ای وای محرم شده و خامنهای نیستهمصحبت ما غم شده و خامنهای نیست
سالی دگر آغاز شد و حنجرههامانبا مرثیه همدم شده و خامنهای نیست
ای وای که بار دگر این سینهی مجروحمحتاج به مرهم شده و خامنهای نیست
هم جان من آمد به لبم هم جگرم سوختهم قامت من خم شده و خامنهای نیست
در شام غریبان به شمار سپه شاماز طاقت من کم شده و خامنهای نیست
مانند زمانی که به خون خفت اباالفضلهنگامهی ماتم شده و خامنهای نیست
از بانگ جگرسوز "علمدار نیامد"لرزان، تن عالم شده و خامنهای نیست
ایوای که در بیت، حسینیهی عشاقبی مونس و همدم شده و خامنهای نیست
بر پای اسیران غمش بند یتیمیچون سلسله محکم شده و خامنهای نیست
تا شعله بگیرد دل من هر طرف، آتشاز طعنه فراهم شده و خامنهای نیست
در سعی و صفای حرمش چشم محبانچون چشمهی زمزم شده و خامنهای نیست
برخاسته این قوم به هر کوی و خیابانایران، همه پرچم شده و خامنهای نیست
در سوگ شهیدان، رخ هر آینه پنهاندر آه دمادم شده و خامنهای نیست
"روزی که نباشد" همه گفتیم محال استاین فرض، مسلم شده و خامنهای نیست
افشین علاخرداد ۱۴۰۵
#رهبرشهید #محرم
گلچین شعر های مذهبی ملی آیینی @daftareashar
سالی دگر آغاز شد و حنجرههامانبا مرثیه همدم شده و خامنهای نیست
ای وای که بار دگر این سینهی مجروحمحتاج به مرهم شده و خامنهای نیست
هم جان من آمد به لبم هم جگرم سوختهم قامت من خم شده و خامنهای نیست
در شام غریبان به شمار سپه شاماز طاقت من کم شده و خامنهای نیست
مانند زمانی که به خون خفت اباالفضلهنگامهی ماتم شده و خامنهای نیست
از بانگ جگرسوز "علمدار نیامد"لرزان، تن عالم شده و خامنهای نیست
ایوای که در بیت، حسینیهی عشاقبی مونس و همدم شده و خامنهای نیست
بر پای اسیران غمش بند یتیمیچون سلسله محکم شده و خامنهای نیست
تا شعله بگیرد دل من هر طرف، آتشاز طعنه فراهم شده و خامنهای نیست
در سعی و صفای حرمش چشم محبانچون چشمهی زمزم شده و خامنهای نیست
برخاسته این قوم به هر کوی و خیابانایران، همه پرچم شده و خامنهای نیست
در سوگ شهیدان، رخ هر آینه پنهاندر آه دمادم شده و خامنهای نیست
"روزی که نباشد" همه گفتیم محال استاین فرض، مسلم شده و خامنهای نیست
افشین علاخرداد ۱۴۰۵
#رهبرشهید #محرم
گلچین شعر های مذهبی ملی آیینی @daftareashar
۴۰
۴:۰۰
مثل حبیب بن مظاهر در دلش شوق شهادت داشتچشمان اقیانوسی اش از غم حکایت داشت
هرگز نمیرد آن که بعد از انقلاب عشقبر سرزمین قلب های مردم حکومت داشت
دست از مسیر سرخ سیّد برنمی داریمباید در این امواج وحشی استقامت داشت
سیّد علی جان، جان ما قربان چشمانتچشمان تو یک آسمان شور و شجاعت داشت
ایران بعد از تو عجب ایران غمگینی استبعد از تو باید تا ابد احساس غربت داشت
در هر قنوت خود شهادت آرزو کردیآری دعایت رنگ و بوی استجابت داشت
احمد علویگلچین شعر های مذهبی ملی آیینی @daftareashar
هرگز نمیرد آن که بعد از انقلاب عشقبر سرزمین قلب های مردم حکومت داشت
دست از مسیر سرخ سیّد برنمی داریمباید در این امواج وحشی استقامت داشت
سیّد علی جان، جان ما قربان چشمانتچشمان تو یک آسمان شور و شجاعت داشت
ایران بعد از تو عجب ایران غمگینی استبعد از تو باید تا ابد احساس غربت داشت
در هر قنوت خود شهادت آرزو کردیآری دعایت رنگ و بوی استجابت داشت
