لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل دریچه نور🌙✨د
۱۰۴ عضو

دریچه نور🌙✨

باشد که دلت آرام باشد... undefined
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۶ خرداد
دلم مرده ، درون من نشانی از بقا نیست شبیه مسجدی هستم که در آن جز عزا نیست برو ای رهگذر ! چون اشتباهی آمدی توتن ویران و قلب پاره ام مهمانسرا نیست هوس کردی ببینی دود و آه سینه ام را؟کمی با فاصله لطفا ، که اطرافم هوا نیست
undefined۳

۱۴۳

۱۳:۳۱

۲۹ خرداد
«با اجازه غزلی تازه فدایت کردم...بر سر سجده نه در شعر دعایت کردم،با اجازه ز همه دست کشیدم امشب،و تو را از وسط جمع سوایت کردمبا اجازه ز تو و چشم و لبت می گویمچه کنم دست خودم نیست هوایت کردم،با اجازه تو طبیبی و منم باز مریض...تو بزن بوسه بگو باز دوایت کردم!با اجازه به خیاﻻت خودم می پیچم،مثﻼ بودی و این بار صدایت کردم..با اجازه ز شما و بی اجازه ز همه...بوسه بر شعر زدم باز دعایت کردم! :) ››
undefined۲

۱۳۷

۱۵:۱۹

۵ تیر
ما توضيحی به کسی بدهکار نيستيم. بگذار بگويند غيرمنطقی يا غيراجتماعی هستيم؛ اما به اين می‌ارزد که خودمان باشيم. تا زماني که رفتار ما و تصميم‌های ما به کسی آسيبی نميزند ما توضيحي به کسی بدهکار نيستيم؛ چقدر زندگی ها که با اين توضيح خواستن‌ها و تلاش‌های بيهوده برای قانع کردن ديگران بر باد رفته اند."و این یعنی ما اگر توضیح می‌دهیم تنها به‌خاطر ارزشی است که برای آن شخص قائلیم...undefinedundefined‍🩹
undefined#هنر عشق ورزیدن #اریک فروم
undefined۳
undefined۲

۱۱۲

۲۱:۴۷

۹ تیر
بازارسال شده از 🇮🇷•ماجرای من||عباس•💚🚩
قشنگ میگفت.من که اصرار ندارم تو خودت مختاری یا بمان، یا که نرو، یا نگهت میدارم...

۱

۱۷:۵۵

thumbnail
از امیر کبیر پرسیدند:
در مدت زمان محدودی که داشتی چطور این مملکت رو از هرچی دزده پاک کردی؟
گفت: من خود دزدی نمی کردم و نمی‌گذاشتم معاونم هم دزدی کند. او هم از این که من نمی‌گذاشتم دزدی کند،نمی‌گذاشت معاونش دزدی کند و ....تا آخر همین طور...
اگر من دزدی میکردم تا آخر دزدی میکردند و کشور می شد دزدخانه، همه هم دنبال دزد میگشتیم و چون همه ما دزد بودیم هیچ دزدی را هم محکوم نمی کردیم..
undefined۳

۱۲۰

۲۰:۰۱

۱۳ تیر
دیر یا زود این عذاب ای جان به پایان می‌رسدشاد باش! این رنج بی پایان به پایان می‌رسدگرچه گاهی تندبادی شاخه‌ای را هم شکستسرو می‌ماند ولی توفان به پایان می‌رسدزندگی بر مردم آزادهٔ بی آرزوسخت می‌گیرد ولی آسان به پایان می‌رسدداستان شمع با آتش روایت شد ولیعاقبت با دیدۂ گریان به پایان می‌رسدسیل آه خلق سد ظلم را خواهد شکستقصه تاریخ بی‌سلطان به پایان می‌رسد _ فاضل نظری
🥹۴
undefined۲

۱۱۱

۱۹:۳۲

۲۰ تیر
مقصدی نیست؛ بیا فلسفه بافی نکنیمهرکسی کارِ بدی کرد تلافی نکنیم
ما چه باشیم و نباشیم؛ جهان در گذر استکاش باور بکنی فرصتمان مختصر است
شاید این چای که از عطر خوشش مدهوشیآخرین چای تو باشد که از آن می نوشی!
شاید امروزِ شما ختم به فردا نشودشاید این جسم بخوابد وَ دگر پا نشود
شاید آن فرد که میخواست کنارت باشدصبح فردا چو گُلی روی مزارت باشد!
شاید این نور که بر صورتِ تو تابیده!روزِ دیگر دمد و چهره ی تو پوسیده!
شاید این جمع بماند تو نمانی دیگرشاید این خنده زدن را نتوانی دیگر
شاید این راه در آغاز به پایان نرسدشاید این یوسف گم گشته به کنعان نرسد
شاید این لقمه که خوب است برای بدنتآخرین لقمه ی شام تو بوَد در دهنت
قصد داری بروی کافه به همراهِ کسیشاید امروز بمیری به قرارت نرسی!
چقدَر عید بیاید که نباشیم رفیق!داخل گور بپوسیم و بپاشیم رفیق!
کاش باور بکند هر که مرا می خوانَد:« نیستی » بیشتر از بودنمان می ماند!
#امیرحسین_خوش_حال
undefined۴

۱۲۴

۲۰:۵۳

۱۳ مرداد
ذات بسیار پاکی میخواهد «خوشحال شدن از خوشحالی دیگران» .undefined
undefined۵

۶۱

۵:۵۰

۱۴ مرداد
این متن از نمایشنامه شب هزار و یکم اثر جاودانه بهرام بیضایی بی‌نظیره:
«خرد تا به زنان می‌رسد، نامش مکر می‌شود و مکر تا به مردان می‌رسد نام عقل می‌گیرد.
درخواست توجه به زنان می‌رسد، نامش حسادت می‌شود و حسادت تا به مردان می‌رسد، می‌شود غیرت!»
undefined۴
undefined۱

۴۲

۱۱:۱۳

حق ترین متن با اختلاف»»»»»🫠
🫶۲
🥹۱

۴۲

۱۱:۱۳