با حضور: دکتر بیژن عبدالکریمیاستاد و نظریه پرداز برجسته اندیشه معاصر
دبیر نشست:دکتر سید سعید موسوی اصلعضو هیئت علمی دانشگاه شیراز
۴.۵K
۶:۳۱
Video_260319091052_3.mp3
۰۱:۵۸:۴۶-۱۷ مگابایت
https://ble.ir/ConstitutionalGovernance
۴K
۱۸:۳۷
#یادداشت_پژوهشگران
از مرداد ۱۳۳۲ تا تحولات ۱۴۰۴: تداوم الگوی مداخله خارجی و نقش انسجام ملی در ایران
" />
زهرا منفرد (پژوهشگر مرکز مطالعات حکمرانی اساسی و دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی)
تاریخ ایران همواره صحنهی تقابل ارادهی ملی با قدرتهای مداخلهگر خارجی، در مسیر حفظ و صیانت از استقلال این سرزمین بوده است. کوشش ملت ایران برای حفظ استقلال و اقتدار خویش گاه به واسطهی فریب دشمن با ناکامی روبرو گشته و گاه با هوشیاری نتیجهبخش بوده است.ایران امروز یادآور حوادث تلخ مرداد ۱۳۳۲ است، حوادثی که پس از ملی شدن صنعت نفت و پیروزی ملت استقلال طلب ایران کام ایشان را تلخ کرد و استعمار غرب همچنان در تلاش است با همان سناریو قدیمی استقلال ایران را به بند کشد.ملی شدن صنعت نفت در ۲۹ اسفندماه ۱۳۲۹ نماد اراده ملی برای خروج از چرخه استعمار بود. سازمان جاسوسی MI6 انگلستان با همراهی سازمان سیا آمریکا طرحی موسوم به «عملیات آژاکس» را طراحی و به اجرا درآوردند. طبق این طرح در ابتدا فشار اقتصادی از طریق تحریم نفت و بستن کانالهای مالی به کشور متحمل شد؛ در ادامه نیز به واسطه تظاهراتی ساختگی با بهرهگیری از عناصر اوباش و خودفروخته و همراهی دربار پهلوی، صنعت نفت ملی و دولت مصدق قربانی منافع استعماری شد. اگرچه تلاشهای اولیه برای کودتا در ۲۵ مرداد به دلیل #حضور_مردم شکست خورد، اما در ۲۸ مرداد با دخالت عوامل نفوذی، اشغال رادیو و مراکز حساس و از دست رفتن انسجام مردمی، طرح ملی شدن صنعت نفت عملاً به کنسرسیومی بینالمللی تبدیل شد.
اما در ایران امروز، شواهد تاریخی بار دیگر تکرار شد و اینبار در دی ماه ۱۴۰۴ یعنی هفت ماه پس از اتحاد مردم در جنگ ۱۲ روزه در مقابل متجاوزان. همانگونه که در جریان نهضت ملیشدن صنعت نفت، تحریم نفتی و اقتصادی نخستین ابزار برای تحت فشار قرار دادن دولت و جامعهی ایران بود، در دهههای اخیر نیز همین الگو با دامنهای بسیار گستردهتر علیه ایران به کار گرفته شد. تحریمهای وسیع نفتی، مالی و بانکی با هدف محدود کردن منابع اقتصادی کشور و افزایش فشار معیشتی بر مردم ایران طراحی شد تا زمینه نارضایتی اجتماعی و تضعیف ثبات داخلی فراهم آید. در واقع، فشار اقتصادی همچنان نخستین مرحله از همان راهبردی بود که پیشتر در کودتای ۱۳۳۲ آزموده شده بود؛ با این تفاوت که در شرایط کنونی گستره و پیچیدگی این تحریمها به مراتب وسیعتر گردیده است.
از طرف دیگر رژیم صهیونیستی و آمریکا با هدف ایجاد شکاف در امنیت ملی و فرسایش قدرت بازدارندگی ایران در جنگ ۱۲ روزه دست به ترور فرماندهان نظامی و حمله به تأسیسات هستهای ایران زدند. پس از پذیرش آتشبس، دستگاههای اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی با بهرهگیری از تجربه کودتا ۲۸ مرداد، تلاشی برای ایجاد فتنه داخلی در ایران کردند و با آموزش، تسلیح و تأمین مالی عوامل داخلی به تخریب مراکز انتظامی، اماکن مذهبی و زیرساختی کشور پرداختند تا با تکرار سناریو ۲۸ مرداد و ایجاد هرجومرج، بار دیگر استقلال ایران را مورد هدف قرار دهند. چنانکه رهبر شهید انقلاب نیز در ۱۲ بهمن ماه، حوادث دی ماه را ادامه خط توطئه علیه ملت ایران دانستند و بیان کردند آتش این شبه کودتا که در خارج از ایران با هدف از بین بردن امنیت کشور و با توسل به خشونت طراحی شده بود، توسط مردم خاموش و به خاکستر تبديل شد. بااینحال رژیم صهیونیستی و آمریکا با حمله مستقیم نظامی و آغاز جنگ رمضان، به ادامه شرارتهای خود پرداخته و نهایتا رهبر معظم انقلاب اسلامی همراه با جمعی از فرماندهان نظامی را ترور کردند؛ اما این بار برخلاف ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با سد مستحکم مردمی مواجه شدند که سر در گرو آموزههای رهبر شهیدشان داشتند. درواقع ملت ایران با اتکا به تجربهی تاریخی خود از کودتای ۲۸ مرداد که شکافها و تفرقه اجتماعی راه را برای موفقیت کودتا هموار ساخت، اینبار اجازه تکرار آن سناریو را نداده و با حفظ انسجام اجتماعی و وحدت کلمه پیرامون اصل مفهوم ولایت (علیرغم بهشهادت رسیدن مصداق ولی فقیه) به همبستگی ملی هرچه بیشتر اصرار ورزیده و با حضور آگاهانه خود در صحنه، مانع از تحقق اهداف بازیگران متخاصم در جنگ رمضان شدند. درواقع اگرچه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تجربهای تلخ برای مقطعی از تاریخ معاصر ایرانیان به شمار میرود اما در یک افق دید بلندنظرانهتر بهمثابه مرحلهای برای #رشد ایشان عمل کرده و نشان داد که تجربه تاریخی ملت ایران میتواند به سدی در برابر تکرار سناریوهای مداخلهجویانه تبدیل شود.
