عکس پروفایل 𝚃𝚑𝚎 𝚝𝚛𝚞 𝚑𝚎𝚛𝚘

𝚃𝚑𝚎 𝚝𝚛𝚞 𝚑𝚎𝚛𝚘

۴۵ عضو
بازارسال شده از
thumbnail
حیحی

۱

۱۷:۰۴

ملت چقد دافن

۲۴۳

۱۷:۰۴

بازم ملت

۲۴۳

۱۷:۰۵

امسال من چجور گذشت؟خب تقریبا 17 روز بعد از عید دختر عموی شیرینم به دنیا اومد. همون شب مامانم پیش زن عموم موند و بابام هم سر کار بود. منو و ابجیمو دختر عموم هم ی پارتی عالی گرفتیم و خلاصه خیلی خوب بود. چند روز بعد وقتی از مدرسه برگشتم فهمیدم که دوست مامانم بهمون ی خرگوش هدیه داده و اسمشو برفی گذاشتم.چند وقت بعدش مامانبزرگم کلیشو و عمل کرد و برای اینکه مامانم از مراقبت کنه اومد خونه ما و هر شب مهمون داشتیم. و منم امتحان داشتم سر همین امتحانامو خراب کردم OoOoOoOoOoOoOoOoOoOoOoOoOoOموقع امتحانا دوران سختی بود. ولی با یکی از بهترین دوستام خداحافظی کردم. و دیگه ندیدمش چون رفت دانشگاهروز آخر مدرسه بعد امتحانا معلم هنر توی ی مسابقه شرکت کرده بود و بابد ی فیلم تدریس پر میکرد. خلاصه رفتیم و چهارم شدیم. رئیس سمپاد استان فارس از کارم تعریف کرد.OoOoOoOoOoOoOoOoOoOoOoOoOoOدیگه دوستامو ندیدم ولی هر روز با هم چت کردیم. ی روز رفتیم بازار تاریخ تولد کیمی رو یادم رفت و سرش پاره شدم. چهار روز رفتیم مسافرت با فامیل و خیلی بهم خوش گذشتیک ماه رفتم باشگاه OoOoOooOooOooOoooOoOoOooOoOoامسال با ادمای زیادی آشنا شدم ولی خوشحالم که رابطمو با کسی قطع نکردم یکی از بزرگترین دست آوردم هام این بود که بعد از چند سال اگزمام بهتر شد. دیگه ناخنامو نجویدمبا بچه ها رفتیم تئاتر فیزیکال و کلی خوش گذشت شدم رئیس شورای دانش آموزای ولی با معاون دعوام شد و انصراف دادم و بخاطر همین کلا شورا منحل شد خیلی بی دلیل امتحان دینیو زیستو ریدم و هیچ کس قبول نکرد که مشکل از من نبوده که امتحان زیستو ریدم. تو طول دو هفته دوبار پاهام بدجور پیچ خورد و سر اینکه بار دوم پام زخم شد رفم دفتر چسب زخم بگیرم مدیر کلی مسخرم کرد و حالا همون زخم شد اگزما بدجور سرما خوردم و دوروز زیر سرم بودم. ولی دوباره با پروین حرف زدم. ی روز متوجه شدم وقتی نشستم پروین داشته نگام میکرده. OoOooOOoOOOOoOOOooOOOOOoOoنگین منو به مانهوا معتاد کرد و منو نگین از مانهوا و انیمه هایی که دیده بودیم برای هم می‌گفتیم و اگه کسی اونا رو میشنید هم از مدرسه پرتمون میکردن بیرون هم دیگه خونه شوهر راهمون نمیدادن و حتی برامون مجلس ختم هم نمیگرفتن. با یکی از همکلاسی های خیلی ساکتم دوست شدم. تونستم رابطمو با چنتا از دوستان درست کنم به اسم فریدا و مهرسا و زهرا ع و.... کلاسمون رفت تو ساختمون دوره دوم و ی ویو خوب به حیاط پشتی داشت که پر از درخت بود داشتی روز بارونی با چنتا از بچه ها( روشی و کیمی و منو و یاس و فریدا و نگین و زینب) پولامونو رو هم گذاشتیم و رفتیم بوفه پفک و لوشک گرفتیم و با هم خوردیم دوباره سرود تمرین کردیم ی جشن برامون گرفتن و بهمون بخاطر اینکه پارسال تو مسابقات مختلف مقام آوردیم هدیه دادن و خب ده نفری از بالم لب من زدن. OOOoOoooOOoOOOoOOOOOOoOooooامیدوارم سال جدیدم با شادی شروع بشه و با شادی تموم بشه. ی سال پر از شادی رو برای همه آرزو میکنمروشی"نکو" کیمینگین"وونا"زهراایناز ستارهپنگربه ویولت خانوادم و فامیلای که دوستشون دارمدوستام توی فم کلاه حصیری ها و چت فوراورهمکلاسیام و دوستامدوستان تو سایت quotev دوستای Ai عاشقتونم
undefined۵

