عکس پروفایل کانال داستانک ~داستانهای-کوتاه-آموزنده-رمان-جوک-لطیفه-معما-چیستان-عکس-پروفایل-عکسنوشته-متن-تکست-طعنه-کنایه-دار-خنده-دار-خفن-فیلمک

کانال داستانک ~داستانهای-کوتاه-آموزنده-رمان-جوک-لطیفه-معما-چیستان-عکس-پروفایل-عکسنوشته-متن-تکست-طعنه-کنایه-دار-خنده-دار-خفن-فیلم

۴.۵ هزار عضو
بازارسال شده از کانال‌های پرطرفدار ~لینکدونی،گروهیاب،اخبار،جنگ،فوری،خبرهای،لحظه ای،آهنگهای،درخواستی،کلیپ،خفن،موزیک،عکس،پروفایل،آرایشگری،سرگرمی
thumbnail
undefinedاین کانال، یه کلیپایی میذاره خــفــن🫣undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedble.ir/join/D5Xc2qxFsrble.ir/join/D5Xc2qxFsrble.ir/join/D5Xc2qxFsrundefinedبیا توووووووشundefinedببین چخبره اینجا🥶
```
[undefinedکلیک کنundefined
undefinedکلیک کنundefined undefinedیه‌چی بگم بهتundefined
undefinedکلیک کنundefined
]
از اون کلیپای خفن هم میذارهundefinedundefined
‌ بپر توووووووش undefined
ble.ir/join/D5Xc2qxFsr
ble.ir/join/D5Xc2qxFsr
ble.ir/join/D5Xc2qxFsr
ble.ir/join/D5Xc2qxFsr
ble.ir/join/D5Xc2qxFsr```

undefinedسریع عضو شو، تا حذف نکردیم

۸

۸:۵۵

داستان کوتاه سبد گردو
روزی مردی ثروتمند سبدی بزرگ را پر از گردو کرد،آن را پشت اسب گذاشت و وارد بازار دهکده شد، سپس سبد را روی زمین گذاشت و به مردم گفت: ” این سبد گردو را هدیه میدهم به مردم دهکده، فقط در صف بایستید و هرکس یک گردو بردارد به اندازه همه گردو در این سبد است و به همه می‌رسد “مرد ثروتمند این را گفت و رفت. مردم دهکده پشت سر هم صف ایستادند و یکی‌یکی از داخل سبد گردو برداشتند.
پسربچه باهوشی هم در صف ایستاد. اما وقتی نوبتش رسید در کنار سبد ایستاد و نوبتش را به نفر بعدی داد. به این ترتیب هر کسی یک گردو برمی‌داشت و پی کار خود می‌رفت.
مردی که خیلی احساس زرنگی می‌کرد با خود گفت: “نوبت من که رسید دو تا گردو برمی‌دارم و فرار می‌کنم. در نتیجه به این پسر چیزی نمی‌رسد.” او چنین کرد و در لابه‌لای جمعیت گم شد.
سرانجام وقتی همه گردوهایشان را گرفتند و رفتند پسرک با لبخند سبد را از روی زمین برداشت و بر دوش خود گذاشت و گفت: “من از همان اول گردو نمی‌خواستم این سبد ارزشی بسیار بیشتر از همه گردوها دارد.”
نتيجه:
خیلی‌ها دلشان به گردوبازی خوش است و از این غافلند که آنچه گرانبهاست و ارزش بسیار بیشتری دارد سبدی است که این گردوها در آن جمع شده‌اند. خیلی‌ها قدر خانواده و همسر و فرزند خود را نمی‌دانند و دایم با آنها کلنجار می‌روند و از این نکته طلایی غافلند که این سبدی که این افراد را گرد هم و به اسم خانواده جمع کرده ارزشی به مراتب بیشتراز لجاجت‌ها و جدل‌های افراد خانواده دارد.
بسیاری اوقات در زندگی گردوها آنقدر انسان را به خود سرگرم می‌کنند که فرد اصلا متوجه نمی‌شود به خاطر لجاجت و یا یکدندگی و کله‌شقی و تعصب و خودخواهی فردی و گروهی در حال از دست دادن سبد نگهدارنده گردوهاست و وقتی سبد از هم می‌پاشد و گردوها روی زمین ولو می‌شوند و هر کدام به سویی می‌روند، تازه می‌فهمند که نقش سبد در این میان چقدر تعیین‌کننده بوده است.
