سلام وقت بخیر در این کانال به معرفی و نقد و بررسی کتاب های مطرح و پرفروش و شناخته شده در حوزه علوم انسانی خواهیم پرداخت .هدف ما از ایجاد این کانال افزایش سطح آگاهی و خرد جمعی بوده است و نه چیز دیگری .حوزه های مورد فعالیت بیشتر در موضوعات : فلسفه ، اقتصاد ، علوم سیاسی ، جامعهشناسی ، ادیان ، تاریخ و جغرافیا ، مدیریت و ... خواهد بود .از نمونه کتاب هایی که به بررسی آنها خواهیم پرداخت می توان به کتب : قلعه حیوانات جورج اورول ، چنین گفت زرتشت نیچه ، شهریار نیکولو ماکیاولی ، پدر پولدار پدر فقیر نوشته رابرت کیوساکی ، نبرد من آدولف هیتلر و... از جمله نمونه کتاب هایی هستند که مورد بررسی قرار خواهند گرفت صرفا جهت نمونه بیان شد تا محوریت موضوعات در ذهن مخاطب شکل بگیرد .Writer : Mahdi Zahedi
۱۳۸
۲۲:۴۳
کتاب قلعه حیوانات نوشته جورج اورول اولین کتاب مورد بررسی ما خواهد بود .
۱۳۶
۸:۱۷
معرفی کتاب قلعه حیوانات : کتاب قلعه حیوانات یکی از معروفترین کتاب های قرن بیستم در حوزه علوم سیاسی محسوب می شود و حتی در قرن بیست و یکم نیز جزو کتاب های پرفروش و محبوب در عرصه بینالمللی هست این کتاب اولین بار در سال 1945 منتشر شد و به زبان های مختلفی ترجمه شده حدوداً بیش از 70 زبان اورول کلا دو رمان نوشته که اولی همین قلعه حیوانات یا مزرعه حیوانات بود و دومی و آخرین کتابش هم ۱۹۸۴ بود .در کتاب قلعه حیوانات که در قالب پادآرمانشهری نگاشته شده و اورول بصورت غیر مستقیم و با استفاده از عناصر غالبا غیر انسانی به نقد ساختار های قدرت می پردازد و بیشتر مبتنی بر ۴ محور اصلی : فساد قدرت یا همان power corruption ، بوروکراسی حزبی ، تبدیل انقلاب به الیگارشی ، پروپاگاندا و کنترل افکار ، در نهایت رمان نشان می دهد که اصل قانون از بین می رود و حاکمیت مبتنی بر اراده حاکمان شکل می گیرد .اورول این رمان را بیشتر با هدف نقد انقلاب بلشویکی روسیه و نیز ساختار قدرت تحت حاکمیت استالین را نقد می کند .و در خود رمان شخصیت های حیوانی مختلف دارای نقش های متعدد در انقلاب علیه آقای جونز و انسان ها را داشتند و این فرآیند بیشتر با رهبری خوک ها در مزرعه صورت گرفت که در ادامه به بررسی آنها خواهیم پرداخت در وهله اول لازم به ذکر است که احتمال زیاد مقصود اورول از میجِر پیر که در ابتدای داستان مطرح کرده همان شخصیتی استعاری از کارل مارکس و ولادیمیر لنین بود این نکته با توجه به آن توضیحی که در کتاب با توجه به شخصیت میجر همان خوک پیر سالخورده که قبل از انقلاب حیوانات مزرعه علیه انسان ها رخ داد مُرد می توان چنین در نظر گرفت که از این نظر شبیه به مارکس بنیانگذار تفکر مارکسیستی دانست و از یک نظر شبیه ولادیمیر لنین رهبر انقلاب بلشویکی روسیه دانست در هر حال درست تر این است که این شخص ترکیبی از مارکس و ولادیمیر لنین بوده است و در ادامه نیز بیان خواهم کرد که ناپلئون همان شخصیتی است که در قالب استالین ظاهر شده و تمام مخالفان و رقبای خود در مسیر به قدرت رسیدن را حذف کرده و خود در نهایت یک ماشین سرکوب و حذف ایجاد کرد تا قدرت را برای خود نگاه دارد بنابراین می توان نتیجه گرفت که در این کتاب ناپلئون همان استعاره از شخصیت استالین هست . خلاصه ای از رمان قلعه حیوانات : در مزرعهای به نام قلعه حیوانات، حیوانات از ظلم و ستم انسانها خسته شدهاند و تصمیم میگیرند انقلاب کنند تا به آزادی و عدالت برسند. رهبر انقلاب، میجر پیر، ایدههای آزادی و برابری را برای حیوانات مطرح میکند و حیوانات با هم توافق میکنند که مزرعه را تصرف کنند و خودشون مدیر شوند.