بعضی از والدین ممکن است کودک خود را دوست داشته باشند ولی به او احترام نگذارند.
نکته مهمی که والدین باید به آن دقت کنند این است که دوست داشتن کودک کافی نیست، بلکه لازم است شما برای او احترام قائل باشید.احترام مانند دوست داشتن، هم از طریق بیان و هم از طریق عمل نشان داده می شود.
شما میتوانید با گوش دادن فعال به حرفهای کودک، برقراری تماس چشمی، توجه به گفتههای کودک بدون آنکه برای اتمام سخنانش بیصبری نشان دهید، کمک کردن به کودک در یافتن کلمات مناسب برای توضیح دادن و به زبان آوردن هیجاناتش و قطع نکردن حرفهای او؛
همچنین پرسیدن سوالاتی مانند “منظورت از این چیزی که گفتی….چیست؟”یا “راجع به این مسئله ….. چه فکر میکنی؟” و بدینوسیله احترامی را که او بدان نیاز دارد برآورده سازید.
شما همچنین میتوانید با تشویق کاری که او انجام میدهد احترام خود را نسبت به او نشان دهید، حتی اگر این کار کامل و بینقص نباشد. دراین صورت او فرصت مییابد تا عقاید خود را بدون ترس از تمسخر و استهزا نمودن بیان کند.
احترام به کودک اضطراب و تنش او را کاهش خواهد داد.
از طرف دیگر، اگر شما خیلی آسانگیر باشید و اجازه دهید به ديگران آسيب بزند يا به حقوق ديگران تجاوز كند، او هرگز رفتار مسئولانه نسبت به دیگران را نخواهد آموخت و در نتیجه مورد احترام نیز واقع نخواهد شد.
۴۳
۲۱:۳۲
فریاد زدن، تحقیر کردن یا ترساندن کودک فقط یک واکنش لحظهای نیست؛ میتواند بر ساختار احساسی و رشد مغزی او اثر بگذارد.
کودک در سالهای اولیه زندگی در حال شکلدادن به احساس امنیت، اعتمادبهنفس و تصویر ذهنی خود است. وقتی کودک بهطور مداوم با تنش، داد زدن یا تهدید روبهرو میشود، مغز او ممکن است بیشتر در حالت «دفاع و استرس» قرار بگیرد. افزایش استرس مزمن میتواند روی تواناییهایی مثل تمرکز، یادگیری، تنظیم احساسات و کنترل رفتار تأثیر بگذارد.
همچنین کودک ممکن است بهجای یادگیری درست و غلط، بیشتر یاد بگیرد که از ترس اشتباه نکند؛ که این موضوع میتواند باعث کاهش اعتمادبهنفس، اضطراب و فاصله عاطفی با والدین شود.
البته هیچ پدر و مادری کامل نیست و گاهی عصبانیت طبیعی است؛ اما تفاوت بزرگی بین «اصلاح رفتار کودک» و «آسیب زدن به احساس ارزشمندی او» وجود دارد.
کودکان بیشتر از تنبیه به ارتباط، آرامش، مرزبندی سالم و توضیح قابل فهم نیاز دارد.
کودک در سالهای اولیه زندگی در حال شکلدادن به احساس امنیت، اعتمادبهنفس و تصویر ذهنی خود است. وقتی کودک بهطور مداوم با تنش، داد زدن یا تهدید روبهرو میشود، مغز او ممکن است بیشتر در حالت «دفاع و استرس» قرار بگیرد. افزایش استرس مزمن میتواند روی تواناییهایی مثل تمرکز، یادگیری، تنظیم احساسات و کنترل رفتار تأثیر بگذارد.
همچنین کودک ممکن است بهجای یادگیری درست و غلط، بیشتر یاد بگیرد که از ترس اشتباه نکند؛ که این موضوع میتواند باعث کاهش اعتمادبهنفس، اضطراب و فاصله عاطفی با والدین شود.
البته هیچ پدر و مادری کامل نیست و گاهی عصبانیت طبیعی است؛ اما تفاوت بزرگی بین «اصلاح رفتار کودک» و «آسیب زدن به احساس ارزشمندی او» وجود دارد.
کودکان بیشتر از تنبیه به ارتباط، آرامش، مرزبندی سالم و توضیح قابل فهم نیاز دارد.
