بیشتر باشد. باید ببینید چه ایدهای هست که بازیگران اصلی به طرفش نمیروند و بعداً هم هرگز نخواهند رفت و حتی از اعلام آن ابا هم دارند. این مسئله میتواند وجه تمایز پایدار شما باشد.یا مثلاً ارائهی خدماتی متفاوت در حوزه کتاب. در واقع جان کلام این است که گاهی با تغییراتی در ایده میتوانید زمین بازی و رقابت خود را کاملا متفاوت تعریف کنید.
نکته دیگر اینکه اگر در مورد راه اندازی بوکسایت گفتیم نیاز به مقداری دانش فنی هست، در اینجا این نیاز را خیلی بیشتر خواهید داشت و مجبورید حتما با یک تیم بیرونی همکاری کنید و شاید لازم باشد که حتی با یک تیم برنامهنویسی شریک بشوید که ایدهی شراکت با تیم برنامهنویس نیز در جای خود قابل تامل و بررسی است.
ارتباط با ادمین: @hezbook
۴۳
۹:۰۶
کلید شصت و یکم
استراتژی شما برای توسعه کتابفروشیتان چیست؟
بررسی ایدهی راهاندازی یک کسب و کار متفاوت
شاید باورتان نشود. ولی بعضی از بزرگان بازار کتاب، از این استراتژی پیروی میکنند. یعنی در بازارهایی مثل ملک، ساخت و ساز، بورس، چاپ، تولید محصولات فرهنگی، خدمات و... سرمایهگذاریهایی دارند و به موازات نیز کتابفروشی دارند.
تمام نکتههایی که در مورد لزوم وجود توانایی برای مدیریت دو کسب و کار متفاوت و لزوم وجود توجه و... گفته شد در اینجا نیز صادق است. اگر شما به یک بازار متفاوت قدم بگذارید، نیاز به حجم توجه بسیار بیشتری دارید و در صورتی که در تیم سازی و جانشین پروری ضعیف باشید احتمال شکستتان خیلی زیاد است.
یک مزیتی که این ایده برای شما دارد پرورش هوش کسب و کار و ایجاد فرصتهای جدید است. فکرش را بکنید که بتوانید از فرصتهای موجود در هر بازار به نفع کسب و کار دیگرتان استفاده کنید.
یک مزیت دیگر این ایده کاهش ریسک کسب و کار است.
یک آفتی که ممکن است کسب و کار شما پیدا کند این است که بعد چند وقت تدریجا کتابفروشیتان تنبل شود و به ندرت آن را تعطیل کنید. کما اینکه در چندسال اخیر چندینبار این اتفاق افتاده است.
نکتهی دیگری که در تحلیل این ایده لازم است در نظر بگیریم این است که در این ایده با یک گزینهی واحد روبرو نیستیم. با دریای کسب و کارها مواجهیم و هرکدام تحلیل خاص خود را دارند.آیا کسب و کاری میخواهیم که نقدینگی زیاد به ما بدهد یا سود زیاد؟آیا این امکان -یا نیاز- هست که بتوانیم در بخشی از جهات از ظرفیتهای دو کسب و کارمان به نفع هم استفاده کنیم؟آیا طرح کسب و کار مناسبی داریم؟آیا این دو کسب و کار در بلند مدت به هم آسیب میزنند؟امکانِ خروج از کسب و کار جدید چگونه است؟آیا کسب و کار جدید پیوست فرهنگی دارد یا صرفا نگاه اقتصادی به آن داریم؟اگر نگاهمان صرفا اقتصادی باشد، عواید اقتصادی آن کسب و کار چه ارزش افزودهای برای بخش فرهنگی کسب و کار خواهد داشت؟اگر قرار است پولی که در حوزه اقتصادی به دست میآید در کسب و کار فرهنگی خرج شود، این کار در بلندمدت باعث نابودی کسب و کار فرهنگیتان نمیشود؟
در کسب و کار فعلیتان، شما قبل از نگاه اقتصادی، یک نگاه فرهنگی داشتهاید که در آن به توجیه رسیدهاید و بعد از توجیه فرهنگی به دنبال توجیه اقتصادی رفتهاید. اگر در کسب و کار جدیدتان اولویت با توجیه اقتصادی باشد، بعد از چند وقت در مجموعه کسب و کارتان وارد مجادلاتی عمیقی در این حوزه خواهید شد.