احمد علویگلچین شعر های مذهبی ملی آیینی @daftareashar
۳۳
۴:۰۳
دنیا پس از تو
آتشفشان از سینه ها برپاست آقااز داغ تو در جان ما غوغاست آقا
پنهان شدی از چشمهای ملت اماسیمای تو در قاب دل پیداست آقا
رفتی علمدار وطن،اما نیفتادپرچم به دست ملتت بالاست آقا
اوضاع دنیا بعد تو دیگر بهم ریختحیران ز بعد رفتنت دنیاست آقا
آتش زَنَد بر دودمان کاخِ شیطانداغ تو دامنگیر آمریکاست آقا
چشمان اشک آلود ایران بیش از پیشدر انتظار مهدی(عج) زهراست آقا
سید محمد حسین ابوترابی
...................گلچین شعر های مذهبی ملی آیینی @daftareashar
آتشفشان از سینه ها برپاست آقااز داغ تو در جان ما غوغاست آقا
پنهان شدی از چشمهای ملت اماسیمای تو در قاب دل پیداست آقا
رفتی علمدار وطن،اما نیفتادپرچم به دست ملتت بالاست آقا
اوضاع دنیا بعد تو دیگر بهم ریختحیران ز بعد رفتنت دنیاست آقا
آتش زَنَد بر دودمان کاخِ شیطانداغ تو دامنگیر آمریکاست آقا
چشمان اشک آلود ایران بیش از پیشدر انتظار مهدی(عج) زهراست آقا
سید محمد حسین ابوترابی
...................گلچین شعر های مذهبی ملی آیینی @daftareashar
۳۳
۴:۰۴
«غرق خواهد کرد نیل خون او فرعونیان را!»
رفت تا روشن شود در بند دنیا بود یا نهاز گلیم ساده اش پیداست با ما بود یا نه!
نقشۀ آینده با هر واژه اش ترسیم می شدخطبه هایش داد می زد فکر فردا بود یا نه…
هرگز از زخم زبان ها خم به ابرویش نیاوردآسمان! حالا بگو این مرد، دریا بود یا نه؟
کربلا تکرار شد! یک بار دیگر دید دنیاابن حیدر با یزید اهل مدارا بود یا نه
آیۀ والفجر را می خواند نفس مطمئنهخانه اش آن روز آیا عرش اعلی بود یا نه؟
از شکوه لحظۀ پرواز آن روح مطهرزینب کبری خبر دارد که زیبا بود یا نه
غرق خواهد کرد نیل خون او فرعونیان راآخر قصه قضاوت کن که موسی بود یا نه
بشری صاحبی
...................گلچین شعر های مذهبی ملی آیینی @daftareashar
رفت تا روشن شود در بند دنیا بود یا نهاز گلیم ساده اش پیداست با ما بود یا نه!
نقشۀ آینده با هر واژه اش ترسیم می شدخطبه هایش داد می زد فکر فردا بود یا نه…
هرگز از زخم زبان ها خم به ابرویش نیاوردآسمان! حالا بگو این مرد، دریا بود یا نه؟
کربلا تکرار شد! یک بار دیگر دید دنیاابن حیدر با یزید اهل مدارا بود یا نه
آیۀ والفجر را می خواند نفس مطمئنهخانه اش آن روز آیا عرش اعلی بود یا نه؟
از شکوه لحظۀ پرواز آن روح مطهرزینب کبری خبر دارد که زیبا بود یا نه
غرق خواهد کرد نیل خون او فرعونیان راآخر قصه قضاوت کن که موسی بود یا نه
بشری صاحبی
...................گلچین شعر های مذهبی ملی آیینی @daftareashar
۳۶
۴:۰۷
متن مداحی علم به دوش سقا چشمای زینب دریا محمود کریمیعلم به دوش سقا چشمای زینب دریا
پر فرشته تر شده از اشک زهرا حسین اومده از راه
حسین اومده از راه
علم به دوش سقا چشمای زینب دریا
پر فرشته تر شده از اشک زهرا حسین اومده از راه
حسین اومده از راه
+++++++++++
علی اکبر اذان بگو الله اکبر
به همره مولای حرم الله اکبر
پیاده شده زهرای حرم الله اکبر
به یاری سقای حرم الله اکبر
به همره مولای حرم الله اکبر
پیاده شده زهرای حرم الله اکبر
به یاری سقای حرم الله اکبر
+++++++++++
دختر علی اومده شده کربلا تازه کربلا
دم به دم به حسین میگه اومدیم کجا اومدیم کجا
علی اکبر اذان بگو الله اکبر
