"_تو نقطه ضعف من نیستی، تو نقطه قدرتمی. چیزی که من رو از این دنیا جدا میکنه و باعث میشه که دوباره بخوام زنده بمونم..."
"اخرالزمان"_wiky
"اخرالزمان"_wiky
۲۹
۱۱:۴۲
"_من برای تو چی ام تهیونگ؟ یه ویرانگر یا دلدادهی خاکستری؟!+تو کسی هستی که حاضرم جونم رو به خاطرش به خطر بندازم، ولی اجازه ندم یک تار مو از سرش کم بشه!..."
"اخرالزمان"_wiky
"اخرالزمان"_wiky
۲۷
۱۱:۴۳
"_نذار دوباره دلتنگت بشم؛ چون وقتی نباشی، تبدیل میشم به چیزی که هیچکس نمیتونه کنترلش کنه!+قسم میخوردم به کمتر از پرستیدن تنت راضی نیستم، جونگکوک..."
"اخرالزمان"_wiky
"اخرالزمان"_wiky
۳۲
۱۱:۴۷
"_نمیدونی چقدر دلم میخواست...که گردنش رو بشکنم، چشمهاش رو ازش بگیرم تا روی تنت نچرخه و بفهمه این پسر، صاحب داره و یکی اینجا داره به خاطرش میجنگه!..."
"اخرالزمان"_wiky
"اخرالزمان"_wiky
۹
۱۹:۰۹
"_به من نگاه کن! زخمی و شکستهم ولی از همون لحظه ای که بوسیدمت، به تار موهای خاکستریت قسم خوردم که نذارم یه خش روی تنت بیفته..."
"اخرالزمان"_wiky
"اخرالزمان"_wiky
۱۰
۱۹:۱۰
"_من هنوز اینجام خاکستریِ تهیونگ... نمیذارم دیگه انقدر درد بکشی. سرت رو بالا بگیر و ببین که ازت دل شکسته نیستم...! "
"اخرالزمان"_wiky
"اخرالزمان"_wiky
۱۲
۱۹:۱۱
"_به تنِ زخم خوردهت قسم... قلبش رو با دستهای خودم از سینهش بیرون میکشم...! انتقام اشکهات رو میگیرم دلداده... تهیونگ نمرده که بذاره پسرش رو اینطوری بشکنه..."
"اخرالزمان"_wiky
"اخرالزمان"_wiky
۱۲
۱۹:۱۳
"_دنیا خواست ازم یه هیولا بسازه، ولی تو کاری کردی که همون هیولا، فقط برای بغل کردنِ تو زنده بمونه."
"اخرالزمان"_wiky
"اخرالزمان"_wiky
۱۲
۱۹:۱۳
"_وقتی یه سلطنت ظالمانه روی یه سرزمین سایه بندازه...تمام مردمش برای اتمامش انتظار میکشن...و مردم وقتی حتی به همچین چیزی فکر هم کنن مطمئن باش کار اون سلطنت تمومه!..."
"نیکیتا"_wiky
"نیکیتا"_wiky
۸
۱۳:۰۵
"_دنیای مارو تاریکی کنترل میکنه نیکیتا...این یه حقیقته ؛نه تنها دنیای ما بلکه دنیای انسانهارو هم همینطور....آدما کشته میشن بدون اینکه دلیلی پشتش باشه...دین ها میکشن و با اوردن نام خداشون اونهارو منطقی جلوه میدن...اینا اگر نشانه ی سیاهی نیست پس چیه؟! "

"نیکیتا"_wiky
"نیکیتا"_wiky
۷
۱۳:۱۰