از مرداد ۱۳۳۲ تا تحولات ۱۴۰۴: تداوم الگوی مداخله خارجی و نقش انسجام ملی در ایران
تاریخ ایران همواره صحنهی تقابل ارادهی ملی با قدرتهای مداخلهگر خارجی، در مسیر حفظ و صیانت از استقلال این سرزمین بوده است. کوشش ملت ایران برای حفظ استقلال و اقتدار خویش گاه به واسطهی فریب دشمن با ناکامی روبرو گشته و گاه با هوشیاری نتیجهبخش بوده است.ایران امروز یادآور حوادث تلخ مرداد ۱۳۳۲ است، حوادثی که پس از ملی شدن صنعت نفت و پیروزی ملت استقلال طلب ایران کام ایشان را تلخ کرد و استعمار غرب همچنان در تلاش است با همان سناریو قدیمی استقلال ایران را به بند کشد.ملی شدن صنعت نفت در ۲۹ اسفندماه ۱۳۲۹ نماد اراده ملی برای خروج از چرخه استعمار بود. سازمان جاسوسی MI6 انگلستان با همراهی سازمان سیا آمریکا طرحی موسوم به «عملیات آژاکس» را طراحی و به اجرا درآوردند. طبق این طرح در ابتدا فشار اقتصادی از طریق تحریم نفت و بستن کانالهای مالی به کشور متحمل شد؛ در ادامه نیز به واسطه تظاهراتی ساختگی با بهرهگیری از عناصر اوباش و خودفروخته و همراهی دربار پهلوی، صنعت نفت ملی و دولت مصدق قربانی منافع استعماری شد. اگرچه تلاشهای اولیه برای کودتا در ۲۵ مرداد به دلیل #حضور_مردم شکست خورد، اما در ۲۸ مرداد با دخالت عوامل نفوذی، اشغال رادیو و مراکز حساس و از دست رفتن انسجام مردمی، طرح ملی شدن صنعت نفت عملاً به کنسرسیومی بینالمللی تبدیل شد.
اما در ایران امروز، شواهد تاریخی بار دیگر تکرار شد و اینبار در دی ماه ۱۴۰۴ یعنی هفت ماه پس از اتحاد مردم در جنگ ۱۲ روزه در مقابل متجاوزان. همانگونه که در جریان نهضت ملیشدن صنعت نفت، تحریم نفتی و اقتصادی نخستین ابزار برای تحت فشار قرار دادن دولت و جامعهی ایران بود، در دهههای اخیر نیز همین الگو با دامنهای بسیار گستردهتر علیه ایران به کار گرفته شد. تحریمهای وسیع نفتی، مالی و بانکی با هدف محدود کردن منابع اقتصادی کشور و افزایش فشار معیشتی بر مردم ایران طراحی شد تا زمینه نارضایتی اجتماعی و تضعیف ثبات داخلی فراهم آید. در واقع، فشار اقتصادی همچنان نخستین مرحله از همان راهبردی بود که پیشتر در کودتای ۱۳۳۲ آزموده شده بود؛ با این تفاوت که در شرایط کنونی گستره و پیچیدگی این تحریمها به مراتب وسیعتر گردیده است.
