بسم الله الرحمن الرحیم
اتفاقی که افتاد و تفاهم نامه ای که نوشته شد هر چند یک احساس پیروزی را در ما رواج داد، اما تا رسیدن به قله راه بسیار است. تا زمانی که هستیم و تا رسیدن به قله هیچ پیروزی، پیروزی مطلق نیست و هیچ شکستی شکست مطلق نخواهد بود. ما باید رو به جلو باشیم. حضرت آقا فرمودند که عزای سید حسن نصرالله جنس عزای اباعبدالله است. ما در این عزا دچار یاس و نا امیدی نمی شویم. تا حالا هر اتفاقی که افتاد، افتاد. از اینجا به بعد مهم است. صبر کنیم تا به قله برسیم. چیزی که روبروی ما است مهم تر از چیزی است که گذشته. آن چه گذشت شهادت رئیسی و پیروزی پزشکیان و مذاکره و جنگ و مذاکره بعد از جنگ بوده تا امضای یک تفاهم نامه. چیزی که پیش روست به مراتب مهم تر است. 60 روز یا بیشتر وقت داریم که به یک توافق برسیم. چیزی که به دلیل الزام آور بودن نسبت به تفاهم نامه بسیار مهم تر است. در این شرایط مطالبه گری برای بستن دست جریان غرب گرا و تکنوکرات برای بردن توافق نامه به سمت مخالف منویات رهبر شهید است. رهبر شهید پس از برجام تذکر جدی به جلوگیری از ورود کالاهای مصرفی آمریکایی دادند. یعنی جلوی اینکه برجام بخواهد اقتصاد آمریکا را نجات دهد گرفتند. حالا خیلی ها خواب و خیال برشان داشته که با رفتن رهبر شهید می توانند هر کاری را بکنند. جلوی واردات بی رویه را به مملکت باز کنند و راه پای آمریکایی ها را باز کنند و مک دونالد فروشی و کافه های امریکایی رو در ایران راه اندازی کنند تا مثل گورباچوف نظم ایران رو هم مثل شوروی از بین ببرند و ایران را در نظم پوسیده جهانی حل کنند.
اما چطور می توان جلوی این موضوع را گرفت؟ اولا یکی از مهم ترین بخش های تفاهم نامه صندوق 300 میلیارد دلاری است. صندوقی که می تواند باعث پیروزی و شکوفایی ایران شود و خدای ناخواسته می تواند ابزار تسلیم و اسب تروای غربی ها برای به زانو درآوردن و تسلیم کردن ایران شود. اگر این صندوق پای جاسوس های چند ملیتی را به ایران باز کند ، کنترل شرکت های مهم اقتصادی را به سرمایه گذارانی بدهد که ضرر های میلیارد دلاری برایشان صفر است و به چیزی جز فروپاشی ایران و تصاحب نفت آن نمی اندیشند، این تفاهم نامه هم خسارت محض خواهد بود. اما از سوی دیگر می توان این صندوق را به سمت صرفا جذب سرمایه و جذابیت مالی برای سرمایه گذاران بدون ایجاد اهرم های کنترلی برد و از منافع این صندوق در قالب مالیات دولت را قوی کرد تا بتواند به بازسازی اقتصادی و امنیتی ایران بپردازد. راه چاره نیز سرمایه گذاری این صندوق در دانش بنیان هاست. در غیر این صورت این صندوق با واردات بی رویه و بدهکار سازی ایران و ایجاد پروژه های شکست خورده و نیمه کاره تیری بر قلب اقتصاد و امنیت ایران خواهد بود. امری که اگر درباره آن مطالبه نشود با شوق و ولعی که در جریان غرب گرا و جریان نفوذ در ایران به نظم پوسیده جهانی است، بسیار محتمل است. بنابراین بند بند مفاد اقتصادی تفاهم نامه و توافق نامه احتمالی ایران و آمریکا باید از فیلتر سیاستهای کلان اقتصاد مقاومتی عبور کند.