به همره مولای حرم الله اکبر
پیاده شده زهرای حرم الله اکبر
به یاری سقای حرم الله اکبر
به همره مولای حرم الله اکبر
پیاده شده زهرای حرم الله اکبر
به یاری سقای حرم الله اکبر
دختر علی اومده شده کربلا تازه کربلا
دم به دم به حسین میگه اومدیم کجا اومدیم کجا
حسین حسین حسین حسین
+++++++++++
یه حاجی شش ماهه رو دست ثارالله
دل تمومیه این قافله غرق آهه دیگه آخر راهه
دیگه آخر راهه
وای از این غم تو کربلا آقام غریبه
حرمله ها از راه رسیدن آقام غریبه
وقتی بنی الزهرا رو دیدن آقام غریبه
برا حرم نقشه کشیدن آقام غریبه
حرمله ها از راه رسیدن آقام غریبه
وقتی بنی الزهرا رو دیدن آقام غریبه
برا حرم نقشه کشیدن آقام غریبه
+++++++++++
وقتی که توی کربلا غروب روز عاشورا میشه
تشنه لب زیر دست و پا سر ارباب ما جدا میشه
حسین وای حسین وای حسین وای
#محرم #ورودیه #شب_دوم...................گلچین شعر های مذهبی ملی آیینی @daftareashar
پر فرشته تر شده از اشک زهرا حسین اومده از راه
حسین اومده از راه
علم به دوش سقا چشمای زینب دریا
پر فرشته تر شده از اشک زهرا حسین اومده از راه
حسین اومده از راه
+++++++++++
علی اکبر اذان بگو الله اکبر
به همره مولای حرم الله اکبر
پیاده شده زهرای حرم الله اکبر
به یاری سقای حرم الله اکبر
به همره مولای حرم الله اکبر
پیاده شده زهرای حرم الله اکبر
به یاری سقای حرم الله اکبر
+++++++++++
دختر علی اومده شده کربلا تازه کربلا
دم به دم به حسین میگه اومدیم کجا اومدیم کجا
علی اکبر اذان بگو الله اکبر
به همره مولای حرم الله اکبر
پیاده شده زهرای حرم الله اکبر
به یاری سقای حرم الله اکبر
به همره مولای حرم الله اکبر
پیاده شده زهرای حرم الله اکبر
به یاری سقای حرم الله اکبر
دختر علی اومده شده کربلا تازه کربلا
دم به دم به حسین میگه اومدیم کجا اومدیم کجا
حسین حسین حسین حسین
+++++++++++
یه حاجی شش ماهه رو دست ثارالله
دل تمومیه این قافله غرق آهه دیگه آخر راهه
دیگه آخر راهه
وای از این غم تو کربلا آقام غریبه
حرمله ها از راه رسیدن آقام غریبه
وقتی بنی الزهرا رو دیدن آقام غریبه
برا حرم نقشه کشیدن آقام غریبه
حرمله ها از راه رسیدن آقام غریبه
وقتی بنی الزهرا رو دیدن آقام غریبه
برا حرم نقشه کشیدن آقام غریبه
+++++++++++
وقتی که توی کربلا غروب روز عاشورا میشه
تشنه لب زیر دست و پا سر ارباب ما جدا میشه
حسین وای حسین وای حسین وای
#محرم #ورودیه #شب_دوم...................گلچین شعر های مذهبی ملی آیینی @daftareashar
۶۹
۴:۱۳
در سجده های خویش اگر چشم تر کنیسجاده های هستی را شعله ور کنیبی شک ستون هفت فلک می شود اگردستی از آستین نیایش به در کنیداود، طفل مکتب آوای سبز توستتا در صدای مرثیه خوانش اثر کنیبرخیز ای پرستشِ توحید ، عبد توباید جهان بی خبری را خبر کنیآنقدر خطبه خطبه ، دعا در دعا شویآنقدر خون بباری و قرآن به سر کنی ،تا خشت خشتِ ظلم و ستم را هر آینهدر کاخ های معرکه زیر و زبر کنیسجاده را که پیرهن عصمتت شدهپرچم برای قصه ی این خیر و شر کنییعنی به رغم نعره ی مستانه ی ستمگوش زمانه را ز "مناجات" کر کنیباید که روزگار بترسد ز کفر خویشاو را از آه نیمه شبت بر حذر کنیای وای بر زمانه ی "لبّیک ناشناس""سجاد" اگر تو باشی و نفرین اگر کنی...
