امسال زودتر از نمایشگاه، کتابهات رو با ۳۳٪ تخفیف، ارسال رایگان و امکان خرید اقساطی، در سیبوک انجام بده.https://lk.30book.com/g8z9732SA
۵۸
۶:۲۹
قضاوت کوتاه شمارهٔ ۰۰۷ازدواج آماتوری، آن تایلر ترجمهٔ کیهان بهمنیانتشارات ثالثخواندن همهٔ کتابهای آن تایلر برای روزگاری که کممانده زمین به آسمان برسد، موهبت است. او زندگی را جوری ساده و روان توصیف میکند که حس میکنیم برای ساعاتی میتوانیم ما هم یک زندگی عادی را تجربه کنیم، عاشق شویم، ازدواج کنیم، بسازیم، بسوزیم، بخندیم و اشک بریزیم. خدا پدر و مادر آن تایلر را بیامرزد که سبب شد در روزگار غریب، طعم زندگی عادی را بچشیم. و اما ازدواج آماتوری؛ چشم مایکل که به پائولین میافتد یک دل نه صد دل عاشق میشود اما هیچ داستان و رمانی همینقدر ساده پیش نمیرود. حتی طبق الگوهای داستانی هم همیشه موانعی پیش میآید، موانعی پیش یا پس از ازدواج زوج داستانی که سبب میشود داستان جاندارتر بشود. هر فصل ازدواج آماتوری، گردونهٔ زمان را میچرخاند و ما را چندین سال پیش میبرد. ترجمههای دکتر بهمنی محشرند. هنوز طعم ترجمههای یوکو اوگاوا زیر دندانم است. اسم ایشان را که میبینم در خواندن کتاب شک نمیکنم. همین! پایان قضاوت کوتاه شمارهٔ ۰۰۷ پژند
۱۰۵
۶:۳۸
قضاوت کوتاه شمارهٔ ۰۰۸ پرلا، کارولینا د روبریتسترجمهٔ قاسم مومنی انتشارات خوب که خیلی خوب است!
در سال ۱۹۷۶ ارتش آرژانتین کودتا کرد و حکومت نظامی روی کار آمد. حکومت جدید برای پاکسازی کشور شروع به بازداشت و حذف مخالفان سیاسی کرد؛ آدمها شبانه ربوده میشدند، به زندانهای مخفی میرفتند، شکنجه میشدند و بسیاری هرگز برنمیگشتند. بهشان میگفتند ناپدیدشدگان. بعضی از زندانیها را بیهوش میکردند و از هواپیما به دریا میانداختند تا اثری ازشان نماند. زنان باردار زندانی بعد از زایمان کشته میشدند و نوزادهایشان به خانوادههای نزدیک به رژیم داده میشد. مادران این افراد سالها در میدان مایو راه رفتند و فقط یک سؤال پرسیدند: بچههای ما کجا هستند؟ دیکتاتوری در ۱۹۸۳ سقوط کرد، اما حقیقتِ بسیاری از این جنایتها تازه بعد از آن آرامآرام آشکار شد و خانوادههای زیادی فهمیدند که گذشتهشان دروغ بوده است.رمان «پرلا» در دل همین زخم تاریخی اتفاق میافتد. پرلا دختر جوانی است که با پدر و مادرش در خانهای آرام زندگی میکند؛ پدرش افسر سابق ارتش است، مردی سختگیر و کمحرف که سایه اقتدارش روی خانه سنگینی میکند. یک روز مردی مرموز و خیس وارد خانه میشود، انگار از آب بیرون آمده باشد، و نمیتواند آنجا را ترک کند. حضورش عجیب است، مثل روحی که به زمین چسبیده باشد و یکجا مانده باشد. او با پرلا حرف میزند… چه میگوید؟ بخوانیدش. نشر خوب، این کتاب خوب را منتشر کرده. با اینکه شاید جایی از روایت که به رابطهٔ پرلا میپردازد، عقیم مانده باشد اما همچنان روایت حیرتانگیز است. همین! پایان قضاوت کوتاه شمارهٔ ۰۰۸ پژند
