#معرفی_کتاب«چه شد؟»؛ روایت افول اجتماع در ایران
کتاب «چه شد؟ داستان افول اجتماع در ایران» نوشتهی محسن گودرزی و عبدالمحمد کاظمیپور (نشر اگر) تلاشی جامعهشناختی برای پاسخ دادن به یکی از مهمترین پرسشهای امروز جامعه ایران است:
چرا احساس همبستگی اجتماعی کاهش یافته و چرا اعتماد میان مردم و نیز میان جامعه و حکومت تضعیف شده است؟
نویسندگان با تکیه بر دادهها و پیمایشهای چند دهه اخیر نشان میدهند که در ایران نوعی افول در «اجتماع» رخ داده است؛ افولی که خود را در کاهش اعتماد عمومی، سست شدن پیوندهای اخلاقی، کاهش مشارکت جمعی و گسترش بیاعتمادی نشان میدهد. در این چارچوب، آنها میان دو نوع اعتماد تمایز میگذارند:
اعتماد افقی (اعتماد میان افراد جامعه) و اعتماد عمودی (اعتماد میان جامعه و حکومت). استدلال اصلی کتاب این است که طی سالهای اخیر هر دو نوع اعتماد دچار فرسایش شدهاند.
بهگفته نویسندگان، اعتراضات سال ۱۳۸۸ هنوز در بستری شکل گرفت که در آن سطحی از اعتماد عمودی و افقی وجود داشت؛ یعنی هم شبکههای اجتماعی میان مردم فعال بود و هم بخشی از جامعه هنوز امکان اصلاح از درون ساختار سیاسی را محتمل میدانست. اما در اعتراضات سالهای بعد، بهویژه در سالهای اخیر، نشانههای افت شدید هر دو نوع اعتماد دیده میشود؛ وضعیتی که باعث میشود کنش جمعی شکل متفاوت و پراکندهتری پیدا کند.
در بخش دیگری از گفتوگو، نویسندگان به یک نکته نظری مهم اشاره میکنند: بحرانهای اجتماعی را نمیتوان صرفاً با ارجاع به اقتصاد توضیح داد. از نظر آنها جامعه زمانی پایدار است که میان سه حوزه دولت، اقتصاد و اجتماع نوعی توازن برقرار باشد. اگر اجتماع ضعیف شود، فضای خالی آن با قدرت سیاسی و منافع فردی پر میشود و نتیجه آن کاهش اعتماد، گسترش بیاعتمادی و تضعیف همکاری اجتماعی است.
آنها همچنین به دورههایی اشاره میکنند که در آنها سطح امید و اعتماد اجتماعی در ایران افزایش یافته بود. از جمله روزهای آغازین انقلاب ۵۷، سالهای نخست جنگ و دوره کوتاهی پس از دوم خرداد ۱۳۷۶. در این دورهها احساس مشارکت و امکان اثرگذاری اجتماعی بیشتر بود و همین امر به تقویت سرمایه اجتماعی کمک میکرد.
نویسندگان در بحث نظری کتاب نیز میان «سرمایه اجتماعی» و «توده» تمایز میگذارند. جامعهای که صرفاً به «توده» تبدیل شود، ممکن است لحظات هیجانی یا بسیجهای کوتاهمدت را تجربه کند، اما فاقد شبکههای پایدار اعتماد و همکاری است. در مقابل، سرمایه اجتماعی زمانی شکل میگیرد که میان افراد و گروههای مختلف جامعه پیوندهای پایدار برقرار باشد. آنها همچنین میان دو نوع سرمایه اجتماعی تمایز قائل میشوند:
سرمایه اجتماعی پیوستهساز که افراد مشابه را به هم متصل میکند، و سرمایه اجتماعی همبستهساز که میان گروههای متفاوت جامعه پل میزند. ضعف نوع دوم میتواند به قطبیشدن جامعه منجر شود.
در پاسخ به این پرسش که آیا نگاه کتاب بیش از حد بدبینانه نیست، نویسندگان تأکید میکنند که در جامعه ایران همچنان نمونههای قابل توجهی از همیاری و همکاری اجتماعی وجود دارد؛ مانند کمکهای گسترده مردمی در بحرانها. اما این نمونهها بهتنهایی نشاندهنده روند کلی نیستند و بیشتر میتوانند بهعنوان الگوهایی برای بازسازی اعتماد اجتماعی مورد توجه قرار گیرند.
