لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل نشریه‌ی دانشجویی "داروَگ"ن
۱۰۹ عضو

نشریه‌ی دانشجویی "داروَگ"

undefinedنشریهٔ ادبی‌ـ‌هنری دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
خوش آمدیundefinedچای را دم کرده‌ایم undefined️ شعرها را ورق زده‌ایمو پنجره را رو به باغِ واژه‌ها گشوده‌ایم.اینجا داروگ است، خانه‌ای برای واژه‌هاو دل‌هایی که هنوز از خواندن سیر نمی‌شوند.
ارتباط:@Darvag_support1405
مشاهده در وب بله
۴ شهریور
thumbnail
undefined جلد شماره‌ی سوم نشریه‌ی"داروَگ"
🟢 به زودی با موضوعات جذاب و خواندنی منتشر خواهد شد...@darvag_sbmu undefined
undefined۴

۱۹۳

۱۳:۳۰

۹ شهریور

داروگ شماره سوم شهریور 1405 (2).pdf

۱۰.۷۹ مگابایت

سومین شمارهٔ داروَگ منتشر شد.undefined
این شماره را با حافظ آغاز کرده‌ایم و در میان شعر، داستان، سینما، کتاب و هنر، به چند قصه و آدم و اثر سر زده‌ایم؛ از «ماه و پلنگ» و «زندگی دیگران» گرفته تا «چشم‌هایش»، عارف قزوینی و برج پیزا.
در این شماره، «دستبند مرموز» را می‌خوانیم، ریشه‌ی ضرب‌المثل «خر بیار و باقالی بار کن» را دنبال می‌کنیم و چند صفحه را هم به نوشته‌ها و آثار بچه‌های خودمان سپرده‌ایم.
امیدواریم این شماره هم مهمان خوبی برای چند دقیقه از وقت شما باشد.حالا نوبت شماست که ورق بزنید.🪴
━━━━━━━━━━━━━━
undefined نشریهٔ ادبی و هنری داروَگ | شمارهٔ سومundefined تاریخ انتشار: شهریور ماه ۱۴۰۵
undefinedصاحب‌امتیاز و مدیرمسئول: حسام یاریundefinedسردبیر: محمدمهدی پهلوان
undefinedهیئت تحریریه:حاتم بخشنده امیرمهدی زینل‌زاده سینا صفرپور حسام‌الدین عامی امیرعلی نودهی حسام یاریمحمدرضا یگانه فاطمه تاج‌آبادی
undefined طراح جلد: عسل عیدی
□ شاعر غزل: محمدرضا محمدپور □ عکاس: امیررضا دانشیان
undefined راه‌ ارتباطی جهت همکاری و ارسال آثار:@Darvag_support1405━━━━━━━━━━━━━━undefinedبرای خواندن و دنبال کردن شماره‌های بعدی، همراه داروَگ باشید.undefinedundefined|تلگرام| undefined|بله|
undefined۷
undefined۱

۱۳۸

۵:۳۰

۱۲ شهریور
thumbnail
undefinedخلاصه‌ای از مطالب شمارهٔ سومundefined نشریهٔ دانشجویی "داروَگ"
undefined اینفوگرافی شمارهٔ سوم undefined طراح: خانم عسل عیدی
undefined شمارهٔ سوم━━━━━━━━━━━━━━undefined|تلگرام| undefined|بله|
undefined۵

۱۱۱

۱۳:۰۰

۱۴ شهریور
thumbnail
میراث | رِند حافظ کیست؟ undefined
مفهوم رند پیش از حافظ به معنای اراذل و اوباش بود؛ ولی حافظ این رندِ بی‌سامان را برای انتقال مفهوم سالکی که در طریقت عشق دنبال ننگ و نام نیست، انتخاب می‌کند.
رند، انسان کامل حافظ است.
رند حافظ پر از تناقض است؛ به آخرت می‌اندیشد، ولی از آن نمی‌ترسد. تعهد دینی دارد، ولی از دین‌فروشی بیزار است. در کار دیگران دخالت نمی‌کند، ولی منتقد است؛ معلم اخلاق نیست، ولی بی‌اخلاق هم نیست.از همه مهم‌تر؛ رند عاشق است...
━━━━━━━━━━━━━━undefined برشی از میراث: رند حافظ کیست؟undefined به قلم آقای حاتم بخشنده undefinedبرگرفته از تدریس استاد علیرضا بهرامی
undefined برای مطالعه‌ی کامل این صفحه کلیک کنید!
━━━━━━━━━━━━━━undefined|تلگرام| undefined|بله|
undefined۳

