همه داستان رو نیما یوشیج گفت:چايت را بنوشنگران فردا نباشاز گندمزار من و تو مشتى كاه مى ماند براى بادها...
۸۴
۱۰:۲۷
امروز یه اسنپ گرفتم،راننده اسنپ میگفت انگار دیگه زمان برکت نداره. راست میگفت.نمیفهمی کی شب میشه، کی آخر هفته میشه، کی وارد ماه بعد شدی، اصلا کی سال تموم میشه. بُعد زمان رو از دست دادیم انگار...
۸۷
۱۰:۴۸
هَر بار که در آیینه به خودَش مینِگرَیست،دَر دِل میگُفت : چِه شُد که بَرقِ چَشمانَت کَم سو گَشت و این هَمه خَستِگی بَر جانَت سایه افکَند؟
۷۱
۱۰:۱۱
اما عزیزِ من؛در این جهانِ بی سَر و تَه، هیچ یک نفریجایِ دیگری را تنگ نکرده است.حالِ خوشِ هیچکس از خوشبختیِکسی کم نکرده است.خوب باش، خوب بخواه و قلبت را نورانی کن.چرا که هیچ قلبِ تاریکی آرامش را لمس نکرده است...
۷۲
۲۲:۰۳
در نامهای به مادرش نوشت:«مادر، احساس میکنم همهی آنچه برای ادامهی زندگی نیاز داشتم را از دست دادهام،و حالا نمیدانم چطور باید دوام بیارم و زندگی کنم.»
۵۷
۱۸:۲۹
دنیایِ بیرون آنقدر وارونه است که نمیخواهم باورش کنم._فروغ فرخزاد
۵۸
۱۸:۳۷
جز خُدا کسی نیست که مرا در این روزها یاری کند.
۱۴۰۵/۰۳/۲۶
۱۴۰۵/۰۳/۲۶
۵۵
۱۳:۵۴
🫀«یاد بعضی نفرات، روشنم میدارد...» #فریدون_مشیری
بعضی آدمها نمیروند، فقط شکلِ حضورشان عوض میشود.دیگر صدایشان را نمیشنوی، کنارت نمینشینند، اما در مهربانیهایت، در دعاهایت، در بعضی لبخندها و بعضی سکوتها، هنوز زندگی میکنند...
بعضی آدمها آنقدر ریشه میشوند که نبودنشان هم از بودنشان کم نمیکند.🫠
به یاد مادرم.
۱۴۰۵/۰۳/۲۹
بعضی آدمها نمیروند، فقط شکلِ حضورشان عوض میشود.دیگر صدایشان را نمیشنوی، کنارت نمینشینند، اما در مهربانیهایت، در دعاهایت، در بعضی لبخندها و بعضی سکوتها، هنوز زندگی میکنند...
بعضی آدمها آنقدر ریشه میشوند که نبودنشان هم از بودنشان کم نمیکند.🫠
۶۳
۴:۰۴
۴۶
۹:۳۳
امروز وقتی واژهٔ «دبیر» را میشنویم، بیشتر به یاد معلم میافتیم؛ اما در ایرانِ کهن، «دبیر» تنها آموزگار نبود. به نویسندگان، منشیان، کاتبان و کسانی که با دانش و قلم سر و کار داشتند نیز «دبیر» میگفتند.از همین ریشه است که واژهٔ «دبیرستان» پدید آمده؛ جایی که قرار بود نوجوانان را برای ورود به جهان دانش، اندیشه و قلم آماده کند.
@danestehayam
۳۲
۱۵:۵۶