سلآمم(: میریم پارت. ولی دیگه روزی یه پارت و خب پارت های کوتاه تری میزارم تا هرروز بتونم پارت بزارم قشنگام. اوکی؟!
۱۴:۲۱
سلآمم(: میریم پارت. ولی دیگه روزی یه پارت و خب پارت های کوتاه تری میزارم تا هرروز بتونم پارت بزارم قشنگام. اوکی؟!
۲۹۳
۱۴:۲۱
《خورشید و ماه
》
"سانس ¹¹"
حامی رفت تو اتاق(:
حامی: جانم؟!
راضیه: تو تو واقعا دوسم داری؟!
حامی: این چه سوالیه. معلومه عاشقتممم.
راضیه: حتی با وجود این خطرا؟!
حامی: کدوم خطر؟!
راضیه:مثلا همین آرمان.
حامی: تو دوسم داری؟!
راضیه:معلومهههههه. من جونم هم برات میدم پسر.
حامی: خب منم جونمو برات میدم دخترکم.
راضیه: حامی؟!
حامی: جانم؟!
راضیه:....
حامی: راضیم؟!
راضیه:........
حامی برگشت طرف راضیه.
دید راضیه داره ریز ریز میخنده(:
حامی: چی شده شیطونننن؟!(ذوق و خنده)
راضیه: دیوونه دیوونت شدممم!
حامی: من روانیتم خو دختررر.
راضیه: چرا استرس داری؟!
حامی: مهم نی.
راضیه: مهمهه.
حامی: تو فردا مرخص میشیو من امروز کنسرت دارمم.
راضیه: خب؟!
حامی: خب که من همه حوام به توعه.
راضیه: برو برو نگران نباش.
حامی: اوکی کاری نداری زندگیم؟!
راضیه: نه پسرم برو.( واکنش نویسنده: پسرممم؟!
)
حامی: خدافظ راضیم.
راضیه: خدافظ.
دلم واسه جمع دوستام تنگ شده بود.
وقتی اومدن تو به تک تکشون خیره شدم.به بهترین دوستام
به اکیپمون.
به ملودی...
به زینب...
به حنانه....
وای دلم براشون تنگ شده بود.....
"ادامه دارد"
"سانس ¹¹"
حامی رفت تو اتاق(:
حامی: جانم؟!
راضیه: تو تو واقعا دوسم داری؟!
حامی: این چه سوالیه. معلومه عاشقتممم.
راضیه: حتی با وجود این خطرا؟!
حامی: کدوم خطر؟!
راضیه:مثلا همین آرمان.
حامی: تو دوسم داری؟!
راضیه:معلومهههههه. من جونم هم برات میدم پسر.
حامی: خب منم جونمو برات میدم دخترکم.
راضیه: حامی؟!
حامی: جانم؟!
راضیه:....
حامی: راضیم؟!
راضیه:........
حامی برگشت طرف راضیه.
دید راضیه داره ریز ریز میخنده(:
حامی: چی شده شیطونننن؟!(ذوق و خنده)
راضیه: دیوونه دیوونت شدممم!
حامی: من روانیتم خو دختررر.
راضیه: چرا استرس داری؟!
حامی: مهم نی.
راضیه: مهمهه.
حامی: تو فردا مرخص میشیو من امروز کنسرت دارمم.
راضیه: خب؟!
حامی: خب که من همه حوام به توعه.
راضیه: برو برو نگران نباش.
حامی: اوکی کاری نداری زندگیم؟!
راضیه: نه پسرم برو.( واکنش نویسنده: پسرممم؟!
حامی: خدافظ راضیم.
راضیه: خدافظ.
دلم واسه جمع دوستام تنگ شده بود.
وقتی اومدن تو به تک تکشون خیره شدم.به بهترین دوستام
به اکیپمون.
به ملودی...
به زینب...
به حنانه....
وای دلم براشون تنگ شده بود.....
"ادامه دارد"
۱۵:۰۵
《خورشید و ماه
》
"سانس ¹¹"
حامی رفت تو اتاق(:
حامی: جانم؟!
راضیه: تو تو واقعا دوسم داری؟!
حامی: این چه سوالیه. معلومه عاشقتممم.
راضیه: حتی با وجود این خطرا؟!
حامی: کدوم خطر؟!
راضیه:مثلا همین آرمان.
حامی: تو دوسم داری؟!
راضیه:معلومهههههه. من جونم هم برات میدم پسر.
حامی: خب منم جونمو برات میدم دخترکم.