۶۵

۱۱:۳۱

۱۶ شهریور
thumbnail
پرده نقره‌ای | زندگی دیگران undefined
اگر مأموریتت این باشد که زندگی یک نفر را زیر نظر بگیری، اما در جریان شنیدن زندگی او، خودت تغییر کنی چه؟«زندگی دیگران» داستان همین تغییر است؛ داستان مأموری که قرار بود فقط بشنود و گزارش کند، اما در مواجهه با عشق، موسیقی و رنجِ آدم‌هایی که زیر نظر دارد، کم‌کم با وجدان خودش روبه‌رو می‌شود.
««آیا کسی که این موسیقی را شنیده، واقعاً شنیده، می‌تواند آدم بدی باشد؟»»
جایی در فیلم، ویسلر پشت دستگاه شنود نشسته است؛ درایمان پیانو می‌زند و صدای موسیقی در هدفون‌های او می‌پیچد. چند لحظه بعد، اشک روی صورت سرد و بی‌حرکت مأمور می‌نشیند.
undefinedشاید بعضی چیزها را نتوان با دستور و اجبار از انسان گرفت؛ مثل وجدان...
undefined نقد فیلم "زندگی دیگران"undefined به قلم آقای امیرعلی نودهی
undefined برای مطالعه‌ی کامل این صفحه کلیک کنید!━━━━━━━━━━━━━━undefined|تلگرام| undefined|بله|
undefined۲

۱۱۶

۱۸:۳۰

۱۹ شهریور
thumbnail
🪶 داستانک | دستبند مرموز
صدای بسته شدن درِ حیاط آمد. دست‌هایم یخ کرده بود و قلبم چنان به سینه‌ام می‌کوبید که گویی می‌خواست از آن بیرون بزند. با دست‌های لرزان، آرام گوشه پردهٔ ضخیم اتاق را کنار زدم.
داشت نزدیک می‌شد...
نفسم را در سینه حبس کردم. صدای قدم‌هایش نزدیک‌تر شد. اگر وارد اتاق می‌شد، چه می‌گفتم؟ چه بهانه‌ای برای حضورم داشتم؟صدای قدم‌ها دورتر شد. دوباره نگاهی انداختم. دایی لپ‌تاپش را از داخل خانه برداشت و سریع از حیاط بیرون رفت.
نفس عمیقی کشیدم.نزدیک بود...━━━━━━━━━━━━━━undefined برشی از داستانک «دستبند مرموز» undefined به قلم خانم فاطمه تاج‌آبادی
undefined برای مطالعه‌ی کامل این صفحه کلیک کنید!
━━━━━━━━━━━━━━undefined|تلگرام| undefined|بله|
undefined۲

۵۸

۱۱:۰۰

۲۰ شهریور
thumbnail
undefined فراخوان عضویت ━━━━━━━━━━━━━━
undefined داروگ فقط یک نشریه نیست؛جایی‌ست برای نوشتن، ساختن، تجربه‌کردن و دیده‌شدن.
undefined<img style=" />undefined اگر شعر می‌نویسی،undefined اگر داستانی برای روایت داری،undefined اگر با کلمه‌ها راحتی،undefined اگر صدایت را برای دکلمه یا پادکست می‌خواهی،undefined یا اگر ایده و نگاه متفاوتی برای تصویر و طراحی داری؛
undefined دعوتت می‌کنیم به جمع داروگ بپیوندی.
━━━━━━━━━━━━━━
undefined زمینه‌های همکاری در داروگ:
undefined شعرundefined داستان و نویسندگیundefined نثرنویسیundefined پادکست و دکلمهundefined ایده‌پردازیundefined طراحی و تصویرسازیundefined صفحه‌آرایی
━━━━━━━━━━━━━━
undefined اینجا قرار نیست فقط عضوی از یک تیم باشی؛قرار است بخشی از چیزی باشی که با هم می‌سازیم.
undefined اگر دوست داری در یک فضای فرهنگی و هنری بنویسی، خلق کنی و تجربه به دست بیاوری،برای عضویت در داروگ به ما پیام بده:
undefined @Darvag_support1405
━━━━━━━━━━━━━━
undefined داروگجایی برای آنچه باید نوشته شود.
undefined۳