در نهایت، راهحلهایی که در کتاب مطرح میشود تنها به سطح دولت محدود نمیشود. نویسندگان از سه سطح سخن میگویند:
در سطح کلان؛
در سطح میانه تقویت نهادهای مدنی، انجمنها و شبکههای اجتماعی ضروری است؛
و در سطح خرد نیز باید فرهنگ گفتوگو و همکاری اجتماعی تقویت شود.
در این نگاه، «گفتوگو» بخشی از حیات انجمنی جامعه است. جایی که افراد در قالب نهادها و جمعهای مدنی با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند، اختلافها را بیان میکنند و امکان همکاری اجتماعی را دوباره میسازند.
برای دیدن یک گفتوگوی قدیمیتر درباره این کتاب با حضور شیرین احمدنیا، محمد فاضلی، حسین سراجزاده و محسن گودرزی میتوانید این برنامه را ببینید:
https://www.aparat.com/v/m80q95p
@contemplation1405
کتاب «چه شد؟ داستان افول اجتماع در ایران» نوشتهی محسن گودرزی و عبدالمحمد کاظمیپور (نشر اگر) تلاشی جامعهشناختی برای پاسخ دادن به یکی از مهمترین پرسشهای امروز جامعه ایران است:
چرا احساس همبستگی اجتماعی کاهش یافته و چرا اعتماد میان مردم و نیز میان جامعه و حکومت تضعیف شده است؟
نویسندگان با تکیه بر دادهها و پیمایشهای چند دهه اخیر نشان میدهند که در ایران نوعی افول در «اجتماع» رخ داده است؛ افولی که خود را در کاهش اعتماد عمومی، سست شدن پیوندهای اخلاقی، کاهش مشارکت جمعی و گسترش بیاعتمادی نشان میدهد. در این چارچوب، آنها میان دو نوع اعتماد تمایز میگذارند:
اعتماد افقی (اعتماد میان افراد جامعه) و اعتماد عمودی (اعتماد میان جامعه و حکومت). استدلال اصلی کتاب این است که طی سالهای اخیر هر دو نوع اعتماد دچار فرسایش شدهاند.
بهگفته نویسندگان، اعتراضات سال ۱۳۸۸ هنوز در بستری شکل گرفت که در آن سطحی از اعتماد عمودی و افقی وجود داشت؛ یعنی هم شبکههای اجتماعی میان مردم فعال بود و هم بخشی از جامعه هنوز امکان اصلاح از درون ساختار سیاسی را محتمل میدانست. اما در اعتراضات سالهای بعد، بهویژه در سالهای اخیر، نشانههای افت شدید هر دو نوع اعتماد دیده میشود؛ وضعیتی که باعث میشود کنش جمعی شکل متفاوت و پراکندهتری پیدا کند.
در بخش دیگری از گفتوگو، نویسندگان به یک نکته نظری مهم اشاره میکنند: بحرانهای اجتماعی را نمیتوان صرفاً با ارجاع به اقتصاد توضیح داد. از نظر آنها جامعه زمانی پایدار است که میان سه حوزه دولت، اقتصاد و اجتماع نوعی توازن برقرار باشد. اگر اجتماع ضعیف شود، فضای خالی آن با قدرت سیاسی و منافع فردی پر میشود و نتیجه آن کاهش اعتماد، گسترش بیاعتمادی و تضعیف همکاری اجتماعی است.
آنها همچنین به دورههایی اشاره میکنند که در آنها سطح امید و اعتماد اجتماعی در ایران افزایش یافته بود. از جمله روزهای آغازین انقلاب ۵۷، سالهای نخست جنگ و دوره کوتاهی پس از دوم خرداد ۱۳۷۶. در این دورهها احساس مشارکت و امکان اثرگذاری اجتماعی بیشتر بود و همین امر به تقویت سرمایه اجتماعی کمک میکرد.
نویسندگان در بحث نظری کتاب نیز میان «سرمایه اجتماعی» و «توده» تمایز میگذارند. جامعهای که صرفاً به «توده» تبدیل شود، ممکن است لحظات هیجانی یا بسیجهای کوتاهمدت را تجربه کند، اما فاقد شبکههای پایدار اعتماد و همکاری است. در مقابل، سرمایه اجتماعی زمانی شکل میگیرد که میان افراد و گروههای مختلف جامعه پیوندهای پایدار برقرار باشد. آنها همچنین میان دو نوع سرمایه اجتماعی تمایز قائل میشوند:
سرمایه اجتماعی پیوستهساز که افراد مشابه را به هم متصل میکند، و سرمایه اجتماعی همبستهساز که میان گروههای متفاوت جامعه پل میزند. ضعف نوع دوم میتواند به قطبیشدن جامعه منجر شود.