از طرف دیگر رژیم صهیونیستی و آمریکا با هدف ایجاد شکاف در امنیت ملی و فرسایش قدرت بازدارندگی ایران در جنگ ۱۲ روزه دست به ترور فرماندهان نظامی و حمله به تأسیسات هستهای ایران زدند. پس از پذیرش آتشبس، دستگاههای اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی با بهرهگیری از تجربه کودتا ۲۸ مرداد، تلاشی برای ایجاد فتنه داخلی در ایران کردند و با آموزش، تسلیح و تأمین مالی عوامل داخلی به تخریب مراکز انتظامی، اماکن مذهبی و زیرساختی کشور پرداختند تا با تکرار سناریو ۲۸ مرداد و ایجاد هرجومرج، بار دیگر استقلال ایران را مورد هدف قرار دهند. چنانکه رهبر شهید انقلاب نیز در ۱۲ بهمن ماه، حوادث دی ماه را ادامه خط توطئه علیه ملت ایران دانستند و بیان کردند آتش این شبه کودتا که در خارج از ایران با هدف از بین بردن امنیت کشور و با توسل به خشونت طراحی شده بود، توسط مردم خاموش و به خاکستر تبديل شد. بااینحال رژیم صهیونیستی و آمریکا با حمله مستقیم نظامی و آغاز جنگ رمضان، به ادامه شرارتهای خود پرداخته و نهایتا رهبر معظم انقلاب اسلامی همراه با جمعی از فرماندهان نظامی را ترور کردند؛ اما این بار برخلاف ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با سد مستحکم مردمی مواجه شدند که سر در گرو آموزههای رهبر شهیدشان داشتند. درواقع ملت ایران با اتکا به تجربهی تاریخی خود از کودتای ۲۸ مرداد که شکافها و تفرقه اجتماعی راه را برای موفقیت کودتا هموار ساخت، اینبار اجازه تکرار آن سناریو را نداده و با حفظ انسجام اجتماعی و وحدت کلمه پیرامون اصل مفهوم ولایت (علیرغم بهشهادت رسیدن مصداق ولی فقیه) به همبستگی ملی هرچه بیشتر اصرار ورزیده و با حضور آگاهانه خود در صحنه، مانع از تحقق اهداف بازیگران متخاصم در جنگ رمضان شدند. درواقع اگرچه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تجربهای تلخ برای مقطعی از تاریخ معاصر ایرانیان به شمار میرود اما در یک افق دید بلندنظرانهتر بهمثابه مرحلهای برای #رشد ایشان عمل کرده و نشان داد که تجربه تاریخی ملت ایران میتواند به سدی در برابر تکرار سناریوهای مداخلهجویانه تبدیل شود.
۴۵۷
۱۲:۱۴
بازارسال شده از مجمع نخبگانی فروغ ایران
مجمع نخبگانی فروغ ایران: @forough_iran
۳۰
۱۹:۲۱
#یادداشت_پژوهشگران
محبوب گمشده
" />
فاطمه مافی (پژوهشگر مرکز مطالعات حکمرانی اساسی و دانشجوی دکترای حقوق عمومی دانشگاه شیراز)
دانشکدگان حقوق در ایران، تقریباً، در بهترین حالت، اگر بخواهند کمی بار نام و رسم خود را بکشند، از #شهروندی و از حق داشتن صحبت خواهند کرد. شهروندی در موضع اینان رابطهی یک طرفهای است که به صرفِ بودن و نفس کشیدن برقرار خواهد شد. به شهروند باید غذا داد، برایش کار درست کرد و #امنیت فراهم آورد. شهروند انسانِ پیشاپیش کاملی است و همواره کامل میماند. برای شهروند هیچ دیوار سخت واقعیتی وجود ندارد. شهروند همواره محق است. محق است هر واقعیتی را منکر شود. زیرا او شهروند است. شهروند انسان نیست؛ الههی شهر است. حتی شاید از الهه نیز بالاتر؛ که اگر الهه نیز هیچ نقصی نمیداشت، الهه«ها»ی دیگری هم وجود نداشتند. این (نا)انسان الههای همواره بر فرازِ واقعیت است. برای او هیچ حدودی معنا ندارد. هر چیزی میتواند بگوید، هر چیزی میتواند بخواهد و هر چیزی را میتواند طلب داشته باشد. موجودی عجیب که همزمان همه جا هست و در هیچ جا نیست. چرا که زمینی زیر پای او نیست. او در فضا معلق است. در خلأ غوطه میخورد و بار هیچ چیزی را بر دوش ندارد.زمین انسانیترین داشتهی ما موجودات دو پا است. ما از خاک خلق شدهایم. از گلی متعفن و بعد از مرگ نیز پیکرهایمان را به خاک میسپاریم. ما بر زمین میایستیم، بر آن تکیه میکنیم و حال میتوانیم نظاره کنیم و سخن بگوییم. اکنون انسان هستیم -و نه الهه-. ما انسانها فقیریم. هر طور که نگاه کنیم، فقیر هستیم. چون فقیریم انسان هستیم. چون فقیر هستیم، میتوانیم سخن بگوییم و فکر کنیم و چون فقیریم، محق هستیم. زمین یادآور هر لحظهی فقر ما است. فقیر است که میتواند بخواهد که بایستد، طلب کند و اراده کند و موقف ما برای ایستادن و اراده کردن جهت برپاداشتن زندگی زمین است. زمین از آن #مستضعفان است.هر روایتی از انسان که در آن زمین به دست فراموشی سپرده شود، روایتی دربارهی انسان نیست. هر روایتی که #مسئولیت و بار انسان بودن را با رؤیای بهشتِ تحققِ همهی امکانها به محاق ببرد، خیانتی است به انسان. ما با این خیانت غریبه نیستیم. ما سالها در طلب «دنیای قشنگ نو» به زمین زیر پای خود پشت کردیم و در فضا معلق شدیم و هر وقت دلتنگ شدیم به زمین بازگشتیم، تکهای از آن را کندیم، در آغوش کشیدیم و دوباره به خانهی دروغین خود رفتیم. این جنگ میتواند آخرین فرصت برای همهی ما فراموشکنندگان زمین باشد تا به خانه بازگردیم و با فقر خود رو به رو شویم. آن را فریاد بزنیم و انسان بشویم. جنگی که انسان بودن را به ما یادآور شود، جنگ مقدسی است. به سوی این جنگ، «پرواز باید کرد.»
