۱۹۳
۱۳:۳۰
داروگ شماره سوم شهریور 1405 (2).pdf
۱۰.۷۹ مگابایت
سومین شمارهٔ داروَگ منتشر شد.
این شماره را با حافظ آغاز کردهایم و در میان شعر، داستان، سینما، کتاب و هنر، به چند قصه و آدم و اثر سر زدهایم؛ از «ماه و پلنگ» و «زندگی دیگران» گرفته تا «چشمهایش»، عارف قزوینی و برج پیزا.
در این شماره، «دستبند مرموز» را میخوانیم، ریشهی ضربالمثل «خر بیار و باقالی بار کن» را دنبال میکنیم و چند صفحه را هم به نوشتهها و آثار بچههای خودمان سپردهایم.
امیدواریم این شماره هم مهمان خوبی برای چند دقیقه از وقت شما باشد.حالا نوبت شماست که ورق بزنید.🪴
━━━━━━━━━━━━━━
نشریهٔ ادبی و هنری داروَگ | شمارهٔ سوم
تاریخ انتشار: شهریور ماه ۱۴۰۵
صاحبامتیاز و مدیرمسئول: حسام یاری
سردبیر: محمدمهدی پهلوان
هیئت تحریریه:حاتم بخشنده امیرمهدی زینلزاده سینا صفرپور حسامالدین عامی امیرعلی نودهی حسام یاریمحمدرضا یگانه فاطمه تاجآبادی
طراح جلد: عسل عیدی
□ شاعر غزل: محمدرضا محمدپور □ عکاس: امیررضا دانشیان
راه ارتباطی جهت همکاری و ارسال آثار:@Darvag_support1405━━━━━━━━━━━━━━
برای خواندن و دنبال کردن شمارههای بعدی، همراه داروَگ باشید.
|تلگرام|
|بله|
این شماره را با حافظ آغاز کردهایم و در میان شعر، داستان، سینما، کتاب و هنر، به چند قصه و آدم و اثر سر زدهایم؛ از «ماه و پلنگ» و «زندگی دیگران» گرفته تا «چشمهایش»، عارف قزوینی و برج پیزا.
در این شماره، «دستبند مرموز» را میخوانیم، ریشهی ضربالمثل «خر بیار و باقالی بار کن» را دنبال میکنیم و چند صفحه را هم به نوشتهها و آثار بچههای خودمان سپردهایم.
امیدواریم این شماره هم مهمان خوبی برای چند دقیقه از وقت شما باشد.حالا نوبت شماست که ورق بزنید.🪴
━━━━━━━━━━━━━━
□ شاعر غزل: محمدرضا محمدپور □ عکاس: امیررضا دانشیان
۱۳۸
۵:۳۰
۱۱۱
۱۳:۰۰
میراث | رِند حافظ کیست؟ 
مفهوم رند پیش از حافظ به معنای اراذل و اوباش بود؛ ولی حافظ این رندِ بیسامان را برای انتقال مفهوم سالکی که در طریقت عشق دنبال ننگ و نام نیست، انتخاب میکند.
رند، انسان کامل حافظ است.
رند حافظ پر از تناقض است؛ به آخرت میاندیشد، ولی از آن نمیترسد. تعهد دینی دارد، ولی از دینفروشی بیزار است. در کار دیگران دخالت نمیکند، ولی منتقد است؛ معلم اخلاق نیست، ولی بیاخلاق هم نیست.از همه مهمتر؛ رند عاشق است...
━━━━━━━━━━━━━━
برشی از میراث: رند حافظ کیست؟
به قلم آقای حاتم بخشنده
برگرفته از تدریس استاد علیرضا بهرامی
برای مطالعهی کامل این صفحه کلیک کنید!
━━━━━━━━━━━━━━
|تلگرام|
|بله|
مفهوم رند پیش از حافظ به معنای اراذل و اوباش بود؛ ولی حافظ این رندِ بیسامان را برای انتقال مفهوم سالکی که در طریقت عشق دنبال ننگ و نام نیست، انتخاب میکند.
رند، انسان کامل حافظ است.
رند حافظ پر از تناقض است؛ به آخرت میاندیشد، ولی از آن نمیترسد. تعهد دینی دارد، ولی از دینفروشی بیزار است. در کار دیگران دخالت نمیکند، ولی منتقد است؛ معلم اخلاق نیست، ولی بیاخلاق هم نیست.از همه مهمتر؛ رند عاشق است...
