عکس پروفایل پری‌زاد گیلاس بانو 🩰پ

پری‌زاد گیلاس بانو 🩰

۱۰ عضو
thumbnail
undefined۱
undefined۳

۱۰

۱۸:۱۴

thumbnail
undefined۱
undefined۳

۱۰

۱۸:۱۴

thumbnail
~ دو بیتی ها undefined
ای خدا این روح و جسم خسته را مرگش بده تا شود راحت ز دنیا بی دوا دردش بدهابر تاریک غمت را بر سر دل سایه کن تا ببارد نا امیدی بی‌ صدا درسش بده ♡~~~~اگر شمعی کند درد دلم گوشکند در سوختن ، خود را فراموشخموشی هر چراغی دارد اماچراغ من شده بی وقت خاموش ♡~~~~ای نسیم بی قرار شهر دل هاکنون شعری بخوان از بهر غم هاای ره آورد سحرگاهان عاشقبِوز بر قامت بی خار گل ها ♡~~~~از هجر لیلی ، گشته دلم خون غمگین و خسته ، گردیده مجنونخواهم که گویم ، راز درون را گردیده دل ها ، نیلگون و محزون
- undefined<img style=" />undefined بهروز مهاجر undefined
undefined۳

۱۰

۱۸:۴۱

thumbnail
~ دو بیتی ها undefined
تو مهتابی ، تو نوری در شب تار تو گل هستی ، در این بوستان بی خارتو می‌ آیی بَری ما را به میعادتو ای صاحب زمان ، ای ناجی یار ♡~~~~چرا من خفته ، او بی من روان شد با کاروان لاله ها ، سوی جنان شد به گیسوی شب آویزان چو کوکب هزاران چهره بر خاک ، او نهان شد ♡~~~~روی دل آرای تو را دیدم و مردم از عشق تو بی‌خود شدم و چهره گشودم گفتم که خدا ، مهر دلم‌ بر دلش اندازبهر این بود که سحر بیتی سرودم ♡~~~~بیا بنگر که جانم گشته بیماردلم از عشق تو گردیده بیداردر سکوت کوچه خاموش مهتابسرایم نغمه ایی با ساز بی تار
- undefined<img style=" />undefined بهروز مهاجر undefined
undefined۱
undefined۲

۱۰

۱۸:۴۲

thumbnail
~ دو بیتی ها undefined
در سحر جان از تن رنجیده ات بیرون شدی روح تو از سینه شیدای تن بیرون شدیگرچه دوری مادرم از چشم‌ من در این جهان چون عروسی با لباس آخرین بیرون شدی ♡~~~~مادرم ، ای مهربان ، ای مایه آرامشمای امید ، ای تاج سر ، ای سایه آسایشممن کنم جانم‌ فدا ، بهر محبت های تو ای حیات ، ای روح تن ، ای پایه آینده‌ام ♡~~~~در فراقت مادرم از چشم‌ من خون زد برون قلب من پر غم شد و آتش ز دلها زد بروندر جنت الماوا گرفتی مسکن و گشتی تو خاموشپیش ما بدرالدّجی بودی که شمس آمد برون ♡~~~~از غم هجران دوست ، در تب و تابم هنوزاز می مستان مست ، در سر راهم هنوزجام شرابم دهید ، تا به نگارم رسم از نی نالان دشت ، در ره عشقم هنوز
- undefined<img style=" />undefined بهروز مهاجر undefined
undefined۱
undefined۲

۱۰

۱۸:۴۳

thumbnail
~ دو بیتی ها undefined
عزیز و بی کس تو در غمت بنشسته استدر شب هجران به گیسویش دلش را بسته استدر انتظارت مانده است چشم یتیم خون جگردر وجودم ، نخل تنها شاخه ها بشکسته است ♡~~~~شب گذشت و صبح دل ها بردمید آفتاب زندگی از شرق دل ها بردمیددیدن تصویر (( احمد )) در درون مه خطاست چون نهان خورشید زیبا ، از جبل ها بر دمید ♡~~~~یار دل افروز و پری‌چهر من آمدیار نوازنده ی بی تار من آمدآن بلبل شیدای گل و مرغ غزلخوان یار محبوب و سما کار من آمد
- undefined<img style=" />undefined بهروز مهاجر undefined
undefined۱
undefined۲

۱۰

۱۸:۴۵

thumbnail
~ دو بیتی ها undefined
الهی من بمیرم ، نبینم هجر مادر الهی من نمیرم ، ببینم چهر مادر الهی من بمیرم ، بماند مادر من الهی من فدایش ، فدای مهر مادر ♡~~~~شب چراغ آسمان بودی و رفتی تو همچون اختری بودی و رفتی تاریک شد امشب دل خانه ی من در نیمه شب بدرالدّجی بودی و رفتی
- undefined<img style=" />undefined بهروز مهاجر undefined
undefined۱
undefined۲

۱۱

۱۸:۴۶

کاش می‌شد درون اقیانوس اشعارپدرم غرق بشم undefinedاز این همه هیجان و احساس خوب نمی‌دونم چی‌کار کنم چشم‌هام دارای بغض اکلیله undefinedundefined️🩷
undefined۵

۱۳

۱۸:۴۹

thumbnail
• نامه با روزنامه undefined
قصد کردم برایش نامه ای بنویسم
نامه ای کوتاه ، یونیک و ناشناس .
رفتم‌ و روزنامه‌ هایی که پخش بر روی کاشی
اتاق کار مادرم بودند جمع کردم‌ .
ورق می‌زدم و چشمانم چرخان در بین واژه های
گوناگون بودند .
یک بخش در مورد وضعیت آب و هوا بود
قیچی را برداشتم کلمه طوفانی را بریدم
و با چسب به نامه اضافه کردم ؛
از بخش جنایی کلمات قاتل و شکاف ،
از بخش ورزشی هم واژگان بازنده و مسابقه
را بریدم و به نامه چسباندم .
وای رسیدم‌ به بخش هیجان انگیز
شعر و ادب !
یک بیت شعر زیبا را برش زدم
و همین‌طور واژه ی بهت انگیزِ عشق
و عبارتِ قلبم را !
بخش آشپزی را خواندم تصاویر خوردنی های
هوس انگیز به وسوسه ام‌ انداخت
فوری به سمت آشپزخانه رفتم و میلک شیک
توت فرنگی داخل یخچال را ربودم ، آن را
فرز و سریع بلعیدم تا گیر خواهر اعجوبه و دیکتاتور خود نیفتم .
به سراغ روزنامه ها رفتم واژه شیرین را
که به من چشمک می‌زد بریدم‌ و قاپیدم .
حالا زمان یافتن حروف اضافی بود .
چندین ساعت طول کشید ولی
هیپ هیپ‌ هورا بالاخره آماده شد .
نامه ی من هم با تیکه های روزنامه چنین شد :
قلبم را بشکاف قاتل شیرین من

در مسابقه طوفانی عشق بازنده منم !

تو را به حاتم طایی مثل زنند و خطاست

گل شکفته که گوید به ارغوان ماند !

- undefined<img style=" />undefined شاه‌دُخت گیلاس 🩰
undefined۱

۵

۱۳:۳۱

احساس می‌کنم با تاریخ ششُم خرداد این متن پیوند خورده باشه با این‌که خیلی قبل تر نوشتمامّا این متن تقدیم به او تقدیم به نامحبوب بسیار دل‌نشین که هرگز حرف هایم را نخواهد خواند ...

۵

۱۳:۳۴