پس از مرگ میجر، حیوانات تحت رهبری برخی، انقلاب را شروع میکنند و انسانها را از مزرعه بیرون میکنند.اما به مرور، خوکها که رهبران اصلی میشوند، شروع میکنند به فرمانروایی و قدرتطلبی، و در نهایت همان ساختار استثمارگرانه سابق را در قالب تازهتری برقرار میکنند. آنها قوانین را تغییر میدهند، از اطلاعات دروغ میگویند و با زور و ترس، کنترل را حفظ میکنند.در پایان، حیوانات متوجه میشوند که همه حیوانات برابر نبودند و خیالات اولیهی عدالت و آزادی، جای خود را به حاکمیتی فاسد و ظالم داده است، درست همانطور که قبلاً از آن فرار کرده بودند.منظور از اینکه قبلاً از آن فرار کرده بودند نیز اشاره به ظلم و ستمی که در دوران آقای جونز بر حیوانات میشد دارد و نشان دهنده این است که در حقیقت طوریکه خوک ها در حال اداره مزرعه حیوانات بودند تفاوتی با نحوه اداره آقای جونز نداشت .Writer : Mahdi Zahedi
۱۳۷
۸:۳۱
نقد و بررسی شخصیت ناپلئون در کتاب قلعه حیوانات : ناپلئون مهمترین نماد فساد قدرت و شکلگیری دیکتاتوری در داستان است خوکی که بعد از انقلاب حیوانات با حذف اسنوبال و مخالفانش و ایجاد رعب و وحشت در دل حیوانات مزرعه با استفاده از سگ هایی که تربیت کرده بود بدنبال در دست گرفتن تمام مزرعه و ساختار قدرت حاکم بر آن بود .ناپلئون شخصیتی اقتدار طلب ، حسابگر و بی رحم بود که در سکوت و پشت صحنه در حال برنامهریزی برای تصاحب قدرت بود روشی که نه مبتنی بر اقناع بلکه مبتنی بر حذف رقبا بود مانند اتفاقی که در مورد اسنوبال همان خوکی که هدفش استقلال و پیشرفت مزرعه بود ولی در عین حال رقیبی جدی برای ناپلئون در تصاحب قدرت مطلقی که ناپلئون در نظر داشت حساب میشد .روش دیگری که ناپلئون از آن استفاده می کرد استفاده از عنصر ترس و ارعاب در میان حیوانات بود او با استفاده از سگ ها که نقش پلیس مخفی را آنجا داشتند عملا حیوانات جرئت مخالفت با تصمیمات ناپلئون را نداشتند .استفاده از عامل تبلیغات و پروپاگاندا و تحریف حقایق حاکم بر مزرعه و قوانین این فرآیند با استفاده از خوکی به نام اسکوئیلر که مسئول این بود که بقیه حیوانات را توجیه کند تا تصمیمات ناپلئون بعنوان چیزی که به خیر و صلاح مزرعه است توجیه شود نه حقیقت واقعی ، مورد بعدی ایجاد تغییراتی در هفت فرمان بود که حیوانات در اوایل انقلاب علیه انسان ها و آقای جونز که انجام داده بودند آن را نوشته و به عنوان آنچه که باید و الزام دارد به آن عمل کنند می دانستند ولی با اعمال تغییراتی در این هفت فرمان قوانین به نفع ناپلئون تغییر می کند و اسکوئیلر وظیفه توجیه این تغییرات را دارد .در پایان رمان ناپلئون و خوک ها چنان شبیه انسان ها می شوند که بقیه حیوانات نمی توانند تفاوتی بین خوک ها و انسان ها تشخیص دهند این پایان نشان می دهد که قدرتی که قرار بود منجر به آزادی شود به همان ساختار استبدادی قبلی تبدیل شده است .Writer : Mahdi Zahedi
۱۳۶
۱۱:۴۰
تحلیل جمله معروف کتاب قلعه حیوانات : (همه حیوانات برابرند بعضی ها برابرترند .)این عبارت در ابتدا یکی از اصول اداره قلعه حیوانات بعد از انقلابی بود که بر علیه انسانها و آقای جونز صورت گرفت در ابتدا قرار بود همه حیوانات دارای حقوق برابر در مزرعه باشند و در حق حیوانی ظلم نشود و همه برای مزرعه کار کنند و آنچه را که بدست آوردند بین خود تقسیم کنند و نیاز های خود را بر طرف کرده و منابع خود را در اختیار انسان ها قرار ندهند با این حال بعد ها خوک ها بویژه ناپلئون این روند را به هم زد و با دستکاری در 7 هفت فرمان مزرعه و شیوه تبیینی که اسکوئیلر در پیش گرفت قوانین به نفع خوک ها تغییر پیدا کرد اساساً برابری درجه ای ندارد که یک نفر برابر باشد و دیگری برابرتر بنابراین این جمله یک طنز پارادوکسیکال است که اشاره به دورویی و ریاکاری و سواستفاده خوک ها از انقلابی که حیوانات بر علیه انسان ها داشته اند را نشان می دهد .Writer : Mahdi Zahedi
