۲۸۸
۱۶:۲۰
گذار از تولید دانش به خلق قدرت ، ثروت و آیندهسازی
بخش اول
همواره پژوهش و تحقيق در آموزههاي ديني و فرهنگ بومي ما ايرانيان از جايگاه رفيعي برخوردار بوده است.خداوند بزرگ اولين كلام خود را كه به قلب نازنين فرستاده امينش حضرت محمد(ص) وحي نمود، كلمه خواندن و امر به قرائت بود و در پي آن 1500 آيه از 6400 آيه قرآن كريم به مفاهيمي چون علم، معرفت، تدبر، تعقل و آموزش اختصاص يافت. به عبارت ديگر بيش از يك چهارم آيات به اين موضوع و سه چهارم بقيه آيات قرآني به همه مسائل ديگر پرداخته است.پيامبر خاتم(ص) نيز همگان را به علمآموزي ولو در دوردستها توصيه ميفرمايند و طلب علم را فريضهاي براي همه مسلمانان ميدانند.بابالعلم رسول خدا، علي(ع) ، ارزش هيچ عملي را مانند تحقيق و پژوهش نميدانند چنانكه ميفرمايند: لا عمل كالتحقيق.و اسلام عزيز در نهايت مدادالعلما را از دماء شهدا با فضيلتتر برميشمرد
و به تبع آن بيش از 1000 سال پيش شاعر پرآوازه ايران زمين، فردوسي حكيم چنين ميفرمايد:
ز هر كشوري گرد كن مهتران
از اخترشناسان و افسونگران
سخن سر به سر مهتران را بگوي
پژوهش كن و راستي باز جوي
تحقيق و دانشاندوزي و سطح فعاليتهاي پژوهشي در دنياي امروز، يكي از شاخصهاي اصلي توسعه يافتگي و پيشرفت كشورها محسوب ميشود.
پرواضح است كه هر كشوري به دنبال گم شدهاي به نام توسعه پايدار (Sustainable Development) است و اين هدف جز با پژوهش و تحقيق بدست نخواهد آمد.
نظام آموزشي بايد مروج پژوهش باشد، عدم وجود يا كمبود پژوهش در امور آموزشي باعث سكون و رخوت در فضاي علمي كشور خواهد شد.
آموزش چيزي نيست جز فراگيري يافتههاي پژوهشي ديگران و اضافه كردن يافتههاي علمي و تجربي جديد به آن .(Copy Plus)همه آنچه به عنوان علوم در دورههاي گذشته ميشناسيم حاصل تلاش پژوهشگران و محققان از خود گذشتهاي است كه عمر خود را صرف استخراج حقايق كردند و حالا وظيفه پژوهشگران امروز است كه ضمن يادگيري و آموزش نتايج پژوهشهاي متأخرين، راه محققانه آنها را ادامه دهند.
امروزه موضوع توليد ، نگهداري و مدیریت دانش به عنوان يك اصل، پذيرفته شده و مسئله امروز ، استفاده خلاق، مؤثر و كارآمد از دانش و اطلاعات در دسترس، به نفع کشور وبه سود مردم ميباشد كه با اصطلاح مديريت دانش (Knowledge Management) شناخته ميشود.
مديريت دانش، بستري را آماده ميكند تا دانش و يافتههاي پژوهشگران قابلیت ذخيره، فراخوان، توزيع و بكارگيري مؤثر و نهايتاًتبدیل به محصول قابل استفاده در زندگي مردم پیدا کند
مديريت دانش بين دانش صريح یا مکتوب (Explicit) و دانش ضمني یا تجربه (Tacit) منابع انساني همافزايي ايجاد ميكند و با تركيب آنها، منابع انساني را به جايگاه سرمايه انساني و سرمايه فكري ارتقاء ميدهد.
اين فرايند، باعث ميشود سازمان و در مقياس بزرگتر كشور داراي سرمايههاي منحصربفرد، كمياب و غيرقابل جايگزين و در نهايت به مزيت رقابتي پايدار (Competitive Advantage) كشور تبديل شود.
مديريت دانش، اگر با زيرساختهاي تكنولوژي نوين (IT) و فرايندهاي برنامهريزي شده موثر همراه شود باعث تشكيل سازمان دانش بنيان ميشود.
ادامه
#یاداشت@d_Faghih
https://ble.ir/d_Faghih
۱۹۷
۹:۱۶
گذار از تولید دانش به خلق قدرت ، ثروت و آیندهسازی
بخش دوم
در چند دهه اخیر در كشور عزيز ما ايران، با درايت رهبر شهید و با تلاش مسئولان و دستاندركاران برنامهريزي كشور، بر اساس استراتژی پیشرفت ایرانی اسلامی، نقشه علمی کشور ترسيم و قدمهاي موثری برداشته شده است، بطوريكه براساس آمار منتشره ،كشورمان به لحاظ شتاب توليد علم از مقام 16 به جایگاه 48 ارتقا يافته و به لحاظ سهم توليد علم از 0.13 درصد به 1.5 درصد رشد نموده است و در ميان كشورهاي اسلامي به مقام اول دست يافته است.