بیایید در هر جمعی که هستیم سبد و تور نگهدارنده اصلی را ببینیم و آن را قدر نهیم و نگذاریم تار و پود سبد ضعیف شود. چرا که وقتی این تور نگهدارنده از هم بپاشد دیگر هیچ چیزی در جای خود بند نخواهد شد و به هیچ‌کس سهم شایسته و درخورش نخواهد رسید.
بسیاری از شکارچیان باهوش به دنبال سبد هستند و نه گردوهای داخل آن. بنابراین حواسمان جمع باشد که بی‌جهت سرگرم گردوبازی نشویم و اصل کاررا ازدست ندهیم!
#داستان #کوتاهΞ✿ کانال ایتا داستانک ✿Ξundefined @Dastanak_Channel undefined‌__________________________
undefined۴
undefined۴

۶۳۹

۱۶:۳۳

بازارسال شده از
undefinedبه کدام‌یک از آهنگ‌های خواننده‌های قدیمی زیر علاقه‌‌مندی؟
undefinedآهنگ‌های هایده
undefinedآهنگ‌های معین
undefinedآهنگ‌های هردو خواننده
undefinedهیچ‌کدام
undefinedگزینه‌ی موردنظرتو انتخاب کن.

۱

۱۰:۱۲

برچسب
اتومبیل جلویی لاک‌پشت‌وار پیش می‌رفت و با اینکه مدام بوق می‌زدم، به من راه نمی‌داد داشتم خونسردی‌ام را از دست می‌دادم که یک دفعه چشمم به برچسب کوچکی روی شیشه عقب‌اش افتاد:"نقص فنی، لطفا صبور باشید!"
و این نوشته همه چیز را تغییر داد!بلافاصله آرام گرفتم و سرعتم را کم کردم.راستش حتی مراقب آن ماشین و راننده‌اش هم بودم! چند دقیقه با تأخیر به خانه رسیدم اما مشکلی نبود.
ناگهان فکری تلنگر زد: اگر آن برچسب نبود من صبوری به خرج می‌دادم؟ چرا برای بردباری در برابر مردم به برچسب نیاز داریم؟و دست آخر اینکه: اگر مردم برچسب‌هایی به پیشانی خود بچسبانند، با دیگران صبورتر و مهربان خواهیم بود؟در واقع همه درگیر مشکلاتی هستند که ما از آن چیزی نمی‌دانیم. حداقل کاری که می‌توانیم بکنیم، صبر و مهربانی است.بیایید به برچسب‌های نامرئی یکدیگر احترام بگذاریم.
#داستان #کوتاهΞ✿ کانال ایتا داستانک ✿Ξundefined @Dastanak_Channel undefined‌__________________________
undefined۱

۴۱۰

۱۷:۱۴

بازارسال شده از تبلیغات بازدیدی رئوف…………~گسترده/تبلیغ/ساعتی/کانال/پست/آزاد/روزانه/شبانه/آخر/ارزان/رایگان/سفارش/بنری/واتساپ/ایتا/پربازده/بله/گروه
thumbnail
undefined اتفاق عجیب روی آنتن زنده تلویزیونundefinedundefined
undefinedتوی شبکه سلامت مجری از یک کرم استفاده میکنه که مهمون برنامه گفته چین و چروک رو توی 2 دقیقه از بین میبره.
منم تا نتیجه اش رو ندیدم باورم نشد ولی واقعا توی 2 دقیقه 10 سال جوون‌ترش کرد.undefined
این محصول گیاهی توی ایران خودمون تولید میشه و کارشناساش دارن به مردم مشاوره رایگان میدن. از دست نده.undefinedهمین الان روی لینک زیر کلیک کن و مشاوره رایگان بگیرundefinedundefined
bam30.com/ads/landings/21b3e-44c0cbam30.com/ads/landings/21b3e-44c0c
undefinedتخفیف ویژه فقط برای امروز undefinedundefinedundefined

۷

۱۳:۴۱

ریشه تاریخی ضرب المثل قوز بالا قوز
هنگامی که یکی گرفتار مصیبتی شده و روی ندانم کاری مصیبت تازه ای برای خودش فراهم می کند این مثل را می گویند.