کانال ایتا مرکز مطالعات حکمرانی اساسی:https://eitaa.com/ConstitutionalGovernance
کانال بله مرکز مطالعات حکمرانی اساسی:https://ble.ir/ConstitutionalGovernance
محبوب گمشده
دانشکدگان حقوق در ایران، تقریباً، در بهترین حالت، اگر بخواهند کمی بار نام و رسم خود را بکشند، از #شهروندی و از حق داشتن صحبت خواهند کرد. شهروندی در موضع اینان رابطهی یک طرفهای است که به صرفِ بودن و نفس کشیدن برقرار خواهد شد. به شهروند باید غذا داد، برایش کار درست کرد و #امنیت فراهم آورد. شهروند انسانِ پیشاپیش کاملی است و همواره کامل میماند. برای شهروند هیچ دیوار سخت واقعیتی وجود ندارد. شهروند همواره محق است. محق است هر واقعیتی را منکر شود. زیرا او شهروند است. شهروند انسان نیست؛ الههی شهر است. حتی شاید از الهه نیز بالاتر؛ که اگر الهه نیز هیچ نقصی نمیداشت، الهه«ها»ی دیگری هم وجود نداشتند. این (نا)انسان الههای همواره بر فرازِ واقعیت است. برای او هیچ حدودی معنا ندارد. هر چیزی میتواند بگوید، هر چیزی میتواند بخواهد و هر چیزی را میتواند طلب داشته باشد. موجودی عجیب که همزمان همه جا هست و در هیچ جا نیست. چرا که زمینی زیر پای او نیست. او در فضا معلق است. در خلأ غوطه میخورد و بار هیچ چیزی را بر دوش ندارد.زمین انسانیترین داشتهی ما موجودات دو پا است. ما از خاک خلق شدهایم. از گلی متعفن و بعد از مرگ نیز پیکرهایمان را به خاک میسپاریم. ما بر زمین میایستیم، بر آن تکیه میکنیم و حال میتوانیم نظاره کنیم و سخن بگوییم. اکنون انسان هستیم -و نه الهه-. ما انسانها فقیریم. هر طور که نگاه کنیم، فقیر هستیم. چون فقیریم انسان هستیم. چون فقیر هستیم، میتوانیم سخن بگوییم و فکر کنیم و چون فقیریم، محق هستیم. زمین یادآور هر لحظهی فقر ما است. فقیر است که میتواند بخواهد که بایستد، طلب کند و اراده کند و موقف ما برای ایستادن و اراده کردن جهت برپاداشتن زندگی زمین است. زمین از آن #مستضعفان است.هر روایتی از انسان که در آن زمین به دست فراموشی سپرده شود، روایتی دربارهی انسان نیست. هر روایتی که #مسئولیت و بار انسان بودن را با رؤیای بهشتِ تحققِ همهی امکانها به محاق ببرد، خیانتی است به انسان. ما با این خیانت غریبه نیستیم. ما سالها در طلب «دنیای قشنگ نو» به زمین زیر پای خود پشت کردیم و در فضا معلق شدیم و هر وقت دلتنگ شدیم به زمین بازگشتیم، تکهای از آن را کندیم، در آغوش کشیدیم و دوباره به خانهی دروغین خود رفتیم. این جنگ میتواند آخرین فرصت برای همهی ما فراموشکنندگان زمین باشد تا به خانه بازگردیم و با فقر خود رو به رو شویم. آن را فریاد بزنیم و انسان بشویم. جنگی که انسان بودن را به ما یادآور شود، جنگ مقدسی است. به سوی این جنگ، «پرواز باید کرد.»
کانال ایتا مرکز مطالعات حکمرانی اساسی:https://eitaa.com/ConstitutionalGovernance
کانال بله مرکز مطالعات حکمرانی اساسی:https://ble.ir/ConstitutionalGovernance
۴۴۹
۱۸:۲۱
#یادداشت_پژوهشگران
«مکتب شهید خامنهای»
" />
محمد زارع بیدکی (دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشگاه شیراز و پژوهشگر مرکز مطالعات حکمرانی اساسی)
قسمت اول:هر چند نوشتن در این زمان که جمعی از هم وطنان ما ناجوانمردانه به شهادت رسیدهاند و باز هر روز شاهد شهادت تعدادی انسانی بیگناه هستیم، سخت و دشوار است، اما نوشتن خود مرهمی است بر زخم جان ما. ایران عزیز ما، مشکلات بسیار بر خود کم ندیده و تجربه نکرده است، از حمله مغول گرفته تا دو جنگ جهانی اول و دوم و جنگ هشت ساله با عراق، اما در این میان، این ایران است که بر ریشه استوار فرهنگ و تمدن خود تکیه داد و باز برخاست و درخشید. تحلیل و بررسی علل و عوامل جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل بر ایران، نیاز به مطالعات وسیع و بازخوانی سیاست های چندین دهه جمهوری اسلامی دارد، اما در این نوشتار قصد بر آن است که، در میانه این جنگ مهم و سرنوشت ساز، به گوشهای از آن اشاره گردد.
اصولا برای تحولات هر کشوری در ابتدا باید به عوامل داخلی توجه نمود و عوامل خارجی را بر اساس مسائل داخلی بررسی نمود. به نظر میرسد جنگ رمضان، یک «ضرورت تاریخی» برای انقلاب اسلامی ایران بود. (البته تعمدا از انقلاب اسلامی نام میبرم و نه جمهوری اسلامی، چراکه جمهوری اسلامی را یکی از مصادیق پیاده سازی انقلاب اسلامی میدانم.) درباره ماهیت و هدف انقلاب اسلامی ایران، نظرات مختلفی وجود دارد، اما آنچه که در سالیان جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یک تحلیل عمیق از انقلاب درخشید و شدت گرفت، انقلاب اسلامی ایران را نهضتی برای مبارزه با دنیای غرب به حیث وجودی و نیز اندیشههای برآمده از آن بهعنوان کار ویژه انقلاب اسلامی برای برپایی تمدن نوین اسلامی قلمداد می نماید. لذا به عقیده نگارنده بررسی این جنگ مهم بدون توجه به این ماهیت از انقلاب اسلامی، ره به ترکستان خواهد برد.