البته باید توجه داشت که در اين مسابقه نفسگير، كشورهاي ديگر هم با آهنگي تند در حال رشد و حركت هستند.
اگر بخواهيم نگراني های سالهای اخير رهبر شهید نسبت به كاهش شتاب توليد علم در كشور را مرتفع كنيم بايد به تقويت پايههاي اين توانمنديها بپردازيم
مهمترين اين پايهها عبارتند از سرمايههاي فكري و انساني و زيرساختهاي سختافزاري و اعتباري.
به چند مقايسه آماری زير توجه كنيد.
در حاليكه در كشور امريكا به ازاء هر يك ميليون نفر جمعيت، 50 هزار نفر محقق و پژوهشگر وجود دارد در كشور ما، اين نسبت 80 نفر ميباشد
در حاليكه در كشور فرانسه 50% هزينههاي پژوهشي توسط دولت تامين ميشود، در كشور ما بار اصلي بدوش محقق است و البته حمايتهايي هم صورت ميگيرد كه اخيراً توجه بيشتري هم به آن صورت گرفته است.
اين يعني ما بايد به جد در تربيت پژوهشگر و دانشمند تلاش كنيم و سرمايههاي انساني كيفي توليد كنيم، اين يعني ما بايد آموزههاي غلط سنتي تقابل علم و ثروت را از مدرسههايمان بيرون كنيم اين يعني به جاي ترويج «علم بهتر است يا ثروت» به ترويج علمي بپردازيم كه ثروت توليد كند و ثروتي را مطلوب بدانيم كه توليد علم كنداين يعني آموزش خلاقيت و نوآوري در دبستان و دبيرستان و دانشگاه و پژوهشگاه اين يعني به تحصيلكنندگان علم بياموزيم كه به دنبال اشتغال در دستگاههاي اداري و دولتي فقط نباشد بلكه بدنبال كارآفريني و اشتغالزائي و توليد باشند و اين موضوع به تدريج به فرهنگ غالب تبديل شوداين يعني به فرمايش رسول مكرم اسلام(ص) توجه كنيم كه در روز قيامت شديدترين عذابها براي عالمي است كه علم او براي مردم سودي نداشته باشد،
از همين منظر است كه رهبر حکیم شهید ، بر توليد ثروت با استفاده از يافتههاي علمي و صنعتي تاكيد ميكردند و يكي از مؤثرترين مؤلفههاي اقتصاد مقاومتي را ايجاد شركتهاي دانشبنيان ميدانستند.
استادان و دانشجويان مقاطع مختلف دانشگاههاي كشور بخصوص دوره های تحصيلات تكميلي بايد اين موضوع را جدي بگيرند و پتانسيل دانشگاهها و يافتههاي پژوهشي آنرا به محصول قابل استفاده در جهت آسايش مردم تبديل كنند و به اصطلاح، تجاريسازي (Commericialization) كنند و از ايده ، پديده بسازند.
ادامه
#یاداشت@d_Faghih
https://ble.ir/d_Faghih
بخش دوم
در چند دهه اخیر در كشور عزيز ما ايران، با درايت رهبر شهید و با تلاش مسئولان و دستاندركاران برنامهريزي كشور، بر اساس استراتژی پیشرفت ایرانی اسلامی، نقشه علمی کشور ترسيم و قدمهاي موثری برداشته شده است، بطوريكه براساس آمار منتشره ،كشورمان به لحاظ شتاب توليد علم از مقام 16 به جایگاه 48 ارتقا يافته و به لحاظ سهم توليد علم از 0.13 درصد به 1.5 درصد رشد نموده است و در ميان كشورهاي اسلامي به مقام اول دست يافته است.
البته باید توجه داشت که در اين مسابقه نفسگير، كشورهاي ديگر هم با آهنگي تند در حال رشد و حركت هستند.
اگر بخواهيم نگراني های سالهای اخير رهبر شهید نسبت به كاهش شتاب توليد علم در كشور را مرتفع كنيم بايد به تقويت پايههاي اين توانمنديها بپردازيم
مهمترين اين پايهها عبارتند از سرمايههاي فكري و انساني و زيرساختهاي سختافزاري و اعتباري.
به چند مقايسه آماری زير توجه كنيد.
در حاليكه در كشور امريكا به ازاء هر يك ميليون نفر جمعيت، 50 هزار نفر محقق و پژوهشگر وجود دارد در كشور ما، اين نسبت 80 نفر ميباشد
در حاليكه در كشور فرانسه 50% هزينههاي پژوهشي توسط دولت تامين ميشود، در كشور ما بار اصلي بدوش محقق است و البته حمايتهايي هم صورت ميگيرد كه اخيراً توجه بيشتري هم به آن صورت گرفته است.