راضیه: حامی؟!
حامی: جانم؟!
راضیه:....
حامی: راضیم؟!
راضیه:........
حامی برگشت طرف راضیه.
دید راضیه داره ریز ریز میخنده(:
حامی: چی شده شیطونننن؟!(ذوق و خنده)
راضیه: دیوونه دیوونت شدممم!
حامی: من روانیتم خو دختررر.
راضیه: چرا استرس داری؟!
حامی: مهم نی.
راضیه: مهمهه.
حامی: تو فردا مرخص میشیو من امروز کنسرت دارمم.
راضیه: خب؟!
حامی: خب که من همه حوام به توعه.
راضیه: برو برو نگران نباش.
حامی: اوکی کاری نداری زندگیم؟!
راضیه: نه پسرم برو.( واکنش نویسنده: پسرممم؟!
)
حامی: خدافظ راضیم.
راضیه: خدافظ.
دلم واسه جمع دوستام تنگ شده بود.
وقتی اومدن تو به تک تکشون خیره شدم.به بهترین دوستام
به اکیپمون.
به ملودی...
به زینب...
به حنانه....
وای دلم براشون تنگ شده بود.....
"ادامه دارد"
"سانس ¹¹"
حامی رفت تو اتاق(:
حامی: جانم؟!
راضیه: تو تو واقعا دوسم داری؟!
حامی: این چه سوالیه. معلومه عاشقتممم.
راضیه: حتی با وجود این خطرا؟!
حامی: کدوم خطر؟!
راضیه:مثلا همین آرمان.
حامی: تو دوسم داری؟!
راضیه:معلومهههههه. من جونم هم برات میدم پسر.
حامی: خب منم جونمو برات میدم دخترکم.
راضیه: حامی؟!
حامی: جانم؟!
راضیه:....
حامی: راضیم؟!
راضیه:........
حامی برگشت طرف راضیه.
دید راضیه داره ریز ریز میخنده(:
حامی: چی شده شیطونننن؟!(ذوق و خنده)
راضیه: دیوونه دیوونت شدممم!
حامی: من روانیتم خو دختررر.
راضیه: چرا استرس داری؟!
حامی: مهم نی.
راضیه: مهمهه.
حامی: تو فردا مرخص میشیو من امروز کنسرت دارمم.
راضیه: خب؟!
حامی: خب که من همه حوام به توعه.
راضیه: برو برو نگران نباش.
حامی: اوکی کاری نداری زندگیم؟!
راضیه: نه پسرم برو.( واکنش نویسنده: پسرممم؟!
حامی: خدافظ راضیم.
راضیه: خدافظ.
دلم واسه جمع دوستام تنگ شده بود.
وقتی اومدن تو به تک تکشون خیره شدم.به بهترین دوستام
به اکیپمون.
به ملودی...
به زینب...
به حنانه....
وای دلم براشون تنگ شده بود.....
"ادامه دارد"
۲۹۷
۱۵:۰۵
رفقا سلامم:)
بعضی از پارت هارو حذف کردم و دارم از اول مینویسم:)🥲
بعضی از پارت هارو حذف کردم و دارم از اول مینویسم:)🥲
۱۱:۱۲
رفقا سلامم:)
بعضی از پارت هارو حذف کردم و دارم از اول مینویسم:)🥲
بعضی از پارت هارو حذف کردم و دارم از اول مینویسم:)🥲
۱۶۲
۱۱:۱۲
《خورشید و ماه
》
"سانس ¹²"
راضیه: وای دلم براتون یه ذره شده بود دخترااااا.(ذوق)
ملودی: ماهممم.
زینب: راضیم میدونی چند ماهه نگرانتیم؟!
حنانه: بابا دختر قربونت برم میدونی چقدر نگرانت شدیمم؟!
راضیه: وای قربون صداتون برم من.
دخترا: خدانکنهههه.
راضیه:بچه ها حامی کو؟
ملودی:ماهم بی خبریم والا:)
راضیه:یا خدا

زینب: بچمم گریه نکنن؛)
میاد دیگههه:)
حنانه:دیوونه تو داری گریه میکنی؟!
خدانکشتت:)
"دکتر اومد تو اتاق"
دکتر:خبر خوبی دارمم.
ملودی و زینب یکصدا: چیی؟!
دکتر: میتونین راضیه رو الان مرخص کنینن.
دخترا: شکررر.
