تیکه کتاب :
: بی بال پریدن
: قیصر امینپور
آدم هایی هستند در زندگی تان ؛نمی گویم خوبند یا بد چگالی وجودشان بالاست...! افکار ، حرف زدن ، رفتار ، محبت داشتن شان و هر جزئی از وجودشان امضا دار است ...!یادت نمی رود"هستن هایشان را" بس که حضورشان پر رنگ است .ردِّ پا حک می کنند اینها روی دل و جانت بس که بلدند "باشند".این آدم ها را ، باید قدر بدانیوگرنه دنیا پر است از آن دیگر های بی امضایی که شیب منحنی حضور شان ، همیشه ثابت است ...!
خانه تبدیل شباهنگ
https://chat.whatsapp.com/Int3Z1BLWWN7lBDVUxtvzf
آدم هایی هستند در زندگی تان ؛نمی گویم خوبند یا بد چگالی وجودشان بالاست...! افکار ، حرف زدن ، رفتار ، محبت داشتن شان و هر جزئی از وجودشان امضا دار است ...!یادت نمی رود"هستن هایشان را" بس که حضورشان پر رنگ است .ردِّ پا حک می کنند اینها روی دل و جانت بس که بلدند "باشند".این آدم ها را ، باید قدر بدانیوگرنه دنیا پر است از آن دیگر های بی امضایی که شیب منحنی حضور شان ، همیشه ثابت است ...!
۲۱
۹:۳۲
سخنان اندیشمندان :
بگذارسخاوتمندانه فراموش کنیمهر آنکس راکه به ما عشق نمی ورزد
پابلو نرودا
*****
هیچکس برتر نیست..
هیچکس پست تر نیست..
اما هیچکس برابر هم نیست!
انسانها منحصر به فرد هستند..
غیر قابل مقایسه.
تو، تو هستی.
من، من هستم.
اوشو*
*****
انسانها در دو صورت چهره واقعی
خودشان را نشان می دهند؛
اول آنکه بدانند؛
کامل به خواسته هایشان رسیده اند،
یا اینکه بدانند؛
هرگز به خواسته هایشان نمیرسند!
ارسطو*
*****
وقتــے تمام ورق هاے دستتان
نشان مےدهد که بازنده اید
تنها راه پیروزے
شکست قوانین است....
پل استر*
*****
حیوان مانند انسان دارای حق است تا آزادنه به هر طرف که میخواهد برود، تو هم ای برادر، علی رغم همه ی اینها همان حیوان هستی.
فردریش نیچه*
...........................
خانه تبدیل شباهنگسایت: coho.irاطلاعات کامل : https://zil.ink/coho
بگذارسخاوتمندانه فراموش کنیمهر آنکس راکه به ما عشق نمی ورزد
*****
هیچکس برتر نیست..
هیچکس پست تر نیست..
اما هیچکس برابر هم نیست!
انسانها منحصر به فرد هستند..
غیر قابل مقایسه.
تو، تو هستی.
من، من هستم.
*****
انسانها در دو صورت چهره واقعی
خودشان را نشان می دهند؛
اول آنکه بدانند؛
کامل به خواسته هایشان رسیده اند،
یا اینکه بدانند؛
هرگز به خواسته هایشان نمیرسند!
*****
*****
حیوان مانند انسان دارای حق است تا آزادنه به هر طرف که میخواهد برود، تو هم ای برادر، علی رغم همه ی اینها همان حیوان هستی.
...........................