اين يعني ما بايد به جد در تربيت پژوهشگر و دانشمند تلاش كنيم و سرمايههاي انساني كيفي توليد كنيم، اين يعني ما بايد آموزههاي غلط سنتي تقابل علم و ثروت را از مدرسههايمان بيرون كنيم اين يعني به جاي ترويج «علم بهتر است يا ثروت» به ترويج علمي بپردازيم كه ثروت توليد كند و ثروتي را مطلوب بدانيم كه توليد علم كنداين يعني آموزش خلاقيت و نوآوري در دبستان و دبيرستان و دانشگاه و پژوهشگاه اين يعني به تحصيلكنندگان علم بياموزيم كه به دنبال اشتغال در دستگاههاي اداري و دولتي فقط نباشد بلكه بدنبال كارآفريني و اشتغالزائي و توليد باشند و اين موضوع به تدريج به فرهنگ غالب تبديل شوداين يعني به فرمايش رسول مكرم اسلام(ص) توجه كنيم كه در روز قيامت شديدترين عذابها براي عالمي است كه علم او براي مردم سودي نداشته باشد،
از همين منظر است كه رهبر حکیم شهید ، بر توليد ثروت با استفاده از يافتههاي علمي و صنعتي تاكيد ميكردند و يكي از مؤثرترين مؤلفههاي اقتصاد مقاومتي را ايجاد شركتهاي دانشبنيان ميدانستند.
استادان و دانشجويان مقاطع مختلف دانشگاههاي كشور بخصوص دوره های تحصيلات تكميلي بايد اين موضوع را جدي بگيرند و پتانسيل دانشگاهها و يافتههاي پژوهشي آنرا به محصول قابل استفاده در جهت آسايش مردم تبديل كنند و به اصطلاح، تجاريسازي (Commericialization) كنند و از ايده ، پديده بسازند.
ادامه
#یاداشت@d_Faghih
https://ble.ir/d_Faghih
۱۸۹
۹:۱۷
گذار از تولید دانش به خلق قدرت ، ثروت و آیندهسازی
بخش آخر
نقش راه بر فرزانه شهید در ارتقای علمی ایران را در تاریخ رهبران کشورمان باید استثنایی دید ، ایشان تاکید داشتند علم اقتدار است و "العلم سلطان" را راهبرد بنیادی کشور قرار داده بودند و در دهههای اخیر با تکیه بر مفاهیمی همچون «نهضت نرمافزاری»، «تولید علم» و «اقتصاد دانشبنیان»، تلاش می کردند جریان علمی کشور را هدایت کنند
ایشان به عنوان «شتابدهنده راهبردی» ، با تبدیل «علم» از یک موضوع فنی به یک «ضرورت حاکمیتی»، اولویتهای پژوهشی کشور را به سمت فناوریهای نو، دفاعی و کاربردی سوق دادند و با تغییر رویکرد مهم "از انفعال به خودباوری" و حمایت از اولویتهای خاص مورد نیاز امروز و آینده کشور آنرا رهبری و حتی راهبری کردند.
خامنه ای شهید در آخرین توصیه های علمی خود، حوزه نوین هوش مصنوعی و شتاب حیرت انگیز آن در دنیا را مورد توجه قرار دادند و فرمودند" امروز در مسئلهی هوش مصنوعی، بهرهبردار بودن امتیاز نیست؛ این فنّاوری لایههای عمیقی دارد که باید برآن لایهها مسلّط شد".
كلام آخر آنكه همه اهالي علم و تحقيق بايد با توجه به آینده نگری های آن فرزانه حکیم، در يك حركت جهادي و دست در دست يكديگر، ضمن حفظ شتاب توليد علم، به سمت ارتقاء شتاب دستیابی به لایه های عمیق علوم روز و تبديل آنها به محصول و ثروت حركت نمايند.
قطعاً كشور ما با وجود سرمايههاي عظيم، كيفي و بينظير انساني و مادي، ظرفيت آنرا دارد تا در افق نه چندان دور بر قلههاي علم و دانش پرچم كشور اسلامي عزيزمان را به اهتزاز درآورد.
محمدعلي فقيه پژوهشگر و مدرس دانشگاهمرداد 1405
#یاداشت@d_Faghih
https://ble.ir/d_Faghih
بخش آخر
نقش راه بر فرزانه شهید در ارتقای علمی ایران را در تاریخ رهبران کشورمان باید استثنایی دید ، ایشان تاکید داشتند علم اقتدار است و "العلم سلطان" را راهبرد بنیادی کشور قرار داده بودند و در دهههای اخیر با تکیه بر مفاهیمی همچون «نهضت نرمافزاری»، «تولید علم» و «اقتصاد دانشبنیان»، تلاش می کردند جریان علمی کشور را هدایت کنند
ایشان به عنوان «شتابدهنده راهبردی» ، با تبدیل «علم» از یک موضوع فنی به یک «ضرورت حاکمیتی»، اولویتهای پژوهشی کشور را به سمت فناوریهای نو، دفاعی و کاربردی سوق دادند و با تغییر رویکرد مهم "از انفعال به خودباوری" و حمایت از اولویتهای خاص مورد نیاز امروز و آینده کشور آنرا رهبری و حتی راهبری کردند.