#شهادت_امام_سجاد@daftareashar
#شهادت_امام_سجاد@daftareashar
۴۴
۸:۴۳
﷽ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ#شهید_امام_خامنهای
خونخواهی
سینهها تاب ندارند که غم سنگین استداغ مولا به دل اهل حرم سنگین استرفته از دست علمدار و علم سنگین استواژه دلتنگ، غزل تلخ و قلم سنگین است
ای قلم! ناله بزن این غم توفانی راسر بده روضهی آن یار خراسانی را
گریه بر داغ، از آداب مسلمانی ماستگریه تسکین دل و رفع پریشانی ماستگریه، ای خصم! همان لشکر پنهانی ماستگریه آغاز رجزخوانی توفانی ماست
بعد از این گریهی کوتاه به پا میخیزیمخونتان را وسط معرکهها میریزیم
عمر این شادی شیطانیتان کوتاه استانتقامی که سخن رفت از آن در راه استوعدهی ما و شما در دل میدانگاه استکمترین پاسخ ما موشک حزبالله است
این همه شهر که از جمعیت آراسته استلشکر منتقمان است به پا خاسته است
بعداز این روز شما مثل شب تاریک استبه خدا لحظهی نابودیتان نزدیک استچندصد موشک ما در شُرُف شلیک استماشهی اسلحهها منتظر تحریک است
غیرت و عزم به اندازهی کافی داریمبهراسید که ما قصد تلافی داریم
جان فرمانده ما مشعل بیداری شدخون او در شریانهای وطن جاری شدنام او سمبل ایثار و فداکاری شدعمر پرحادثهاش وقف علمداری شد
جان فدا کرد که از راه، امامش برسدنهضت عشق به آن حسن ختامش برسد
#علی_سلیمیان #رهبر_شهید
سینهها تاب ندارند که غم سنگین استداغ مولا به دل اهل حرم سنگین استرفته از دست علمدار و علم سنگین استواژه دلتنگ، غزل تلخ و قلم سنگین است
ای قلم! ناله بزن این غم توفانی راسر بده روضهی آن یار خراسانی را
گریه بر داغ، از آداب مسلمانی ماستگریه تسکین دل و رفع پریشانی ماستگریه، ای خصم! همان لشکر پنهانی ماستگریه آغاز رجزخوانی توفانی ماست
بعد از این گریهی کوتاه به پا میخیزیمخونتان را وسط معرکهها میریزیم
عمر این شادی شیطانیتان کوتاه استانتقامی که سخن رفت از آن در راه استوعدهی ما و شما در دل میدانگاه استکمترین پاسخ ما موشک حزبالله است
این همه شهر که از جمعیت آراسته استلشکر منتقمان است به پا خاسته است
بعداز این روز شما مثل شب تاریک استبه خدا لحظهی نابودیتان نزدیک استچندصد موشک ما در شُرُف شلیک استماشهی اسلحهها منتظر تحریک است
غیرت و عزم به اندازهی کافی داریمبهراسید که ما قصد تلافی داریم
جان فرمانده ما مشعل بیداری شدخون او در شریانهای وطن جاری شدنام او سمبل ایثار و فداکاری شدعمر پرحادثهاش وقف علمداری شد
جان فدا کرد که از راه، امامش برسدنهضت عشق به آن حسن ختامش برسد
#علی_سلیمیان #رهبر_شهید
۱۴
۱۷:۲۵
کانال رسمی شعر آل یاسین :﷽ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ#فاطمیه روضه کوچه
کُنهِ اسرارِ قضا رازِ قدَر با زهراستشب به شب نور شبستان سحر با زهراست
نیست در سیرهی ما هیچ شکستی با اوسرفراز است دل شیعه اگر، با زهراست
معرفت از درِ این بیت ببر ، عمر کم استهرچه خیر است در این دورِ قمر با زهراست
نقش کردن شهیدان حرم با خط خونفتح با فاطمه و صبحِ ظفر با زهراست
لطف او بود اگر بیرق ایران بالاستحفظ این خطه از امواج خطر با زهراست
آنچنان ریخت مدینه به هم از هیبت او......همه گفتند که شمشیر دوسر با زهراست