۴۵
۶:۳۷
تصور کنید باغبانی را که هر روز کنار گل رز میایستد و با ناراحتی میگوید:«چرا آفتابگردان نمیشوی؟»
گاهی ما هم ناخواسته همین کار را با فرزندانمان میکنیم.
فرزندپروری خوب از جایی شروع میشود که دست از تبدیل کردن گل رز به آفتابگردان برداریم.نه اینکه رشدش ندهیم، نه اینکه برای بهتر شدنش تلاش نکنیم؛بلکه یاد بگیریم رشد را با تغییر ماهیت اشتباه نگیریم.
۴۵
۵:۰۱
شما دوست دارید سالها بعد، فرزندتان چه چیزی را از شما به ارث ببرد؟
همهی ارثها پول و خانه نیستند...
بعضی پدر و مادرها، بیآنکه بدانند، هر روز داخل کولهپشتی نامرئی فرزندشان چیزی میگذارند.
یک روز کمی آرامش...یک روز اعتمادبهنفس...یک روز جرئتِ اشتباه کردن...
و گاهی هم...ترس،اضطراب،خودسرزنشگری،یا این باور که «من به اندازهی کافی خوب نیستم.»
سالها بعد، وقتی کودک شما بزرگ شد، با همان کولهپشتی وارد زندگی میشود؛و در لحظههای سخت، از همان چیزهایی استفاده میکند که شما سالها در آن گذاشتهاید.
از خودتان بپرسید:
اگر قرار باشد فرزندم فقط یک میراث از من با خودش ببرد، دوست دارم چه چیزی باشد؟
چون کودکان، بیشتر از آنکه به حرفهای ما گوش بدهند،با میراثی زندگی میکنند که هر روز، بیصدا از رفتار ما دریافت میکنند.
آناهیتا محمدزادهروانشناس کودک و نوجوان
همهی ارثها پول و خانه نیستند...
بعضی پدر و مادرها، بیآنکه بدانند، هر روز داخل کولهپشتی نامرئی فرزندشان چیزی میگذارند.
یک روز کمی آرامش...یک روز اعتمادبهنفس...یک روز جرئتِ اشتباه کردن...
و گاهی هم...ترس،اضطراب،خودسرزنشگری،یا این باور که «من به اندازهی کافی خوب نیستم.»
سالها بعد، وقتی کودک شما بزرگ شد، با همان کولهپشتی وارد زندگی میشود؛و در لحظههای سخت، از همان چیزهایی استفاده میکند که شما سالها در آن گذاشتهاید.
از خودتان بپرسید:
اگر قرار باشد فرزندم فقط یک میراث از من با خودش ببرد، دوست دارم چه چیزی باشد؟
چون کودکان، بیشتر از آنکه به حرفهای ما گوش بدهند،با میراثی زندگی میکنند که هر روز، بیصدا از رفتار ما دریافت میکنند.
۳۳
۱۶:۱۰
هرچه هر روز در خانه ببیند، کمکم همان را باور میکند؛ دربارهی خودش... دربارهی آدمها... و دربارهی دنیا...
اما حقیقت چیز دیگری است...
🧸 کودکها همیشه نمیتوانند احساساتشان را با کلمات بیان کنند. گاهی حتی خودشان هم نمیدانند چرا ناراحت، عصبانی یا مضطرب هستند.
🧩 بازیدرمانی
چون بازی، زبان کودک است... و احساساتی را بیان میکند که هنوز واژهای برای گفتنشان ندارد.
۴۵
۵:۳۰
۴۴
۱۹:۱۴
گاهی والدین از روی خستگی، عصبانیت یا درماندگی، کودک را تنبیه بدنی میکنند؛ با این تصور که «فقط همین یک بار است» یا «برای تربیتش لازم بود.»
اما واقعیت این است...
وقتی کودک را کتک میزنیم، شاید رفتارش همان لحظه متوقف شود؛ اما چیزی که واقعاً یاد میگیرد، این است که:
تنبیه بدنی شاید سکوت بیاورد، اما آرامش نمیآورد. شاید اطاعت ایجاد کند، اما اعتماد را از بین میبرد. شاید رفتار کودک را موقتاً متوقف کند، اما دلیل آن رفتار را هرگز درمان نمیکند.
کودکان برای رشد سالم، به مرزهای قاطع، قوانین روشن و رابطهای امن نیاز دارند؛ نه ترس، تحقیر و خشونت.
۴۰
۵:۲۴
اگر فرزندت گاهی تو را میزند، موهایت را میکشد یا به صورتت ضربه میزند، قبل از هر چیزی یک نفس عمیق بکش...