علی رغم آنکه حکومت پهلوی، غرب را در ظاهر و در مظاهر تکنولوژی ترویج می نمود، اما به صورت شگفت انگیزی و زیر پوست آن حکومت، کسانی همچون سید حسین نصر و احسان نراقی که رابطه نزدیک با دربار داشتند و تریبوندار در صداوسیمای پهلوی بودند، غرب را از اساس نقد میکردند. ایشان که به شدت منتقد غرب بودند، تمنای دنیایی را داشتند که نه غربی باشد و نه شرقی، بلکه یک جهان معنوی ایرانی- اسلامی را خواستار بودند. انقلاب اسلامی ایران، هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم از اندیشه کسانی مانند احسان نراقی و سید حسین نصر و فرد دیگری به نام سید احمد فردید که یکی از شاگردان او، به نام سید مرتضی آوینی، بعداً در جمهوری اسلامی، به شهرت و حتی شهادت رسید، تغذیه فکری نمود. دکتر رضا داوری اردکانی هم که تعلق به این جریان فکری دارد، سالیان سال عضو دائم شورای عالی انقلاب فرهنگی بود. امتزاج فکری این افراد با اندیشه رهبران انقلاب ایران مانند مرحوم امام خمینی که در کتاب کشف الاسرار (کتابی که در ایام جوانی نگاشته بودند و به شدت تمدن غرب را در ضمن آن نقد نمودند)، شهید مطهری که تعامل علمی با دکتر نصر داشت و قائل به برتری فلسفه اسلامی بود و شهید بهشتی و حتی دکتر شریعتی، افق تمدن سازی را در مقابل چشمان انقلابیون قرار داد. این افراد سرشناس و تأثیرگذار، غرب ستیزی را صورت بندی مفهومی نمودند و ماهیت تمدنی از انقلاب اسلامی را تقویت کردند. در راستای این جریان فکری، حوزه علمیه نیز وارد معرکه شد. فرهنگستان علوم اسلامی قم با ریاست سید منیر الدین حسینی الهاشمی و بعداً سید محمد مهدی میرباقری، بحثهای تمدنی و نقد مبنایی دنیا غرب را به صورت جدی پی گرفتند و در سالیان اخیر، تأثیر وافری بر، نه تنها جامعه دانشگاهی و حوزوی، بلکه بر جامعه ایرانی گذاشتهاند.
درواقع باید به ایم مطلب اذعان نمود که انقلاب اسلامی ایران حاصل مبارزه چندین خط فکری است که انشقاق آنها پس از بهمن ماه سال ۱۳۵۷ شروع شد، اما خط فکری غرب ستیزی و تمنای «دنیایی متفاوت» از آنچه در جهان جاری است، روح این انقلاب باقی ماند. روح «دنیای متفاوت» که در انقلاب سال ۱۳۵۷، اجمالا وجود داشت، در سالیان جمهوری اسلامی ایران به تفصیل در آمد. فعالیتهای مطبوعاتی و سینمایی شهید سید مرتضی آوینی در این میان قابل توجه است. دکتر داوری اردکانی نیز با نگاشتن مقالات و کتب متعدد از جهت فلسفی، این جریان را راهبری نمود. سید مهدی میرباقری نیز با بررسیهای تحلیلی در مورد علوم انسانی اسلامی، قدم مهمی در این راه برداشت. هر چند سیاست های اقتصادی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران، تماما در این جهت نبود و دولت ها و دوره های گوناگون مجلس شورای اسلامی متفاوت از این جریان می اندیشیدند، اما سیاست های کلی نظام و جهت گیری اصلی آن در این راستا بود.
کانال ایتا مرکز مطالعات حکمرانی اساسی:https://eitaa.com/ConstitutionalGovernanceکانال بله مرکز مطالعات حکمرانی اساسی:https://ble.ir/ConstitutionalGovernance
«مکتب شهید خامنهای»
قسمت اول:هر چند نوشتن در این زمان که جمعی از هم وطنان ما ناجوانمردانه به شهادت رسیدهاند و باز هر روز شاهد شهادت تعدادی انسانی بیگناه هستیم، سخت و دشوار است، اما نوشتن خود مرهمی است بر زخم جان ما. ایران عزیز ما، مشکلات بسیار بر خود کم ندیده و تجربه نکرده است، از حمله مغول گرفته تا دو جنگ جهانی اول و دوم و جنگ هشت ساله با عراق، اما در این میان، این ایران است که بر ریشه استوار فرهنگ و تمدن خود تکیه داد و باز برخاست و درخشید. تحلیل و بررسی علل و عوامل جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل بر ایران، نیاز به مطالعات وسیع و بازخوانی سیاست های چندین دهه جمهوری اسلامی دارد، اما در این نوشتار قصد بر آن است که، در میانه این جنگ مهم و سرنوشت ساز، به گوشهای از آن اشاره گردد.