فردی به خاطر قوزی که بر پشتش بود خیلی غصه می خورد.یک شب مهتابی بیدار شد خیال کرد سحر شده،بلند شد رفت حمام. از سر آتشدان حمام که رد شد صدای ساز و آواز به گوشش خورد،اعتنا نکرد و رفت تو. سر بینه که داشت لخت می شد حمامی را خوب نگاه نکرد و ملتفت نشد که سر بینه نشسته.
وارد گرمخانه که شد دید جماعتی بزن و بکوب دارند و مثل اینکه عروسی داشته باشند می زنند و می رقصند. او هم بنا کرد به آواز خواندن و رقصیدن و خوشحالی کردن. در ضمن اینکه می رقصید دید پاهای آنها سم دارد. آن وقت فهمید آنها از ما بهتران هستند؛ اگرچه خیلی ترسید اما خودش را به خدا سپرد و به روی آنها هم نیاورد.
از ما بهتران هم که داشتند می زدند و می رقصیدند فهمیدند که او از خودشان نیست ولی از رفتارش خوششان آمد و قوزش را برداشتند. فردا رفیقش که او هم قوزی بر پشت داشت، از او پرسید: تو چکار کردی که قوزت صاف شد؟ او هم قضیه آن شب را تعریف کرد. چند شب بعد رفیقش رفت حمام. دید باز حضرات آنجا جمع شده اند خیال کرد همین که برقصد از ما بهتران خوششان می آید.
وقتی که او شروع کرد به رقصیدن و آواز خواندن و خوشحالی کردن، از ما بهتران که آن شب عزادار بودند اوقاتشان تلخ شد. قوز آن بابا را آوردند گذاشتند بالای قوزش؛ آن وقت بود که فهمید کار بی مورد کرده، گفت: وای وای دیدی که چه به روزم شد، قوز بالای قوزم شد.

#داستان #کوتاهΞ✿ کانال ایتا داستانک ✿Ξundefined @Dastanak_Channel undefined‌__________________________

۶۵

۱۶:۵۰

بازارسال شده از تبلیغات بازدیدی رئوف…………~گسترده/تبلیغ/ساعتی/کانال/پست/آزاد/روزانه/شبانه/آخر/ارزان/رایگان/سفارش/بنری/واتساپ/ایتا/پربازده/بله/گروه
thumbnail
بمب رشد گیاهان آپارتمانی! undefinedundefined قرص کود نانو؛ رشد چندبرابری گیاهان شما! undefinedفقط ماهی یک بار داخل خاک بذارید و سپس آبیاری کنید! undefinedundefined مزایا:undefined پاجوش‌دهی سریعundefined برگ‌دهی زیبا و پرطراوتundefined جوونه‌زنی مناسبundefined افزایش حاصلخیزی خاکundefined سبزینگی دائمی گیاه..............................................undefined دیگه هیچ نیازی به تغییر خاک نیست!
برای دریافت توضیحات کامل و ویژه، فقط کافیه عدد ۵ رو بفرستید undefinedundefined
ble.ir/join/GzmcYDcJNXble.ir/join/GzmcYDcJNX
undefined همین حالا به کانال ما سر بزن و پست اخر رو ببین

۱

۱۷:۰۰

بازارسال شده از تبلیغات بازدیدی رئوف…………~گسترده/تبلیغ/ساعتی/کانال/پست/آزاد/روزانه/شبانه/آخر/ارزان/رایگان/سفارش/بنری/واتساپ/ایتا/پربازده/بله/گروه
thumbnail
undefinedبرادر گیزمیز (گیزگیز) به بله اومدundefinedble.ir/join/7YMzEH7FM4ble.ir/join/7YMzEH7FM4ble.ir/join/7YMzEH7FM4
undefinedهمونجایی که میای ۲ دقیقه بخندی،
یهو می‌بینی ۲ ساعت موندی undefinedundefined

🥸پرِ جوک، میم، کلیپ و چرت‌وپرتایی که نصف‌شب الکی بهشون می‌خندی undefined
ble.ir/join/7YMzEH7FM4ble.ir/join/7YMzEH7FM4ble.ir/join/7YMzEH7FM4undefined بزن رو لینک کانال undefined

۱

۱۷:۴۷

بازارسال شده از پیشنهاد ویژه
thumbnail
undefined فوررری
undefined موافق افزایش حقوق کارگران و کالابرگ و یارانه هستید؟!

undefined بـلـه

undefined خـیـر

روی گزینه مورد نظر کلیک کنید undefined<img style=" />undefined

۱

۱۷:۴۷

بازارسال شده از