فردی را تصور کنید که پایش شکسته و بعد از خوب شدن، جای شکستگی باقی مانده است. هدف درمان این نیست که وانمود کنیم هیچوقت نشکسته بود؛ هدف این است که دوباره بتواند راه برود.
یونگ میگفت زخمت همان جایی است که رشد از آن آغاز میشود. «سایه»های درونمان اگر دیده نشوند، زندگی را کنترل میکنند. درمان یعنی سایه را بشناسی، نه اینکه نابودش کنی.
بیون از استعارهی «هضم درد» استفاده میکند: تجربههای دردناک مثل غذای خام هستند، اگر خام بمانند مسموم میکنند، اگر هضم شوند به انرژی زندگی تبدیل میشوند. یالوم هم میگوید بعضی رنجها مثل مرگ و تنهایی، بیماری نیستند؛ درمان یعنی بتوانی با آنها زندگی کنی، نه اینکه حذفشان کنی.
نقطهی مشترک تمام این نگاهها این است که درمان، بیرون کشیدن دردها و دور انداختنشان نیست؛ بلکه دیدن آنها، رسیدن به صلح و رها کردن تلاش بیهوده برای ساختن شخصیتی بینقص است.
«صلح با گذشته» یعنی انکار نکنم، فراموش نکنم، خودم را سرزنش نکنم و نگذارم گذشته هر روز زندگی امروزم را اداره کند. اگر کودکی بارها شنیده «به درد هیچ کاری نمیخوری»، یا تمام عمر تلاش میکند کامل باشد و از هر اشتباهی وحشت دارد، یا میپذیرد که این زخم بخشی از تاریخش است، صدای منتقد درونی را میشناسد و کمکم اجازه میدهد رفتار امروزش بر اساس واقعیت اکنون شکل بگیرد، نه آن تجربهی قدیمی.
انسان مانند ساختمانی نیست که دیوارهای آسیبدیدهاش را خراب و از نو ساخت؛ بلکه شبیه درختی است که جای طوفانها بر تنهاش باقی میماند. درمان به معنای پاک کردن این ردها نیست، بلکه کمک میکند با همان تنه، ریشههای عمیقتر و شاخههای سالمتری پیدا کند. گذشته بخشی از هویت ماست، اما لازم نیست زندان آیندهمان باشد.
" />
سیروس آرین، رواندرمانگر فردی و روانکاو کلینیک ایران
02188209050
09059036294
@cliniciraan
www.cliniciraan.com
یونگ میگفت زخمت همان جایی است که رشد از آن آغاز میشود. «سایه»های درونمان اگر دیده نشوند، زندگی را کنترل میکنند. درمان یعنی سایه را بشناسی، نه اینکه نابودش کنی.
بیون از استعارهی «هضم درد» استفاده میکند: تجربههای دردناک مثل غذای خام هستند، اگر خام بمانند مسموم میکنند، اگر هضم شوند به انرژی زندگی تبدیل میشوند. یالوم هم میگوید بعضی رنجها مثل مرگ و تنهایی، بیماری نیستند؛ درمان یعنی بتوانی با آنها زندگی کنی، نه اینکه حذفشان کنی.
نقطهی مشترک تمام این نگاهها این است که درمان، بیرون کشیدن دردها و دور انداختنشان نیست؛ بلکه دیدن آنها، رسیدن به صلح و رها کردن تلاش بیهوده برای ساختن شخصیتی بینقص است.
«صلح با گذشته» یعنی انکار نکنم، فراموش نکنم، خودم را سرزنش نکنم و نگذارم گذشته هر روز زندگی امروزم را اداره کند. اگر کودکی بارها شنیده «به درد هیچ کاری نمیخوری»، یا تمام عمر تلاش میکند کامل باشد و از هر اشتباهی وحشت دارد، یا میپذیرد که این زخم بخشی از تاریخش است، صدای منتقد درونی را میشناسد و کمکم اجازه میدهد رفتار امروزش بر اساس واقعیت اکنون شکل بگیرد، نه آن تجربهی قدیمی.
انسان مانند ساختمانی نیست که دیوارهای آسیبدیدهاش را خراب و از نو ساخت؛ بلکه شبیه درختی است که جای طوفانها بر تنهاش باقی میماند. درمان به معنای پاک کردن این ردها نیست، بلکه کمک میکند با همان تنه، ریشههای عمیقتر و شاخههای سالمتری پیدا کند. گذشته بخشی از هویت ماست، اما لازم نیست زندان آیندهمان باشد.