ارتباط با ادمین: @hezbook
استراتژی شما برای توسعه کتابفروشیتان چیست؟
بررسی ایدهی راهاندازی یک کسب و کار متفاوت
شاید باورتان نشود. ولی بعضی از بزرگان بازار کتاب، از این استراتژی پیروی میکنند. یعنی در بازارهایی مثل ملک، ساخت و ساز، بورس، چاپ، تولید محصولات فرهنگی، خدمات و... سرمایهگذاریهایی دارند و به موازات نیز کتابفروشی دارند.
تمام نکتههایی که در مورد لزوم وجود توانایی برای مدیریت دو کسب و کار متفاوت و لزوم وجود توجه و... گفته شد در اینجا نیز صادق است. اگر شما به یک بازار متفاوت قدم بگذارید، نیاز به حجم توجه بسیار بیشتری دارید و در صورتی که در تیم سازی و جانشین پروری ضعیف باشید احتمال شکستتان خیلی زیاد است.
یک مزیتی که این ایده برای شما دارد پرورش هوش کسب و کار و ایجاد فرصتهای جدید است. فکرش را بکنید که بتوانید از فرصتهای موجود در هر بازار به نفع کسب و کار دیگرتان استفاده کنید.
یک مزیت دیگر این ایده کاهش ریسک کسب و کار است.
یک آفتی که ممکن است کسب و کار شما پیدا کند این است که بعد چند وقت تدریجا کتابفروشیتان تنبل شود و به ندرت آن را تعطیل کنید. کما اینکه در چندسال اخیر چندینبار این اتفاق افتاده است.
نکتهی دیگری که در تحلیل این ایده لازم است در نظر بگیریم این است که در این ایده با یک گزینهی واحد روبرو نیستیم. با دریای کسب و کارها مواجهیم و هرکدام تحلیل خاص خود را دارند.آیا کسب و کاری میخواهیم که نقدینگی زیاد به ما بدهد یا سود زیاد؟آیا این امکان -یا نیاز- هست که بتوانیم در بخشی از جهات از ظرفیتهای دو کسب و کارمان به نفع هم استفاده کنیم؟آیا طرح کسب و کار مناسبی داریم؟آیا این دو کسب و کار در بلند مدت به هم آسیب میزنند؟امکانِ خروج از کسب و کار جدید چگونه است؟آیا کسب و کار جدید پیوست فرهنگی دارد یا صرفا نگاه اقتصادی به آن داریم؟اگر نگاهمان صرفا اقتصادی باشد، عواید اقتصادی آن کسب و کار چه ارزش افزودهای برای بخش فرهنگی کسب و کار خواهد داشت؟اگر قرار است پولی که در حوزه اقتصادی به دست میآید در کسب و کار فرهنگی خرج شود، این کار در بلندمدت باعث نابودی کسب و کار فرهنگیتان نمیشود؟
در کسب و کار فعلیتان، شما قبل از نگاه اقتصادی، یک نگاه فرهنگی داشتهاید که در آن به توجیه رسیدهاید و بعد از توجیه فرهنگی به دنبال توجیه اقتصادی رفتهاید. اگر در کسب و کار جدیدتان اولویت با توجیه اقتصادی باشد، بعد از چند وقت در مجموعه کسب و کارتان وارد مجادلاتی عمیقی در این حوزه خواهید شد.
