لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل انجمن کافه نویسندگان | انجمن رمان نویسیا
۴ عضو

انجمن کافه نویسندگان | انجمن رمان نویسی

انجمن رمان‌نویسی و آموزش نویسندگی کافه‌نویسندگان undefined️undefined
محفلی برای جان بخشیدن به کلمه‌ها و بالیدن در مسیر نوشتن.
❀ انجمن:https://forum.cafewriters.xyz/
❀ سایت:https://cafewriters.xyz/
❀ ارتباط با ما:@CW_Aadmin
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۴ شهریور
thumbnail
#فراخوان_جذب
سلام همراهانِ عزیز؛ تیم ترجمهٔ کافه‌نویسندگان از علاقه‌مندان دعوت می‌کند تا در این مسیرِ ادبی، همراه ما باشند.
مترجمان ما چه می‌کنند؟
undefinedانتقال درستِ معنا، لحن و احساسِ اثر از زبان مبدأ به فارسی undefinedآشنایی با اصطلاحات، شیوهٔ بیان و فضای فرهنگیِ زبان‌های دیگر undefinedتمرین مستمر، دریافت راهنمایی و کسب تجربه در کنار مترجمان
undefined برای مترجم شدن لازم نیست دایره‌المعارف لغات باشید؛ ترجمه مهارتی فراتر از دانستن واژه‌هاست و استفاده از دیکشنری هم مجاز است.
undefinedشرایط همراهی:
• انجام حداقل دو پارت ترجمه در هفته • اتمام ترجمهٔ هر اثر، حداکثر تا سه ماه • امکان آنلاین بودن حداقل سه روز در هفته، در صورت نیاز • مسئولیت‌پذیری، پیگیری و علاقه به زبان‌ها و داستان‌ها
پس از قبولی در تست، فعالیت شما آغاز می‌شود و با اتمام اثر، رنک ثابت مترجمی دریافت خواهید کرد. برای مترجمان فعال نیز تشویق‌هایی در نظر گرفته شده است. undefined
undefined علاقه‌مندان برای اعلام آمادگی به تاپیک مربوطه در انجمن مراجعه کنند.
[فراخوان جذب مترجم]
مدیریت تیم ترجمه

کافه‌نویسندگانundefined️ بله | تلگرام | روبیکا | سایت

۵

۷:۱۰

#معرفی_آثار_نویسندگان#خدمات_سکه
گاهی یک داستان، از یک اتفاق بزرگ شروع نمی‌شود؛از یک تصویر شروع می‌شود..از حوضی،از پیراهن‌هایی که انگار چیزی را به خاطر آورده‌اند، از قایقی که دیگر روی آب نیست،و باغچه‌ای که باید پر از گل باشد؛ اما نیست.در میان این تصاویر، یک نام بیشتر از همه به چشم می‌آید:
لیلیوم

اما چرا لیلیوم؟چرا نام یک گل باید در جاهایی ظاهر شود که انتظارش را نداریم؟و چرا گفته می‌شود که لیلیوم، از باغچه گریخته است؟ undefined
امروز قرار است آرام‌آرام به این روایت نزدیک شویم...فعلاً فقط این نام را به خاطر بسپارید:
لیلیوم.

کافه‌نویسندگانundefined️ بله | تلگرام | روبیکا | سایت

۵

۱۱:۱۴

thumbnail
#ویدیو_وایب#معرفی_آثار_نویسندگان#خدمات_سکه
اگر قرار بود یک داستان رانه با کلمات،که با چند تصویر به خاطر بسپارید..
چه می‌دیدید؟
آب،سایه،یک باغچه‌ی بی‌گل،یاگلبرگ‌هایی که ردّشان را جا گذاشته‌اند..
و نامی که مدام تکرار می‌شود:
لیلیوم.
شاید این تصاویر در نگاه اول، فقط تکه‌هایی پراکنده به نظر برسند؛
اما در جهانِ یک داستان، هیچ تصویری لزوماً بی‌دلیل نیست.و شاید وقتی «تب» را بخوانید،دوباره به همین تصاویر برگردیدو جور دیگری به آن‌ها نگاه کنید. undefinedاین بار، نوبتِ معرفیِ کامل «تب» است.آن‌وقت می‌گوییم این تصاویر، ما را به کدام روایت رسانده‌اند.
با ما همراه باشیدundefined
کافه‌نویسندگانundefined️ بله | تلگرام | روبیکا | سایت