در پاسخ به این پرسش که آیا نگاه کتاب بیش از حد بدبینانه نیست، نویسندگان تأکید میکنند که در جامعه ایران همچنان نمونههای قابل توجهی از همیاری و همکاری اجتماعی وجود دارد؛ مانند کمکهای گسترده مردمی در بحرانها. اما این نمونهها بهتنهایی نشاندهنده روند کلی نیستند و بیشتر میتوانند بهعنوان الگوهایی برای بازسازی اعتماد اجتماعی مورد توجه قرار گیرند.
در نهایت، راهحلهایی که در کتاب مطرح میشود تنها به سطح دولت محدود نمیشود. نویسندگان از سه سطح سخن میگویند:
در سطح کلان؛
در سطح میانه تقویت نهادهای مدنی، انجمنها و شبکههای اجتماعی ضروری است؛
و در سطح خرد نیز باید فرهنگ گفتوگو و همکاری اجتماعی تقویت شود.
در این نگاه، «گفتوگو» بخشی از حیات انجمنی جامعه است. جایی که افراد در قالب نهادها و جمعهای مدنی با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند، اختلافها را بیان میکنند و امکان همکاری اجتماعی را دوباره میسازند.
برای دیدن یک گفتوگوی قدیمیتر درباره این کتاب با حضور شیرین احمدنیا، محمد فاضلی، حسین سراجزاده و محسن گودرزی میتوانید این برنامه را ببینید:
https://www.aparat.com/v/m80q95p
@contemplation1405
۷۷۹
۱۵:۲۹
#معرفی_کتاب📚
معرفی مجموعه چهارجلدی «در ستایش شکست» | نشر اطراف
شکست چیزی نیست که دوست داشته باشیم دربارهاش حرف بزنیم؛معمولاً یا پنهانش میکنیم یا با نسخههای انگیزشی سطحی سعی میکنیم بیخطر و قابلهضمش کنیم. اما کاستیکا براداتان در مجموعهی «در ستایش شکست» مسیر دیگری را انتخاب میکند: مواجههی صریح و فلسفی با شکست، بهعنوان بخشی جدانشدنی از زندگی انسان.
این مجموعهی چهارجلدی، شکست را در چهار ساحت بررسی میکند:• شکست فیزیکی• شکست سیاسی• شکست اجتماعی• شکست وجودی
براداتان برای هر بخش، سراغ زندگی و اندیشهی یک چهرهی مهم تاریخی رفته؛ از سیمون وی و گاندی تا امیل سیوران و یوکیو میشیما، تا نشان بدهد انسان چطور در دل ناکامی، به فهمی عمیقتر از خودش و جهان میرسد.
کتابهای مجموعه:• باختن به بدن• ویرانههای شکست سیاسی• جماعت بازندگان• باختن از مرگ
نکتهی جذاب این مجموعه این است که شکست را تجربهای واقعی، تلخ، فروتنکننده و انسانی میبیند؛ تجربهای که اگر درست فهمیده شود، میتواند ما را از توهم موفقیت دائمی نجات دهد.
اگر به کتابهای فلسفی، جستارنویسی عمیق و نگاه متفاوت به زندگی علاقه دارید، «در ستایش شکست» از آن مجموعههایی است که احتمالاً مدتها در ذهنتان میماند.
@contemplation1405
معرفی مجموعه چهارجلدی «در ستایش شکست» | نشر اطراف
شکست چیزی نیست که دوست داشته باشیم دربارهاش حرف بزنیم؛معمولاً یا پنهانش میکنیم یا با نسخههای انگیزشی سطحی سعی میکنیم بیخطر و قابلهضمش کنیم. اما کاستیکا براداتان در مجموعهی «در ستایش شکست» مسیر دیگری را انتخاب میکند: مواجههی صریح و فلسفی با شکست، بهعنوان بخشی جدانشدنی از زندگی انسان.