ارتباط با ادمین: @hezbook
۳۷
۹:۰۵
کلید شصت و دوم
یک پلن سرمایه گذاری مناسب و پرسود برای کتابفروش ها(بر گرفته از صحبت های سعید مکرمی در یکی از جلسات خوشه)
1- معمولاً حجمی از نقدینگی راکد در دست کتابفروشان وجود دارد.
2- در سرمایه گذاری، علاوه بر درصد سود، مدت زمان بازگشت نیز مهم است: مثلا یک پروژه که ظرف یک ماه، 5% سود بدهد، بهتر است از پروژه ای که در یک سال 25% سود بدهد.
3- علاوه بر این یک چیزی هست به اسم سود مرکب: سود مرکب یعنی این که در یک پروژه سرمایه گذاری کنید و بعد از بازگشت سرمایه و سود، کل سرمایه و سود حاصله را مجدداً سرمایه گذاری کنید و در دور دوم سرمایه گذاری، سودِ حاصله شما به ازای اصل سرمایه و سودِ ماحصلِ سرمایه گذاری قبلی باشد. این نوع سرمایه گذاری خیلی جذاب است. آن را به گلوله برفی تشبیه می کنند که از سر کوه رها شده باشد.
4- برویم سر پیشنهاد سرمایه گذاری ساده:بعضی کتاب ها هستند که گردش مالی آن ها برای شما خیلی زیاد است. مثلا شما هر بار از آن کتاب صد عدد می خرید و ظرف مدت دو ماه کل آن را می فروشید. یعنی هر دوره سرمایه گذاری روی آن کتاب برای شما دو ماه طول می کشد.گاهی اوقات شما می توانید با رایزنی با تامین کنندگان، به ازای خرید نقدی 5الی10درصد تخفیف بیشتر بگیرید. فرض را می گذاریم روی 5درصد. این5درصد، می تواند کمکتان کند که در هر دوماه5درصد سود کنید. یعنی معادل سود سالانه30%. اگر تخفیفتان بشود7%، سود پروژه می شود42%سالانه.
5- در این سرمایه گذاری باید حواستان باشد که طمع نکنید. حجم خریدتان را از حالت منطقی خارج نکنید. یک کتاب ممکن است موج فروشش ناگهان بخوابد و خواب انبار آن کتاب کل سود و سرمایه تان را بخورد.
6- بعلاوه که باید یک سبد منطقی از چند کتاب برای خودتان تشکیل بدهید و به طور منظم سودآوری سبد خود را بررسی کنید.
7- دیگر اینکه به مدیریت نقدینگی نیز نیاز دارید: بخش زیادی از نقدینگی شما، باید به طلبکارانی پرداخت شود که از آنها دارید مدت دار خرید می کنید و باید پول آن ها را سر موقع پرداخت کنید. این سرمایه گذاری شما نباید به سایر هم صنفی ها آسیب بزند.
8- در این پروژه باید ببینید که با صرف نظر از تسویه ی چندماهه به این سودِ گفته شده دسترسی پیدا می کنید و صرفه ی کدام بیشتر است؟
ارتباط با ادمین: @hezbook
یک پلن سرمایه گذاری مناسب و پرسود برای کتابفروش ها(بر گرفته از صحبت های سعید مکرمی در یکی از جلسات خوشه)
1- معمولاً حجمی از نقدینگی راکد در دست کتابفروشان وجود دارد.
2- در سرمایه گذاری، علاوه بر درصد سود، مدت زمان بازگشت نیز مهم است: مثلا یک پروژه که ظرف یک ماه، 5% سود بدهد، بهتر است از پروژه ای که در یک سال 25% سود بدهد.
3- علاوه بر این یک چیزی هست به اسم سود مرکب: سود مرکب یعنی این که در یک پروژه سرمایه گذاری کنید و بعد از بازگشت سرمایه و سود، کل سرمایه و سود حاصله را مجدداً سرمایه گذاری کنید و در دور دوم سرمایه گذاری، سودِ حاصله شما به ازای اصل سرمایه و سودِ ماحصلِ سرمایه گذاری قبلی باشد. این نوع سرمایه گذاری خیلی جذاب است. آن را به گلوله برفی تشبیه می کنند که از سر کوه رها شده باشد.
