تصاویر عراق در شان رهبر شهید ما است.نه تصاویر بیکیفیت ما از مراسمات تهران و قم.
انگار مثلا دههء شصت است و بهتر از آن را نمیتوانستنیم برای آقا بگذاریم. تازه بگذریم از قانونهای خندهدار عدم استفاده از پهپادهای تصویرگر.
انگار مثلا دههء شصت است و بهتر از آن را نمیتوانستنیم برای آقا بگذاریم. تازه بگذریم از قانونهای خندهدار عدم استفاده از پهپادهای تصویرگر.
۲۵۰
۱۹:۲۸
بلاخره بعد یه عمری
۲۷۰
۱۹:۴۱
بازارسال شده از رادیوڪاروان📻
05_WE MUST RISE.mp3
۰۲:۳۴-۴.۰۱ مگابایت
۱
۱۵:۰۰
بازارسال شده از رادیوڪاروان📻
06_WE MUST RISE 2.mp3
۰۲:۳۹-۴.۰۸ مگابایت
۱
۱۵:۰۲
بر دوش، پیکرش به ادب میبرند خلقآنکه سه روز پیکر جدش به خاک بود
۲۶۲
۲۱:۱۰
این گل پرپر از کجا آمده؟از سفر کربوبلا آمده.
۲۲۴
۱۵:۱۹
من قصهء فراق تو را خاک کرده امحاصل چه شد جوانه زدی بیشتر شدی
۲۱۸
۱۹:۰۹
عزرائیل سهم خودشو انجام داد حال نوبت شماست آقایون 🫤
۱۶۵
۱۲:۳۰
بخوان دو آیه از آن سورهء بریدن سرهاکه گفت کشتی باز ایستاده در دل صحرااگر نمانده برای نجات راه جز اینیفیا سیوف خذینی فیا سیوف خذینیکه رمز وصل تو خون است و خون طریقت عشاقچنان که ثار به الله عاشقانه شد الحاقچنین قبیلهء سرگشته مست و تشنه بمیرندخمار حق سکرات حیات را بپذیرندحیات عند الرب نقطهء نهایت وصل استو مقصد سفر روشن رجوع به اصل استاگر که مقصد پرواز باشد این قفس از چهاگر که خون تو آن راز باشد این نفس از چهاگر که قصهء سرها شود سرآمد رنداناگر که دشت سیه را کنند آینه بنداناز آنچه بود بریدیم تا به دشت بیاییماز اهل و مال رهیدیم تا که پر بگشاییمبه سر سپردگی زادگان فاطمه اکنونبه رقص آمده اند این یلان پر زده در خونببین بهشتی و نواب و صدر و قاسم و چمرانحکیم و همت و آوینی و مهندس و رضوانببین هنیه و سنوار را و نصر خدا راو هادی و حججی و جهاد مغنیه ها رازمان جوشش خم های سرخ خمر خمین استکه خون خامنه ای امتداد خون حسین استکه آرمان بلندش هنوز زنده و برجاستهنوز دعوت هل من معین برابر دنیاستکه قطره قطره خونش هنوز در جریان استکه خون حنجر او در رگ امام زمان استسحر افق شود از خون ما به رنگ شقایقسحر رسول طلوع است در تلقّی عاشقخمار بادهء بیداری ام در این شب تاریکزمانه بر سر جنگ است، صبح آمده نزدیکبسوز ! ای دل آغشته به محبت دنیابه خشت خام تعلق نساز خانه خود راکه کاروان شهیدان تو را قبول نمایدکه کربلا به تو آغوش خویش را بگشایدبه شوق قافله بیدار شو که صبح دمیده استبیا که گودی قربانگه است و لحظه ی عید استو ایستاده بمیر! آیه ی قیام حسین استو زنده زنده بمیر! اولین سلام حسین استسلام بر تو ای آن سربلند رنج کشیدهسلام بر لب خشکیده و به راسِ بریدهنگاه کاملی از عرش کن به بندهء غمگينو یطعمون طعامی نما به سائل مسکینبه حرفهای غریبی که زد عشیره عمّانببخش شاعر خود را الا امامِ غریبان!
۸۰
۱۲:۲۸
ڪاروان
بخوان دو آیه از آن سورهء بریدن سرها که گفت کشتی باز ایستاده در دل صحرا اگر نمانده برای نجات راه جز اینی فیا سیوف خذینی فیا سیوف خذینی که رمز وصل تو خون است و خون طریقت عشاق چنان که ثار به الله عاشقانه شد الحاق چنین قبیلهء سرگشته مست و تشنه بمیرند خمار حق سکرات حیات را بپذیرند حیات عند الرب نقطهء نهایت وصل است و مقصد سفر روشن رجوع به اصل است اگر که مقصد پرواز باشد این قفس از چه اگر که خون تو آن راز باشد این نفس از چه اگر که قصهء سرها شود سرآمد رندان اگر که دشت سیه را کنند آینه بندان از آنچه بود بریدیم تا به دشت بیاییم از اهل و مال رهیدیم تا که پر بگشاییم به سر سپردگی زادگان فاطمه اکنون به رقص آمده اند این یلان پر زده در خون ببین بهشتی و نواب و صدر و قاسم و چمران حکیم و همت و آوینی و مهندس و رضوان ببین هنیه و سنوار را و نصر خدا را و هادی و حججی و جهاد مغنیه ها را زمان جوشش خم های سرخ خمر خمین است که خون خامنه ای امتداد خون حسین است که آرمان بلندش هنوز زنده و برجاست هنوز دعوت هل من معین برابر دنیاست که قطره قطره خونش هنوز در جریان است که خون حنجر او در رگ امام زمان است سحر افق شود از خون ما به رنگ شقایق سحر رسول طلوع است در تلقّی عاشق خمار بادهء بیداری ام در این شب تاریک زمانه بر سر جنگ است، صبح آمده نزدیک بسوز ! ای دل آغشته به محبت دنیا به خشت خام تعلق نساز خانه خود را که کاروان شهیدان تو را قبول نماید که کربلا به تو آغوش خویش را بگشاید به شوق قافله بیدار شو که صبح دمیده است بیا که گودی قربانگه است و لحظه ی عید است و ایستاده بمیر! آیه ی قیام حسین است و زنده زنده بمیر! اولین سلام حسین است سلام بر تو ای آن سربلند رنج کشیده سلام بر لب خشکیده و به راسِ بریده نگاه کاملی از عرش کن به بندهء غمگين و یطعمون طعامی نما به سائل مسکین به حرفهای غریبی که زد عشیره عمّان ببخش شاعر خود را الا امامِ غریبان!
این مثنوی حماسی را پارسال گفته بودم در تاثیر مستقیم و غیر مستقیم از آثار عمان سامانی و شهید آوینی. و به دلایلی منتشر نشد. امروز بیت مرتبط با شهید خامنه ای را به آن افزودم و منتشرش کردم.
دربارهء بیت آخر هم باید عرض کنم من هم مانند عمّان اهل سامانم. خود را وقیحانه و به اقتضای وزن، هم عشیره اش دانستم. اما چه چیزی غیر از یگانگی مسقط الراس ما بین ما مشترک است؟ امیدوارم علاوه بر امام، عمان هم مرا ببخشند!
دربارهء بیت آخر هم باید عرض کنم من هم مانند عمّان اهل سامانم. خود را وقیحانه و به اقتضای وزن، هم عشیره اش دانستم. اما چه چیزی غیر از یگانگی مسقط الراس ما بین ما مشترک است؟ امیدوارم علاوه بر امام، عمان هم مرا ببخشند!
۷۴
۱۲:۳۱