خامنه ای شهید در آخرین توصیه های علمی خود، حوزه نوین هوش مصنوعی و شتاب حیرت انگیز آن در دنیا را مورد توجه قرار دادند و فرمودند" امروز در مسئلهی هوش مصنوعی، بهرهبردار بودن امتیاز نیست؛ این فنّاوری لایههای عمیقی دارد که باید برآن لایهها مسلّط شد".
كلام آخر آنكه همه اهالي علم و تحقيق بايد با توجه به آینده نگری های آن فرزانه حکیم، در يك حركت جهادي و دست در دست يكديگر، ضمن حفظ شتاب توليد علم، به سمت ارتقاء شتاب دستیابی به لایه های عمیق علوم روز و تبديل آنها به محصول و ثروت حركت نمايند.
قطعاً كشور ما با وجود سرمايههاي عظيم، كيفي و بينظير انساني و مادي، ظرفيت آنرا دارد تا در افق نه چندان دور بر قلههاي علم و دانش پرچم كشور اسلامي عزيزمان را به اهتزاز درآورد.
محمدعلي فقيه پژوهشگر و مدرس دانشگاهمرداد 1405
#یاداشت@d_Faghih
https://ble.ir/d_Faghih
۲۳۳
۹:۱۷
امانتی به نام تجربه (1)
حدود 20 سال پیش بعد از جشن ملی 22 بهمن ، معاون من ، پیشم آمد و گفت یکی از همکاران قدیمی مان تا آخر سال بازنشسته می شود ، باید برای سال آینده فکری برای جایگزین ایشان بکنیم ، کارهای مربط به او سنگین و پر تراکم است و دیگران هم فعلا نمی توانند کار او را با این کیفیت انجام دهند
از او خواستم پرونده این همکار عزیز را بیاورد تا با هم صحبت کنیم. در جلسه کوچکی که برگزار کردیم ، پیشنهاد کردم قبل از آنکه به فکر جایگزین باشیم، ابتدا باید بررسی کنیم ببینیم امکان ادامه همکاری به لحاظ قانونی وجود دارد یا نه؟
ودر واقع بعد از سی سال خدمت ، به راحتی از خیر این سرمایه نگذریم و به خود او هم این احساس منتقل شود که سازمان هنوز به تجربه آنها نیاز دارد .
این جلسه شکل گرفت و تمام راه های ادامه خدمت با حضور خودشان و سوال و جواب تلفنی از کارگزینی بررسی شد و معلوم شد در حال حاضر قانون این اجازه را نمی دهد
روز بعد به معاون اداره کل گفتم هفته آینده جلسه عمومی با حضور همه همکاران ترتیب دهد، این جلسه برگزار شد و در آن افتخار بازنشستگی این همکارخدوم رسما به اطلاع همگان رسید و با اظهار تاسف همه روبرو شد.
ادامه دادم ، حالا که از جدا شدن این همکار قدیمی و با تجربه مان ناراحت شدید و دوست داشتید درکنارمان می ماند ، ایده ای دارم که در صورت توافق، کمی از این احساسات پاک شما را جبران می کند
و آن هم این است که هر کدام از شما یک ویژگی مثبت از این همکار بزرگوار را که برای شما جالب بوده و دوست دارید به عنوان یادگاری از او در بین ما (به عنوان فرهنگ) باقی بماند در حضور خودش ذکر کنید.
این ایده مورد استقبال واقع شد و از سمت راست دوستان شروع کردند به ذکر اخلاق حسنه شخصی و اداری این عزیز بازنشسته ، یک نفر، از پرکاری و خستگی ناپذیری گفت ، یکی از وجدان کاری بارز او گفت، یکی از همدلی و همدردی گفت ، دیگری گفت من شاهد بودم که با مشکل ارباب رجوع، اداری برخورد نمی کرد و تا حل کامل مشکل آن را دنبال می کرد، یکی دیگر گفت یکبار شاهد بودم او برای باز شدن گره کار یکی از مراجعین، نذر ختم قرآن کرد و با اعتقاد کار می کرد
همینطور که همکاران مشغول ذکر مناقب و اوصاف حمیده او بودند ، نگاهی به چهره اش انداختم دیدم چشمانش پر از اشک است ،
در پایان جلسه علت متاثر شدن را از ایشان پرسیدم ، گفت در مدت خدمت نمی دانستم ، همکاران چنین نظراتی راجع به من دارند ، هر چند خودم را لایق این اوصاف نمی دانم ولی اینکار باعث شد امروز با کوله باری از احساس محبت و دوستی و مفید بودن، از سازمان جدا شوم و بقیه همکاران هم این تجربیات را به عنوان هنجارهای سازمانی ، برای خود یادآوری کنند
خوشبختانه این رویه به عنوان فرهنگ در همه دوره های مدیریتی تداوم یافت.