4- برویم سر پیشنهاد سرمایه گذاری ساده:بعضی کتاب ها هستند که گردش مالی آن ها برای شما خیلی زیاد است. مثلا شما هر بار از آن کتاب صد عدد می خرید و ظرف مدت دو ماه کل آن را می فروشید. یعنی هر دوره سرمایه گذاری روی آن کتاب برای شما دو ماه طول می کشد.گاهی اوقات شما می توانید با رایزنی با تامین کنندگان، به ازای خرید نقدی 5الی10درصد تخفیف بیشتر بگیرید. فرض را می گذاریم روی 5درصد. این5درصد، می تواند کمکتان کند که در هر دوماه5درصد سود کنید. یعنی معادل سود سالانه30%. اگر تخفیفتان بشود7%، سود پروژه می شود42%سالانه.
5- در این سرمایه گذاری باید حواستان باشد که طمع نکنید. حجم خریدتان را از حالت منطقی خارج نکنید. یک کتاب ممکن است موج فروشش ناگهان بخوابد و خواب انبار آن کتاب کل سود و سرمایه تان را بخورد.
6- بعلاوه که باید یک سبد منطقی از چند کتاب برای خودتان تشکیل بدهید و به طور منظم سودآوری سبد خود را بررسی کنید.
7- دیگر اینکه به مدیریت نقدینگی نیز نیاز دارید: بخش زیادی از نقدینگی شما، باید به طلبکارانی پرداخت شود که از آنها دارید مدت دار خرید می کنید و باید پول آن ها را سر موقع پرداخت کنید. این سرمایه گذاری شما نباید به سایر هم صنفی ها آسیب بزند.
8- در این پروژه باید ببینید که با صرف نظر از تسویه ی چندماهه به این سودِ گفته شده دسترسی پیدا می کنید و صرفه ی کدام بیشتر است؟
ارتباط با ادمین: @hezbook
۵۱
۸:۵۹
کلید شصت و سوم
اثر مرکب
در کلید شصت و یکم در مورد سود مرکب صحبت کردیم.سرمایه گذاری ای که سود مرکب داشته باشد بسیار جذاب است.در طراحی مدل کسب و کار بسیار مهم است که بتوانید به سود مرکب برسید.در این ویدیو خلاصه کتاب اثر مرکب را خواهید دید.زحمت زیرنویس ویدیوی زیر را تیم سایت آدینه بوک کشیده اند.
https://www.aparat.com/v/8pc4B
ارتباط با ادمین: @hezbook
اثر مرکب
در کلید شصت و یکم در مورد سود مرکب صحبت کردیم.سرمایه گذاری ای که سود مرکب داشته باشد بسیار جذاب است.در طراحی مدل کسب و کار بسیار مهم است که بتوانید به سود مرکب برسید.در این ویدیو خلاصه کتاب اثر مرکب را خواهید دید.زحمت زیرنویس ویدیوی زیر را تیم سایت آدینه بوک کشیده اند.
https://www.aparat.com/v/8pc4B
ارتباط با ادمین: @hezbook
۴۸
۹:۰۳
کلید شصت و چهارم
چند کتاب پیشنهادی برای بازی در ژانرها(زندگینامهها)
این روزها نخل و نارنج پرفروش است و خیلیها سوال میکنند که بعد از نخل و نارنج چه بخوانیم؟شما چه میکنید؟
این کتاب را چگونه در قالب یک ژانر میگنجانید که بتوانید در کنارش چند کتاب دیگر را هم بفروشید؟
ژانرشناسی کتاب و همانندیابی برایش مهم است. البته در ژانرسازی توضیحات شمای کتابفروش هم خیلی موثر است و میتواند از نارضایتی مشتری جلوگیری کند. نحوه عرضه معرفی شما نیز خیلی مهم است. ولی مهم این است که در فروش نخل و نارنج شما بتوانید یک فرصت جدید را شناسایی و استفاده کنید.