در سال ۱۹۷۶ ارتش آرژانتین کودتا کرد و حکومت نظامی روی کار آمد. حکومت جدید برای پاکسازی کشور شروع به بازداشت و حذف مخالفان سیاسی کرد؛ آدمها شبانه ربوده میشدند، به زندانهای مخفی میرفتند، شکنجه میشدند و بسیاری هرگز برنمیگشتند. بهشان میگفتند ناپدیدشدگان. بعضی از زندانیها را بیهوش میکردند و از هواپیما به دریا میانداختند تا اثری ازشان نماند. زنان باردار زندانی بعد از زایمان کشته میشدند و نوزادهایشان به خانوادههای نزدیک به رژیم داده میشد. مادران این افراد سالها در میدان مایو راه رفتند و فقط یک سؤال پرسیدند: بچههای ما کجا هستند؟ دیکتاتوری در ۱۹۸۳ سقوط کرد، اما حقیقتِ بسیاری از این جنایتها تازه بعد از آن آرامآرام آشکار شد و خانوادههای زیادی فهمیدند که گذشتهشان دروغ بوده است.رمان «پرلا» در دل همین زخم تاریخی اتفاق میافتد. پرلا دختر جوانی است که با پدر و مادرش در خانهای آرام زندگی میکند؛ پدرش افسر سابق ارتش است، مردی سختگیر و کمحرف که سایه اقتدارش روی خانه سنگینی میکند. یک روز مردی مرموز و خیس وارد خانه میشود، انگار از آب بیرون آمده باشد، و نمیتواند آنجا را ترک کند. حضورش عجیب است، مثل روحی که به زمین چسبیده باشد و یکجا مانده باشد. او با پرلا حرف میزند… چه میگوید؟ بخوانیدش. نشر خوب، این کتاب خوب را منتشر کرده. با اینکه شاید جایی از روایت که به رابطهٔ پرلا میپردازد، عقیم مانده باشد اما همچنان روایت حیرتانگیز است. همین! پایان قضاوت کوتاه شمارهٔ ۰۰۸ پژند
۷۴
۱۸:۲۹
بازارسال شده از پیامچارسو
از مجموعهٔ جیبیهای چارسو، مجموعهداستان «بازی خوبی بود، دستشون درد نکنه!» نوشتهٔ شمیم شهلا منتشر شد؛ کتابی دربارهٔ آدمهایی که فوتبال برایشان فقط یک بازی نبوده، بلکه بخشی از هویت و زیستِ روزمرهشان بوده است.
این مجموعه شامل پنج داستان کوتاه است؛ روایتهایی الهامگرفته از جهان پُر فراز و فرود پله و مارادونا، از ایستادگی و کاریزمای احمدرضا عابدزاده، از تنهایی باشکوه و وقار ناصر حجازی، و از نگاه انسانی، عاشقانه و روایتگر حمیدرضا صدر به فوتبال.
قصههایی دربارهٔ انسانهایی که در روشنایی و تاریکی این ورزش بزرگ قد کشیدهاند؛ شکست خوردهاند، برخاستهاند و معنای زندگی را در صدای سوتها، تشویقها و لحظههای پیشبینیناپذیر فوتبال جستوجو کردهاند.
[کاش فوتبال تبدیل میشد به مرهمی برای دردهای این پسر. ایکاش معجزهی فوتبال توی زندگی ما هم خودش را نشان میداد. ایکاش نود دقیقه بازی وسط زمین باعث چرخش زندگی ما هم میشد، ولی اینها همه رؤیا و خیالات محال من بود. حتی فوتبال هم نتوانست روی خوش زندگی را به ما نشان بدهد.]
بخشی از داستان روانزخم
جیبیهای چارسو توی جیب جا میشن!
@payamcharsoo
جهت پیشخرید این کتاب و خرید کتابهای دیگر انتشارات چارسو در اپلیکیشن بله یا از طریق ارسال پیامک به شمارهٔ ۰۹۱۰۲۲۴۵۴۰۸ درخواستتان را ثبت بفرمایید تا در اسرع وقت کتابها را به دستتان برسانیم.
این مجموعه شامل پنج داستان کوتاه است؛ روایتهایی الهامگرفته از جهان پُر فراز و فرود پله و مارادونا، از ایستادگی و کاریزمای احمدرضا عابدزاده، از تنهایی باشکوه و وقار ناصر حجازی، و از نگاه انسانی، عاشقانه و روایتگر حمیدرضا صدر به فوتبال.
قصههایی دربارهٔ انسانهایی که در روشنایی و تاریکی این ورزش بزرگ قد کشیدهاند؛ شکست خوردهاند، برخاستهاند و معنای زندگی را در صدای سوتها، تشویقها و لحظههای پیشبینیناپذیر فوتبال جستوجو کردهاند.
[کاش فوتبال تبدیل میشد به مرهمی برای دردهای این پسر. ایکاش معجزهی فوتبال توی زندگی ما هم خودش را نشان میداد. ایکاش نود دقیقه بازی وسط زمین باعث چرخش زندگی ما هم میشد، ولی اینها همه رؤیا و خیالات محال من بود. حتی فوتبال هم نتوانست روی خوش زندگی را به ما نشان بدهد.]
بخشی از داستان روانزخم
جیبیهای چارسو توی جیب جا میشن!