یادمان نرود تا وقتی نفت و گاز در ایران هست و دست بیگانه از آن کوتاه است، پرونده کودتا در ایران مختومه نمی شود. صرفا از نوعی به نوع دیگر تغییر شکل خواهد داد. کودتایی که آخرین بار شکست خورد، کودتای جنگ شهری بود. اما کودتای بعدی می تواند کودتای اقتصادی امنیتی در قالب سرمایه گذاری خارجی باشد. بی جهت نبوده است که رهبر حکیم انقلاب اسلامی این سال را اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی نامیدند. @daneshbonyan
اتفاقی که افتاد و تفاهم نامه ای که نوشته شد هر چند یک احساس پیروزی را در ما رواج داد، اما تا رسیدن به قله راه بسیار است. تا زمانی که هستیم و تا رسیدن به قله هیچ پیروزی، پیروزی مطلق نیست و هیچ شکستی شکست مطلق نخواهد بود. ما باید رو به جلو باشیم. حضرت آقا فرمودند که عزای سید حسن نصرالله جنس عزای اباعبدالله است. ما در این عزا دچار یاس و نا امیدی نمی شویم. تا حالا هر اتفاقی که افتاد، افتاد. از اینجا به بعد مهم است. صبر کنیم تا به قله برسیم. چیزی که روبروی ما است مهم تر از چیزی است که گذشته. آن چه گذشت شهادت رئیسی و پیروزی پزشکیان و مذاکره و جنگ و مذاکره بعد از جنگ بوده تا امضای یک تفاهم نامه. چیزی که پیش روست به مراتب مهم تر است. 60 روز یا بیشتر وقت داریم که به یک توافق برسیم. چیزی که به دلیل الزام آور بودن نسبت به تفاهم نامه بسیار مهم تر است. در این شرایط مطالبه گری برای بستن دست جریان غرب گرا و تکنوکرات برای بردن توافق نامه به سمت مخالف منویات رهبر شهید است. رهبر شهید پس از برجام تذکر جدی به جلوگیری از ورود کالاهای مصرفی آمریکایی دادند. یعنی جلوی اینکه برجام بخواهد اقتصاد آمریکا را نجات دهد گرفتند. حالا خیلی ها خواب و خیال برشان داشته که با رفتن رهبر شهید می توانند هر کاری را بکنند. جلوی واردات بی رویه را به مملکت باز کنند و راه پای آمریکایی ها را باز کنند و مک دونالد فروشی و کافه های امریکایی رو در ایران راه اندازی کنند تا مثل گورباچوف نظم ایران رو هم مثل شوروی از بین ببرند و ایران را در نظم پوسیده جهانی حل کنند.
اما چطور می توان جلوی این موضوع را گرفت؟ اولا یکی از مهم ترین بخش های تفاهم نامه صندوق 300 میلیارد دلاری است. صندوقی که می تواند باعث پیروزی و شکوفایی ایران شود و خدای ناخواسته می تواند ابزار تسلیم و اسب تروای غربی ها برای به زانو درآوردن و تسلیم کردن ایران شود. اگر این صندوق پای جاسوس های چند ملیتی را به ایران باز کند ، کنترل شرکت های مهم اقتصادی را به سرمایه گذارانی بدهد که ضرر های میلیارد دلاری برایشان صفر است و به چیزی جز فروپاشی ایران و تصاحب نفت آن نمی اندیشند، این تفاهم نامه هم خسارت محض خواهد بود. اما از سوی دیگر می توان این صندوق را به سمت صرفا جذب سرمایه و جذابیت مالی برای سرمایه گذاران بدون ایجاد اهرم های کنترلی برد و از منافع این صندوق در قالب مالیات دولت را قوی کرد تا بتواند به بازسازی اقتصادی و امنیتی ایران بپردازد. راه چاره نیز سرمایه گذاری این صندوق در دانش بنیان هاست. در غیر این صورت این صندوق با واردات بی رویه و بدهکار سازی ایران و ایجاد پروژه های شکست خورده و نیمه کاره تیری بر قلب اقتصاد و امنیت ایران خواهد بود. امری که اگر درباره آن مطالبه نشود با شوق و ولعی که در جریان غرب گرا و جریان نفوذ در ایران به نظم پوسیده جهانی است، بسیار محتمل است. بنابراین بند بند مفاد اقتصادی تفاهم نامه و توافق نامه احتمالی ایران و آمریکا باید از فیلتر سیاستهای کلان اقتصاد مقاومتی عبور کند.
یادمان نرود تا وقتی نفت و گاز در ایران هست و دست بیگانه از آن کوتاه است، پرونده کودتا در ایران مختومه نمی شود. صرفا از نوعی به نوع دیگر تغییر شکل خواهد داد. کودتایی که آخرین بار شکست خورد، کودتای جنگ شهری بود. اما کودتای بعدی می تواند کودتای اقتصادی امنیتی در قالب سرمایه گذاری خارجی باشد. بی جهت نبوده است که رهبر حکیم انقلاب اسلامی این سال را اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی نامیدند. @daneshbonyan
۲۲۷
۷:۳۹
۲۹
۱۶:۳۰
فایننشیال تایمز گفته ایران با پول های آزاد شده می تونه کالای مصرفی از آمریکا فقط بخره
۲۹
۱۶:۳۰