چسب زخم بود؛زخمهایی که دخلی در آنها نداشت رامرهم میشدو کمی بعد،از پوستی که به سختی، درمان کرده بود،از پوستی که، بالاسرش اشک ریخته بود،از پوستی که با بوسه، آرامش کرده بودجدایش میکردند...چسب زخم بود؛اما نه برای زخمهای خودش.
۱۸
۱۳:۴۰
برگها...جوانه که بودندتصویرهایی دیدندصداهایی شنیدندعشقهایی دیدندو آغوشهایی گرفتند...بعدتر،یکی به درخت چسبیدیکی به پای درخت افتادیکی همراه باد شدو دیگری پوسید؛روزی که همه خاک شدند...از خاکِ هرکدامشانمیوههایی روییدو گلهاییساقههایی روییدو سایههاییکه متعلق به خودشاننبود.
۲۰
۱۷:۴۱
Shervin - Zakhm (Unplugged).mp3.mp3
۰۲:۳۸-۶.۱۱ مگابایت
۲۳
۱۷:۴۲
برای آنها که خراباتند، اما نه همیشه 
۲۴
۱۷:۴۲
«آدمی نمیتواند در یک رودخانه، دو بار قدم بگذارد،زیرا نه رودخانه ثابت است و نه آدم»
نقل قول
نقل قول
۲۲
۲۱:۴۴
آدمی در عالم خاکی نمیآید به دستعالمی دیگر بباید ساخت از نو، آدمی
حضرت حافظ
حضرت حافظ
۲۳
۲۲:۰۳
شعله ایست که روزیتکثیر خواهد شد،در تکتک دانههای بلوطو از عطرِ تبخیر شده بدنش،ابری پدید خواهد آمد، به رنگ نارنجی...
۳۰
۱۱:۴۱
4_5988031747541964402.mp3
۰۶:۴۴-۶.۲۲ مگابایت
۳۷
۱۷:۴۹
برای آنها که هنوز تب دارند 
۳۸
۱۷:۵۶
دوستانِ همیشه همراهم...روزهای پیچیده جنگ، اینجا فضایی بود تا، لرزههای قلبم رو که به واژه بدل میشدند، با شما شریک بشم؛ازتون میخوام، همونجوری که اینجا من رو خوندید، توی پلتفرم تلگرام هم من رو بخونید و همراهیم کنید...
فعالیت در این فضا رو، فعلا متوقف میکنم
لینک کانال تلگرام رو اینجا کپی میکنم
https://t.me/cloudy_with_a_chance_of_poem
منتظر تکتکتون توی کانال تلگرام، هستم
فعالیت در این فضا رو، فعلا متوقف میکنم
لینک کانال تلگرام رو اینجا کپی میکنم
https://t.me/cloudy_with_a_chance_of_poem
منتظر تکتکتون توی کانال تلگرام، هستم
۲۴
۱۸:۲۰