اصولا برای تحولات هر کشوری در ابتدا باید به عوامل داخلی توجه نمود و عوامل خارجی را بر اساس مسائل داخلی بررسی نمود. به نظر میرسد جنگ رمضان، یک «ضرورت تاریخی» برای انقلاب اسلامی ایران بود. (البته تعمدا از انقلاب اسلامی نام میبرم و نه جمهوری اسلامی، چراکه جمهوری اسلامی را یکی از مصادیق پیاده سازی انقلاب اسلامی میدانم.) درباره ماهیت و هدف انقلاب اسلامی ایران، نظرات مختلفی وجود دارد، اما آنچه که در سالیان جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یک تحلیل عمیق از انقلاب درخشید و شدت گرفت، انقلاب اسلامی ایران را نهضتی برای مبارزه با دنیای غرب به حیث وجودی و نیز اندیشههای برآمده از آن بهعنوان کار ویژه انقلاب اسلامی برای برپایی تمدن نوین اسلامی قلمداد می نماید. لذا به عقیده نگارنده بررسی این جنگ مهم بدون توجه به این ماهیت از انقلاب اسلامی، ره به ترکستان خواهد برد.
علی رغم آنکه حکومت پهلوی، غرب را در ظاهر و در مظاهر تکنولوژی ترویج می نمود، اما به صورت شگفت انگیزی و زیر پوست آن حکومت، کسانی همچون سید حسین نصر و احسان نراقی که رابطه نزدیک با دربار داشتند و تریبوندار در صداوسیمای پهلوی بودند، غرب را از اساس نقد میکردند. ایشان که به شدت منتقد غرب بودند، تمنای دنیایی را داشتند که نه غربی باشد و نه شرقی، بلکه یک جهان معنوی ایرانی- اسلامی را خواستار بودند. انقلاب اسلامی ایران، هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم از اندیشه کسانی مانند احسان نراقی و سید حسین نصر و فرد دیگری به نام سید احمد فردید که یکی از شاگردان او، به نام سید مرتضی آوینی، بعداً در جمهوری اسلامی، به شهرت و حتی شهادت رسید، تغذیه فکری نمود. دکتر رضا داوری اردکانی هم که تعلق به این جریان فکری دارد، سالیان سال عضو دائم شورای عالی انقلاب فرهنگی بود. امتزاج فکری این افراد با اندیشه رهبران انقلاب ایران مانند مرحوم امام خمینی که در کتاب کشف الاسرار (کتابی که در ایام جوانی نگاشته بودند و به شدت تمدن غرب را در ضمن آن نقد نمودند)، شهید مطهری که تعامل علمی با دکتر نصر داشت و قائل به برتری فلسفه اسلامی بود و شهید بهشتی و حتی دکتر شریعتی، افق تمدن سازی را در مقابل چشمان انقلابیون قرار داد. این افراد سرشناس و تأثیرگذار، غرب ستیزی را صورت بندی مفهومی نمودند و ماهیت تمدنی از انقلاب اسلامی را تقویت کردند. در راستای این جریان فکری، حوزه علمیه نیز وارد معرکه شد. فرهنگستان علوم اسلامی قم با ریاست سید منیر الدین حسینی الهاشمی و بعداً سید محمد مهدی میرباقری، بحثهای تمدنی و نقد مبنایی دنیا غرب را به صورت جدی پی گرفتند و در سالیان اخیر، تأثیر وافری بر، نه تنها جامعه دانشگاهی و حوزوی، بلکه بر جامعه ایرانی گذاشتهاند.
درواقع باید به ایم مطلب اذعان نمود که انقلاب اسلامی ایران حاصل مبارزه چندین خط فکری است که انشقاق آنها پس از بهمن ماه سال ۱۳۵۷ شروع شد، اما خط فکری غرب ستیزی و تمنای «دنیایی متفاوت» از آنچه در جهان جاری است، روح این انقلاب باقی ماند. روح «دنیای متفاوت» که در انقلاب سال ۱۳۵۷، اجمالا وجود داشت، در سالیان جمهوری اسلامی ایران به تفصیل در آمد. فعالیتهای مطبوعاتی و سینمایی شهید سید مرتضی آوینی در این میان قابل توجه است. دکتر داوری اردکانی نیز با نگاشتن مقالات و کتب متعدد از جهت فلسفی، این جریان را راهبری نمود. سید مهدی میرباقری نیز با بررسیهای تحلیلی در مورد علوم انسانی اسلامی، قدم مهمی در این راه برداشت. هر چند سیاست های اقتصادی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران، تماما در این جهت نبود و دولت ها و دوره های گوناگون مجلس شورای اسلامی متفاوت از این جریان می اندیشیدند، اما سیاست های کلی نظام و جهت گیری اصلی آن در این راستا بود.
کانال ایتا مرکز مطالعات حکمرانی اساسی:https://eitaa.com/ConstitutionalGovernanceکانال بله مرکز مطالعات حکمرانی اساسی:https://ble.ir/ConstitutionalGovernance
۲۰۱
۹:۲۷
#یادداشت_پژوهشگران
«مکتب شهید خامنهای»
" />
محمد زارع بیدکی (دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشگاه شیراز و پژوهشگر مرکز مطالعات حکمرانی اساسی)
قسمت دوم:اشخاصی که در قسمت قبل نام برده شدند، هرچند دارای مبنای واحد در نقد مدرنیته و غرب نبودند (به عنوان مثال: سید حسین نصر از منظر سنت گرایی غرب را نقد میکند، احمد فردید و شاگردانش نگاهی هایدگری به بحث دارند، شهید مطهری و رضا داوری اردکانی از جهت فلسفی مبانی غرب را نشانه رفتهاند و یا جریان فرهنگستان علوم اسلامی قم که از منظر ولایت الهیه اتخاذ نظر میکنند) اما همگی در نقد مدرنیته و ناکارآمدی آن اتفاق نظر داشتند.