۲۵۴
۵:۲۴
جنوب ایران نبضِ ما در قلبِ آتش 
این روزها که شهرهای جنوبی در محاصرهی همزمانِ گرمای سوزان و صدای ناامنِ جنگ هستند، حقیقتِ بزرگ این است که رنجِ آنها، زخمِ ماست. ما و شهر های جنوبی در یک پیکرهایم هر خشتی که آنجا میلرزد، در روانِ تکتکِ ما اثر میگذارد.
در روانشناسی به این پدیده همتنظیمیِ هیجانی میگوییم؛ یعنی سیستمِ عصبیِ انسانها در شرایطِ بحرانی، برای آرامشدن به حضورِ دیگری نیاز دارد. استقامتِ مردمِ جنوب در این شرایط، فقط یک مقاومتِ محلی نیست؛ یک کلاسِ بزرگِ تابآوریِ جمعی است.
اینکه در اوجِ بحران، زندگی همچنان جاریست، یعنی آنها دارند به ما یاد میدهند چگونه با اتصال به یکدیگر، سیستمِ عصبیِ فروپاشیده را دوباره تنظیم کنیم.
همدلیِ واقعی، تنها یک حس نیست؛ یک عملِ روانی است. یعنی عبور از مرزِ من و شما و رسیدن به ما.وقتی ما از راه دور، ایستادگیِ آنها را با احترام و آگاهیِ کامل روایت میکنیم، در واقع در حالِ تسهیلِ روندِ بهبودیِ جمعیمان هستیم. یعنی آینهداریِ قدرتِ آنها در تمامِ گفتگوهایِ روزمرهمان.
ما کنارِ شما ایستادهایم؛ چون جانِ شما، جانِ ماست.
کلینیک روانشناسی و مددکاری اجتماعی ایران
02188209050
09059036294
@cliniciraan
www.cliniciraan.com
این روزها که شهرهای جنوبی در محاصرهی همزمانِ گرمای سوزان و صدای ناامنِ جنگ هستند، حقیقتِ بزرگ این است که رنجِ آنها، زخمِ ماست. ما و شهر های جنوبی در یک پیکرهایم هر خشتی که آنجا میلرزد، در روانِ تکتکِ ما اثر میگذارد.
در روانشناسی به این پدیده همتنظیمیِ هیجانی میگوییم؛ یعنی سیستمِ عصبیِ انسانها در شرایطِ بحرانی، برای آرامشدن به حضورِ دیگری نیاز دارد. استقامتِ مردمِ جنوب در این شرایط، فقط یک مقاومتِ محلی نیست؛ یک کلاسِ بزرگِ تابآوریِ جمعی است.
اینکه در اوجِ بحران، زندگی همچنان جاریست، یعنی آنها دارند به ما یاد میدهند چگونه با اتصال به یکدیگر، سیستمِ عصبیِ فروپاشیده را دوباره تنظیم کنیم.
همدلیِ واقعی، تنها یک حس نیست؛ یک عملِ روانی است. یعنی عبور از مرزِ من و شما و رسیدن به ما.وقتی ما از راه دور، ایستادگیِ آنها را با احترام و آگاهیِ کامل روایت میکنیم، در واقع در حالِ تسهیلِ روندِ بهبودیِ جمعیمان هستیم. یعنی آینهداریِ قدرتِ آنها در تمامِ گفتگوهایِ روزمرهمان.
ما کنارِ شما ایستادهایم؛ چون جانِ شما، جانِ ماست.
کلینیک روانشناسی و مددکاری اجتماعی ایران
۲۴۰
۸:۱۳
باتریِ مغز کجاست؟ 

دقت کردین بعضی شبها حتی انتخابِ سادهی چی بخورم؟ هم براتون کلافهکننده میشه؟ این تنبلی نیست؛ اسمِ علمیش خستگیِ تصمیمگیری است.
چرا این اتفاق میافته؟
ما هر روز با هزاران تصمیمِ کوچک و بزرگ روبهرو هستیم. مغزِ مثل یک باتری، ظرفیتِ محدودی برای پردازش داره و شارژش تمام میشه
چطوری باتریمون رو حفظ کنیم؟
روتینسازی تصمیماتِ روزمره (مثل لباس یا غذا) رو ثابت کن تا مغزت درگیرشون نشه.
قانونِ صبحگاهی کارهای مهم رو بنداز اولِ روز که مغزت تازه و پرانرژی هست.
پذیرش اگر خستهای، به خودت فشار نیار؛ مغزت برای بازیابیِ دوباره، به استراحت نیاز داره.
یادت باشه: مدیریتِ توانِ ذهنی، اولین قدم برای حفظِ سلامتِ روانه.
