۳.۴K
۱۱:۲۴
۲.۷K
۱۲:۰۱
۲.۷K
۱۲:۰۱
۲.۷K
۱۲:۰۱
۲.۷K
۱۲:۰۱
۲.۷K
۱۲:۰۱
۲.۷K
۱۲:۰۱
در گذشته، فرآیند رسیدگی به دانشآموزان با شرایط ویژه در صبح رویش بر عهده کمیتهای با عنوان «کراپ» (کمیته رسیدگی به موارد پرخطر) بود. تمرکز این کمیته بر دانشآموزانی بود که مدیر، تیم نظامت یا معلمان، مشکلات حاد آنها را شناسایی میکردند؛ مواردی که گاهی نیاز به ارجاع به روانپزشک، مداخلات تخصصی یا حتی بستری شدن داشتند. اعضای تیم مدرسه در این جلسات گرد هم میآمدند تا درباره بهترین مسیر حمایت از این دانشآموزان تصمیمگیری کنند.
اما در طول این مسیر به یک واقعیت مهم رسیدیم؛ گاهی کودکانی که در ظاهر هیچ مسئله خاصی نداشتند، با آسیبهایی عمیق و پنهان روبهرو بودند.
برای مثال، دانشآموزی بسیار آرام و کمحرف داشتیم که تصور میکردیم صرفاً کودکی درونگراست. اما در میانه سال تحصیلی متوجه شدیم او در سهسالگی تجربه تلخ کودکربایی را پشت سر گذاشته است. خانواده نیز به دلیل شکل نگرفتن اعتماد کافی در مراحل اولیه غربالگری، این موضوع را با مدرسه در میان نگذاشته بودند.
همین تجربهها باعث شد رویکرد ما تغییر کند و «شورای راهکار» با هدفی جدید...
ادامه مطلب در
https://sobherouyesh.com/shoraye-rahkar/
『
️ کانالمون』『
نحوه حمایت از کودکان کار』
اما در طول این مسیر به یک واقعیت مهم رسیدیم؛ گاهی کودکانی که در ظاهر هیچ مسئله خاصی نداشتند، با آسیبهایی عمیق و پنهان روبهرو بودند.
برای مثال، دانشآموزی بسیار آرام و کمحرف داشتیم که تصور میکردیم صرفاً کودکی درونگراست. اما در میانه سال تحصیلی متوجه شدیم او در سهسالگی تجربه تلخ کودکربایی را پشت سر گذاشته است. خانواده نیز به دلیل شکل نگرفتن اعتماد کافی در مراحل اولیه غربالگری، این موضوع را با مدرسه در میان نگذاشته بودند.
همین تجربهها باعث شد رویکرد ما تغییر کند و «شورای راهکار» با هدفی جدید...
『
۱.۷K
۱۳:۲۸
همه بچههای کوره با شنیدن بوق جابزی میدویدن... به جز یه نفر.
علی نهتنها از مینیبوس بالا نمیاومد؛ بلکه هیچوقت باهامون ارتباط نمیگرفت، 🫣با کسی صحبت نمیکرد و حتی ارتباط چشمی هم با کسی برقرار نمیکرد.
یه کم که گذشت، فهمیدیم پسرمون به لحاظ فکری و جسمی مثل بقیه بچهها رشد نکرده.
مادرش هم میگفت از اول، رشد پسر کند بوده، دیر راه افتاده و حتی گاهی با کبریت اطرافش رو آتیش میزده.
کارمون رو با یه سری کاردرمانی و تمرینهای دستورزی شروع کردیم. یواشیواش قیچی دست گرفتن رو باهاش تمرین کردیم و خانواده هم پیگیر کارهای درمانیش شد.
حالا وقتی جابزی مهمون کوره میشه، پسرمون کنارمون میاد، مداد و قیچی دست میگیره،
لبخند میزنه و گاهی صدای «عمو، عمو» گفتنش خستگی رو از تنمون بیرون میکنه.
درسته که هنوز کلی از مسیر درمانش باقی مونده، اما خوشحالیم که یه بچه، یه گوشه از کورههای آجرپزی تهران، با اومدن جابزی حالش بهتره؛ حتی به اندازه زدن یه لبخند.
『
️ کانالمون』『
نحوه حمایت از کودکان کار』
علی نهتنها از مینیبوس بالا نمیاومد؛ بلکه هیچوقت باهامون ارتباط نمیگرفت، 🫣با کسی صحبت نمیکرد و حتی ارتباط چشمی هم با کسی برقرار نمیکرد.
یه کم که گذشت، فهمیدیم پسرمون به لحاظ فکری و جسمی مثل بقیه بچهها رشد نکرده.
کارمون رو با یه سری کاردرمانی و تمرینهای دستورزی شروع کردیم. یواشیواش قیچی دست گرفتن رو باهاش تمرین کردیم و خانواده هم پیگیر کارهای درمانیش شد.
حالا وقتی جابزی مهمون کوره میشه، پسرمون کنارمون میاد، مداد و قیچی دست میگیره،
درسته که هنوز کلی از مسیر درمانش باقی مونده، اما خوشحالیم که یه بچه، یه گوشه از کورههای آجرپزی تهران، با اومدن جابزی حالش بهتره؛ حتی به اندازه زدن یه لبخند.
🥹۳
۱.۲K
۱۱:۰۲