خانه تبدیل شباهنگسایت: coho.irاطلاعات کامل : https://zil.ink/coho
۱۹
۱۵:۰۸
حکایت به قلم "سعـــدی"
اما به موجب آنکه پرورده نعمت این خاندانم ، نخواهم که در قیامت به خون من گرفتار آیی ، اجازت فرمای تا وزیر را بکشم، آنگه به قصاص او بفرمای خون مرا ریختن تا بحق کشته باشی. ملک را خنده گرفت ، وزیر را گفت : چه مصلحت می بینی؟ گفت : ای خداوند جهان از بهر خدای، این شوخ دیده را به صدقات گورِ پدر آزاد کن، تا مرا در بلایی نیفکنند. گناه از من است و قول حکما معتبر، که گفته اند :
۱۶
۱۹:۳۲
حکایت به قلم "ســاده و روان"
ولى از آنجا كه من پرورده نعمت خاندان شما هستم ، نمى خواهم در قيامت به خاطر ريختن خون من ، گرفتار قصاص گردى ، اجازه بده اين وزير را كه سعى در اعدام من مى كند بكشم ، آنگاه به خاطر قصاص او، مرا اعدام كن ، تا به حق مرا كشته باشى و در قيامت ، بازخواست نشوى . شاه از پيشنهاد او، بى اختيار خنديد و به وزير گفت : مصلحت چه مى دانى ؟ وزير گفت : براى رضای خدا، به عنوان صدقه گور پدرت ، اين بيچاره را آزاد كن ، تا بلايى به سر من نياورد، گناه از من است. سخن حكيمان درست است كه می گويند:
1_ دومين پادشاه خاندان صفارى (265 - 287 ه ق ) برادر يعقوب ليث
۱۵
۱۹:۳۴
خدایادرانتهای شب
قلبهای مهربان دوستانمرابه تو می سپارم
باشد که با یاد توبه آرامش رسیده
وفارغ از دردها و رنجهاطلوع صبحی زیبا را به نظاره بنشینند
شبتون بخیر

️ وحید نجفی
️
باشد که با یاد توبه آرامش رسیده
شبتون بخیر
۲۰
۱۹:۳۷
خانه تبدیل شباهنگسایت: coho.irاطلاعات کامل : https://zil.ink/coho
۱۷
۴:۵۷
داستان کوتاه امروز :
پرﻓﺴﻮﺭ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﻣﻴﮕﻔﺖ: ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺗﺤﺼﻴﻼﺗﻢ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ، ﺩﺭ ﻳﻚ ﻛﺎﺭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺑﺎ يك دﺧﺘﺮ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﻭ ﻫﻤﻴﻨﻄﻮﺭ ﻓﻴﻠﻴﭗ،که نمی شناﺧﺘﻤﺶ ﻫﻤﮕﺮﻭﻩ ﺷﺪﻡ .ﺍﺯ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ: فیلیپﺭﻭ ﻣﻴﺸﻨﺎﺳﻲ؟ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﮔﻔﺖ: ﺁﺭﻩ، ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮﻱ ﻛﻪ ﻣﻮﻫﺎﻱ ﺑﻠﻮﻧﺪ ﻗﺸﻨﮕﻲ ﺩﺍﺭﻩ ﻭ ﺭﺩﻳﻒ ﺟﻠﻮ ﻣﻴﺸﻴﻨﻪ.ﮔﻔﺘﻢ: ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﻛﻴﻮ ﻣﻴﮕﻲ. ﮔﻔﺖ: ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺵ ﺗﻴﭗ ﻛﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﭘﻴﺮﺍﻫﻦ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﻴﻜﻲ ﺗﻨﺶ ﻣﻴﻜﻨﻪ. ﮔﻔﺘﻢ: بازم نفهميدم ﻣﻨﻈﻮﺭﺕ ﻛﻴﻪ؟ ﮔﻔﺖ:ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮﻱ ﻛﻪ ﻛﻴﻒ ﻭ ﻛﻔﺸﺶ رو ﻫﻤﻴﺸﻪ با هم ﺳﺖ ميكنه.. ﺑﺎﺯﻡ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻡ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻛﻲ ﺑﻮﺩ ! ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﺗﻮﻥ ﺻﺪﺍﺷﻮ ﻳﻜﻢ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:ﻓﻴﻠﻴﭗ ﺩﻳﮕﻪ، ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮ ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﻲ ﻛﻪ ﺭﻭﻱ ﻭﻳﻠﭽﻴﺮ ﻣﻴﺸﻴﻨﻪ ...ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﻗﻴﻘﺎ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﻛﻴﻮ ﻣﻴﮕﻪ ﻭﻟﻲ ﺑﻪ ﻃﺮﺯ ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺑﺎﻭﺭﻱ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮی ﻓﻜﺮ ... ﺁﺩﻡ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺎﻳﺪ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺑﻪ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﻛﻪ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎﻱ ﻣﻨﻔﻲ ﻭ ﻧﻘﺺ ﻫﺎ ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﻲ ﻛﻨﻪ... ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ ﻣﺜﺒﺖ ﺩﻳﺪﻥ، با خودم گفتم، ﺍﮔﺮ ﻛﺎﺗﺮﻳﻦ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﻓﻴﻠﻴﭗ ﻣﻴﭙﺮﺳﻴﺪ ﭼﻲ ﻣﻴﮕﻔﺘﻢ؟؟؟ﺣﺘﻤﺎ ﺳﺮﻳﻊ ﻣﻴﮕﻔﺘﻢ: ﻫﻤﻮﻥ ﻣﻌﻠﻮﻟﻪ ﺩﻳﮕﻪ !! ﻭﻗﺘﻲ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺩﻳﺪگاه ﺧﻮﺩﻡ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻛﺮﺩﻡ ، ﺧﻴﻠﻲ ﺧﺠﺎﻟﺖﻛﺸﻴﺪﻡ... حالا ما چه ديدگاهي نسبت به اطرافيانمون داريم؟؟؟؟مثبت يا منفي؟
خانه تبدیل شباهنگسایت: coho.irاطلاعات کامل : https://zil.ink/coho
پرﻓﺴﻮﺭ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﻣﻴﮕﻔﺖ: ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺗﺤﺼﻴﻼﺗﻢ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ، ﺩﺭ ﻳﻚ ﻛﺎﺭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺑﺎ يك دﺧﺘﺮ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﻭ ﻫﻤﻴﻨﻄﻮﺭ ﻓﻴﻠﻴﭗ،که نمی شناﺧﺘﻤﺶ ﻫﻤﮕﺮﻭﻩ ﺷﺪﻡ .ﺍﺯ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ: فیلیپﺭﻭ ﻣﻴﺸﻨﺎﺳﻲ؟ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﮔﻔﺖ: ﺁﺭﻩ، ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮﻱ ﻛﻪ ﻣﻮﻫﺎﻱ ﺑﻠﻮﻧﺪ ﻗﺸﻨﮕﻲ ﺩﺍﺭﻩ ﻭ ﺭﺩﻳﻒ ﺟﻠﻮ ﻣﻴﺸﻴﻨﻪ.ﮔﻔﺘﻢ: ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﻛﻴﻮ ﻣﻴﮕﻲ. ﮔﻔﺖ: ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺵ ﺗﻴﭗ ﻛﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﭘﻴﺮﺍﻫﻦ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﻴﻜﻲ ﺗﻨﺶ ﻣﻴﻜﻨﻪ. ﮔﻔﺘﻢ: بازم نفهميدم ﻣﻨﻈﻮﺭﺕ ﻛﻴﻪ؟ ﮔﻔﺖ:ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮﻱ ﻛﻪ ﻛﻴﻒ ﻭ ﻛﻔﺸﺶ رو ﻫﻤﻴﺸﻪ با هم ﺳﺖ ميكنه.. ﺑﺎﺯﻡ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻡ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻛﻲ ﺑﻮﺩ ! ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﺗﻮﻥ ﺻﺪﺍﺷﻮ ﻳﻜﻢ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:ﻓﻴﻠﻴﭗ ﺩﻳﮕﻪ، ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮ ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﻲ ﻛﻪ ﺭﻭﻱ ﻭﻳﻠﭽﻴﺮ ﻣﻴﺸﻴﻨﻪ ...ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﻗﻴﻘﺎ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﻛﻴﻮ ﻣﻴﮕﻪ ﻭﻟﻲ ﺑﻪ ﻃﺮﺯ ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺑﺎﻭﺭﻱ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮی ﻓﻜﺮ ... ﺁﺩﻡ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺎﻳﺪ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺑﻪ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﻛﻪ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎﻱ ﻣﻨﻔﻲ ﻭ ﻧﻘﺺ ﻫﺎ ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﻲ ﻛﻨﻪ... ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ ﻣﺜﺒﺖ ﺩﻳﺪﻥ، با خودم گفتم، ﺍﮔﺮ ﻛﺎﺗﺮﻳﻦ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﻓﻴﻠﻴﭗ ﻣﻴﭙﺮﺳﻴﺪ ﭼﻲ ﻣﻴﮕﻔﺘﻢ؟؟؟ﺣﺘﻤﺎ ﺳﺮﻳﻊ ﻣﻴﮕﻔﺘﻢ: ﻫﻤﻮﻥ ﻣﻌﻠﻮﻟﻪ ﺩﻳﮕﻪ !! ﻭﻗﺘﻲ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺩﻳﺪگاه ﺧﻮﺩﻡ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻛﺮﺩﻡ ، ﺧﻴﻠﻲ ﺧﺠﺎﻟﺖﻛﺸﻴﺪﻡ... حالا ما چه ديدگاهي نسبت به اطرافيانمون داريم؟؟؟؟مثبت يا منفي؟
خانه تبدیل شباهنگسایت: coho.irاطلاعات کامل : https://zil.ink/coho
۱۱
۱۴:۱۱
معرفی و خلاصه کتاب :
: بشر ساده لوح نیست
: هوگو مرسیه
: نشر نشانه
: چکیدۀ کتاب
ـ کتاب " بشر ساده لوح نیست " توضیح می دهد که چگونه تصمیم می گیریم به چه کسی اعتماد کنیم و چه چیزی را باید باور کنیم - و استدلال می کند که ما در گرفتن این تصمیمات بسیار خوب هستیم. در این کتاب پر جنب و جوش و تحریکآمیز، هوگو مرسیه نشان میدهد که چگونه تقریبا همه تلاشها برای اقناع دسته جمعی - چه توسط رهبران مذهبی، چه سیاستمداران یا تبلیغکنندگان - به طرز بدی با شکست مواجه میشوند. مرسیه با استناد به یافتههای اخیر از علوم سیاسی و سایر زمینههای مختلف از تاریخ گرفته تا انسانشناسی، نشان میدهد که روایت زودباوری گسترده، که در آن عموم مردم زودباور به راحتی توسط عوام فریبها و شارلاتانها گمراه میشوند، به سادگی اشتباه است.
چرا اقناع جمعی اینقدر دشوار است؟ مرسیه از آخرین یافتههای روانشناسی تجربی استفاده میکند تا نشان دهد که چگونه هر یک از ما دارای مکانیسمهای شناختی پیچیدهای از هوشیاری باز هستیم. این مکانیسمها با محاسبه نشانههای مختلف، ما را قادر میسازند تا در برابر باورهای مضر مراقب باشیم، در حالی که به اندازه کافی باز هستند تا در صورت ارائه شواهد درست، نظرمان را تغییر دهیم. حتی شکستها - زمانی که اعترافات نادرست را میپذیریم، شایعات وحشیانه منتشر میکنیم، یا به دنبال طب قلابی میرویم.
خانه تبدیل شباهنگ
https://chat.whatsapp.com/Int3Z1BLWWN7lBDVUxtvzf
ـ کتاب " بشر ساده لوح نیست " توضیح می دهد که چگونه تصمیم می گیریم به چه کسی اعتماد کنیم و چه چیزی را باید باور کنیم - و استدلال می کند که ما در گرفتن این تصمیمات بسیار خوب هستیم. در این کتاب پر جنب و جوش و تحریکآمیز، هوگو مرسیه نشان میدهد که چگونه تقریبا همه تلاشها برای اقناع دسته جمعی - چه توسط رهبران مذهبی، چه سیاستمداران یا تبلیغکنندگان - به طرز بدی با شکست مواجه میشوند. مرسیه با استناد به یافتههای اخیر از علوم سیاسی و سایر زمینههای مختلف از تاریخ گرفته تا انسانشناسی، نشان میدهد که روایت زودباوری گسترده، که در آن عموم مردم زودباور به راحتی توسط عوام فریبها و شارلاتانها گمراه میشوند، به سادگی اشتباه است.
چرا اقناع جمعی اینقدر دشوار است؟ مرسیه از آخرین یافتههای روانشناسی تجربی استفاده میکند تا نشان دهد که چگونه هر یک از ما دارای مکانیسمهای شناختی پیچیدهای از هوشیاری باز هستیم. این مکانیسمها با محاسبه نشانههای مختلف، ما را قادر میسازند تا در برابر باورهای مضر مراقب باشیم، در حالی که به اندازه کافی باز هستند تا در صورت ارائه شواهد درست، نظرمان را تغییر دهیم. حتی شکستها - زمانی که اعترافات نادرست را میپذیریم، شایعات وحشیانه منتشر میکنیم، یا به دنبال طب قلابی میرویم.