۵

۱۱:۱۶

thumbnail
#معرفی_آثار_نویسندگان در ایستگاهِ معرفیِ آثار، مهمانِ روایتی هستیم که ردِ یک نام را در میانِ تصویرهایی عجیب و آشنا دنبال می‌کند؛ نامی که از باغچه گریخته و انگار در تمامِ جهانِ داستان، نشانی از خود به جا گذاشته است. undefined
undefinedنام اثر:«*تب*»
undefinedبه قلم:آیناز تابش
undefinedناظر:ا.melorin
undefinedژانر:#اجتماعی
undefinedخلاصه‌ای کوتاه از رمانِ «تب»:`کنار حوض ایستاده؛ پیراهن‌ها آویخته از رخت‌آویز برایش اشک می‌ریزند. سپر روی زمین افتاده؛ آب قلقل می‌کند و قایق غرق شده. هیچ گلی در باغچه نیست.لیلیوم، لیلیوم در لیوان شیر، لیلیوم پشت در انبار، لیلیوم در تنگ ماهی، لیلیوم زیر نور کریستال آباژوری.اما لیلیوم از باغچه گریخته؛ به ازای هر گام، گلبرگی از او بر جا مانده و در گوشه‌گوشه‌ی زمین ریشه دوانده است.
همین حالا همراه «تب» شوید و خودتان کشف کنید لیلیوم از چه گریخته و گلبرگ‌هایش را کجا جا گذاشته است. undefined
[لینک اثر «تب» | آیناز تابش]
منتظر شنیدنِ نقدها و برداشت‌های ارزشمندِ شما از این روایتِ متفاوت هستیم. undefinedundefined
کافه‌نویسندگانundefined️ بله | تلگرام | روبیکا | سایت

۴

۱۷:۰۰

شب را دوست دارم..همه‌ی آدم‌ها خوابیده‌اند،و اگر خبری از مهربانی و انسانیت نباشد؛لااقل توجیهی برایش هست..
بانو #نرگس_صرافیان_طوفان
شبتون بخیر undefined
#شب_نامهکافه‌نویسندگانundefined️ بله | تلگرام | روبیکا | سایت

۴

۱۹:۰۰

۵ شهریور
می‌گویند دنیا متعلق به کسانی است که زود از خواب بیدار می‌شوند؛  اما در واقع، دنیا متعلق به کسانی است  که برای رسیدن به یک هدف بیدار می‌شوند.
سلام به  [undefinedپنجشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۵]
undefined:)
undefined undefined undefined undefined undefined#روز_شمار
کافه‌نویسندگانundefined️ بله | تلگرام | روبیکا | سایت

۳

۳:۲۳

#معرفی_نویسندگان
خانم آیناز اولادی از نویسندگان رسمی است که فعالیت خود را در قالب های مختلف داستانی دنبال کرده و با آثاری در حوزه رمان، داستان کوتاه و داستانک، علاقه و حضور خود را در عرصه نویسندگی با نمایش گذاشته است.از آثار رسمی او می توان به رمان های آنتروس و سرا، داستانک خواب سفید و داستان کوتاه پیکلون اشاره کرد. تنوع این آثار، نشان دهنده تجربه او در قالب های گوناگون روایت و علاقه اش به آزمودن شیوه های مختلف داستان نویسی است.آیناز اولادی با حضورش، مسیر رشد و آفرینش ادبی خود را ادامه می دهد و می کوشد با آفرینش روایت های تازه، گامی موثر در مسیر نویسندگی بردارد. بی تردید، استمرار در این راه و تجربه های نوین، می تواند زمینه ساز آفرینش آثار ماندگار تر و پخته تر در آینده باشد.
کافه‌نویسندگانundefined️ بله | تلگرام | روبیکا | سایت

۳

۷:۰۰

thumbnail
#دلنوشته_کاربران
"توهم نبود، خیال نبود. مرگ من، پژمردن بال پروانه به شوق شمع نبود. زردی و سرنگونی آخرین برگ درخت افرا نبود. مرگ من نه از جنس پایان بود و نه آغاز، بی‌شباهت به صدای خسته‌ی یک تلنگر نبود. زندگی من، صحنه دار قالی‌ای نیمه‌کاره بود که به قساوت آدمیان از میانه شکافته شد. مثل چین و شکن‌های چهره‌ی غریبه‌ی درون آیینه، از هم نگسست و نابود نشد اما باور هم نشد. توهم نبود، خیال نبود. مرگ من، مرگ نبود."​
اثری از:هویار
لینک اثر: [دلنوشته صورتک شیشه‌ای]
کافه‌نویسندگانundefined️ بله | تلگرام | روبیکا | سایت

۲

۱۲:۰۰

ای شب، به پاس صحبتِ دیرین، خدای رابا او بگو حکایت شب زنده داری‌ام
با او بگو چه می کشم از درد اشتیاقشاید وفا کند، بشتابد به یاری‌ام...
جنابِ #فریدون_مشیری
شب بخیر undefined
#شب_نامه
کافه‌نویسندگانundefined️ بله | تلگرام | روبیکا | سایت

۱

۱۹:۳۷

موفق‌بودن یا نبودنِ افراد،  به خاطرِ بودن یا نبودنِ فرصت‌ها نیست؛  فرصت‌ها همیشه هستند،  مهم، شکار کردنِ آن‌هاست.
سلام به  [undefinedجمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵]
undefined:)
undefined undefined undefined undefined undefined  #روز_شمار 
کافه‌نویسندگانundefined️ بله | تلگرام | روبیکا | سایت

۱

۲۰:۳۰