چمدان به دست گرفتم که بگویی نروم تو چرا سنگ شدی راه نشانم دادی؟
۷۶۹
۶:۵۹
به فنا رفتم و رفتم که تو را شرح دهممنطقی نیست تو باشی و من از دست روم.
۷۷۶
۶:۵۹
وقتی برای اولین بار دیدمت میدونستم که یا منو کامل میکنی یا به کل نابودم میکنی.
۷۸۴
۶:۵۹
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در شب تیرهی خود چشم به ماهی دارمجز تماشای تو از دور چه راهی دارم؟
۷۵۲
۱۲:۴۴
من بوسیدم گذاشتمت کنار، ولی میشه یه بوس دیگه بدی ؟
۸۰۴
۲۰:۲۸
در فراسوهای پیکرهایمان،به من وعدهی دیداری بده.
۸۵۷
۲۱:۰۰
حقیقت شاید برای مدتی آزاردهنده باشه، ولی دروغ تا ابد آزاردهندهست.
۸۳۱
۹:۴۳
به غم کسی اسیرم که ز من خبر نداردعجب از محبت من که در او اثر نداردغلط است اینکه گوید بدلی ره است دلرادل من ز غصه خون شد،دل او خبر ندارد.
۸۵۴
۱۰:۳۹
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.