لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل Davod abdoli AcademyD
۱۶۶ عضو

Davod abdoli Academy

آموزش -رشد -کسب وکار -شما
یاد میگیری در ۳ماه درآمدتو دو برابر کنی
مشاهده در وب بله
۲۲ مهر
undefined اینکه کارگاهت همیشه شلوغه و کارگرهات دارن به زور اضافه کار می‌کنن، اگر آخر ماه حساب بانکی‌ت منفیه، یعنی داری یک «نمایشِ پرهزینه» اجرا می‌کنی!
undefined سؤال کوچینگی: تا حالا حساب کردی هزینه برق، حقوق، استهلاک و اجاره چقدر از گلوت رو گرفته، در حالی که تیراژِ تولیدِ مفیدت به شدت پایینه؟ چرا حجمِ کارِ بالا برات سودِ واقعی تولید نمی‌کنه؟
🥷 تذکر هوشمندانه: «شلوغیِ کارگاه» فریبنده‌ترین سرابِ مدیریت در صنعت مبل است. اگر فرآیند تولیدت گلوگاه دارد، اگر برشکاری، نجاری و رویه‌کوبی هماهنگ کار نمی‌کنند، تو فقط داری سرمایه و مواد اولیه‌ات را به «آشفتگی» تبدیل می‌کنی. تولیدِ انبوهِ بی‌برنامه، سرعتِ مرگِ کارگاهت را زیاد می‌کند.
undefined️ مثال واقعی: کارگاهی که سالن تولیدش پر از اسکلت‌های نیمه‌کاره مبل بود و پرسنل از خستگی می‌نالیدند، اما صاحبش برای پرداخت حقوق ماهانه مجبور به قرض گرفتن بود! وقتی ساختارِ خط تولید اصلاح شد و تمرکز رویِ «کاهشِ دپوی نیمه‌ساخته» رفت، با ۳۰٪ نیروی کمتر، سودِ خالصش دو برابر شد.
undefined پیشنهاد رد نشدنی: اگر می‌خوای گلوگاه‌های پنهانِ کارگاهت را پیدا کنی، خط تولید را منظم کنی و از کارِ زیاد، سودِ واقعی بیرون بکشی، کلمه «تولید» را برام بفرست. 🧩
undefined داود عبدلیundefined ۰۹۱۹۹۲۹۴۹۵۹undefined @davodabdoliacademyy
undefined۳

۴۲

۲۱:۰۵

۲۳ مهر
undefined اگر فکر می‌کنی بازاریابی یعنی «چاپ تراکت، پخش کاتالوگ و گاهی گذاشتن چندتا عکسِ بی‌کیفیت از مبل در اینستاگرام»، داری سرمایه‌ات رو تو چاهِ بلااستفاده می‌ریزی!
undefined سؤال کوچینگی: آخرین باری که یک «قیفِ فروشِ دیجیتال» ساختی که مشتریِ سرد رو دسته‌بندی کنه، اعتمادش رو جلب کنه و خودش بیاد تو شووروم بگه «دقیقاً همون مدلی رو می‌خوام که پست گذاشته بودید»، کی بود؟
🥷 تذکر هوشمندانه: مشتری امروز قبل از اینکه پاش رو تو نمایشگاه یا کارگاهِ تو بذاره، کلِ برندت رو تو گوگل و اینستاگرام شخم زده! کارخانه‌داری که هنوز فکر می‌کنه بازاریابی کارِ بچه‌هاست و باید فقط منتظر باشه مشتری خودش از جلوی مغازه رد بشه، به زودی با یک بنرِ «واگذاریِ کارگاه» روبه‌رو میشه.
undefined️ مثال واقعی: کارگاهِ سنتیِ بزرگی که به خاطرِ نداشتنِ حتی یک صفحه اینستاگرامِ حرفه‌ای، ماهانه ده‌ها میلیون تومان هزینه اجاره مغازه می‌داد اما مشتری نداشت؛ در مقابل، یک جوانِ تازه‌کار که با تولیدِ محتوایِ تخصصی از ویدیوهای نحوه ساخت و مشاوره چیدمانِ منزل، مشتری‌ها رو از سراسرِ کشور به کارگاهِ کوچکِ خودش می‌کشوند و قیمتِ پیشنهادیِ خودش را هم به کرسی می‌نشاند.
undefined پیشنهاد رد نشدنی: اگر می‌خوای به جای التماس برای مشتری، یک «ماشین جذبِ مشتریِ وفادار» از طریق شبکه‌های اجتماعی و سیستم‌های آنلاین بسازی، کلمه «بازاریابی» را برام بفرست. 🧩
undefined داود عبدلیundefined ۰۹۱۹۹۲۹۴۹۵۹undefined @davodabdoliacademyy
undefined۳