"چادرت را بتکان روزی ما را بفرست"دست ما خالی و یک نیمنظر با زهراست
آنچه فیض است در این گریهی بارانی ماستاشک از او خواه که این زاد سفر با زهراست
کوچه ای کاش نمیرفت نمیخورد زمینراز پیری حسن ، زخم جگر با زهراست
حسن لطفی ۴۰۴/۰۸/۰۹@aleyasein
﷽ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ#بحرطویل_ولادت مدح
خوشا آن دست دستی که به دامان نجف باشد و آن چشمی که حیران نجف باشدخوشا آن زلف زلفی که پریشان نجف باشد دلی که گرم طوفان نجف باشد مسلمان نجف باشدبه قربان نجف باشد خوشا آن سجدهای که زیر ایوان نجف باشد به انگور ضریح اش ایخوشا آن لب خوشا آن دم خوشا آن جان خوشا آن سر خوشا مستِ گریبان چاکِ شورانگیزِ عاشق پیشه ای که مات سلطان نجف باشد
علی اعلا علی اعلم علی والا علی اقدم علی اشجی علی اکرم علی مَسند علی اسلمعلی مُسند علی خاتم علی مقصد علی پرچمعلی معبد علی اعظمعلی امجد علی هردمعلی در دل علی در دمعلی منزل علی عالمعلی کامل علی زم زمعلی عامل علی افخم
علی یعنی حماسه های عرفانی ورای حد انسانیعلی یعنی نمی دانم نمی دانیچه می خوانی
بپاش آبی که بنشانی غبارم را جنونم را که بر دیوار سینه می خورد این مرغ زندانیکه باید تا نجف تا سنگ فرشش طی کنم این راه را با چین پیشانیعلی یعنی ....خدایا من نمی دانم تو می دانی؟
خودت مولای ما نه، که کمیل ات کیست؟وقتی از حقیقت گفت و گفتی ما لک
اما تجلای تورا می دید
و یا سلمان که در دنیای بی مرزش فقط جای قدمهای تو را می دید
و یا مقداد که خیره چشمش چشمهای آسمان سای تو را می دیدو یا عمار که در سجده اش خاک کف پای تو را می دیدو یا میثم که بر نخلی سر دارش فقط روی تو را اعجاز فردای تو را می دید
پیمبر هم تو را تنها تورا هر لحظه سیمای تو را می دید
بگو از پاره نان، لقمه لقمه در دهان مرد نابینابگو از دوش خود از بغچه ی نان کیسه خرمابگو از بازی طفلان به پشتت از تنور خانه ی پیری پر از شکواتو جارو میزنی نان میپزی با کاسههای شیر در هر جانمی آیی به آن راهی به آنجایی که آنجا بینوایی نیستبرای چهره های سرخ جایی نیست
خوشا تیری که در پایت کمی فیض نمازت بردخوشا چاهی که در عمق جگر سوز و گدازت برد
علی را فاطمه فهمید و زهرا را علی فهمیدعلی با فاطمه با عشق معنا شد
همان که قبل خود از قبل میلادش معما شدهمان که قبل خود ام ابیها شدهمان که نقطه با شد علی هم نقطه فا شدچگونه این همه معنا در این یک واژه پیدا شدعلی معنای زهرا شد
که زهرا لطف بیقیمت که زهرا رزق بیمنت که زهرا مهر بی قدمت که زهرا بارش رحمت که زهرا تابش الفت که زهرا خواهش جنت زهرا حیرت خلقت که زهرا بیرق عترت که زهرا مادر حکمت زهرا چشمه عصمت که زهرا مصدر فطرت که زهرا نور در ظلمت زهرا که زهرا یک جهان نعمت که زهرا تا ابد عزت که زهرا از ازل غیرت که زهرا اولین و آخرین فرصت که زهرا هادی امت که زهرا نقطه پایانی این خط
چه ساده بود دنیایشکمی ظرفت گلین و پوستین و کوزهای و کاسه آبی و دستاسی تمام جان بابایش