چند عنوان کتاب که هرکدام به نحوی میتوانند در ادامهی نخل و نارنج، به مصرف مخاطبین برسند و برای مخاطبین مناسب باشند:
۱. مردی در تبعید ابدی - ملاصدرا (نشر روزبهان)۲. قلندر و قلعه - سهروردی (نشر قو)۳. نادره دانای جهان، پور سینا - ابن سینا(نشر روزبهان)۴. گفتا من آن ترنجم - مولوی (نشر روزبهان)۵. گاه ناچیزی مرگ - ابن عربی (مولی)۶. سه دیدار - امام خمینی (سوره)۷. استاد عشق - پروفسور حسابی (ارشاد)۸. عطش - سید علی آقای قاضی (شمس الشموس)۹. العبد - آیت الله بهجت (شمس الشموس)
پ.ن: مجددا میگوییم : یک نکته مهم این است که هنگام فروش ملاحظات هر کتاب را بگویید. مثلا: "این کتاب البته از لحاظ داستانی به پای نخل و نارنج نمیرسد ولی از لحاظ شخصیت سوژه قابل توجه فراوان است. جذابیتش هم البته کمتر است. اما میارزد به خواندنش." و...
برای تکمیل این لیست شما چه کتابی را پیشنهاد میدهید؟
ارتباط با ادمین: @hezbook
چند کتاب پیشنهادی برای بازی در ژانرها(زندگینامهها)
این روزها نخل و نارنج پرفروش است و خیلیها سوال میکنند که بعد از نخل و نارنج چه بخوانیم؟شما چه میکنید؟
این کتاب را چگونه در قالب یک ژانر میگنجانید که بتوانید در کنارش چند کتاب دیگر را هم بفروشید؟
ژانرشناسی کتاب و همانندیابی برایش مهم است. البته در ژانرسازی توضیحات شمای کتابفروش هم خیلی موثر است و میتواند از نارضایتی مشتری جلوگیری کند. نحوه عرضه معرفی شما نیز خیلی مهم است. ولی مهم این است که در فروش نخل و نارنج شما بتوانید یک فرصت جدید را شناسایی و استفاده کنید.
چند عنوان کتاب که هرکدام به نحوی میتوانند در ادامهی نخل و نارنج، به مصرف مخاطبین برسند و برای مخاطبین مناسب باشند:
۱. مردی در تبعید ابدی - ملاصدرا (نشر روزبهان)۲. قلندر و قلعه - سهروردی (نشر قو)۳. نادره دانای جهان، پور سینا - ابن سینا(نشر روزبهان)۴. گفتا من آن ترنجم - مولوی (نشر روزبهان)۵. گاه ناچیزی مرگ - ابن عربی (مولی)۶. سه دیدار - امام خمینی (سوره)۷. استاد عشق - پروفسور حسابی (ارشاد)۸. عطش - سید علی آقای قاضی (شمس الشموس)۹. العبد - آیت الله بهجت (شمس الشموس)
پ.ن: مجددا میگوییم : یک نکته مهم این است که هنگام فروش ملاحظات هر کتاب را بگویید. مثلا: "این کتاب البته از لحاظ داستانی به پای نخل و نارنج نمیرسد ولی از لحاظ شخصیت سوژه قابل توجه فراوان است. جذابیتش هم البته کمتر است. اما میارزد به خواندنش." و...