این مجموعهی چهارجلدی، شکست را در چهار ساحت بررسی میکند:• شکست فیزیکی• شکست سیاسی• شکست اجتماعی• شکست وجودی
براداتان برای هر بخش، سراغ زندگی و اندیشهی یک چهرهی مهم تاریخی رفته؛ از سیمون وی و گاندی تا امیل سیوران و یوکیو میشیما، تا نشان بدهد انسان چطور در دل ناکامی، به فهمی عمیقتر از خودش و جهان میرسد.
نکتهی جذاب این مجموعه این است که شکست را تجربهای واقعی، تلخ، فروتنکننده و انسانی میبیند؛ تجربهای که اگر درست فهمیده شود، میتواند ما را از توهم موفقیت دائمی نجات دهد.
اگر به کتابهای فلسفی، جستارنویسی عمیق و نگاه متفاوت به زندگی علاقه دارید، «در ستایش شکست» از آن مجموعههایی است که احتمالاً مدتها در ذهنتان میماند.
@contemplation1405
۴۸۰
۱۵:۵۰
#معرفی_کتاب
اگر بخواهیم تحولات سیاسی ایران و منطقه را در یک قاب وسیعتر ببینیم، دو کتاب رحمان قهرمانپور از نشر روزنه خواندنیاند: «هویت و سیاست خارجی در ایران و خاورمیانه» و کتاب «بررسی چهار دهه تحول خواهی در ایران»
در «هویت و سیاست خارجی در ایران و خاورمیانه» نویسنده نشان میدهد که هویت فقط یک مفهوم نظری نیست، بلکه مستقیماً بر رفتار دولتها در سیاست خارجی اثر میگذارد. اینکه یک دولت خود را چگونه تعریف میکند، چگونه یک هویت مسلط شکل میگیرد و تحت فشار تحولات داخلی و منطقهای تغییر میکند، همگی بر جهتگیری سیاست خارجی اثرگذارند. کتاب توضیح میدهد که هویت میتواند هم زمینهساز همکاری باشد و هم به تعارض و منازعه دامن بزند.
در کتاب دوم نیز بحث به سیاست داخلی ایران معاصر میرسد. نویسنده با نگاهی تحلیلی و سیاستپژوهانه، تلاش میکند نشان دهد آینده تحولات سیاسی ایران را میتوان از خلال دو خوانش مهم فهمید: اسلام سیاسی و اسلام پساسیاسی. این اثر در پی توضیح منطق تغییر، بازتعریف هویت و نسبت دین با مدرنیته، آزادیهای اجتماعی و دموکراسی است.
درباره نویسنده:
رحمان قهرمانپور، پژوهشگر حوزه سیاست و روابط بینالملل، دارای دکترای جامعهشناسی سیاسی از دانشگاه شهید بهشتی است. تمرکز مطالعاتی او بر هویت، سیاست خارجی، تحولات خاورمیانه و مسائل راهبردی ایران است.
ناشر هر دو کتاب: نشر روزنه
فایل PDF بیست صفحهی نخست کتاب اول و دوم در سایت روزنه در دسترس است.
گفتوگوی اخیر رحمان قهرمانپور با رسانه پانوراما را میتوانید اینجا ببینید:
https://www.aparat.com/v/vnvg0k2
@contemplation1405
اگر بخواهیم تحولات سیاسی ایران و منطقه را در یک قاب وسیعتر ببینیم، دو کتاب رحمان قهرمانپور از نشر روزنه خواندنیاند: «هویت و سیاست خارجی در ایران و خاورمیانه» و کتاب «بررسی چهار دهه تحول خواهی در ایران»
در «هویت و سیاست خارجی در ایران و خاورمیانه» نویسنده نشان میدهد که هویت فقط یک مفهوم نظری نیست، بلکه مستقیماً بر رفتار دولتها در سیاست خارجی اثر میگذارد. اینکه یک دولت خود را چگونه تعریف میکند، چگونه یک هویت مسلط شکل میگیرد و تحت فشار تحولات داخلی و منطقهای تغییر میکند، همگی بر جهتگیری سیاست خارجی اثرگذارند. کتاب توضیح میدهد که هویت میتواند هم زمینهساز همکاری باشد و هم به تعارض و منازعه دامن بزند.
در کتاب دوم نیز بحث به سیاست داخلی ایران معاصر میرسد. نویسنده با نگاهی تحلیلی و سیاستپژوهانه، تلاش میکند نشان دهد آینده تحولات سیاسی ایران را میتوان از خلال دو خوانش مهم فهمید: اسلام سیاسی و اسلام پساسیاسی. این اثر در پی توضیح منطق تغییر، بازتعریف هویت و نسبت دین با مدرنیته، آزادیهای اجتماعی و دموکراسی است.
