لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل چریکـنوشت| پویان حسن‌نیاچ
۷۴۱ عضو

چریکـنوشت| پویان حسن‌نیا

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق حسینundefined آذرماهیundefined پژوهشگر و نویسنده تاریخ شفاهیundefined‍undefined یک عدد مهندس و کارشناس ارشد علوم سیاسی undefined معتقد به اصول آوینی، چریک فرهنگی

https://ble.ir/cherik_nevesht
مشاهده در وب بله
۲۰ مرداد
یادش بخیرهییتمان در دوران دانشگاه، هییت امام حسن (ع) بود. بعد از تمام مراسم‌ها، با یک شعر پایانی می‌خواندیم: «فارغ از درد و غمم سینه زن محرمم، ریزه خور خوان امام حسنم من...»
undefined۶

۱۵۶

۱۶:۴۳

۲۴ مرداد
thumbnail
پاهایم را نمی‌توانستم تکان دهم. به شکم و کمرم ترکش خورده بود و خون مثل رود ازم می‌رفت. روی زمین افتاده بودم و چشم می‌چرخاندم بلکه کسی را ببینم و ازش کمک بخواهم.ربع ساعت گذشت. بچه‌ها ترس برشان داشته بود. آنقدر آتش دشمن سنگین بود که هرکس دنبال پناه‌گاهی برای خودش می‌گشت. دو سه تا از بچه‌ها از کنارم رد شدند. صدایشان زدم ولی توجهی نکردند. دوتا از بچه‌های حمل مجروح برانکارد آوردند تا من را رویش بگذارند. برانکار حمل ویژه را کنارم گذاشتند. از ترس مدام سمت صدای خمپاره و تیربار دشمن بر می‌گشتند. چهره‌شان مضطرب بود. نگاهی به وضعیت بد من کردند. شکم پاره شده بود. خون زیادی ازم می‌رفت. بدون اینکه چیزی بگویند، برانکارد را کنارم ول کردند و رفتند.چند دقیقه دیگر صبر کردم. با دست‌، به سمت جبهه خودمان سینه‌خیز رفتم. ده‌متر رفتم. کاری از دستم بر نمی‌آمد. دیگر رمق حرکت نداشتم. خون‌ریزی‌ام بیشتر شده بود. نفسی می‌آمد و می‌رفت. سرگیجه داشتم.

پ ن۱: شروع نوشتن کتاب زندگینامه قهرمان، محمدرضا میرزاییپ ن۲: شاید این تیکه شروع کتابم باشه. تا خدا چی بخواد

undefinedپویان حسن‌نیا
@cherik_nevesht
undefined۱۳

۷۱۵

۱۲:۰۴

۲۶ مرداد
فکر کن یک عمر توی ساختاری کار کنی ولی اون ساختار فهم نداشته باشه وقتی نیرو رشد کرد و تونست #کار تولید کند باید نهایت حمایت رسانه‌ای رو ازش داشته باشه.متأسفانه این نقد نه به ساختار که قطعاً به مدیریت ساختار برمی‌گردد و قابل اصلاح است. در چه صورتی؟ در صورتی که تارعنکبوت‌ها را خانه‌تکانی کنی.

مدیرها گاهی مانند جانمازآبکش‌ها گند می‌زنند و می‌روند.آدم خوب لزوماً مدیر خوب نیست. @cherik_nevesht
undefined۷
undefined۱
undefined۱

۱۵۸

۱۷:۰۷

۳ شهریور
بازارسال شده از بوف| چشمی در تاریکی
thumbnail
undefined پروتکلِ تسخیر
undefinedدر جریان جنگ‌های موسوم به «پونتیاک»، آباء و اجداد آمریکایی‌ها در جنگ با بومی‌های آمریکایی یا همان قبایل سرخپوستی شکست خوردند. ژنرال بریتانیایی، جفری اِمهِرست، برای شکست دادن سرخ‌پوستان، نامه‌ای نوشت و در آن پیشنهاد مذاکره و صلح داد.
undefinedاز نسل‌کشی سرخپوست‌ها زیاد شنیدید ولی می‌دونستید آباء و اَجداد آمریکایی‌ها چندبار با سرخپوست‌ها مذاکره کردن و همزمان میز مذاکره رو به آتیش کشیدن؟
undefined قسمت پنجم بوف رو با هم ببینیم
@boof_tv
undefinedرسانه بوف رو به دوستانتون معرفی کنید