@payamcharsoo
۱
۱۹:۴۲
قضاوت کوتاه شمارهٔ ۰۰۹ فرصت دوبارهگلی ترقی انتشارات نیلوفر کتاب صوتی- رادیو گوشه با صدای لیلی فرهادپور داستان کوتاههای دلپذیر گلی ترقی، با صدای لیلی فرهادپور شنیدن دارد! حتی اگر رفته باشی، از انتشارات نیلوفر خریده باشی و ورقورق خوانده باشی. خوش میگذرد. وسط بدبختی، پرتت میکند توی دنیای پرپیچوخم و سحرانگیز داستان. رادیو گوشه منتشر کرده! چند تا غلط ریز دارد که بهنظرم از زیر گوششان در رفته. بشنوید یا بخوانیدش! همین! پایان قضاوت کوتاه ۰۰۹پژند
پ.ن. از فیدیبو بشنوید یا با قیمتی بهصرفهتر از نوار! اپلیکیشن دیگری هم اگر هست بفرمایید چون من همین دو تا به جانم بستهاند و باقی را نمیشناسم.
پ.ن. از فیدیبو بشنوید یا با قیمتی بهصرفهتر از نوار! اپلیکیشن دیگری هم اگر هست بفرمایید چون من همین دو تا به جانم بستهاند و باقی را نمیشناسم.
۸۷
۱۹:۰۱
بازارسال شده از نشر صوتی رادیو پنجره
۲
۱۳:۰۷
بازارسال شده از نشر صوتی رادیو پنجره
وای ویلیـــــــام.mp3
۰۴:۵۹-۳.۹۹ مگابایت
این کتاب را با صدای متین بختی از پلتفرم های پنجره ، فیدیبو و نوار بشنوید.امیدواریم لذت ببرید .@radiopanjerepub
۱
۱۴:۳۵
بازارسال شده از چی ببینم؟
گاهی فیلم و سریال هم میتونه شر فکر و خیال و درد رو از سرمون کم کنه. اگه دوست داشتین همراهم باشین، قدمتون روی چشم. @chibebinamm به دو تا m آخرش دقت کنین. ارادت و مهر
۳
۱۶:۳۵
قضاوت کوتاه شمارهٔ ۰۱۰قطار جک لندن، فرهاد حسنزاده انتشارات افق رمان «قطار جک لندن» آبادان و خانوادهای آبادانی را درست پیش از آغاز جنگ ایران و عراق به تصویر میکشد. تعادلی که پیش از شروع فاجعه در داستان وجود دارد، آنقدر هست که به شخصیتها و رازهایشان نزدیک شویم و همراه با آنها از خود بپرسیم: «حالا چه باید بکنند؟»روایت سنجیده و پرتعلیق پیش میرود. داستان تایملاین نسبتاً طولانیای دارد که بخش زیادی از آن بهصورت قول و نه محاکات روایت میشود. در جایی از رمان، فاصلهای زمانی با چند صفحهٔ خالی ایجاد میشود که خواننده را برای پایانی عجیب آماده میکند. با این حال، شاید این پرسش پیش بیاید که آیا بهتر نبود آن فاصلهٔ زمانی و چند صفحهٔ خالی نیز با همان جزئیات زیبایی که در سراسر رمان دیده میشود، برای ما روایت میشد؟ نمیدانم.گویش جنوبی در جایجای نثر رمان حضور دارد؛ نه فقط در دیالوگها، بلکه در متن روایت هم. همین ویژگی به نثر کتاب حالوهوایی دلپذیر میدهد. اگر مثل من دوستدار جنوب باشید، خواندنش را پیشنهاد میکنم.همین! پایان قضاوت کوتاه شمارهٔ ۰۱۰
@chibexunam
@chibexunam
۵۹
۴:۴۶
شروع قضاوت کوتاه ۰۱۱ جلاد، شرلی جکسون ترجمهٔ محمدرضا شکاری انتشارات ثالث کتاب جلاد نوشتهٔ شرلی جکسون، حیرتانگیز است. بدون شک نه به اندازهٔ داستان کوتاههای او، نه به اندازهٔ لاتاری که هیچوقت از ذهن کسی پاک نمیشود اما بههرحال فضای استثنائی رمان، شخصیتپردازی خاص، فضای گوتیک بدون المانهای روشن گوتیک، شخصیتپردازی درونی، شیوهٔ روایت که بخش عمدهایاش در دل عکسالعملها شکل میگیرد و بخشیاش از دل نامهها بیرون میآید، همهچیز سبب میشود ما شخصیت اصلی رمان این دختر درونگرای آرام، ناتالی ویت و پدرش و ارتباط عجیبشان، خانهشان، خوابگاه ناتالی، استادش و تونی را فراموش نکنیم. همهچیز میان واقعیت و خیال پیش میرود و این کار آنقدر ظریف انجام میشود که به خاطر میسپاریمش. نکتهٔ جالب اینجاست که گویا شرلی جکسون از یک پروندهٔ واقعی برای نوشتن این رمان الهام گرفته است. همین! پایان قضاوت کوتاه ۰۱۱
@chibexunam
@chibexunam
۵۵
۱۹:۵۸