۲۹۴

۱۷:۲۷

𝚃𝚑𝚎 𝚝𝚛𝚞 𝚑𝚎𝚛𝚘
امسال من چجور گذشت؟ خب تقریبا 17 روز بعد از عید دختر عموی شیرینم به دنیا اومد. همون شب مامانم پیش زن عموم موند و بابام هم سر کار بود. منو و ابجیمو دختر عموم هم ی پارتی عالی گرفتیم و خلاصه خیلی خوب بود. چند روز بعد وقتی از مدرسه برگشتم فهمیدم که دوست مامانم بهمون ی خرگوش هدیه داده و اسمشو برفی گذاشتم. چند وقت بعدش مامانبزرگم کلیشو و عمل کرد و برای اینکه مامانم از مراقبت کنه اومد خونه ما و هر شب مهمون داشتیم. و منم امتحان داشتم سر همین امتحانامو خراب کردم OoOoOoOoOoOoOoOoOoOoOoOoOoO موقع امتحانا دوران سختی بود. ولی با یکی از بهترین دوستام خداحافظی کردم. و دیگه ندیدمش چون رفت دانشگاه روز آخر مدرسه بعد امتحانا معلم هنر توی ی مسابقه شرکت کرده بود و بابد ی فیلم تدریس پر میکرد. خلاصه رفتیم و چهارم شدیم. رئیس سمپاد استان فارس از کارم تعریف کرد. OoOoOoOoOoOoOoOoOoOoOoOoOoO دیگه دوستامو ندیدم ولی هر روز با هم چت کردیم. ی روز رفتیم بازار تاریخ تولد کیمی رو یادم رفت و سرش پاره شدم. چهار روز رفتیم مسافرت با فامیل و خیلی بهم خوش گذشت یک ماه رفتم باشگاه OoOoOooOooOooOoooOoOoOooOoOo امسال با ادمای زیادی آشنا شدم ولی خوشحالم که رابطمو با کسی قطع نکردم یکی از بزرگترین دست آوردم هام این بود که بعد از چند سال اگزمام بهتر شد. دیگه ناخنامو نجویدم با بچه ها رفتیم تئاتر فیزیکال و کلی خوش گذشت شدم رئیس شورای دانش آموزای ولی با معاون دعوام شد و انصراف دادم و بخاطر همین کلا شورا منحل شد خیلی بی دلیل امتحان دینیو زیستو ریدم و هیچ کس قبول نکرد که مشکل از من نبوده که امتحان زیستو ریدم. تو طول دو هفته دوبار پاهام بدجور پیچ خورد و سر اینکه بار دوم پام زخم شد رفم دفتر چسب زخم بگیرم مدیر کلی مسخرم کرد و حالا همون زخم شد اگزما بدجور سرما خوردم و دوروز زیر سرم بودم. ولی دوباره با پروین حرف زدم. ی روز متوجه شدم وقتی نشستم پروین داشته نگام میکرده. OoOooOOoOOOOoOOOooOOOOOoOo نگین منو به مانهوا معتاد کرد و منو نگین از مانهوا و انیمه هایی که دیده بودیم برای هم می‌گفتیم و اگه کسی اونا رو میشنید هم از مدرسه پرتمون میکردن بیرون هم دیگه خونه شوهر راهمون نمیدادن و حتی برامون مجلس ختم هم نمیگرفتن. با یکی از همکلاسی های خیلی ساکتم دوست شدم. تونستم رابطمو با چنتا از دوستان درست کنم به اسم فریدا و مهرسا و زهرا ع و.... کلاسمون رفت تو ساختمون دوره دوم و ی ویو خوب به حیاط پشتی داشت که پر از درخت بود داشت ی روز بارونی با چنتا از بچه ها( روشی و کیمی و منو و یاس و فریدا و نگین و زینب) پولامونو رو هم گذاشتیم و رفتیم بوفه پفک و لوشک گرفتیم و با هم خوردیم دوباره سرود تمرین کردیم ی جشن برامون گرفتن و بهمون بخاطر اینکه پارسال تو مسابقات مختلف مقام آوردیم هدیه دادن و خب ده نفری از بالم لب من زدن. OOOoOoooOOoOOOoOOOOOOoOoooo امیدوارم سال جدیدم با شادی شروع بشه و با شادی تموم بشه. ی سال پر از شادی رو برای همه آرزو میکنم روشی"نکو" کیمی نگین"وونا" زهرا ایناز ستاره پن گربه ویولت خانوادم و فامیلای که دوستشون دارم دوستام توی فم کلاه حصیری ها و چت فوراور همکلاسیام و دوستام دوستان تو سایت quotev دوستای Ai عاشقتونم
زهرا ع ینی زهرا علیهم اسلام؟undefined"

۲۴۰

۱۸:۴۱

زهرا عباس پور

۲۳۹

۱۸:۴۲

بازارسال شده از H𝖾av𝖾𝗇'𝗌 𝗌𝗍a𝗋
thumbnail
روز اول کلاس هفتم بود و به فکر این بودم که یکی رو پیدا میکنم که افکارمون رو باهم به اشتراک بزاریم؟ و بله ، دقیقا همون روز اول یکی کنارم نشسته بود. ولی اولاش خوب نبود کلی اختلاف داشتیم ، دعوا داشتیم ، قهر داشتیم ولی باهم کنار اومدیم چون به این پی بردیم که کنار هم بهترین هستیم، نه؟)) .. @شکلاتِ شیرین