۴

۷:۵۸

۴ شهریور
بازارسال شده از کاکوکتاب 📚📖
thumbnail
undefined کت خاکی؛ قصه‌ای از دل واقعیت
اگر به روایت‌های واقعی و تأثیرگذار علاقه داری، «کت خاکی» می‌تونه انتخاب جذابی برات باشه. undefinedundefined
undefined رده سنی: عمومیundefined قالب: روایت نیمه بلندundefined نوع جلد: شومیزundefined ۲۱۵ صفحهتهیه کتاب به صورت مستقیم از سایت زیر با ۲۵ درصد تخفیف:🥰undefinedhttps://kakoketab.com/product/CUO8X4Y4
undefined برای تهیه این کتاب به صورت کارت به کارت به آیدی زیر پیام دهید:undefinedundefinedundefined @kako_ketab

۸

۱۵:۰۲

۶ شهریور
بشکافن اگه قبر منو بعد یه عمر،حتی متلاشی شده‌ام میگه #علی
undefined۴

۹۰

۱۸:۰۹

گفت: «امید هم نباشه #تکلیف هست. ما تکلیف داریم به وظیفه‌مون برای کمک به انقلاب عمل کنیم.»

دیروز جلسه بیستم مصاحبه‌‌ام با حاجی بود. حاجی مدیرعامل شرکت قطعه سازی است که در کشور دوتا ندارد. تا شروع نوشتن کتابش ترجیح دادم اسمش مطرح نشود. جنگ هم البته دلم را ترساند که حاجی و تشکیلاتش را نزنند.
دیروز بهش گفتم: «حاجی از یه جا به بعد دیگه دارید کلی میگید. میدونم دوست ندارید ولی من دنبال خاطره هستم.»از گمرک دل پری داشت. نه از گمرک، از فسادها و مشکلات و چالش‌هایی که سر راه تولید است.گفت، مواد اولیه خاصی را با ترفندی از آمریکا سفارش داده، توسط شرکت آلمانی تحویل گرفته، بعد فرستاده امارات. تا اینجا کالا رسیده. دقیق دقیق.بدون تاخیر، حتی یک ساعت.بعد در گمرک ایران بهش تحویل ندادند. چرا؟ زور چه کسی می‌رسید؟ هیچ کس. تازه پروژه برای نهاد نظامی بوده... بگذریم

چندین نمونه خاطره از این فسادها تحویلم داد. خودم را که می‌گذاشتم جایش همان به بسم الله کم می آوردم و با یک گوربابای همه‌تان خداحافظی می‌کردم.
دست آخر گفتم: «حاجی حالا میشه امیدی هم داشت؟» جوابی داد که شاید چند وقت بود فراموشش کرده بودم.گفت: «امید هم نباشه #تکلیف هست. ما تکلیف داریم به وظیفه‌مون برای کمک به انقلاب عمل کنیم.»
undefined پویان حسن‌نیا@cherik_nevesht
undefined۳
undefined۱
undefined۱

۳۲۹

۱۸:۲۰

۱۲ شهریور
کسم علیست در آن بی کسی که میگوید: «به عزت و شرف لا اله الا الله»
undefined۵

۱۵۳

۵:۲۷

۱۹ شهریور
در سنت واقعی قالی ایرانی؛ عمداً یک نقص در طرح می‌گذارند چون «کمال فقط از آنِ خداست»
undefined۹
undefined۱
undefined۱

۹۸

۸:۱۲

۲۱ شهریور
همه هم‌ برن من #یمن میشم برات...
undefined۴
undefined۲
undefined۱
undefined۱

۶۴

۱۰:۴۱