کلینیک روانشناسی و مددکاری اجتماعی ایران
02188209050
09059036294
@cliniciraan
www.cliniciraan.com
دقت کردین بعضی شبها حتی انتخابِ سادهی چی بخورم؟ هم براتون کلافهکننده میشه؟ این تنبلی نیست؛ اسمِ علمیش خستگیِ تصمیمگیری است.
چرا این اتفاق میافته؟
ما هر روز با هزاران تصمیمِ کوچک و بزرگ روبهرو هستیم. مغزِ مثل یک باتری، ظرفیتِ محدودی برای پردازش داره و شارژش تمام میشه
چطوری باتریمون رو حفظ کنیم؟
روتینسازی تصمیماتِ روزمره (مثل لباس یا غذا) رو ثابت کن تا مغزت درگیرشون نشه.
قانونِ صبحگاهی کارهای مهم رو بنداز اولِ روز که مغزت تازه و پرانرژی هست.
پذیرش اگر خستهای، به خودت فشار نیار؛ مغزت برای بازیابیِ دوباره، به استراحت نیاز داره.
یادت باشه: مدیریتِ توانِ ذهنی، اولین قدم برای حفظِ سلامتِ روانه.
کلینیک روانشناسی و مددکاری اجتماعی ایران
۱۷۴
۹:۱۹
زبان زرافه، زبانِ بیان واقعی خودمان است؛ زبانی که کمک میکند احساسها و خواستههایمان را بدون رنجاندن دیگران بیان کنیم و در عین حال اجازه ندهیم مرزهای ما نادیده گرفته شود.
در این کارگاه کودکان یاد میگیرند:
این برنامه با الهام از رویکرد «ارتباط بدون خشونت» مارشال روزنبرگ طراحی شده و با بازی، تجربه و فعالیتهای گروهی به کودکان کمک میکند به جای ساختن دیوار با کلمات، پنجرهای برای ارتباط باز کنند.
اگر کودک شما:
بعد از شرکت در این دوره، کودکان قدمبهقدم یاد میگیرند احساساتشان را بهتر بشناسند، آرامتر واکنش نشان دهند، خواستههایشان را واضحتر بیان کنند و رابطههای امنتر و صمیمانهتری بسازند.
برای ثبتنام و دریافت اطلاعات بیشتر، به موبایل کلینیک در پیامرسان بله پیام دهید.برای پاسخگویی به سوالات شما کنار شما هستیم.
این کارگاه را به مادرانی که فکر میکنید برای فرزندشان مفید است معرفی کنید.
۴۴۶
۱۱:۰۵
فرهنگ و روابط بین فردی
فرهنگ مجموعه باورها، رسوم، عادتها، رویکردها، آیینها ، ارزشها، هنر
، قوانین
، اخلاق و رفتارهای اجتماعی در جامعه است که گروهی را از گروه دیگر مجزا میکند.
بدون اینکه به فرهنگ فکر کنیم، فرهنگ به همه ابعاد زندگی انسان شکل میدهد. حتی تصمیمگیریهای ما متأثر از فرهنگ جامعهای است که در آن بزرگ شدهایم.
تفاوت فرهنگی در روابط زناشویی ، در مدل صحبت کردن
، بیان احساسات عاطفی
، نقشهای جنسیتی ، انتظارات خانواده
و فامیل و شیوه حل مسئله خود را نشان میدهد.
این تفاوت ممکن است باعث کشمکش ، سوءتفاهم
و ناامیدی بین زن و مرد شود و بر ثبات و رضایت زناشویی تأثیر نامطلوب بگذارد.
در جامعه ایران
، تنوع فرهنگی زیاد است (ترک، کرد، لر، بلوچ، ترکمن، فارس، مازنی، گیلکی).
هرچند در دنیای امروز تحت تأثیر شبکههای اجتماعی
و دنیای دیجیتال ، همگنی در سلیقهها، سبک آرایش ، پوشش ، رفتار اجتماعی و الگوهای زبانی به چشم میخورد.
ادامه در پست بعد
" />
دکتر مینا دارایی، مشاور خانواده و روابط بین فردی کلینیک ایران
02188209050
09059036294
@cliniciraan
www.cliniciraan.com
فرهنگ مجموعه باورها، رسوم، عادتها، رویکردها، آیینها ، ارزشها، هنر
بدون اینکه به فرهنگ فکر کنیم، فرهنگ به همه ابعاد زندگی انسان شکل میدهد. حتی تصمیمگیریهای ما متأثر از فرهنگ جامعهای است که در آن بزرگ شدهایم.