به دستش جای تاولهای کار خانه اش عرقهای جبینبا دردهای شانه اشبا چند تا پروانه اشتنور خانه گرم از نور او اما از آتش نهتقاضایی ندارد از علی غیر از تماشایشقنوت نافلههایش ورم کرده است پاهایشعلی هست و سه جلوه روی زهرایش
که زن را در جمال حق که زن را در جلالش در کمالش تا به معراجش نشان داده به دست آسمان داده
که زن اشراق ایمان است باران استدر بلندی مه آلود شکوه قرب انسان استکه زن تصویر شوق زندگی صد راز در راز است
به دور از دست های این و آن تاریخ ساز است
که زن معنای اعجاز است
که از هرچه بگویم بیش از این استکه زن زهراکه زن زینب که زن یعنی خدیجهکه زن ام البنین است
یقین دارد، یقین دارد، یقین دارد، یقین داردکسی که بر سر خود سایهی اُمُّالبنین دارد
به روی گنبد آنها به خط شعله حک کردیمکه ایران گنبد زرد امیرُالمومنین دارد
بیندازید ساحرها طناب خود که پیرِ ماعصای حضرت موسی میان آستین دارد
به سیم خاردار نفْس پا بگذار، خود بگذرکه نفس افزونتر از این جنگها میدان مین دارد
خیالی نیست از دشمن ملالی نیست از هرغمکه زهرا همتی حیدر دلی این سرزمین دارد
همه شوق ویقین ماتمام متن دین ماعنایات ضریح چادر خاک
کُنهِ اسرارِ قضا رازِ قدَر با زهراستشب به شب نور شبستان سحر با زهراست
نیست در سیرهی ما هیچ شکستی با اوسرفراز است دل شیعه اگر، با زهراست
معرفت از درِ این بیت ببر ، عمر کم استهرچه خیر است در این دورِ قمر با زهراست
نقش کردن شهیدان حرم با خط خونفتح با فاطمه و صبحِ ظفر با زهراست
لطف او بود اگر بیرق ایران بالاستحفظ این خطه از امواج خطر با زهراست
آنچنان ریخت مدینه به هم از هیبت او......همه گفتند که شمشیر دوسر با زهراست
"چادرت را بتکان روزی ما را بفرست"دست ما خالی و یک نیمنظر با زهراست
آنچه فیض است در این گریهی بارانی ماستاشک از او خواه که این زاد سفر با زهراست
کوچه ای کاش نمیرفت نمیخورد زمینراز پیری حسن ، زخم جگر با زهراست
حسن لطفی ۴۰۴/۰۸/۰۹@aleyasein
﷽ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ#بحرطویل_ولادت مدح
خوشا آن دست دستی که به دامان نجف باشد و آن چشمی که حیران نجف باشدخوشا آن زلف زلفی که پریشان نجف باشد دلی که گرم طوفان نجف باشد مسلمان نجف باشدبه قربان نجف باشد خوشا آن سجدهای که زیر ایوان نجف باشد به انگور ضریح اش ایخوشا آن لب خوشا آن دم خوشا آن جان خوشا آن سر خوشا مستِ گریبان چاکِ شورانگیزِ عاشق پیشه ای که مات سلطان نجف باشد
علی اعلا علی اعلم علی والا علی اقدم علی اشجی علی اکرم علی مَسند علی اسلمعلی مُسند علی خاتم علی مقصد علی پرچمعلی معبد علی اعظمعلی امجد علی هردمعلی در دل علی در دمعلی منزل علی عالمعلی کامل علی زم زمعلی عامل علی افخم
علی یعنی حماسه های عرفانی ورای حد انسانیعلی یعنی نمی دانم نمی دانیچه می خوانی
بپاش آبی که بنشانی غبارم را جنونم را که بر دیوار سینه می خورد این مرغ زندانیکه باید تا نجف تا سنگ فرشش طی کنم این راه را با چین پیشانیعلی یعنی ....خدایا من نمی دانم تو می دانی؟
خودت مولای ما نه، که کمیل ات کیست؟وقتی از حقیقت گفت و گفتی ما لک
اما تجلای تورا می دید
و یا سلمان که در دنیای بی مرزش فقط جای قدمهای تو را می دید