محمد علی فقیه ۲۴مرداد ۱۴۰۵
#امانتی_به_نام_تجربه@d_Faghihhttps://ble.ir/d_Faghih
حدود 20 سال پیش بعد از جشن ملی 22 بهمن ، معاون من ، پیشم آمد و گفت یکی از همکاران قدیمی مان تا آخر سال بازنشسته می شود ، باید برای سال آینده فکری برای جایگزین ایشان بکنیم ، کارهای مربط به او سنگین و پر تراکم است و دیگران هم فعلا نمی توانند کار او را با این کیفیت انجام دهند
از او خواستم پرونده این همکار عزیز را بیاورد تا با هم صحبت کنیم. در جلسه کوچکی که برگزار کردیم ، پیشنهاد کردم قبل از آنکه به فکر جایگزین باشیم، ابتدا باید بررسی کنیم ببینیم امکان ادامه همکاری به لحاظ قانونی وجود دارد یا نه؟
ودر واقع بعد از سی سال خدمت ، به راحتی از خیر این سرمایه نگذریم و به خود او هم این احساس منتقل شود که سازمان هنوز به تجربه آنها نیاز دارد .
این جلسه شکل گرفت و تمام راه های ادامه خدمت با حضور خودشان و سوال و جواب تلفنی از کارگزینی بررسی شد و معلوم شد در حال حاضر قانون این اجازه را نمی دهد
روز بعد به معاون اداره کل گفتم هفته آینده جلسه عمومی با حضور همه همکاران ترتیب دهد، این جلسه برگزار شد و در آن افتخار بازنشستگی این همکارخدوم رسما به اطلاع همگان رسید و با اظهار تاسف همه روبرو شد.
ادامه دادم ، حالا که از جدا شدن این همکار قدیمی و با تجربه مان ناراحت شدید و دوست داشتید درکنارمان می ماند ، ایده ای دارم که در صورت توافق، کمی از این احساسات پاک شما را جبران می کند
و آن هم این است که هر کدام از شما یک ویژگی مثبت از این همکار بزرگوار را که برای شما جالب بوده و دوست دارید به عنوان یادگاری از او در بین ما (به عنوان فرهنگ) باقی بماند در حضور خودش ذکر کنید.
این ایده مورد استقبال واقع شد و از سمت راست دوستان شروع کردند به ذکر اخلاق حسنه شخصی و اداری این عزیز بازنشسته ، یک نفر، از پرکاری و خستگی ناپذیری گفت ، یکی از وجدان کاری بارز او گفت، یکی از همدلی و همدردی گفت ، دیگری گفت من شاهد بودم که با مشکل ارباب رجوع، اداری برخورد نمی کرد و تا حل کامل مشکل آن را دنبال می کرد، یکی دیگر گفت یکبار شاهد بودم او برای باز شدن گره کار یکی از مراجعین، نذر ختم قرآن کرد و با اعتقاد کار می کرد
همینطور که همکاران مشغول ذکر مناقب و اوصاف حمیده او بودند ، نگاهی به چهره اش انداختم دیدم چشمانش پر از اشک است ،
در پایان جلسه علت متاثر شدن را از ایشان پرسیدم ، گفت در مدت خدمت نمی دانستم ، همکاران چنین نظراتی راجع به من دارند ، هر چند خودم را لایق این اوصاف نمی دانم ولی اینکار باعث شد امروز با کوله باری از احساس محبت و دوستی و مفید بودن، از سازمان جدا شوم و بقیه همکاران هم این تجربیات را به عنوان هنجارهای سازمانی ، برای خود یادآوری کنند
محمد علی فقیه ۲۴مرداد ۱۴۰۵
#امانتی_به_نام_تجربه@d_Faghihhttps://ble.ir/d_Faghih
۲۱۰
۷:۴۴
امانتی به نام تجربه (2)
سال 1376 وقتی تازه مسئولیت روابط عمومی را در بنیاد بر عهده گرفته بودم ، گزارشی بدستم رسید که یکی از کارکنان ، صبح به اداره می آید و کتش را آویزان می کند و کفشش را هم کنار رخت آویز عوض می کند و صندل به پا می کند و تحت عنوان حضور در طبقات ، به دنبال کار شخصی خود می رود و بعد از چند ساعت در اداره خودی نشان می دهد و دوباره همین کار را ادامه می دهد
بررسی کردم ، گزارش درست بود. بنابر این به مدیر دفترم گفتم جلسه ای با حضور همه همکاران ترتیب دهد، اولین جلسه عمومی بود و لازم بود سیاست های جدید را به همکاران ابلاغ کنم ،
در شروع جلسه گفتم در این چند روز که در حال بررسی و شناخت وضع موجود بودم، متوجه شدم با همکاران بسیار خوب و با انگیزه ای روبرو هستم و به این همکاری افتخار می کنم
در این میان ، اولین چیزی که باید خدمت همه شما بزرگواران اعلام کنم این است که به تک تک شما بدون استثنا اعتماد کامل و 100 درصد دارم و کلید حفظ این اعتماد را به دست تک تک تان می سپارم. از طرفی موضوع اعتماد یک موضوع صفر و یک است یعنی یا هست یا نیست ، بنابراین هر تلاشی برای حفظ این گوهر گرانبها، دارای ارزش فوق العاده است.... و بعد جلسه ادامه یافت .