۵۴

۱۶:۰۰

۲۳ شهریور
thumbnail
یک‌ لحظه درنگ | راز شاعر undefinedundefined<img style=" />undefined
اگر از یک شاعر بخواهیم همین حالا درباره‌ی «باران» شعری بگوید، چه اتفاقی در ذهنش می‌افتد؟آیا شاعر حرفه‌ای از همان ابتدا بهترین واژه‌ها را انتخاب می‌کند؟یا راز کار، جای دیگری‌ست؟
یک شاعر حرفه‌ای ایده‌ها را آزاد می‌گذارد که بیایند. او مرحله‌ی ویرایش را برای مدت بیشتری به تعویق می‌اندازد.کدام ایده بهتر است؟ کدام واژه‌ها باید تغییر کنند؟ آیا به خوبی مفهوم را به دیگران منتقل می‌کنم؟
این افکار بهتر است کمی صبر کنند؛زیرا اکنون مرحله‌ی خلق است!
بعد از آمدن ایده‌ها، او به ویرایش خواهد پرداخت؛ بهترین‌ها را انتخاب و وزن آن‌ها را اصلاح خواهد کرد.او می‌داند چه زمانی از خلق به ویرایش پرواز کند؛او یک تمرین کرده است.━━━━━━━━━━━━━━undefined برشی از "راز شاعر"undefined به قلم آقای سینا صفرپور
undefined برای مطالعه‌ی کامل این صفحه کلیک کنید!
━━━━━━━━━━━━━━undefined|تلگرام| undefined|بله|
undefined۲

۴۳

۱۲:۳۰

۲۵ شهریور
thumbnail
افسانه‌های ادبی | ماه و پلنگ undefinedundefined
می‌گویند پلنگ، هر شب که ماه را بر فراز کوه‌ها می‌دید، دل از دست می‌داد. از بلندترین صخره‌ها به سویش خیز برمی‌داشت؛ شاید این بار پنجه‌هایش به ماه برسد. اما میان او و ماه، همیشه فاصله‌ای بود که با هیچ جهشی پر نمی‌شد.
عجیب است؛ ما معمولاً پلنگ را به خاطر نرسیدن به ماه به یاد نمی‌آوریم. آنچه در ذهنمان مانده، جسارتِ پریدن اوست.شاید ارزش بعضی آرزوها، نه در رسیدن، که در همین خیز برداشتن باشد.
اما قصه‌ی ماه و پلنگ فقط یک افسانه نیست؛ وقتی پای شعر حسین منزوی به میان می‌آید، این دو دیگر فقط ماه و پلنگ نیستند؛ تبدیل می‌شوند به تصویری از خودِ ما و آرزوهایی که دست از سرمان برنمی‌دارند.
اگر تا به حال چیزی را خواسته‌ای که می‌دانستی شاید هرگز به آن نرسی، شاید این افسانه برای تو هم حرفی داشته باشد...━━━━━━━━━━━━━━undefined برشی از «ماه و پلنگ»undefined به قلم آقای حسام‌ یاری
undefined برای مطالعه‌ی کامل این صفحه کلیک کنید!
━━━━━━━━━━━━━━undefined|تلگرام| undefined|بله|
undefined۲

۳۴

۱۲:۳۰

۲۷ شهریور
thumbnail
undefined داروگ | ۲۷ شهریور
undefined امروز روز شعر و ادب فارسی و یادروز استاد شهریار است.بهانه‌ای برای مکثی کوتاه کنار زبانی که قرن‌هاست با آن عشق ورزیده‌ایم، دلتنگ شده‌ایم و جهان را به شیوه‌ای دیگر دیده‌ایم.
اشعار شهریار ادب هنوز در میان مردم نفس می‌کشد و قدم می‌زند.گاهی در یک غزل عاشقانه، گاهی در زبان مادری و گاهی در همان چند بیتی که آدم دلش می‌خواهد دوباره و دوباره بخواند:
خضرِ راه خویشتن باش ای فقیرچشم گریان چشمهٔ حیوان ماست
شهریارا، هر غمی را دارویی‌ستداروی دیوانگان، دیوان ماست!
undefined روز شعر و ادب فارسی گرامی باد.━━━━━━━━━━━━━━undefined|تلگرام| undefined|بله|
undefined۳

۲۱

۱۰:۳۰