و یا مقداد که خیره چشمش چشمهای آسمان سای تو را می دیدو یا عمار که در سجده اش خاک کف پای تو را می دیدو یا میثم که بر نخلی سر دارش فقط روی تو را اعجاز فردای تو را می دید
پیمبر هم تو را تنها تورا هر لحظه سیمای تو را می دید
بگو از پاره نان، لقمه لقمه در دهان مرد نابینابگو از دوش خود از بغچه ی نان کیسه خرمابگو از بازی طفلان به پشتت از تنور خانه ی پیری پر از شکواتو جارو میزنی نان میپزی با کاسههای شیر در هر جانمی آیی به آن راهی به آنجایی که آنجا بینوایی نیستبرای چهره های سرخ جایی نیست
خوشا تیری که در پایت کمی فیض نمازت بردخوشا چاهی که در عمق جگر سوز و گدازت برد
علی را فاطمه فهمید و زهرا را علی فهمیدعلی با فاطمه با عشق معنا شد
همان که قبل خود از قبل میلادش معما شدهمان که قبل خود ام ابیها شدهمان که نقطه با شد علی هم نقطه فا شدچگونه این همه معنا در این یک واژه پیدا شدعلی معنای زهرا شد
که زهرا لطف بیقیمت که زهرا رزق بیمنت که زهرا مهر بی قدمت که زهرا بارش رحمت که زهرا تابش الفت که زهرا خواهش جنت زهرا حیرت خلقت که زهرا بیرق عترت که زهرا مادر حکمت زهرا چشمه عصمت که زهرا مصدر فطرت که زهرا نور در ظلمت زهرا که زهرا یک جهان نعمت که زهرا تا ابد عزت که زهرا از ازل غیرت که زهرا اولین و آخرین فرصت که زهرا هادی امت که زهرا نقطه پایانی این خط
چه ساده بود دنیایشکمی ظرفت گلین و پوستین و کوزهای و کاسه آبی و دستاسی تمام جان بابایش
به دستش جای تاولهای کار خانه اش عرقهای جبینبا دردهای شانه اشبا چند تا پروانه اشتنور خانه گرم از نور او اما از آتش نهتقاضایی ندارد از علی غیر از تماشایشقنوت نافلههایش ورم کرده است پاهایشعلی هست و سه جلوه روی زهرایش
که زن را در جمال حق که زن را در جلالش در کمالش تا به معراجش نشان داده به دست آسمان داده
که زن اشراق ایمان است باران استدر بلندی مه آلود شکوه قرب انسان استکه زن تصویر شوق زندگی صد راز در راز است
به دور از دست های این و آن تاریخ ساز است
که زن معنای اعجاز است
که از هرچه بگویم بیش از این استکه زن زهراکه زن زینب که زن یعنی خدیجهکه زن ام البنین است
یقین دارد، یقین دارد، یقین دارد، یقین داردکسی که بر سر خود سایهی اُمُّالبنین دارد
به روی گنبد آنها به خط شعله حک کردیمکه ایران گنبد زرد امیرُالمومنین دارد
بیندازید ساحرها طناب خود که پیرِ ماعصای حضرت موسی میان آستین دارد
به سیم خاردار نفْس پا بگذار، خود بگذرکه نفس افزونتر از این جنگها میدان مین دارد
خیالی نیست از دشمن ملالی نیست از هرغمکه زهرا همتی حیدر دلی این سرزمین دارد
همه شوق ویقین ماتمام متن دین ماعنایات ضریح چادر خاک
۹
۱۷:۲۹
ی توست
که با هر ریشه خود چادر تو حبل المتین دارد
دوباره مادری کن ای عزیز پارسای ما شبی ای آبرو ای مستجاب دست های بینوای مادعایی کن بجای مابرای صبح دیدارشبرای بردن بارش که اینجا کار بسیار است و هرکس که نشیند سخت سربار استدعایی کنبرای بارش بارانبرای شستشوی قلب های مابرای رود ها و چشمه ها و چشم های مابرای کندن از غیرت برای همدلی ها سر سپردن پای عزتها برای سرنبردن زیر منت هابرای کندن از افسون پاکت هابرای مادعایی کن بجای ما
چادرت را بتکان روزی ما را بفرست...