چند روزی بطور غیر محسوس آن کارمند متخلف را زیر نظر داشتم ، متوجه شدم ساعات عدم حضور ایشان در اداره در حال کم شدن است و به تدریج کمتر از یکماه این روش جواب داد و این تخلف به صفر رسید، بدون آنکه برخورد انضباطی صورت بگیرد و یا پرونده آن فرد لکه دار شود .
بنابراین نتیجه گرفتم برخی تخلفات و انحرافات کارکنان محصول نوع مدیریت ماست و در صورت تغییر نگرش در مدیران ، به راحتی می توان یک محیط اداری سالم را تجربه کرد
محمد علی فقیه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
#امانتی_به_نام_تجربه@d_Faghihhttps://ble.ir/d_Faghih
سال 1376 وقتی تازه مسئولیت روابط عمومی را در بنیاد بر عهده گرفته بودم ، گزارشی بدستم رسید که یکی از کارکنان ، صبح به اداره می آید و کتش را آویزان می کند و کفشش را هم کنار رخت آویز عوض می کند و صندل به پا می کند و تحت عنوان حضور در طبقات ، به دنبال کار شخصی خود می رود و بعد از چند ساعت در اداره خودی نشان می دهد و دوباره همین کار را ادامه می دهد
بررسی کردم ، گزارش درست بود. بنابر این به مدیر دفترم گفتم جلسه ای با حضور همه همکاران ترتیب دهد، اولین جلسه عمومی بود و لازم بود سیاست های جدید را به همکاران ابلاغ کنم ،
در شروع جلسه گفتم در این چند روز که در حال بررسی و شناخت وضع موجود بودم، متوجه شدم با همکاران بسیار خوب و با انگیزه ای روبرو هستم و به این همکاری افتخار می کنم
در این میان ، اولین چیزی که باید خدمت همه شما بزرگواران اعلام کنم این است که به تک تک شما بدون استثنا اعتماد کامل و 100 درصد دارم و کلید حفظ این اعتماد را به دست تک تک تان می سپارم. از طرفی موضوع اعتماد یک موضوع صفر و یک است یعنی یا هست یا نیست ، بنابراین هر تلاشی برای حفظ این گوهر گرانبها، دارای ارزش فوق العاده است.... و بعد جلسه ادامه یافت .
چند روزی بطور غیر محسوس آن کارمند متخلف را زیر نظر داشتم ، متوجه شدم ساعات عدم حضور ایشان در اداره در حال کم شدن است و به تدریج کمتر از یکماه این روش جواب داد و این تخلف به صفر رسید، بدون آنکه برخورد انضباطی صورت بگیرد و یا پرونده آن فرد لکه دار شود .
بنابراین نتیجه گرفتم برخی تخلفات و انحرافات کارکنان محصول نوع مدیریت ماست و در صورت تغییر نگرش در مدیران ، به راحتی می توان یک محیط اداری سالم را تجربه کرد
محمد علی فقیه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
#امانتی_به_نام_تجربه@d_Faghihhttps://ble.ir/d_Faghih
۱۷۹
۱۳:۰۳
امانتی به نام تجربه(3)
معمولا وقتی مدیر جدید در دفتر کار خود مستقر می شود سیل درخواست دیدار کارکنان برای ملاقات خصوصی با مدیر به راه می افتد، هرکسی با انگیزه ای این درخواست را دارد ، یکی در تلاش برای معرفی خود و حفظ یا ارتقاء جایگاه اداری ، دیگری برای انتقاد از مدیر قبلی و سیاستها یش، آن دیگری برای توصیه و راهنمایی مدیر ، عزیز دیگر در جهت ارائه اطلاعات و روندهای گذشته و تعداد اندکی هم برای انتقام از همکار یا مافوقی که احساس خوبی از او ندارد و خلاصه هرکسی با هدف خاصی درخواست دیدار می کند.تلاش من بر این بود که همه درخواست ها اجابت شود ، برای خودم هم خوب بود و شناختم را از افراد و همکاران جدید افزایش می داد.
در این میان همواره نگران این بودم که این دیدارهای خصوصی به سعایت یا توهین و تخریب دیگران تبدیل نشود ، بنابر این در ابتدای هر گفتگو به همکاران یک نکته را متذکر می شدم که «اگر درباره فرد سومی صحبت میشود ، با این فرض باشد که اگر شما را با هم روبرو کردم بتوانید همان حرف را بزنید» ، آنقدر این جمله تکرار شده بود که تقریبا سعایت کردن از یکدیگر در نزد مدیر، از فرهنگ سازمانی ما حذف شده بود
جالب اینکه در جلسه ای دو نفره با مقام مافوقم که، میخواست در باره یکی از همکاران یک بحث کاری را مطرح کند ، با لحن آمیخته با مزاح به من گفت ، اگر ما را با هم روبرو نمی کنی، می خواهم درباره یکی از کارکنان شما صحبت کنم.