۱۴۰
۱۳:۳۵
تحلیل شخصیت خوک ها در کتاب قلعه حیوانات : میجر پیر یا Old Major خوک سالخورده ای بود که در ابتدای داستان موضوع ظلمی که انسان ها بر علیه حیوانات مزرعه می کردند را بر آنها توضیح داد ولی خودش از آنجایی که نقش او بیشتر فکری و ایدئولوژیک هست او را به کارل مارکس و ولادیمیر لنین تشبیه می کنند البته بعد از مرگ میجر پیر در مزرعه حیوانات ، حیوانات بر علیه آقای جونز انقلاب می کنند . ناپلئون خوک دیگری که در داستان قلعه حیوانات نوشته جورج اورول به آن اشاره شده و نقش محوری در رمان دارد و ویژگی او این بود که رقبای خود را حذف کرد اسنوبال را کنار زد و سیستمی را در مزرعه حیوانات پیاده کرد که مبتنی بر ترس و رعب بود و سگ هایی نیز تربیت کرده بود که همه حیوانات را بترساند تا از او اطاعت کنند و خوکی را نیز بکار گرفته بود بنام اسکوئیلر که مسئول این بود که دستورات ناپلئون را طوری برای حیوانات توضیح بدهد که حیوانات متوجه اشتباه بودن یا اینکه تصمیماتش بر علیه مزرعه حیوانات هست را نفهمند در کل ناپلئون قدرت مطلق را در دست داشت و هفت فرمانی که در ابتدا بر قلعه حیوانات نوشته شده بود را به نفع خودش و خوک ها تغییر داد و وضعیتی در مزرعه حیوانات بوجود آورد که چندان تفاوتی با دوران آقای جونز نداشت ناپلئون معمولاً در تفاسیر این کتاب نماد ژوزف استالین می باشد . اسنوبال : خوکی باهوش ، فعال و نظریه پرداز است که در آغاز یکی از رهبران واقعی انقلاب حیوانات شناخته می شود و در ادامه نیز بعنوان فردی دلسوز در پی خدمت به حیوانات مزرعه بود و حتی طرح هایی مثل آسیاب بادی را ارائه می کرد که در راستای بهبود وضعیت حیوانات مزرعه بود ولی با توطئه ناپلئون کنار زده شد معمولاً این شخصیت به شخصیت لئون تروتسکی تشبیه می شود که بوسیله ژوزف استالین کنار گذاشته شد . اسکوئیلر : سخنگو و توجیه کننده حکومت ناپلئون بود و معمولاً طوری سخن می گفت و زبان بازی می کرد که تصمیمات ناپلئون که غالباً غلط بودند و به ضرر مزرعه حیوانات بود طوری جلوه می کرد که انگار منطقی و به نفع حیوانات است و او ابزار اصلی پروپاگاندا در داستان است مثل شخصیت جوزف گوبلز در حکومت آلمان نازی که وظیفه تبلیغاتی حکومت نازی را بر عهده داشت . مینیموس : خوکی که در داستان زیاد نقش محوری نداشته ، شاعر بوده و در ستایش از ناپلئون شعر هایی میساخته نقش او زیاد برجسته نیست و بیشتر نمادین است و نشان دهنده این بود که هنر و ادبیات چگونه می توانند در خدمت قدرت مطلق و شخصیت پرستی بکار بروند .پایان بخش اول نقد و بررسی کتاب قلعه حیوانات در آینده بیشتر در مورد این کتاب صحبت خواهیم کرد .Writer : Mahdi Zahedi
۱۱۹
۱۸:۲۷
بزودی تدریس کامل و خط به خط کتاب ارتقای هوش مالی رابرت کیوساکی رو بصورت کاملاً رایگان ارائه خواهیم داد شاید تدریس این کتاب بدلیل اهمیتی که داره بیش از یک ماه طول بکشه بنابراین از جلسه اول مطالبی که گفته میشه رو یادداشت کنید و سعی کنید جلسات رو در همون روز گوش بدید یا متنی که گذاشته میشه رو مطالعه کنید . جلد کتاب به این صورت هست که می بینید می توانید از بیرون هم کتاب رو تهیه کنید اگر تهیه نکردید هم مهم نیست چون اینجا کتاب کامل تدریس خواهد شد و آنچه رو که باید بدانید رو خواهید دانست .