۱۰
۱۴:۱۲
حکایت به قلم "سعـــدی"
آن چه مضمون خطاب ملک بود از عهده بعضی بدر آمد و به بقیتی در زندان بماند . آورده اند که یکی از ملوک نواحی در خُفیه پیامش فرستاد که ملوک آن طرف قدر چنان بزرگوار ندانستند و بی عزتی کردند. اگر رای عزیز فلان احسن الله خَلاصه به جانب ما التفاتی کند در رعایت خاطرش هر چه تمام سعی کرده شود و اعیان این مملک به دیدار او مفتخرند و جواب این حرف را منتظر .
خواجه برین وقوف یافت و از خطر اندیشید و در حال جوابی مختصر، چنان که مصلحت دید بر قفای ورق نبشت و روان کرد. یکی از متعلقان واقف شد و ملک را اعلام کرد که فلان را که حبس فرمودی با ملوک نواحی مراسله دارد. ملک بهم برآمد و کشف این خبر فرمود قاصد را بگرفتند و رسالت بخواندند . نبشته بود که حسنِ ظن بزرگان بیش از فضیلت ماست و تشریف قبولی که فرمودند بنده را امکان اجابت نیست بحکم آنکه پرورده نعمت این خاندان است و به اندک مایه تغیر با نعمت بی وفایی نتوان کرد چنانکه گفته اند :
ملک را سیرت حق شناسی از او پسند آمد و خَلعت و نعمت بخشید و عذر خواست که خطا کردم تو را بی جرم و خطا آزردم. گفت : ای خداوند، بنده درین حالت مر خداوند را خطا نمی بیند. تقدیر خداوند تعالی بود که مرین بنده را مکروهی برسد پس به دست تو اولیتر که سوابق نعمت برین بنده داری و ایادی منت و حکما گفته اند :
۸
۱۸:۰۵
حکایت به قلم "ســاده و روان"
شاه، وزير را جريمه كرده بود. او مقدارى از آن را كه توان داشت، پرداخت و به خاطر باقيمانده جريمه، در زندان ماند. يكى از شاهان اطراف، براى آن وزير پاک سرشت در آن هنگام كه در زندان بود، محرمانه و مخفيانه نامه اى نوشت كه در آن چنين پيام داده بود: شاهان آنجا از تو كه شخص ارجمند هستى، قدردانی نكردند و تو را تحقير نمودند، اگر نظر عزيمت به سوى ما توجه كند، تمام سعى خود را براى جلب رضايت و خشنودى تو به كار گيريم. بزرگان اين كشور به ديدار تو نيازمندند و در انتظار پاسخ نامه می باشند. وزير، هوشمندانه با مسئله برخورد كرد و با توجه به خطرهاى نهايى، بى گدار به آب نزد. با كمال اختيار در پشت آن نامه مطلبى را نوشت و به سوى فرستنده نامه فرستاد. از قضا يكى از وابستگان شاه، از ماجرا آگاه شد و به شاه گفت: وزیری را كه زندانى نموده اى با شاهان اطراف، نامه نگارى کرده است. شاه خشمگين شد، فرمان داد بيدرنگ پيك را دستگير كردند، و در نامه چنين نوشته بود: حست ظن بزرگان بيشتر از اندازه كمالات ما است. بزرگوارى شما در حق من و پذيرش دعوت شما براى من امكان ندارد. از اين رو كه من پرورده نعمت اين خاندان هستم، به خاطر اندكى دگرگونى و خشم، نبايد نسبت به ولى نعمت، بى وفايى نمود، چنانكه گفته اند:
شاه، حق شناسى وزير را پسنديد، او را آزاد كرد و نعمت به او داد. وزير گفت: بنده خود را نسبت به شما خطاكار نمى دانم .(نسبت به شما گستاخ نيستم ). تقدير الهى بود كه كار ناپسندى از من سر زد، شما شايسته آن هستى كه بر اساس نعمتهاى پيشين و حقوقى كه بر عهده من دارى، همچنان مرا از الطاف خود بهرمند سازى، چنانكه فرزانگان گفته اند:
۱۰
۱۸:۰۷