(حسن لطفی ۴۰۴/۰۹/۲۰)
که با هر ریشه خود چادر تو حبل المتین دارد
دوباره مادری کن ای عزیز پارسای ما شبی ای آبرو ای مستجاب دست های بینوای مادعایی کن بجای مابرای صبح دیدارشبرای بردن بارش که اینجا کار بسیار است و هرکس که نشیند سخت سربار استدعایی کنبرای بارش بارانبرای شستشوی قلب های مابرای رود ها و چشمه ها و چشم های مابرای کندن از غیرت برای همدلی ها سر سپردن پای عزتها برای سرنبردن زیر منت هابرای کندن از افسون پاکت هابرای مادعایی کن بجای ما
چادرت را بتکان روزی ما را بفرست...
(حسن لطفی ۴۰۴/۰۹/۲۰)
۸
۱۷:۲۹
﷽ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـغزل ابتدای جلسهشهادت امام حسن مجتبی علیه السلام(وامی از شعر دکتر حسن لطفی)
هم گرفتار حسینم هم گرفتار حسنهم هوادار حسینم هم هوادار حسن
با شفا بیگانه ام این درد من را خوش تر استچونکه بیمار حسینم چونکه بیمار حسن
ای خدا را صد هزاران شکر که لبریز ازعشق سرشار حسینم عشق سرشار حسن
نیستم میثم ولی لب تر کند جان می دهمدر پی دار حسینم در پی دار حسن
شیر پاک مادرم تاثیر خود را داشتهتعزیه دار حسینم، تعزیه دار حسن
هر چه دارم از کرامات حسین است و حسنهم بدهکار حسینم هم بدهکار حسن
جور ما را می کشد گاهی حسن گاهی حسیندائما بار حسینم دائما بار حسن
هر زمان که غصه دارم می روم سر می نهمروی دیوار حسین و روی دیوار حسن
کار ما را حضرت زهرا مشخص کرده استدر پی کار حسینم در پی کار حسن
بر تنم رخت عزای بچه های فاطمه استهم عزادار حسینم هم عزادار حسن
اسمشان وقتی می آید پلکمان تر می شودهم گهربار حسینم هم گهربار حسن
این یکی شد بی حرم آن دیگری شد بی کفنروز و شب زار حسینم، روز و شب زار حسن.... آتش و مسمار و سیلی و در و دیوار بودروضه ی ناگفته ی قلب شرر بار حسن
وحید محمدی#امام_حسن علیه السلام#امام_مجتبی علیه السلام#شهادت_امام_حسن علیه السلام
هم گرفتار حسینم هم گرفتار حسنهم هوادار حسینم هم هوادار حسن
با شفا بیگانه ام این درد من را خوش تر استچونکه بیمار حسینم چونکه بیمار حسن
ای خدا را صد هزاران شکر که لبریز ازعشق سرشار حسینم عشق سرشار حسن
نیستم میثم ولی لب تر کند جان می دهمدر پی دار حسینم در پی دار حسن
شیر پاک مادرم تاثیر خود را داشتهتعزیه دار حسینم، تعزیه دار حسن
هر چه دارم از کرامات حسین است و حسنهم بدهکار حسینم هم بدهکار حسن
جور ما را می کشد گاهی حسن گاهی حسیندائما بار حسینم دائما بار حسن
هر زمان که غصه دارم می روم سر می نهمروی دیوار حسین و روی دیوار حسن
کار ما را حضرت زهرا مشخص کرده استدر پی کار حسینم در پی کار حسن
بر تنم رخت عزای بچه های فاطمه استهم عزادار حسینم هم عزادار حسن
اسمشان وقتی می آید پلکمان تر می شودهم گهربار حسینم هم گهربار حسن
این یکی شد بی حرم آن دیگری شد بی کفنروز و شب زار حسینم، روز و شب زار حسن.... آتش و مسمار و سیلی و در و دیوار بودروضه ی ناگفته ی قلب شرر بار حسن
وحید محمدی#امام_حسن علیه السلام#امام_مجتبی علیه السلام#شهادت_امام_حسن علیه السلام
۱۲
۱۷:۳۳