۹۲
۱۷:۴۵
آماده باشید فردا در مورد کلیات کتاب صحبت خواهیم کرد و جلسه صفر هست و معرفی کتاب و چند نکته مهم شک نکنید این کتاب رو بعد از دانستنش یه جهش ذهنی از لحاظ درک علم اقتصاد و بازار ها و تجربه خواهید کرد بنابراین خوب به ویس ها گوش کنید و یادداشت برداری کنید .
۹۳
۱۸:۲۶
جلسه صفر آموزش کتاب ارتقای هوش مالی : خب دوستان در این جلسه ما در مورد مقدمه ای که مترجم کتاب نوشتند در موردش صحبت می کنیم و چکیده اون رو خدمت شما عرض می کنم و واقعاً مطلبی هست که ارزش این رو داشت که بیان کنیم و حیفم اومد که رد بشیم موضوع اولی که بررسی می کنیم اینه که اصلاً این ضریب هوش مالی یا Financial IQ در کتاب میگه چیه ؟ ضریب هوش مالی تنها چیزی هست که میتواند مشکلات مالی شما رو حل کنه یعنی یک بخشی از هوش ما که قراره ما با استفاده از اون مشکلات مالی و اقتصادی خودمون رو حل کنیم یا تا حد زیادی بهبود ببخشیم میگه ما می دونیم خیلی ها هستند که دوست دارند ثروتمند باشند در ثروت زندگی کنند رویا هایی دارند و رسیدن به این رویا ها منوط بر این است که این افراد بتوانند پول بیشتری کسب کنند پول بیشتری بدست بیاورند تا بتونن به این رویا های خودشون برسند یک عده ای معتقدند با کار زیاد میشه رسید عده ای معتقدند با دعا کردن عده ای با سرمایهگذاری و... ولی خیلی از اوقات می بینیم که چقدر کم هستند اونایی که توانستند به اون حد عالی خودشون رو برسونن شنیدیم که خیلی ها میگن این شخص بلده کجا سرمایه گذاری کنه بلده چیکار کنه با پولش این همون چیزی هست که افراد رو از هم متمایز می کنه و میگیم هوش مالی این فرد بالاست یعنی راهش رو بلده که چطوری نهایت استفاده رو از پولی که در دست داره ببره و این ربطی به خوش شانسی و موهبت جادویی و غیره نداره اینا کسایی هستند که هوش مالی بالایی دارند ببینید هوش مالی چیزی هست که به ما یاد میده چطور درآمد کسب کنیم چطور پول خودمون رو نگه داریم و چطور اون رو ارتقا بدیم گاهی یک تصمیم اشتباه کل سرمایه مالی ما رو به باد میده هوش مالی به ما کمک می کنه تا این اشتباه را نکنیم ، در روانشناسی نوین هوش انسان به چند بخش تقسیم میشود یک بخشش IQ هست که سطح هوش ذهنی شما رو ارزیابی می کنه یا EQ میزان توانایی شما در کنترل هیجانات رو می سنجه حالا به تازگی روانشناسان تونستن یک بخش جدیدی از هوش انسان رو بهش دست پیدا کنند که بهش اصطلاحاً میگن هوش مالی که یک مفهوم ذهنی یا بخشی از هوش کلی هر فرد هست. میگه مشکل افراد فقیر اینه که پول ندارند یا پول کافی ندارند و مشکل افراد ثروتمند هم اینه که نمی دونن چطور می تونن سرمایه خودشون رو حفظ یا افزایش بدن این رفتاری که فرد فقیر و ثروتمند از خودشان بروز میدن که در نتیجه این رفتار سرمایه خودشونو زیاد می کنند یا از دست میدن وابسته به هوش مالی اون ها هست یعنی می دونن دقیقاً چه کاری انجام بدن و از چه کاری اجتناب کنند ما می بینیم در مدرسه ها زیاد در مورد هوش مالی حرف نمی زنن بیشتر در مورد حقوق سر ماه و پس انداز صحبت می کنند چیز هایی که نه نحوه تبدیل شدن به یک فرد ثروتمند بلکه یک سبک کارمندی رو به همه یاد میدن در نتیجه منظور نویسنده اینه که ما به افرادی که درآمد بالایی دارند صرفاً نمی گیم هوش مالی بالایی دارند بلکه کسانی هوش مالی بالایی دارند که میدونن در مسائل مالی برای کسب پول و حفظ و ارتقای مالی خودشون چه تصمیم هایی رو بگیرند و از چه کار هایی اجتناب کنند.Writer : Mahdi Zahedi