برای تکمیل این لیست شما چه کتابی را پیشنهاد میدهید؟
ارتباط با ادمین: @hezbook
۵۰
۵:۴۹
کلید شصت و پنجم
چند کتاب پیشنهادی برای بازی در ژانرها(خاطرات سفر)
در یکسال اخیر یک ژانر جدید در پرفروشها درحال شکلگیری است. خاطرات سفر. به کتابهای زیر توجه کنید:
۱. خاطرات سفیر. سوره مهر۲. زن آقا. سوره مهر
این دو کتاب پرفروشند. ولی در شکلدهی به ژانرهایشان مسئله این است که در چه فضایی ژانر را توسعه بدهیم؟ سفرنامه یا روایت زنانه؟
اگر بخواهیم این ژانر را در حوزه سفرنامه تکمیل کنیم شاید این چنین شود:
۳. دهکده خاک برسر. سوره۴. ۹۷۶روز در پسکوچههای اروپا. قدیانی۵. سی و ده. بوستان کتاب۶. موآ. مثلث (و باقی کارهای ضابطیان)۷. سفر به سرزمین آریاییها. سپیدهباوران۸. جانستان کابلستان. افق۹. به سفارش مادرم. به نشرو...
در معرفی این کتابها نیز مخاطبسنجی بسیار مهم است. زیرا ممکن است خیلی ها به دلایل دیگری از آن دو کتاب خوششان آمده باشد.
حال اگر بخواهیم این کتابها را از لحاظ روایت زنانه بسط بدهیم گزینههای زیر را داریم:
۳. دهکده خاک بر سر. سوره۴. هفته چهل و چندم. اطراف۵. اینکشوکران۱. روایت فتح۶. سه روز به آخر دریا. اطرافو...
در هر صورت باید در پیشنهاد کتاب حواستان باشد که توقع شکل گرفته در مخاطب را باید تا حدودی پوشش دهید و یا اگر این کار ممکن نیست، بتوانید توقعش را جهت بدهید. وگرنه ارزشش را ندارد که به خاطر فروش یک جلد کتاب بیشتر، یک مشتری ناراضی برای خودتان درست کنید.
شما چه کتابهایی را پیشنهاد میکنید؟
ارتباط با ادمین: @hezbook
چند کتاب پیشنهادی برای بازی در ژانرها(خاطرات سفر)
در یکسال اخیر یک ژانر جدید در پرفروشها درحال شکلگیری است. خاطرات سفر. به کتابهای زیر توجه کنید:
۱. خاطرات سفیر. سوره مهر۲. زن آقا. سوره مهر
این دو کتاب پرفروشند. ولی در شکلدهی به ژانرهایشان مسئله این است که در چه فضایی ژانر را توسعه بدهیم؟ سفرنامه یا روایت زنانه؟
اگر بخواهیم این ژانر را در حوزه سفرنامه تکمیل کنیم شاید این چنین شود:
۳. دهکده خاک برسر. سوره۴. ۹۷۶روز در پسکوچههای اروپا. قدیانی۵. سی و ده. بوستان کتاب۶. موآ. مثلث (و باقی کارهای ضابطیان)۷. سفر به سرزمین آریاییها. سپیدهباوران۸. جانستان کابلستان. افق۹. به سفارش مادرم. به نشرو...
در معرفی این کتابها نیز مخاطبسنجی بسیار مهم است. زیرا ممکن است خیلی ها به دلایل دیگری از آن دو کتاب خوششان آمده باشد.
حال اگر بخواهیم این کتابها را از لحاظ روایت زنانه بسط بدهیم گزینههای زیر را داریم:
۳. دهکده خاک بر سر. سوره۴. هفته چهل و چندم. اطراف۵. اینکشوکران۱. روایت فتح۶. سه روز به آخر دریا. اطرافو...
در هر صورت باید در پیشنهاد کتاب حواستان باشد که توقع شکل گرفته در مخاطب را باید تا حدودی پوشش دهید و یا اگر این کار ممکن نیست، بتوانید توقعش را جهت بدهید. وگرنه ارزشش را ندارد که به خاطر فروش یک جلد کتاب بیشتر، یک مشتری ناراضی برای خودتان درست کنید.