نه، این رفتار لزوماً یعنی تو والد بدی نیستی.
کودک، بهویژه در سالهای اولیه زندگی، هنوز یاد نگرفته احساساتی مثل خشم، ناامیدی یا ناکامی را با کلمات بیان کند. گاهی تنها راهی که بلد است، استفاده از دستهایش است.
به جای داد زدن یا تنبیه:
۲۶
۱۱:۲۴
بسیاری از والدین تصور میکنند اگر کودک دچار اضطراب جدایی باشد، حتماً باید مدام به مادر بچسبد و از او جدا نشود.
اما در عمل، اضطراب جدایی میتواند خودش را به شکلهای متفاوتی نشان دهد.
یکی از شایعترین نشانهها، گریههای شدید و مکرر هنگام ورود به مهدکودک یا مقاومت برای رفتن به مهد است.
ممکن است کودک:
این رفتارها همیشه به معنای لجبازی، وابستگی بیش از حد یا بدقلقی نیستند؛ گاهی میتوانند نشانهای از اضطراب جدایی باشند.
تشخیص علت این رفتارها اهمیت زیادی دارد، زیرا برخورد نادرست (مانند سرزنش، تهدید یا اجبار) میتواند اضطراب کودک را تشدید کند.
گاهی پشت مقاومت کودک برای رفتن به مهد، ترس از جدایی پنهان شده است؛ نه لجبازی.
۳۳
۸:۲۸
ترس، ابزار تربیت نیست.
گاهی والدین برای اینکه کودک سریعتر حرفشنوی کند، از جملاتی مثل «الان پلیس میاد»، «آقا دزده میاد»، «میسپارمت به نونخشکی» یا شخصیتهای ترسناک استفاده میکنند. شاید این روش در لحظه مؤثر به نظر برسد، اما در بلندمدت میتواند احساس امنیت کودک را تحت تأثیر قرار دهد.
پژوهشهای روانشناسی نشان میدهند زمانی که کودک بارها با تهدیدهای ترسآفرین روبهرو میشود، ممکن است:
• احساس ناامنی و اضطراب بیشتری را تجربه کند.• از تاریکی، تنهایی یا موقعیتهای مشابه بیشتر بترسد.• درک او از والد بهعنوان «پناهگاه امن» تا حدی تضعیف شود.
البته یک یا دو بار گفتن چنین جملاتی لزوماً به معنای ایجاد آسیب پایدار نیست؛ اما اگر این شیوه به الگوی همیشگی تربیت تبدیل شود، بهتر است جای خود را به روشهای مؤثرتری بدهد.
به جای ایجاد ترس، حد و مرز را با آرامش و قاطعیت مشخص کنید.
کودکان بیشتر از اینکه با ترس رفتارشان تغییر کند، با احساس امنیت، ارتباط قابل پیشبینی و توضیح متناسب با سنشان همکاری را یاد میگیرند.
گاهی والدین برای اینکه کودک سریعتر حرفشنوی کند، از جملاتی مثل «الان پلیس میاد»، «آقا دزده میاد»، «میسپارمت به نونخشکی» یا شخصیتهای ترسناک استفاده میکنند. شاید این روش در لحظه مؤثر به نظر برسد، اما در بلندمدت میتواند احساس امنیت کودک را تحت تأثیر قرار دهد.
پژوهشهای روانشناسی نشان میدهند زمانی که کودک بارها با تهدیدهای ترسآفرین روبهرو میشود، ممکن است:
• احساس ناامنی و اضطراب بیشتری را تجربه کند.• از تاریکی، تنهایی یا موقعیتهای مشابه بیشتر بترسد.• درک او از والد بهعنوان «پناهگاه امن» تا حدی تضعیف شود.
البته یک یا دو بار گفتن چنین جملاتی لزوماً به معنای ایجاد آسیب پایدار نیست؛ اما اگر این شیوه به الگوی همیشگی تربیت تبدیل شود، بهتر است جای خود را به روشهای مؤثرتری بدهد.
به جای ایجاد ترس، حد و مرز را با آرامش و قاطعیت مشخص کنید.
کودکان بیشتر از اینکه با ترس رفتارشان تغییر کند، با احساس امنیت، ارتباط قابل پیشبینی و توضیح متناسب با سنشان همکاری را یاد میگیرند.
۲۳
۱۹:۳۹