درباره نویسنده:
رحمان قهرمانپور، پژوهشگر حوزه سیاست و روابط بینالملل، دارای دکترای جامعهشناسی سیاسی از دانشگاه شهید بهشتی است. تمرکز مطالعاتی او بر هویت، سیاست خارجی، تحولات خاورمیانه و مسائل راهبردی ایران است.
https://www.aparat.com/v/vnvg0k2
@contemplation1405
۱۸۹
۱۲:۳۴
۱۸۹
۱۲:۳۴
هویت و سیاست خارجی.pdf
۲۲۶.۹ کیلوبایت
جهت آشنایی با کتاب- ۲۰ صفحه ابتدای کتاب هویت و سیاست خارجی
۱۸۳
۱۲:۳۵
روزنه
تصویر
بررسی چهار دهه تحول خواهی در ایران.pdf
۲۷۵.۳۸ کیلوبایت
جهت آشنایی با کتاب- ۲۰ صفحه ابتدای کتاب چهار دهه تحول خواهی در ایران
۲۵۲
۱۲:۳۵
#معرفی_کتابپیشنهاد دوستان
راهنمای فلسفی زیستن؛ فلسفه به مثابه جستوجوی معنا
در روزگاری که فلسفه اغلب به بحثهای تخصصی دانشگاهی فروکاسته میشود، کتاب راهنمای فلسفی زیستن یادآور یکی از قدیمیترین کارکردهای فلسفه است: کمک به انسان برای زیستن.
نویسنده کتاب، لوک فری، فیلسوف معاصر فرانسوی، کوشیده فلسفه را از فضای صرفاً آکادمیک بیرون بیاورد و آن را به مسائل واقعی زندگی پیوند بزند. فری سالها در حوزه فلسفه سیاسی و اخلاق فعالیت کرده و مدتی نیز وزیر آموزش فرانسه بوده است. دغدغه اصلی او این است که انسان امروز، در جهانی که بسیاری از منابع سنتی معنا تضعیف شدهاند، چگونه میتواند زندگی معناداری داشته باشد.
فری بحث را با یک پرسش ساده اما بنیادی آغاز میکند: فلسفه چه کمکی به زندگی ما میکند؟ به نظر او فلسفه از همان آغاز تلاشی بوده برای مواجهه با اضطرابهای عمیق انسانی؛ اضطراب مرگ، رنج، فقدان، عشق و آزادی.
کتاب در واقع روایتی فشرده از تاریخ اندیشه غرب است، اما از زاویهای متفاوت. فری به جای تمرکز بر پیچیدگیهای نظری، میپرسد هر سنت فکری چه پاسخی به پرسش «چگونه باید زیست؟» داده است. او از رواقیان و اپیکوریان آغاز میکند، سپس به مسیحیت و بعد به مدرنیته و اومانیسم میرسد؛ دورهای که انسان به تدریج مسئولیت ساختن معنای زندگی را خود بر عهده میگیرد.
یکی از ایدههای مهم کتاب، مفهوم «انسانگرایی متعالی» است. فری معتقد است حتی اگر بسیاری از انسانهای امروز به روایتهای سنتی دینی باور نداشته باشند، همچنان به چیزی فراتر از منفعت شخصی نیاز دارند؛ اموری مانند عشق، مسئولیت نسبت به دیگری و تعهد به ارزشهایی که از فرد بزرگترند.
راهنمای فلسفی زیستن با زبانی روشن و روایتگونه نوشته شده و بیش از آنکه صرفاً تاریخ فلسفه باشد، دعوتی است به اندیشیدن درباره پرسشهایی که دیر یا زود با آنها روبهرو میشویم: چگونه با رنج روبهرو شویم؟ چگونه با آگاهی از مرگ زندگی کنیم؟ و چه چیزی به زندگی معنا میبخشد؟
شاید مهمترین فضیلت این کتاب آن باشد که فلسفه را از برج عاج مفاهیم انتزاعی پایین میآورد و دوباره به جایی بازمیگرداند که از آن آغاز شده بود: به متن زندگی.