شما چه کتابهایی را پیشنهاد میکنید؟
ارتباط با ادمین: @hezbook
۵۱
۶:۱۷
کلید شصت و ششم
قصه ی میمون ها
اگر در کتابفروشی تان چند نفر زیر دست دارید و همیشه هم درگیر کارهای جزیی هستید و هیچ وقت فرصت نمی کنید به کارهای بزرگتر بیندیشید و اقدام کنید، لابد یک جای کارتان می لنگد.
مدیر نقش ناخدا را بازی می کند. باید بر روی مرزهای سازمان بایستد و هم دور را ببیند و هم یک نگاه کلی به سرزمین خود داشته باشد. اگر قرار باشد ناخدا هم درگیر کارهای جزیی شود، کشتی نابود خواهد شد.
یکی از دلایل عدم رشد سازمان، می تواند این باشد که شما نمی توانید میمون ها را از خود دور کنید. در سازمان ها و همچنین در کتابفروشی شما، یک سری میمون وجود دارند که محل زندگی شان روی شانه های افراد است و از این شانه به آن شانه می پرند.اگر نتوانید با میمون ها درست بازی کنید، نابودتان می کنند.
به دلیلی که خواهیم گفت راجع به میمون ها بیشتر از این سخن نمیگوییم:
یک کتابی هست به نام "مدیریت خود".ده مقاله برگزیده از مهم ترین مجله مدیریتی دنیا به نام : هاروارد بیزینس ریویو.درباره اینکه چگونه بر زندگی شخصی خود مدیریت داشته باشیم.خیلی وقت ها دلیل این که نمی توانیم یک مجموعه را خوب اداره کنیم، در وهله اول به این خاطر است که نتوانسته ایم خود را مدیریت کنیم.
خواندن آن برای مدیران لازم است.
از میان ده مقاله کتاب اقلاً پنج تای شان خیلی خوبند و یکی از آن مقالات خوب، مقاله ای است در مورد همین میمون ها.توضیح درباره میمون ها را سربسته گذاشتیم تا حتماً بروید و آن کتاب را بخرید و بخوانید تا بفهمید که چگونه باید میمون ها را به جای اصلی شان برگردانید.
این کتاب را نشر آموخته و نشر هنوز منتشر کرده اند که ما ترجمه "نشر آموخته" را توصیه می کنیم.
میمون ها را جدی بگیرید!
ارتباط با ادمین: @hezbook
قصه ی میمون ها
اگر در کتابفروشی تان چند نفر زیر دست دارید و همیشه هم درگیر کارهای جزیی هستید و هیچ وقت فرصت نمی کنید به کارهای بزرگتر بیندیشید و اقدام کنید، لابد یک جای کارتان می لنگد.
مدیر نقش ناخدا را بازی می کند. باید بر روی مرزهای سازمان بایستد و هم دور را ببیند و هم یک نگاه کلی به سرزمین خود داشته باشد. اگر قرار باشد ناخدا هم درگیر کارهای جزیی شود، کشتی نابود خواهد شد.
یکی از دلایل عدم رشد سازمان، می تواند این باشد که شما نمی توانید میمون ها را از خود دور کنید. در سازمان ها و همچنین در کتابفروشی شما، یک سری میمون وجود دارند که محل زندگی شان روی شانه های افراد است و از این شانه به آن شانه می پرند.اگر نتوانید با میمون ها درست بازی کنید، نابودتان می کنند.
به دلیلی که خواهیم گفت راجع به میمون ها بیشتر از این سخن نمیگوییم:
یک کتابی هست به نام "مدیریت خود".ده مقاله برگزیده از مهم ترین مجله مدیریتی دنیا به نام : هاروارد بیزینس ریویو.درباره اینکه چگونه بر زندگی شخصی خود مدیریت داشته باشیم.خیلی وقت ها دلیل این که نمی توانیم یک مجموعه را خوب اداره کنیم، در وهله اول به این خاطر است که نتوانسته ایم خود را مدیریت کنیم.
خواندن آن برای مدیران لازم است.