━━━━━━━━━━━━━━
━━━━━━━━━━━━━━
۶۵
۱۱:۳۱
پرده نقرهای | زندگی دیگران 
اگر مأموریتت این باشد که زندگی یک نفر را زیر نظر بگیری، اما در جریان شنیدن زندگی او، خودت تغییر کنی چه؟«زندگی دیگران» داستان همین تغییر است؛ داستان مأموری که قرار بود فقط بشنود و گزارش کند، اما در مواجهه با عشق، موسیقی و رنجِ آدمهایی که زیر نظر دارد، کمکم با وجدان خودش روبهرو میشود.
««آیا کسی که این موسیقی را شنیده، واقعاً شنیده، میتواند آدم بدی باشد؟»»
جایی در فیلم، ویسلر پشت دستگاه شنود نشسته است؛ درایمان پیانو میزند و صدای موسیقی در هدفونهای او میپیچد. چند لحظه بعد، اشک روی صورت سرد و بیحرکت مأمور مینشیند.
شاید بعضی چیزها را نتوان با دستور و اجبار از انسان گرفت؛ مثل وجدان...
نقد فیلم "زندگی دیگران"
به قلم آقای امیرعلی نودهی
برای مطالعهی کامل این صفحه کلیک کنید!━━━━━━━━━━━━━━
|تلگرام|
|بله|
اگر مأموریتت این باشد که زندگی یک نفر را زیر نظر بگیری، اما در جریان شنیدن زندگی او، خودت تغییر کنی چه؟«زندگی دیگران» داستان همین تغییر است؛ داستان مأموری که قرار بود فقط بشنود و گزارش کند، اما در مواجهه با عشق، موسیقی و رنجِ آدمهایی که زیر نظر دارد، کمکم با وجدان خودش روبهرو میشود.
««آیا کسی که این موسیقی را شنیده، واقعاً شنیده، میتواند آدم بدی باشد؟»»
جایی در فیلم، ویسلر پشت دستگاه شنود نشسته است؛ درایمان پیانو میزند و صدای موسیقی در هدفونهای او میپیچد. چند لحظه بعد، اشک روی صورت سرد و بیحرکت مأمور مینشیند.
۱۱۶
۱۸:۳۰
🪶 داستانک | دستبند مرموز
صدای بسته شدن درِ حیاط آمد. دستهایم یخ کرده بود و قلبم چنان به سینهام میکوبید که گویی میخواست از آن بیرون بزند. با دستهای لرزان، آرام گوشه پردهٔ ضخیم اتاق را کنار زدم.
داشت نزدیک میشد...
نفسم را در سینه حبس کردم. صدای قدمهایش نزدیکتر شد. اگر وارد اتاق میشد، چه میگفتم؟ چه بهانهای برای حضورم داشتم؟صدای قدمها دورتر شد. دوباره نگاهی انداختم. دایی لپتاپش را از داخل خانه برداشت و سریع از حیاط بیرون رفت.
نفس عمیقی کشیدم.نزدیک بود...━━━━━━━━━━━━━━
برشی از داستانک «دستبند مرموز»
به قلم خانم فاطمه تاجآبادی
برای مطالعهی کامل این صفحه کلیک کنید!
━━━━━━━━━━━━━━
|تلگرام|
|بله|
صدای بسته شدن درِ حیاط آمد. دستهایم یخ کرده بود و قلبم چنان به سینهام میکوبید که گویی میخواست از آن بیرون بزند. با دستهای لرزان، آرام گوشه پردهٔ ضخیم اتاق را کنار زدم.
داشت نزدیک میشد...
نفسم را در سینه حبس کردم. صدای قدمهایش نزدیکتر شد. اگر وارد اتاق میشد، چه میگفتم؟ چه بهانهای برای حضورم داشتم؟صدای قدمها دورتر شد. دوباره نگاهی انداختم. دایی لپتاپش را از داخل خانه برداشت و سریع از حیاط بیرون رفت.
نفس عمیقی کشیدم.نزدیک بود...━━━━━━━━━━━━━━
━━━━━━━━━━━━━━
۵۸
۱۱:۰۰
━━━━━━━━━━━━━━
━━━━━━━━━━━━━━
━━━━━━━━━━━━━━
۵۴
۱۶:۰۰
یک لحظه درنگ | راز شاعر 
" />
اگر از یک شاعر بخواهیم همین حالا دربارهی «باران» شعری بگوید، چه اتفاقی در ذهنش میافتد؟آیا شاعر حرفهای از همان ابتدا بهترین واژهها را انتخاب میکند؟یا راز کار، جای دیگریست؟
یک شاعر حرفهای ایدهها را آزاد میگذارد که بیایند. او مرحلهی ویرایش را برای مدت بیشتری به تعویق میاندازد.کدام ایده بهتر است؟ کدام واژهها باید تغییر کنند؟ آیا به خوبی مفهوم را به دیگران منتقل میکنم؟
این افکار بهتر است کمی صبر کنند؛زیرا اکنون مرحلهی خلق است!