مشخصات کتاب:
نویسنده: لوک فری
مترجم: افشین خاکباز
ناشر: فرهنگ نشر نو
عنوان اصلی: A Brief History of Thought: A Philosophical Guide to Living@contrmplation1405
راهنمای فلسفی زیستن؛ فلسفه به مثابه جستوجوی معنا
در روزگاری که فلسفه اغلب به بحثهای تخصصی دانشگاهی فروکاسته میشود، کتاب راهنمای فلسفی زیستن یادآور یکی از قدیمیترین کارکردهای فلسفه است: کمک به انسان برای زیستن.
نویسنده کتاب، لوک فری، فیلسوف معاصر فرانسوی، کوشیده فلسفه را از فضای صرفاً آکادمیک بیرون بیاورد و آن را به مسائل واقعی زندگی پیوند بزند. فری سالها در حوزه فلسفه سیاسی و اخلاق فعالیت کرده و مدتی نیز وزیر آموزش فرانسه بوده است. دغدغه اصلی او این است که انسان امروز، در جهانی که بسیاری از منابع سنتی معنا تضعیف شدهاند، چگونه میتواند زندگی معناداری داشته باشد.
فری بحث را با یک پرسش ساده اما بنیادی آغاز میکند: فلسفه چه کمکی به زندگی ما میکند؟ به نظر او فلسفه از همان آغاز تلاشی بوده برای مواجهه با اضطرابهای عمیق انسانی؛ اضطراب مرگ، رنج، فقدان، عشق و آزادی.
کتاب در واقع روایتی فشرده از تاریخ اندیشه غرب است، اما از زاویهای متفاوت. فری به جای تمرکز بر پیچیدگیهای نظری، میپرسد هر سنت فکری چه پاسخی به پرسش «چگونه باید زیست؟» داده است. او از رواقیان و اپیکوریان آغاز میکند، سپس به مسیحیت و بعد به مدرنیته و اومانیسم میرسد؛ دورهای که انسان به تدریج مسئولیت ساختن معنای زندگی را خود بر عهده میگیرد.
یکی از ایدههای مهم کتاب، مفهوم «انسانگرایی متعالی» است. فری معتقد است حتی اگر بسیاری از انسانهای امروز به روایتهای سنتی دینی باور نداشته باشند، همچنان به چیزی فراتر از منفعت شخصی نیاز دارند؛ اموری مانند عشق، مسئولیت نسبت به دیگری و تعهد به ارزشهایی که از فرد بزرگترند.
راهنمای فلسفی زیستن با زبانی روشن و روایتگونه نوشته شده و بیش از آنکه صرفاً تاریخ فلسفه باشد، دعوتی است به اندیشیدن درباره پرسشهایی که دیر یا زود با آنها روبهرو میشویم: چگونه با رنج روبهرو شویم؟ چگونه با آگاهی از مرگ زندگی کنیم؟ و چه چیزی به زندگی معنا میبخشد؟
شاید مهمترین فضیلت این کتاب آن باشد که فلسفه را از برج عاج مفاهیم انتزاعی پایین میآورد و دوباره به جایی بازمیگرداند که از آن آغاز شده بود: به متن زندگی.
مشخصات کتاب:
نویسنده: لوک فری
مترجم: افشین خاکباز
ناشر: فرهنگ نشر نو
عنوان اصلی: A Brief History of Thought: A Philosophical Guide to Living@contrmplation1405
۳۰۵
۱۲:۴۴
«اگر نبودم، مرا در چیزهایی پیدا کنید که دوستشان داشتم.»
اخیراً پژوهشی از ابوالفضل حاجیزادگان، پژوهشگر اجتماعی، منتشر شده که با اتکا به تحلیل شبکههای اجتماعی و تحلیل محتوای حدود ۸ هزار پست اینستاگرامیِ متعلق به کشتهشدگان دی ۱۴۰۴، تلاش کرده تصویری از جهان اجتماعی، فرهنگی و عاطفی آنان ارائه دهد.
در این پژوهش، نویسنده با بررسی نمونهای شامل ۹۵۷ نفر نشان میدهد که بخش عمدهای از این افراد جوان بودهاند، از شهرهای مختلف کشور میآمدهاند و در اغلب موارد در موقعیتهای دانشآموزی، دانشجویی یا مشاغل روزمره و خدماتی قرار داشتهاند. این امر نشان میدهد که با یک طیف اجتماعی متکثر و نه محدود به یک طبقه یا موقعیت خاص مواجه هستیم.