اما ماهیت تمدنی انقلاب اسلامی، صرفا در داخل ایران فعالیت نمیکرد، بلکه این جریان، علاوه بر کرسی های نظری، سنگرهای سیاسی و نظامی را در منطقه خاورمیانه فتح نمود. سنگرهایی در فلسطین و عراق و لبنان و یمن.شکل گیری جبهه مقاومت و طرفداری صریح جمهوری اسلامی از گروههای مسلحی مانند حشدالشعبی عراق، حزب الله لبنان و حماس در غزه و انصار الله در یمن، در ادامه این جریان فکری است. از آنجا که غرب تشان داده است قصد سلطه فرهنگی و اقتصادی و سیاسی بر جهان اسلام دارد، جبهه مقاومت، نیز قصد مقاومت در برابر این استکبار و سلطه جهانی غرب که ذاتی تمدن آن است را دارد.جایگاه رهبر شهیدمان در این جریان منحصر به فرد است. رهبر شهید انقلاب اسلامی، در طول سالیان دراز زعامت خود، نخ تسبیح رهبری امت را بر این اساس قرار داده بودند: «سیاست ما ایستادگی در مقابل جنایتهای نظام سلطه است، این [مطلب]، اینها را عصبانی میکند... ظرفیّتهای دنیای اسلام برای متوقّف کردن استکبار و سپس عقب راندن دنیای استکبار و سلطه ظرفیّتهای بسیار خوبی است؛ هم ظرفیّتهای نرمافزاری، هم ظرفیّتهای سختافزاری.» (۱۴۰۱/۶/۱۲)
در نگاه این جریان تمدن ساز، رژیم غاصب صهیونیستی، علمدار ایجاد تمدن غرب در منطقه خاورمیانه و حافظ منافع غرب است، به همین جهت است که تأمین امنیت اسرائیل، خط قرمز تمام تمدن غرب است، اعم از اروپا، آمریکا و حتی به نوعی روسیه و چین. (توجه شود که روسیه و چین به حیث منافع ملی و مادی با آمریکا و اروپای غربی مقابله میکنند نه به حیث روح حکام بر تمدن غرب.) از منظر ایشان اسرائیل باید در دل دنیای اسلام باقی بماند تا تمدنی دیگر در مقابل غرب ایجاد نگردد و جبهه مقاومت یا همان امتداد انقلاب اسلامی ایران با رهبری جمهوری اسلامی قصد برهم زدن این برنامه را دارد. نابودی اسرائیل، یعنی نابودی این برنامه و دفاع از فلسطین که به بیان امام خمینی «ره» پاره تن اسلام است، یعنی دفاع از تمدن اسلامی.
رهبر شهید انقلاب، به صراحت از زوال تمدن غرب سخن میراندند و به عنوان مثال بیان میکردند: «امروز دنیای غرب در بنبست فکری و بنبست تئوریک است؛ خیلی از مسائل دنیا برایشان غیر قابل توجیه است، غیر قابل فهم است... امّا برای ما نه، برای ما همه چیز قابل حل است. نقش انسان، نقش اراده انسان، نقش توکّل به خدا، نقش حرکت تاریخ، مسئله مهدویّت و آینده قطعی اسلام، یک چیزهایی است که برای ما روشن است.» (۱۴۰۱/۶/۱۲)و در جای دیگر، هدف جمهوری اسلامی ایران را ایجاد تمدن اسلامی دانستند: «آرمان نظام جمهوری اسلامی نیز که تابعی از حکومت حضرت حجت (عج) است، در یک جمله کوتاه ایجاد تمدن نوین اسلامی است.» (۱۳۹۲/۶/۱۴)
این بیانات و مواضع نشان دهنده ماهیت تمدنی انقلاب اسلامی و جبهه مقاومت در منطقه خاورمیانه است. جنگی که ما در آن قرار گرفتیم، نه جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل بلکه جنگ تمدن غرب با تمدنی است که انقلاب اسلامی ایران تمنای بهوجود آوردن آن را دارد. پیروزی انقلاب اسلامی در این جنگ، نه تنها موازنه قدرت را در خاورمیانه، بلکه در کل جهان تغییر خواهد داد. به همین جهت، این جنگ، یک ضرورت تاریخی برای اسلام است تا گفتمان خود را در جهان تثبیت نماید. گفتمانی که نظام سیاسی خود را بر پایه امامت و امت نه دموکراسی، نظام اقتصادی خود را بر پایه ایثار و زهد، نه تکاثر و نظام فرهنگی خود را بر پایه رشد و مسئولیت، نه آزادی میگذارد.
کانال ایتا مرکز مطالعات حکمرانی اساسی:https://eitaa.com/ConstitutionalGovernanceکانال بله مرکز مطالعات حکمرانی اساسی:https://ble.ir/ConstitutionalGovernance
«مکتب شهید خامنهای»
قسمت دوم:اشخاصی که در قسمت قبل نام برده شدند، هرچند دارای مبنای واحد در نقد مدرنیته و غرب نبودند (به عنوان مثال: سید حسین نصر از منظر سنت گرایی غرب را نقد میکند، احمد فردید و شاگردانش نگاهی هایدگری به بحث دارند، شهید مطهری و رضا داوری اردکانی از جهت فلسفی مبانی غرب را نشانه رفتهاند و یا جریان فرهنگستان علوم اسلامی قم که از منظر ولایت الهیه اتخاذ نظر میکنند) اما همگی در نقد مدرنیته و ناکارآمدی آن اتفاق نظر داشتند.