بعد از آمدن ایدهها، او به ویرایش خواهد پرداخت؛ بهترینها را انتخاب و وزن آنها را اصلاح خواهد کرد.او میداند چه زمانی از خلق به ویرایش پرواز کند؛او یک تمرین کرده است.━━━━━━━━━━━━━━
برشی از "راز شاعر"
به قلم آقای سینا صفرپور
برای مطالعهی کامل این صفحه کلیک کنید!
━━━━━━━━━━━━━━
|تلگرام|
|بله|
اگر از یک شاعر بخواهیم همین حالا دربارهی «باران» شعری بگوید، چه اتفاقی در ذهنش میافتد؟آیا شاعر حرفهای از همان ابتدا بهترین واژهها را انتخاب میکند؟یا راز کار، جای دیگریست؟
یک شاعر حرفهای ایدهها را آزاد میگذارد که بیایند. او مرحلهی ویرایش را برای مدت بیشتری به تعویق میاندازد.کدام ایده بهتر است؟ کدام واژهها باید تغییر کنند؟ آیا به خوبی مفهوم را به دیگران منتقل میکنم؟
این افکار بهتر است کمی صبر کنند؛زیرا اکنون مرحلهی خلق است!
بعد از آمدن ایدهها، او به ویرایش خواهد پرداخت؛ بهترینها را انتخاب و وزن آنها را اصلاح خواهد کرد.او میداند چه زمانی از خلق به ویرایش پرواز کند؛او یک تمرین کرده است.━━━━━━━━━━━━━━
━━━━━━━━━━━━━━
۴۳
۱۲:۳۰
افسانههای ادبی | ماه و پلنگ 

میگویند پلنگ، هر شب که ماه را بر فراز کوهها میدید، دل از دست میداد. از بلندترین صخرهها به سویش خیز برمیداشت؛ شاید این بار پنجههایش به ماه برسد. اما میان او و ماه، همیشه فاصلهای بود که با هیچ جهشی پر نمیشد.
عجیب است؛ ما معمولاً پلنگ را به خاطر نرسیدن به ماه به یاد نمیآوریم. آنچه در ذهنمان مانده، جسارتِ پریدن اوست.شاید ارزش بعضی آرزوها، نه در رسیدن، که در همین خیز برداشتن باشد.
اما قصهی ماه و پلنگ فقط یک افسانه نیست؛ وقتی پای شعر حسین منزوی به میان میآید، این دو دیگر فقط ماه و پلنگ نیستند؛ تبدیل میشوند به تصویری از خودِ ما و آرزوهایی که دست از سرمان برنمیدارند.
اگر تا به حال چیزی را خواستهای که میدانستی شاید هرگز به آن نرسی، شاید این افسانه برای تو هم حرفی داشته باشد...━━━━━━━━━━━━━━
برشی از «ماه و پلنگ»
به قلم آقای حسام یاری
برای مطالعهی کامل این صفحه کلیک کنید!
━━━━━━━━━━━━━━
|تلگرام|
|بله|
میگویند پلنگ، هر شب که ماه را بر فراز کوهها میدید، دل از دست میداد. از بلندترین صخرهها به سویش خیز برمیداشت؛ شاید این بار پنجههایش به ماه برسد. اما میان او و ماه، همیشه فاصلهای بود که با هیچ جهشی پر نمیشد.
عجیب است؛ ما معمولاً پلنگ را به خاطر نرسیدن به ماه به یاد نمیآوریم. آنچه در ذهنمان مانده، جسارتِ پریدن اوست.شاید ارزش بعضی آرزوها، نه در رسیدن، که در همین خیز برداشتن باشد.
اما قصهی ماه و پلنگ فقط یک افسانه نیست؛ وقتی پای شعر حسین منزوی به میان میآید، این دو دیگر فقط ماه و پلنگ نیستند؛ تبدیل میشوند به تصویری از خودِ ما و آرزوهایی که دست از سرمان برنمیدارند.
اگر تا به حال چیزی را خواستهای که میدانستی شاید هرگز به آن نرسی، شاید این افسانه برای تو هم حرفی داشته باشد...━━━━━━━━━━━━━━
━━━━━━━━━━━━━━
۳۴
۱۲:۳۰
اشعار شهریار ادب هنوز در میان مردم نفس میکشد و قدم میزند.گاهی در یک غزل عاشقانه، گاهی در زبان مادری و گاهی در همان چند بیتی که آدم دلش میخواهد دوباره و دوباره بخواند:
خضرِ راه خویشتن باش ای فقیرچشم گریان چشمهٔ حیوان ماست
شهریارا، هر غمی را داروییستداروی دیوانگان، دیوان ماست!
۲۱
۱۰:۳۰