خب نتیجه ملموس این فرهنگ سازی اداری ، ایجاد ارتباطات سالم ، امن و هم افزا در بین همکاران برای ارائه خدمت بهتر و دوری از حاشیه های معمول در محیط های اداری بود،
محمد علی فقیه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
#امانتی_به_نام_تجربه@d_Faghihhttps://ble.ir/d_Faghih
معمولا وقتی مدیر جدید در دفتر کار خود مستقر می شود سیل درخواست دیدار کارکنان برای ملاقات خصوصی با مدیر به راه می افتد، هرکسی با انگیزه ای این درخواست را دارد ، یکی در تلاش برای معرفی خود و حفظ یا ارتقاء جایگاه اداری ، دیگری برای انتقاد از مدیر قبلی و سیاستها یش، آن دیگری برای توصیه و راهنمایی مدیر ، عزیز دیگر در جهت ارائه اطلاعات و روندهای گذشته و تعداد اندکی هم برای انتقام از همکار یا مافوقی که احساس خوبی از او ندارد و خلاصه هرکسی با هدف خاصی درخواست دیدار می کند.تلاش من بر این بود که همه درخواست ها اجابت شود ، برای خودم هم خوب بود و شناختم را از افراد و همکاران جدید افزایش می داد.
در این میان همواره نگران این بودم که این دیدارهای خصوصی به سعایت یا توهین و تخریب دیگران تبدیل نشود ، بنابر این در ابتدای هر گفتگو به همکاران یک نکته را متذکر می شدم که «اگر درباره فرد سومی صحبت میشود ، با این فرض باشد که اگر شما را با هم روبرو کردم بتوانید همان حرف را بزنید» ، آنقدر این جمله تکرار شده بود که تقریبا سعایت کردن از یکدیگر در نزد مدیر، از فرهنگ سازمانی ما حذف شده بود
جالب اینکه در جلسه ای دو نفره با مقام مافوقم که، میخواست در باره یکی از همکاران یک بحث کاری را مطرح کند ، با لحن آمیخته با مزاح به من گفت ، اگر ما را با هم روبرو نمی کنی، می خواهم درباره یکی از کارکنان شما صحبت کنم.
خب نتیجه ملموس این فرهنگ سازی اداری ، ایجاد ارتباطات سالم ، امن و هم افزا در بین همکاران برای ارائه خدمت بهتر و دوری از حاشیه های معمول در محیط های اداری بود،
محمد علی فقیه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
#امانتی_به_نام_تجربه@d_Faghihhttps://ble.ir/d_Faghih
۱۴۵
۲۰:۱۰
بازگشایی مدارس صرفاً آغاز یک سال تحصیلی جدید نیست، بلکه فرصتی برای بازآفرینی مسیر رشد، تربیت و آمادهسازی نسل آینده برای ایفای نقش مؤثر در جامعه است. پیشرفت جوامع امروز بیش از آنکه وابسته به فناوری و منابع مادی باشد، به کیفیت انسانهایی وابسته است که در آن جامعه زندگی و فعالیت میکنند. انسانِ رشدیافته، مسئولیتپذیر، مستقل، دارای قدرت تصمیمگیری و توانایی مشارکت، مهمترین سرمایه سازمانها و کشورها محسوب میشود.
چندی پیش ، در مقاله ای ، یک مدل برای تعالی سرمایه انسانی کشور تحت عنوان مدل «سه هفت رشد» منتشر کردم (پیوست) که با الهام از آموزههای تربیتی اسلام و استفاده از نظریه های علمی روز، مسیر شکلگیری چنین انسانی را در سه مرحله هفتساله تبیین میکند. بر اساس این نگاه، پیامبر اکرم(ص) سه دوره تربیتی را برای رشد متعادل انسان معرفی کردهاند:
هفت سال نخست دوره آزادی و بازی برای تجربه جهان پیرامون(دوره شناخت)، هفت سال دوم دوره تربیت و تأدیب و تمرین زیر نظر مربیان دلسوز (والدین و معلمین) و هفت سال سوم دوره همراهی و مشورت با نوجوان به عنوان فردی در حال رشد. (دوره تمرین تصمیم گیری).
در مرحله نخست، کودک از طریق تجربه، بازی و تعامل با محیط، شناخت اولیه خود از جهان را شکل میدهد. در مرحله دوم، آموزش ارزشها، مهارتها و رفتارهای صحیح اهمیت مییابد و کودک با تمرین عملی، زمینههای مسئولیتپذیری را میآموزد. در مرحله سوم، نوجوان باید فرصت تجربه تصمیمگیری ، اظهار نظر و مشارکت داشته باشد تا برای ورود به جامعه آماده شود.
چنین فردی که با بلوغ نسبی و با تجربه های زیسته در شناخت ، اقدام و تصمیم گیری ، از خانواده وارد اجتماع و بازار کار و تولید میشود ، این فرد قطعا با فردی که مراحل این مدل را طی نکرده در بهره وری ، خلاقیت و کارآفرینی مساوی نخواهد بود
مدرسه در این میان، حلقه اتصال خانواده و جامعه است. بازگشایی مدارس فرصتی است تا نظام آموزشی با توجه به مراحل رشد دانشآموزان، از آموزش صرف فراتر رفته و زمینه پرورش انسانهایی بالغ، متعادل، خلاق و مسئول را فراهم کند.
