غذا چی داریم؟ ماست و خیار کی سیر نشد؟ مامان
۳۲
۱۲:۲۴
اگه کنار مامانتون هستید خدارو شکر کنید.برای رسیدن به مامانم تمام راههای زمینی، هوایی، دریایی رو بررسی کردم، به نظرم مامانم دورترین نقطهی کرهی زمین زندگی میکنن.تا حالا بیشتر از پنج ساعت تو جاده رانندگی نکردم ولی شاید یه روز از دلتنگی دیوونهبازی درآوردم زدم به جاده و یک نفس چهارده ساعت رفتم تا برسم به خونه بابا، بهشت دنیایی من.
۲۹
۱۴:۰۶
نون که میپزم انگار بوی مامان میاد.دلتنگتر میشم.برای شما مامان چه بویی میده؟ تا حالا بهش فکر کردین؟
۲۷
۱۴:۵۳
دخترجان هر چند دقیقه با خنده: «مامااان علی بابا گفته اگه هنوزم میخوای بری لندن از استانبول برو»
از قیمت بلیط هواپیما حرسم درومده بود مقصدُ لندن زدم ببینم چقدر اختلاف قیمت داره. پارسال من و همسرم بعضی وقتها چک میکردیم میدیدیم بریم دبی ارزونتر در میاد.الان ارزونتر نبود همون برم بیرجند 
پ: تو خونه ما تا شونزده هفده سالگی بچهها، گوشی مامان متعلق به همهست.
پ: تو خونه ما تا شونزده هفده سالگی بچهها، گوشی مامان متعلق به همهست.
۲۷
۱۷:۵۱
در اولین روز کاری، سرلشکر رضایی با سفیر چین دیدار کردند. از این دیدار و جملات ایشون واقعاً شاد شدم. از دیروز دارم برای فرماندهان جدید هم آیةالکرسی میخونم. انشاءالله خدانگهدارشون باشه.
۲۵
۱۸:۴۱
داغی اگر نبود که گریان نمیشدیم،لطفی اگر نبود مسلمان نمیشدیم،یا ایها الرسول بدون دعای تو،از پیروان عترت و قران نمیشدیم
رحلت پیامبر اکرم(ص)و شهادت آقا امام حسن مجتبی(ع) بر شما عزیزان تسلیت
https://ble.ir/dabestanemamanha
رحلت پیامبر اکرم(ص)و شهادت آقا امام حسن مجتبی(ع) بر شما عزیزان تسلیت
https://ble.ir/dabestanemamanha
۲۴
۱۹:۰۵
بازارسال شده از امیرحسین معتمد
.آتش گرفتهایم پیامبر! معجزه کن و مرهمِ هزارساله بیاور! این مادری است که لای شیارهای فرشهای خانه، جا به جا، دنبال باقیماندهٔ موهای دخترش میگردد، کور و پشیمان که چرا دیروز به دختر گفته: «اینجا شانه نکن. اینقدر مو نریز!»
سر از خاکهای مبارک بیرون کن، دوباره مبعوث شو و به این طرف نگاه کن! ردیفِ جعبههای کوچک که روی جگرهای سوخته و زغال شده در حرکتند؛ الباقیِ حساب کلاس ریاضی؛ انگشتهای لاکزده، منهای مچهای کوچک و پاهای کوچک_هنوز مانده توی پاچهها و آستین های روپوشهای یکشکل.
وامحمداه! این درخت است، یادگار اعجاز تو که نوزادهای پرتشده در آسمان را در آغوش میگرفت که خرد نشوند. به درختهای خیابان آفرین بگو
وامحمداه! که دخترانت دوباره زنده به گور شدند، که مردهای سینهستبرِ تناورت بیسر، به عمق دریاهای تاریک سرازیر شدند، که سر و دامنِ زنها دوباره آتش گرفت!
وامحمداه که تا امروز، در پشت حلقْ خون خوردیم و چروک به پیشانی نیاوردیم، ولی این شکایتنامهای به توست که فقط آستانهٔ معطر تو جای شکایت است!
شکایت به تو، که ما را تفریق کردند پیامبر! سربهزیرترین امیر را از ما گرفتند، زلال ترین لبخند را گرفتند، شکوفاترین شوق را گرفتند، مبارکترین ذکر را گرفتند و از آن دستهای باشکوه، یک گره بیشتر باقی نمانده است.
تو دلداریمان بده ای امیدِ در جسمآمده، ای محمد! تو غبارها را بتکان، تو از سرچشمههای شفا انگشت تر کن و به چشمهای سوختهٔ ما بکش! به دودها بگو کنار بروند تا بقیهٔ راه را ببینیم، دو انگشت را بالا بگیر که از میان این سیاهچال، سپیدههای مکرر را نگاه کنیم.
روی آتشِ یکبند، به اعجاز همیشگیات، برف ببار پیامبر! امروز روز عزای توی نیست! روز تلاقی رودهای کوچک خشکشدهٔ امید، به اقیانوس است. #وامحمداه #اللهم_نشکو
سر از خاکهای مبارک بیرون کن، دوباره مبعوث شو و به این طرف نگاه کن! ردیفِ جعبههای کوچک که روی جگرهای سوخته و زغال شده در حرکتند؛ الباقیِ حساب کلاس ریاضی؛ انگشتهای لاکزده، منهای مچهای کوچک و پاهای کوچک_هنوز مانده توی پاچهها و آستین های روپوشهای یکشکل.
وامحمداه! این درخت است، یادگار اعجاز تو که نوزادهای پرتشده در آسمان را در آغوش میگرفت که خرد نشوند. به درختهای خیابان آفرین بگو
وامحمداه! که دخترانت دوباره زنده به گور شدند، که مردهای سینهستبرِ تناورت بیسر، به عمق دریاهای تاریک سرازیر شدند، که سر و دامنِ زنها دوباره آتش گرفت!
وامحمداه که تا امروز، در پشت حلقْ خون خوردیم و چروک به پیشانی نیاوردیم، ولی این شکایتنامهای به توست که فقط آستانهٔ معطر تو جای شکایت است!
شکایت به تو، که ما را تفریق کردند پیامبر! سربهزیرترین امیر را از ما گرفتند، زلال ترین لبخند را گرفتند، شکوفاترین شوق را گرفتند، مبارکترین ذکر را گرفتند و از آن دستهای باشکوه، یک گره بیشتر باقی نمانده است.
تو دلداریمان بده ای امیدِ در جسمآمده، ای محمد! تو غبارها را بتکان، تو از سرچشمههای شفا انگشت تر کن و به چشمهای سوختهٔ ما بکش! به دودها بگو کنار بروند تا بقیهٔ راه را ببینیم، دو انگشت را بالا بگیر که از میان این سیاهچال، سپیدههای مکرر را نگاه کنیم.
روی آتشِ یکبند، به اعجاز همیشگیات، برف ببار پیامبر! امروز روز عزای توی نیست! روز تلاقی رودهای کوچک خشکشدهٔ امید، به اقیانوس است. #وامحمداه #اللهم_نشکو
۱
۷:۱۲
1_29114581452.mp3
۰۷:۱۰-۶.۷۳ مگابایت
۲۴
۱۰:۲۰
هرچند حال و روز زمین و زمان بد استیک تکه از بهشت در آغوش مشهد است..
#شهادت_امام_رضا
https://ble.ir/dabestanemamanha
#شهادت_امام_رضا
https://ble.ir/dabestanemamanha
۲۰
۱:۲۷
1_29115423188.mp3
۱۵:۲۵-۱۳.۳۴ مگابایت
۳۳
۷:۵۱