از میان ده مقاله کتاب اقلاً پنج تای شان خیلی خوبند و یکی از آن مقالات خوب، مقاله ای است در مورد همین میمون ها.توضیح درباره میمون ها را سربسته گذاشتیم تا حتماً بروید و آن کتاب را بخرید و بخوانید تا بفهمید که چگونه باید میمون ها را به جای اصلی شان برگردانید.
این کتاب را نشر آموخته و نشر هنوز منتشر کرده اند که ما ترجمه "نشر آموخته" را توصیه می کنیم.
میمون ها را جدی بگیرید!
ارتباط با ادمین: @hezbook
۵۲
۶:۲۶
کلید شصت و هفتم
بکاپ
هر چند وقت یکبار از کل اطلاعاتتان بکاپ میگیرید؟حادثه هیچگاه خبرنمیکند.بهتر است طی ادوار منظم کل اطلاعات خود را در منبع یا منابعی خارج از کتابفروشی نیز نگاه دارید._یکی از منابع پیشنهادی ذخیره روی سرورهای ابری موجود است. اطلاعات خود را به صورت یک فایل فشرده روی آنها آپلود کنید.
گزینهی دیگر یک یا دو فلش مموری یا هارد اکسترنال است که در بیرون از کتابفروشی نگهداری شود.
و چه بهتر که همزمان اطلاعات در دوجا نگهداری شوند.__اطلاعاتی که لازم است از آنها بکاپ داشته باشید عبارتند از:
-اطلاعات کالای ثبت شده در نرم افزار-بایگانی نرم افزار (در بعضی نرم افزارها با این اطلاعات اطلاعات بالایی را هم خواهید داشت)-ادوار صورت سود و زیان و ترازنامه-لیست دفتر تلفن مشتریان و طرفحسابها و مرتبطین خدماتی و صنعتی-نرم افزارهای اصلی و فرعی مورد استفاده در جریان عادی کار-آرشیو اطلاعات دستگاه ساعت زنی-فرم های حقوق و دستمزد-آیین نامه ها و اسناد کاری-عکس ها و تصاویر-فرم های گرافیکی-رمزها و نام های کاربریو....
سوال:دیگر از چه چیزهایی باید بکاپ داشته باشید؟
ارتباط با ادمین:@hezbook
بکاپ
هر چند وقت یکبار از کل اطلاعاتتان بکاپ میگیرید؟حادثه هیچگاه خبرنمیکند.بهتر است طی ادوار منظم کل اطلاعات خود را در منبع یا منابعی خارج از کتابفروشی نیز نگاه دارید._یکی از منابع پیشنهادی ذخیره روی سرورهای ابری موجود است. اطلاعات خود را به صورت یک فایل فشرده روی آنها آپلود کنید.
گزینهی دیگر یک یا دو فلش مموری یا هارد اکسترنال است که در بیرون از کتابفروشی نگهداری شود.
و چه بهتر که همزمان اطلاعات در دوجا نگهداری شوند.__اطلاعاتی که لازم است از آنها بکاپ داشته باشید عبارتند از:
-اطلاعات کالای ثبت شده در نرم افزار-بایگانی نرم افزار (در بعضی نرم افزارها با این اطلاعات اطلاعات بالایی را هم خواهید داشت)-ادوار صورت سود و زیان و ترازنامه-لیست دفتر تلفن مشتریان و طرفحسابها و مرتبطین خدماتی و صنعتی-نرم افزارهای اصلی و فرعی مورد استفاده در جریان عادی کار-آرشیو اطلاعات دستگاه ساعت زنی-فرم های حقوق و دستمزد-آیین نامه ها و اسناد کاری-عکس ها و تصاویر-فرم های گرافیکی-رمزها و نام های کاربریو....
سوال:دیگر از چه چیزهایی باید بکاپ داشته باشید؟
ارتباط با ادمین:@hezbook
۴۲
۱۷:۰۰