تفاوت فرهنگی در روابط زناشویی ، در مدل صحبت کردن
این تفاوت ممکن است باعث کشمکش ، سوءتفاهم
در جامعه ایران
هرچند در دنیای امروز تحت تأثیر شبکههای اجتماعی
۲۴۱
۸:۰۵
در روابط بین فردی قبل و بعد از ازدواج، فرهنگ فرد تأثیر میگذارد
. فرد پوشش، آرایش و مدل حرف زدن را تقلید میکند
ولی عادتها (مثل سبک غذا خوردن
، رفتار کردن، رعایت بهداشت فردی ) یا نگرشها و فرضیههای شکلگرفته در خصوص آداب زناشویی، احترام و نحوه برخورد با مشکل را از خانواده و گروه خود آموخته است
.
عشق
و مشارکت
، ایدهآل و اساس انتخاب فرد در ازدواج است، اما پویایی، کیفیت و دوام رابطه بستگی به نگرش
، نوع تعامل، روش حل مسئله و عادتها دارد که متأثر از فرهنگ است.
وقتی دو نفر با هم زندگی میکنند
متوجه تفاوتهای رفتاری، عادتها و سلیقهها میشوند. بارها از زوجین ناراضی میشنویم: «همه چیز عالی بود ولی وقتی رفتیم زیر یک سقف همه چیز خراب شد
، آنی نبود که انتظار داشتم».
فرهنگ با اینکه عامل تعیینکنندهای مهم است، تحت تأثیر احساس و هیجان قرار میگیرد و نادیده گرفته میشود
. اول رابطه، فرد تفاوتها را بیاهمیت میبیند، بعد از ازدواج پررنگ میشود و به تنش و نارضایتی منجر میشود
.
" />
دکتر مینا دارایی، مشاور خانواده و روابط بین فردی کلینیک ایران
02188209050
09059036294
@cliniciraan
www.cliniciraan.com
عشق
وقتی دو نفر با هم زندگی میکنند
فرهنگ با اینکه عامل تعیینکنندهای مهم است، تحت تأثیر احساس و هیجان قرار میگیرد و نادیده گرفته میشود
۲۲۷
۸:۵۲
خودشیفتهیِ درون یا خودشیفتهسازِ درون 

در رواندرمانی، ما با دو پدیدهی مجزا روبرو هستیم که اغلب با هم اشتباه گرفته میشوند، اما خاستگاهِ متفاوتی دارند:
خودشیفتهیِ درون (The Narcissistic Self)
این بخش از شخصیت، درگیرِ خود-محوریِ انفعالی است.
ویژگی تشنهیِ ستایش، نیازمندِ تأییدِ دائمی و آسیبپذیر در برابر انتقاد.
خاستگاه زخمی در عزتنفس که مدام طلبِ تغذیهیِ روانی از محیط دارد تا خودِ ضعیف را پنهان کند. پس در رابطه، بیشتر میستاند.
خودشیفتهسازِ درون (The Narcissist-Maker)
این بخش از شخصیت، درگیرِ تخریبِ خود برایِ حفظِ دیگری است.
ویژگی قربانیگریِ فعال، باجدهیِ عاطفی، و از بین بردنِ مرزهایِ شخصی برای راضی نگه داشتنِ طرف مقابل.
خاستگاه ترسِ مفرط از رهاشدگی. فرد با حذفِ منِ واقعی خود و تبدیل شدن به یک ابژهیِ مطیع، طرف مقابل را در جایگاهِ خدایِ رابطه قرار میدهد و او را تبدیل به یک خودشیفته میکند.
رنج از ربطه با خودشیفتهها ، در واقع رنج گرفتارِ «خودشیفتهسازِ درونِ» خود شدن است. با نادیده گرفتنِ نیازهای خود، به دیگران اجازه میدهیم که خودشیفتهوار رفتار کنند.
کلینیک روانشناسی و مددکاری اجتماعی ایران
02188209050
09059036294
@cliniciraan
www.cliniciraan.com
در رواندرمانی، ما با دو پدیدهی مجزا روبرو هستیم که اغلب با هم اشتباه گرفته میشوند، اما خاستگاهِ متفاوتی دارند:
خودشیفتهیِ درون (The Narcissistic Self)
این بخش از شخصیت، درگیرِ خود-محوریِ انفعالی است.
خودشیفتهسازِ درون (The Narcissist-Maker)
این بخش از شخصیت، درگیرِ تخریبِ خود برایِ حفظِ دیگری است.
رنج از ربطه با خودشیفتهها ، در واقع رنج گرفتارِ «خودشیفتهسازِ درونِ» خود شدن است. با نادیده گرفتنِ نیازهای خود، به دیگران اجازه میدهیم که خودشیفتهوار رفتار کنند.