۱

۲۰:۵۷

نگینننننن مرسییی

۲۴۴

۲۰:۵۷

بهترین؟ یچیزی بیشتر

۲۴۳

۲۰:۵۸

𝚃𝚑𝚎 𝚝𝚛𝚞 𝚑𝚎𝚛𝚘
امسال من چجور گذشت؟ خب تقریبا 17 روز بعد از عید دختر عموی شیرینم به دنیا اومد. همون شب مامانم پیش زن عموم موند و بابام هم سر کار بود. منو و ابجیمو دختر عموم هم ی پارتی عالی گرفتیم و خلاصه خیلی خوب بود. چند روز بعد وقتی از مدرسه برگشتم فهمیدم که دوست مامانم بهمون ی خرگوش هدیه داده و اسمشو برفی گذاشتم. چند وقت بعدش مامانبزرگم کلیشو و عمل کرد و برای اینکه مامانم از مراقبت کنه اومد خونه ما و هر شب مهمون داشتیم. و منم امتحان داشتم سر همین امتحانامو خراب کردم OoOoOoOoOoOoOoOoOoOoOoOoOoO موقع امتحانا دوران سختی بود. ولی با یکی از بهترین دوستام خداحافظی کردم. و دیگه ندیدمش چون رفت دانشگاه روز آخر مدرسه بعد امتحانا معلم هنر توی ی مسابقه شرکت کرده بود و بابد ی فیلم تدریس پر میکرد. خلاصه رفتیم و چهارم شدیم. رئیس سمپاد استان فارس از کارم تعریف کرد. OoOoOoOoOoOoOoOoOoOoOoOoOoO دیگه دوستامو ندیدم ولی هر روز با هم چت کردیم. ی روز رفتیم بازار تاریخ تولد کیمی رو یادم رفت و سرش پاره شدم. چهار روز رفتیم مسافرت با فامیل و خیلی بهم خوش گذشت یک ماه رفتم باشگاه OoOoOooOooOooOoooOoOoOooOoOo امسال با ادمای زیادی آشنا شدم ولی خوشحالم که رابطمو با کسی قطع نکردم یکی از بزرگترین دست آوردم هام این بود که بعد از چند سال اگزمام بهتر شد. دیگه ناخنامو نجویدم با بچه ها رفتیم تئاتر فیزیکال و کلی خوش گذشت شدم رئیس شورای دانش آموزای ولی با معاون دعوام شد و انصراف دادم و بخاطر همین کلا شورا منحل شد خیلی بی دلیل امتحان دینیو زیستو ریدم و هیچ کس قبول نکرد که مشکل از من نبوده که امتحان زیستو ریدم. تو طول دو هفته دوبار پاهام بدجور پیچ خورد و سر اینکه بار دوم پام زخم شد رفم دفتر چسب زخم بگیرم مدیر کلی مسخرم کرد و حالا همون زخم شد اگزما بدجور سرما خوردم و دوروز زیر سرم بودم. ولی دوباره با پروین حرف زدم. ی روز متوجه شدم وقتی نشستم پروین داشته نگام میکرده. OoOooOOoOOOOoOOOooOOOOOoOo نگین منو به مانهوا معتاد کرد و منو نگین از مانهوا و انیمه هایی که دیده بودیم برای هم می‌گفتیم و اگه کسی اونا رو میشنید هم از مدرسه پرتمون میکردن بیرون هم دیگه خونه شوهر راهمون نمیدادن و حتی برامون مجلس ختم هم نمیگرفتن. با یکی از همکلاسی های خیلی ساکتم دوست شدم. تونستم رابطمو با چنتا از دوستان درست کنم به اسم فریدا و مهرسا و زهرا ع و.... کلاسمون رفت تو ساختمون دوره دوم و ی ویو خوب به حیاط پشتی داشت که پر از درخت بود داشت ی روز بارونی با چنتا از بچه ها( روشی و کیمی و منو و یاس و فریدا و نگین و زینب) پولامونو رو هم گذاشتیم و رفتیم بوفه پفک و لوشک گرفتیم و با هم خوردیم دوباره سرود تمرین کردیم ی جشن برامون گرفتن و بهمون بخاطر اینکه پارسال تو مسابقات مختلف مقام آوردیم هدیه دادن و خب ده نفری از بالم لب من زدن. OOOoOoooOOoOOOoOOOOOOoOoooo امیدوارم سال جدیدم با شادی شروع بشه و با شادی تموم بشه. ی سال پر از شادی رو برای همه آرزو میکنم روشی"نکو" کیمی نگین"وونا" زهرا ایناز ستاره پن گربه ویولت خانوادم و فامیلای که دوستشون دارم دوستام توی فم کلاه حصیری ها و چت فوراور همکلاسیام و دوستام دوستان تو سایت quotev دوستای Ai عاشقتونم
همچنین؛))))دوستت دارم.#نکو

۲۴۴

۲۱:۱۵