یکی از نکات کلیدی مقاله این است که اعتراضات ۱۴۰۴ را نمیتوان صرفاً بهمثابه واکنش به یک رخداد مقطعی یا نتیجهی یک فراخوان سیاسی تفسیر کرد. دادههای طولی استخراجشده از پستهای اینستاگرامی این افراد نشان میدهد که در بازهی سالهای اخیر، از یکسو احساسات مثبت و شادی کاهش یافته و از سوی دیگر، مضامینی مانند غم، نارضایتی و بهویژه مفهوم «تابآوری» و «ادامه دادن در شرایط دشوار» روندی افزایشی داشتهاند.
به بیان دیگر، نویسنده استدلال میکند که کنش اعتراضی باید در دل یک فرآیند تدریجی و انباشتی از تجربههای زیسته فهم شود؛ فرآیندی که در آن افراد صرفاً در لحظهی بحران واکنش نشان نمیدهند. آنها در طول زمان با اشکال مختلفی از رنج، مقاومت، سازگاری و بازتعریف زندگی مواجه بودهاند.
همچنین یافتهی مهم دیگر پژوهش به حوزهی فرهنگ و شبکههای مرجع برمیگردد. در این شبکهها، علاوه بر چهرههای سیاسی و رسانهای، موسیقی رپ فارسی و مضامین مرتبط با مقاومت، امید، اعتراض و خودسازی جایگاه برجستهای پیدا کردهاند. این امر نشان میدهد که سلیقههای فرهنگی و الگوهای عاطفی نیز بخشی از ساختار معنایی این جهان اجتماعی را شکل میدهند.
لینک مقاله:https://mashghenow.com/?p=6405
در این پژوهش، نویسنده با بررسی نمونهای شامل ۹۵۷ نفر نشان میدهد که بخش عمدهای از این افراد جوان بودهاند، از شهرهای مختلف کشور میآمدهاند و در اغلب موارد در موقعیتهای دانشآموزی، دانشجویی یا مشاغل روزمره و خدماتی قرار داشتهاند. این امر نشان میدهد که با یک طیف اجتماعی متکثر و نه محدود به یک طبقه یا موقعیت خاص مواجه هستیم.
یکی از نکات کلیدی مقاله این است که اعتراضات ۱۴۰۴ را نمیتوان صرفاً بهمثابه واکنش به یک رخداد مقطعی یا نتیجهی یک فراخوان سیاسی تفسیر کرد. دادههای طولی استخراجشده از پستهای اینستاگرامی این افراد نشان میدهد که در بازهی سالهای اخیر، از یکسو احساسات مثبت و شادی کاهش یافته و از سوی دیگر، مضامینی مانند غم، نارضایتی و بهویژه مفهوم «تابآوری» و «ادامه دادن در شرایط دشوار» روندی افزایشی داشتهاند.
به بیان دیگر، نویسنده استدلال میکند که کنش اعتراضی باید در دل یک فرآیند تدریجی و انباشتی از تجربههای زیسته فهم شود؛ فرآیندی که در آن افراد صرفاً در لحظهی بحران واکنش نشان نمیدهند. آنها در طول زمان با اشکال مختلفی از رنج، مقاومت، سازگاری و بازتعریف زندگی مواجه بودهاند.
همچنین یافتهی مهم دیگر پژوهش به حوزهی فرهنگ و شبکههای مرجع برمیگردد. در این شبکهها، علاوه بر چهرههای سیاسی و رسانهای، موسیقی رپ فارسی و مضامین مرتبط با مقاومت، امید، اعتراض و خودسازی جایگاه برجستهای پیدا کردهاند. این امر نشان میدهد که سلیقههای فرهنگی و الگوهای عاطفی نیز بخشی از ساختار معنایی این جهان اجتماعی را شکل میدهند.