تربیت اسلامی نیز هدف خود را شکلگیری انسانی میداند که دارای بصیرت، خودکنترلی ، استقلال، مسئولیتپذیری و آمادگی پذیرش مسئولیتهای اجتماعی باشد
ثمره اجرای صحیح این نگاه تربیتی، شکلگیری نیروی انسانی باکیفیت برای آینده کشور است؛ افرادی که در محیطهای اجتماعی و سازمانی نه صرفاً به عنوان مجری دستورها، بلکه به عنوان افراد اندیشمند، مشارکتجو و دارای توان تصمیمگیری حضور مییابند.
چنین سرمایه انسانی، زمینهساز سازمانهای پویا، مدیریت مشارکتی، افزایش بهرهوری و پیشرفت پایدار کشور خواهد بود.
بنابراین بازگشایی مدارس را میتوان آغاز دوباره یک فرآیند تمدنساز دانست؛ فرآیندی که در آن مدرسه با تکیه بر مبانی تربیت اسلامی و الگوهایی مانند مدل سه هفت رشد، به جای تولید حافظههای انباشته، به پرورش انسانهای رشدیافتهای میپردازد که آینده جامعه را خواهند ساخت.
محمد علی فقیه دوم مهرماه 1405
فایل مقاله مبنا
۱۰۰
۸:۲۶
مدل سه هفت رشد.pdf
۲۱۶.۲ کیلوبایت
۱۱۹
۸:۲۸
۱. رکن صلاحیت و مشروعیتاز شرایط مهم انتخاب امام جماعت، عدالت ، صحت کیفیت اقامه نماز و عقل است و مأمومین به دنبال کسی می روند که صلاحیت علمی و عملی داشته و دارای مشروعیت ، خوشنامی و پذیرش عمومی باشد .۲. رکن نظارت و پاسخگوییرابطه امام و ماموم در نماز، ترکیبی از «تسلیم آگاهانه» و «نظارت مستمر» است. مأمومین از حرکات امام پیروی میکنند اما همزمان ناظر بر صحت حرکات او هستند.از منظر حکمرانی ، حاکمیت باید حق هدایت داشته باشد، اما این هدایت نباید از چارچوب «قانون» خارج شود. آحاد جامعه در عین همراستایی استراتژیک با امام جامعه، وظیفه دارند بر عملکرد او نظارت کنند تا از انحراف جلوگیری شود.۳. رکن انضباط و مسئولیتپذیریدر نماز جماعت، انضباطِ فردیِ مأمومین، پیششرطِ صحت نماز است و تکتک مأمومین، مسئولیت دارند احکام را به درستی رعایت کنند و از آنها عدول نکنند.از نگاه حکمرانی، موفقیت یک کشور، نه تنها در وضع قوانین حاکم، بلکه در «رعایتِ دقیقِ قوانین و قراردادهای اجتماعی توسط مردم» است.رعایت قوانین ، قبل از آنکه به ضابطین حاکمیتی مربوط باشد ، یک مسئولیت فردی است و این مسئولیت پذیری ،ضامن پایداریِ کلِ ساختار است.۴. رکن تسهیلگری و فراگیری امام جماعت موظف است احکام و اجزاء نماز را به گونهای اجرا کند که «ضعیفترین مأمومین» (از نظر توان جسمی و..) نیز بتوانند با رعایتِ سادهترین حالتِ صحیح، در جماعت حضور یابد.. حکمرانی اسلامی بر مبنای آموزه قرآنی(لا یکلف الله نفسا الا وسعها خداوند هیچ کس را جز به اندازه توانایی اش تکلیف نمیکند)، ساخته و پرداخته شده و در آن ، قوانین و فرآیندها باید بر اساس «سطح توانمندیِ ضعیفترین لایههای جامعه» طراحی و تدوین شود تا با «سهلگیریِ نظاممند» ، مسیرِ اجرای احکام الهی برای همگان هموار و قابل اجرا باشد .
البته خداوند اجرای احکام خود را از حاکمین اسلامی سخت گیرانه تر مطالبه کرده، بطوریکه نماز شب بر پیامبر اسلام واجب و برای سایرین مستحب بوده است و مفسران دلیل آن را ، مسئولیّت سنگین نبوّت و هدایت خلق و مدیریت معنوی و فرهنگی و سیاسى و اجتماعى آن حضرت و نیاز به ارتباط و پیوند با حق و تأییدات الهی دانسته اند.نتیجه آنکه: حکمرانی مطلوب اسلامی، توازنی است میان «صلاحیتِ حاکم»، «نظارتِ مردم»، «انضباطِ اجرایی» و «تسهیلگری برای اجرای قوانین توسط مردم با توانمندیهای حداقلی».
اگر یکی از این ارکان چهارگانه حذف شود، یا نظم اجتماعی از بین میرود یا جامعه از حاکمیت جدا میشود.
محمد علی فقیه نهم مهرماه 1405به مناسبت برگزاری اجلاس سالانه نماز
@d_Faghihhttps://ble.ir/d_Faghih
۷۴
۱۷:۰۱