کلینیک روانشناسی و مددکاری اجتماعی ایران
۲۴۰
۸:۱۷
آیا شما «تأمینکنندهیِ» نیازهایِ یک نفرِ دیگر هستید؟ 
در بسیاری از روابطی که احساس میکنیم نادیده گرفته میشویم، یک معمایِ روانیِ پنهان وجود دارد.ما اغلب فکر میکنیم مشکل فقط از طرفِ مقابل است، اما بیایید از یک زاویهی دیگر نگاه کنیم:
وقتی خلاءِ درونی یک نفر، با گذشتِ بیپایانِ شما پر میشود:
بسیاری از ما یاد گرفتهایم که برایِ حفظِ امنیتِ رابطه، به سایهیِ خودمان تبدیل شویم.
وقتی شما به صورتِ مداوم:
نیازهایِ خودتان را برایِ جلوگیری از دلخوریِ او سرکوب میکنید،رفتارهایِ تحقیرآمیزِ او را با جملهی شاید خسته است توجیه میکنید،و نقشِ یک پشتیبانِ همیشه حاضر را بازی میکنید،
در واقع دارید به طرفِ مقابلتان پیامی ناخودآگاه مخابره میکنید:
من نیازی ندارم؛ تو مرکزِ این رابطهای و من فقط اینجا هستم تا تو احساسِ قدرت کنی
اینجاست که رابطه از حالتِ «دو نفره» خارج میشود و تبدیل میشود به صحنهیِ تئاترِ یک بازیگرِ اصلی که دائم تشنهیِ ستایش است و یک سیاهیلشکر که خودش را فدایِ درخششِ او میکند
حقیقتِ تلخ
اگر شما همیشه دوم هستید، شاید چون خودتان انتخاب کردهاید که صندلیِ اول را خالی بگذارید تا او بنشیند.
پرسشِ تأملی
آیا این رابطه، اتحادِ دو فردِ برابر است یا پروژهای برایِ نگه داشتنِ دیگری به قیمتِ محو شدنِ خودتان؟
گاهی برایِ تغییرِ رفتارِ طرف مقابل، لازم نیست با او بجنگید؛ کافیست از نقشِ مکمل بودن استعفا بدهید.
کلینیک روانشناسی و مددکاری اجتماعی ایران
02188209050
09059036294
@cliniciraan
www.cliniciraan.com
در بسیاری از روابطی که احساس میکنیم نادیده گرفته میشویم، یک معمایِ روانیِ پنهان وجود دارد.ما اغلب فکر میکنیم مشکل فقط از طرفِ مقابل است، اما بیایید از یک زاویهی دیگر نگاه کنیم:
وقتی خلاءِ درونی یک نفر، با گذشتِ بیپایانِ شما پر میشود:
بسیاری از ما یاد گرفتهایم که برایِ حفظِ امنیتِ رابطه، به سایهیِ خودمان تبدیل شویم.
وقتی شما به صورتِ مداوم:
نیازهایِ خودتان را برایِ جلوگیری از دلخوریِ او سرکوب میکنید،رفتارهایِ تحقیرآمیزِ او را با جملهی شاید خسته است توجیه میکنید،و نقشِ یک پشتیبانِ همیشه حاضر را بازی میکنید،
در واقع دارید به طرفِ مقابلتان پیامی ناخودآگاه مخابره میکنید:
من نیازی ندارم؛ تو مرکزِ این رابطهای و من فقط اینجا هستم تا تو احساسِ قدرت کنی
اینجاست که رابطه از حالتِ «دو نفره» خارج میشود و تبدیل میشود به صحنهیِ تئاترِ یک بازیگرِ اصلی که دائم تشنهیِ ستایش است و یک سیاهیلشکر که خودش را فدایِ درخششِ او میکند
اگر شما همیشه دوم هستید، شاید چون خودتان انتخاب کردهاید که صندلیِ اول را خالی بگذارید تا او بنشیند.
پرسشِ تأملی
آیا این رابطه، اتحادِ دو فردِ برابر است یا پروژهای برایِ نگه داشتنِ دیگری به قیمتِ محو شدنِ خودتان؟
گاهی برایِ تغییرِ رفتارِ طرف مقابل، لازم نیست با او بجنگید؛ کافیست از نقشِ مکمل بودن استعفا بدهید.
کلینیک روانشناسی و مددکاری اجتماعی ایران
۲۷۸
۸:۵۵
۲۹۱
۱۲:۰۷
۱۸۲
۶:۳۰