اما ماهیت تمدنی انقلاب اسلامی، صرفا در داخل ایران فعالیت نمیکرد، بلکه این جریان، علاوه بر کرسی های نظری، سنگرهای سیاسی و نظامی را در منطقه خاورمیانه فتح نمود. سنگرهایی در فلسطین و عراق و لبنان و یمن.شکل گیری جبهه مقاومت و طرفداری صریح جمهوری اسلامی از گروههای مسلحی مانند حشدالشعبی عراق، حزب الله لبنان و حماس در غزه و انصار الله در یمن، در ادامه این جریان فکری است. از آنجا که غرب تشان داده است قصد سلطه فرهنگی و اقتصادی و سیاسی بر جهان اسلام دارد، جبهه مقاومت، نیز قصد مقاومت در برابر این استکبار و سلطه جهانی غرب که ذاتی تمدن آن است را دارد.جایگاه رهبر شهیدمان در این جریان منحصر به فرد است. رهبر شهید انقلاب اسلامی، در طول سالیان دراز زعامت خود، نخ تسبیح رهبری امت را بر این اساس قرار داده بودند: «سیاست ما ایستادگی در مقابل جنایتهای نظام سلطه است، این [مطلب]، اینها را عصبانی میکند... ظرفیّتهای دنیای اسلام برای متوقّف کردن استکبار و سپس عقب راندن دنیای استکبار و سلطه ظرفیّتهای بسیار خوبی است؛ هم ظرفیّتهای نرمافزاری، هم ظرفیّتهای سختافزاری.» (۱۴۰۱/۶/۱۲)
در نگاه این جریان تمدن ساز، رژیم غاصب صهیونیستی، علمدار ایجاد تمدن غرب در منطقه خاورمیانه و حافظ منافع غرب است، به همین جهت است که تأمین امنیت اسرائیل، خط قرمز تمام تمدن غرب است، اعم از اروپا، آمریکا و حتی به نوعی روسیه و چین. (توجه شود که روسیه و چین به حیث منافع ملی و مادی با آمریکا و اروپای غربی مقابله میکنند نه به حیث روح حکام بر تمدن غرب.) از منظر ایشان اسرائیل باید در دل دنیای اسلام باقی بماند تا تمدنی دیگر در مقابل غرب ایجاد نگردد و جبهه مقاومت یا همان امتداد انقلاب اسلامی ایران با رهبری جمهوری اسلامی قصد برهم زدن این برنامه را دارد. نابودی اسرائیل، یعنی نابودی این برنامه و دفاع از فلسطین که به بیان امام خمینی «ره» پاره تن اسلام است، یعنی دفاع از تمدن اسلامی.
رهبر شهید انقلاب، به صراحت از زوال تمدن غرب سخن میراندند و به عنوان مثال بیان میکردند: «امروز دنیای غرب در بنبست فکری و بنبست تئوریک است؛ خیلی از مسائل دنیا برایشان غیر قابل توجیه است، غیر قابل فهم است... امّا برای ما نه، برای ما همه چیز قابل حل است. نقش انسان، نقش اراده انسان، نقش توکّل به خدا، نقش حرکت تاریخ، مسئله مهدویّت و آینده قطعی اسلام، یک چیزهایی است که برای ما روشن است.» (۱۴۰۱/۶/۱۲)و در جای دیگر، هدف جمهوری اسلامی ایران را ایجاد تمدن اسلامی دانستند: «آرمان نظام جمهوری اسلامی نیز که تابعی از حکومت حضرت حجت (عج) است، در یک جمله کوتاه ایجاد تمدن نوین اسلامی است.» (۱۳۹۲/۶/۱۴)
این بیانات و مواضع نشان دهنده ماهیت تمدنی انقلاب اسلامی و جبهه مقاومت در منطقه خاورمیانه است. جنگی که ما در آن قرار گرفتیم، نه جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل بلکه جنگ تمدن غرب با تمدنی است که انقلاب اسلامی ایران تمنای بهوجود آوردن آن را دارد. پیروزی انقلاب اسلامی در این جنگ، نه تنها موازنه قدرت را در خاورمیانه، بلکه در کل جهان تغییر خواهد داد. به همین جهت، این جنگ، یک ضرورت تاریخی برای اسلام است تا گفتمان خود را در جهان تثبیت نماید. گفتمانی که نظام سیاسی خود را بر پایه امامت و امت نه دموکراسی، نظام اقتصادی خود را بر پایه ایثار و زهد، نه تکاثر و نظام فرهنگی خود را بر پایه رشد و مسئولیت، نه آزادی میگذارد.
کانال ایتا مرکز مطالعات حکمرانی اساسی:https://eitaa.com/ConstitutionalGovernanceکانال بله مرکز مطالعات حکمرانی اساسی:https://ble.ir/ConstitutionalGovernance
۲۹۷
۹:۲۷
کانال ایتا مرکز مطالعات حکمرانی اساسی:https://eitaa.com/ConstitutionalGovernanceکانال بله مرکز مطالعات حکمرانی اساسی:https://ble.ir/ConstitutionalGovernance
۲۱۱
۱۹:۱۲