راضیه رو به دخترا: رفقا من میرم خونه:)
بچه ها رفتن بیرون برای کارهای ترخیص.
دخترا رفتن بیرون:)
ملودی:بچه ها وایسید:)
زینب:جان دلم؟!
ملودی:کی شماره حامی رو داره؟!
حنانه:من:)
ملودی:خب بهش زنگ بزن کار دارمم:)
"سانس ¹²"
راضیه: وای دلم براتون یه ذره شده بود دخترااااا.(ذوق)
ملودی: ماهممم.
زینب: راضیم میدونی چند ماهه نگرانتیم؟!
حنانه: بابا دختر قربونت برم میدونی چقدر نگرانت شدیمم؟!
راضیه: وای قربون صداتون برم من.
دخترا: خدانکنهههه.
راضیه:بچه ها حامی کو؟
ملودی:ماهم بی خبریم والا:)
راضیه:یا خدا
زینب: بچمم گریه نکنن؛)
میاد دیگههه:)
حنانه:دیوونه تو داری گریه میکنی؟!
خدانکشتت:)
"دکتر اومد تو اتاق"
دکتر:خبر خوبی دارمم.
ملودی و زینب یکصدا: چیی؟!
دکتر: میتونین راضیه رو الان مرخص کنینن.
دخترا: شکررر.
راضیه رو به دخترا: رفقا من میرم خونه:)
بچه ها رفتن بیرون برای کارهای ترخیص.
دخترا رفتن بیرون:)
ملودی:بچه ها وایسید:)
زینب:جان دلم؟!
ملودی:کی شماره حامی رو داره؟!
حنانه:من:)
ملودی:خب بهش زنگ بزن کار دارمم:)
۱۱:۲۷
《خورشید و ماه
》
"سانس ¹²"
راضیه: وای دلم براتون یه ذره شده بود دخترااااا.(ذوق)
ملودی: ماهممم.
زینب: راضیم میدونی چند ماهه نگرانتیم؟!
حنانه: بابا دختر قربونت برم میدونی چقدر نگرانت شدیمم؟!
راضیه: وای قربون صداتون برم من.
دخترا: خدانکنهههه.
راضیه:بچه ها حامی کو؟
ملودی:ماهم بی خبریم والا:)
راضیه:یا خدا

زینب: بچمم گریه نکنن؛)
میاد دیگههه:)
حنانه:دیوونه تو داری گریه میکنی؟!
خدانکشتت:)
"دکتر اومد تو اتاق"
دکتر:خبر خوبی دارمم.
ملودی و زینب یکصدا: چیی؟!
دکتر: میتونین راضیه رو الان مرخص کنینن.
دخترا: شکررر.
راضیه رو به دخترا: رفقا من میرم خونه:)
بچه ها رفتن بیرون برای کارهای ترخیص.
دخترا رفتن بیرون:)
ملودی:بچه ها وایسید:)
زینب:جان دلم؟!
ملودی:کی شماره حامی رو داره؟!
حنانه:من:)
ملودی:خب بهش زنگ بزن کار دارمم:)
"سانس ¹²"
راضیه: وای دلم براتون یه ذره شده بود دخترااااا.(ذوق)
ملودی: ماهممم.
زینب: راضیم میدونی چند ماهه نگرانتیم؟!
حنانه: بابا دختر قربونت برم میدونی چقدر نگرانت شدیمم؟!
راضیه: وای قربون صداتون برم من.
دخترا: خدانکنهههه.
راضیه:بچه ها حامی کو؟
ملودی:ماهم بی خبریم والا:)
راضیه:یا خدا
زینب: بچمم گریه نکنن؛)
میاد دیگههه:)
حنانه:دیوونه تو داری گریه میکنی؟!
خدانکشتت:)
"دکتر اومد تو اتاق"
دکتر:خبر خوبی دارمم.
ملودی و زینب یکصدا: چیی؟!
دکتر: میتونین راضیه رو الان مرخص کنینن.
دخترا: شکررر.
راضیه رو به دخترا: رفقا من میرم خونه:)
بچه ها رفتن بیرون برای کارهای ترخیص.
دخترا رفتن بیرون:)
ملودی:بچه ها وایسید:)
زینب:جان دلم؟!
ملودی:کی شماره حامی رو داره؟!
حنانه:من:)
ملودی:خب بهش زنگ بزن کار دارمم:)
۱۷۶
۱۱:۲۷
لایکا بالا:)
۱۱:۲۷
لایکا بالا:)
۱۷۴
۱۱:۲۷