۱۵۹
۱۰:۵۹
#معرفی_فیلم
اول تیرماه زادروز و چهاردهم تیرماه سالگرد درگذشت عباس کیارستمی بود. به همین مناسبت میخواهم یکی از آثار او را معرفی کنم: «قضیه شکل اول، شکل دوم».این فیلم با یک موقعیت بسیار ساده آغاز میشود؛ موقعیتی که احتمالاً اغلب ما خیلی زود دربارهاش قضاوت میکنیم و تصور میکنیم پاسخ درست را میدانیم. اما کیارستمی به جای آنکه خودش پاسخی ارائه کند، همان مسئله را از منظر طیف متنوعی از سیاستمداران، روشنفکران و صاحبنظران سالهای آغازین انقلاب پیش روی ما میگذارد.آنچه این فیلم را پس از گذشت دههها همچنان ارزشمند میکند یادآوری این نکته است که یک مسئله واحد میتواند از چشماندازهای اخلاقی، سیاسی، تربیتی و اجتماعی متفاوت، معناهای کاملاً متفاوتی پیدا کند.برای من، مهمترین دستاورد فیلم دعوت به تعلیق قضاوت است؛ اینکه پیش از رسیدن به پاسخ، بکوشیم مسئله را از زاویههای مختلف ببینیم و از بدیهی انگاشتن داوریهای خود فاصله بگیریم. شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، به چنین تمرینی نیاز داشته باشیم؛ تمرینی برای شنیدن، دیدن پیچیدگیها و مقاومت در برابر وسوسهی پاسخهای فوری و قطعی.
اگر به فیلمهایی علاقه دارید که بیش از آنکه پاسخ بدهند، پرسشهای عمیقتری پیش رویتان میگذارند، «قضیه شکل اول، شکل دوم» یکی از بهترین انتخابهاست.
لینک فیلم در آپارات:https://www.aparat.com/v/h325585
@Contemplation1405
اول تیرماه زادروز و چهاردهم تیرماه سالگرد درگذشت عباس کیارستمی بود. به همین مناسبت میخواهم یکی از آثار او را معرفی کنم: «قضیه شکل اول، شکل دوم».این فیلم با یک موقعیت بسیار ساده آغاز میشود؛ موقعیتی که احتمالاً اغلب ما خیلی زود دربارهاش قضاوت میکنیم و تصور میکنیم پاسخ درست را میدانیم. اما کیارستمی به جای آنکه خودش پاسخی ارائه کند، همان مسئله را از منظر طیف متنوعی از سیاستمداران، روشنفکران و صاحبنظران سالهای آغازین انقلاب پیش روی ما میگذارد.آنچه این فیلم را پس از گذشت دههها همچنان ارزشمند میکند یادآوری این نکته است که یک مسئله واحد میتواند از چشماندازهای اخلاقی، سیاسی، تربیتی و اجتماعی متفاوت، معناهای کاملاً متفاوتی پیدا کند.برای من، مهمترین دستاورد فیلم دعوت به تعلیق قضاوت است؛ اینکه پیش از رسیدن به پاسخ، بکوشیم مسئله را از زاویههای مختلف ببینیم و از بدیهی انگاشتن داوریهای خود فاصله بگیریم. شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، به چنین تمرینی نیاز داشته باشیم؛ تمرینی برای شنیدن، دیدن پیچیدگیها و مقاومت در برابر وسوسهی پاسخهای فوری و قطعی.
اگر به فیلمهایی علاقه دارید که بیش از آنکه پاسخ بدهند، پرسشهای عمیقتری پیش رویتان میگذارند، «قضیه شکل اول، شکل دوم» یکی از بهترین انتخابهاست.
لینک فیلم در آپارات:https://www.aparat.com/v/h325585
۶۰
۱۵:۲۷
سلام دوستان عزیز 
برای اینکه دسترسی به مطالب آسانتر باشد، کانال «روزنه» را در تلگرام هم راهاندازی کردم.
از این به بعد، یادداشتها، معرفی کتاب، فیلم، مستند و پادکست و تأملهایی که به ذهنم میرسد یا پیشنهادهای ارزشمند دوستان را، علاوه بر اینجا، در کانال تلگرام هم منتشر میکنم تا اگر زمانی یکی از این دو پیامرسان در دسترس نبود، ارتباطمان برقرار بماند.
[لینک کانال تلگرام] : https://t.me/Contemplation1405
برای اینکه دسترسی به مطالب آسانتر باشد، کانال «روزنه» را در تلگرام هم راهاندازی کردم.
از این به بعد، یادداشتها، معرفی کتاب، فیلم، مستند و پادکست و تأملهایی که به ذهنم میرسد یا پیشنهادهای ارزشمند دوستان را، علاوه بر اینجا، در کانال تلگرام هم منتشر میکنم تا اگر زمانی یکی از این دو پیامرسان در دسترس نبود، ارتباطمان برقرار بماند.
۵۷
۱۵:۲۹