۴۶

۱۶:۴۲

۲۵ مهر
undefined اگر بعد از فروش و تسویه‌حساب با مشتری، پرونده‌اش رو می‌بندی و فراموشش می‌کنی، داری «بزرگ‌ترین گنجِ بیزینست» رو با دست‌های خودت دور می‌ریزی!
undefined سؤال کوچینگی: تا حالا حساب کردی که به دست آوردن یک مشتریِ جدید برات چقدر هزینه داره و در مقابل، راضی نگه داشتن و فروشِ دوباره به همون مشتریِ قبلی چقدر ارزون‌تر و بی‌دردسرتره؟ لیست شماره تلفنِ مشتری‌های ۵ سال گذشته‌ات کجاست؟
🥷 تذکر هوشمندانه: هزینه جذب مشتری جدید بین ۵ تا ۷ برابر نگهداری مشتری فعلیه! تولیدکننده‌ای که خدمات پس از فروش، پیگیری رضایت، گارانتی واقعی و باشگاه مشتریان نداره، کارش مثل آب ریختن تو سطل سوراخه. اگر مشتری بعد از خرید ازت یادش بره از کی خریده، یعنی تو اصلاً برندی نداری، فقط یک معامله‌گر موقتی بودی.
undefined️ مثال واقعی: کارخانه‌داری که هر سال میلیون‌ها تومان خرج تبلیغات می‌کرد ولی سرِ تعویض یک پایه مبلِ لق‌شده با مشتری بحث می‌کرد و اون مشتری رو تبدیل به دشمن برندش می‌کرد؛ در نقطه مقابل، تولیدکننده‌ای که ۶ ماه بعد از تحویل مبل زنگ می‌زنه و وضعیت فوم و نشیمن رو جویا میشه و رایگان سرویس میده، همون مشتری ظرف ۲ سال بعد، مبل جهیزیه دخترش، مبل اداری برادرش و اقوامش رو ازش خرید.
undefined پیشنهاد رد نشدنی: اگر می‌خوای سیستمی بسازی که مشتریان قبلی‌ات بدون یک ریال هزینه تبلیغات، تبدیل به «سفیران فروش و ویزیتورهای پروپاقرص» مبل‌های تو بشن، کلمه «وفاداری» رو برام بفرست. 🧩
undefined داود عبدلیundefined ۰۹۱۹۹۲۹۴۹۵۹undefined @davodabdoliacademyy

۳۶

۱۴:۴۸

۲۶ مهر
undefined اگر افتخار شرکت پخشت به «ناوگان پر از ماشین و انبار پر از بار» است ولی آخر ماه برای پاس کردن چک‌های تأمین‌کننده دست‌به‌عصایی، داری فقط «حمالیِ رایگانِ کارخانه‌ها» رو می‌کنی!
undefined سؤال کوچینگی: آخرین باری که گزارش سودآوری واقعیِ هر لاین و هر سوپرمارکت رو گرفتی کی بود؟ چند درصد از فروش ماهانه‌ات فقط داره پورسانت ویزیتور و استهلاک ایسوزوها رو درمیاره بدون اینکه یک ریال سود خالص برات بذاره؟
🥷 تذکر هوشمندانه: در صنعت پخش مواد غذایی، «حجم فروش (Turnover)» توهم قدرت میده، اما این «جریان نقدینگی و دوره وصول مطالبات» است که زنده نگهت می‌داره. پخش کردنِ بار با چک‌های ۶۰ و ۹۰ روزه به سوپرمارکتی که معلوم نیست فردا باز باشه یا نه، اسمش فروش مویرگی نیست؛ خودکشی تدریجی با حاشیه سود ۳ تا ۵ درصده!
undefined️ مثال واقعی: شرکت پخشی که افتخار می‌کرد ماهی ۴۰ میلیارد تومان روغن، تن‌ماهی و لبنیات می‌فروشه، اما به خاطر ضایعات برگشتی، مطالبات سوخته سوپرمارکت‌ها و خواب سرمایه در لاین‌های کم‌سود، آخر سال حتی توان پرداخت عیدی پرسنل انبار رو نداشت؛ در نقطه مقابل، شرکتی با نصف اون تیراژ، با حذف مشتریان بدحساب، تمرکز روی سبدهای انحصاریِ پرحاشیه و بستن مسیرهای ویزیتِ غیراقتصادی، سود خالصش ۳ برابر شرکت اول بود.
undefined پیشنهاد رد نشدنی: اگر می‌خوای لاین‌های سودده از زیان‌ده رو در شرکت پخشت تفکیک کنی، دوره وصول چک‌های بازار رو به نصف برسونی و سیستم فروش مویرگی‌ات رو نجات بدی، کلمه «پخش» رو برام بفرست. 🧩
undefined داود عبدلیundefined ۰۹۱۹۹۲۹۴۹۵۹undefined @davodabdoliacademyy

۴۵

۱۰:۱۴

۲۸ مهر
undefined اگر ویزیتورت فقط بلده اقلامِ لیدر و روپایی (مثل روغن و شکر) رو فاکتور کنه، تو «تیم فروش» نداری؛ فقط چندتا «سفارش‌گیرِ گران‌قیمت» استخدام کردی!
undefined سؤال کوچینگی: در سبد کالایی شرکت پخشت، چند درصد از فاکتورها شامل اقلامِ کم‌گردش اما با «حاشیه سود بالا» است؟ ویزیتورهایت برای چیدن قفسه و هل دادن کالای اصلی چقدر تلاش می‌کنند یا فقط به «چند کارتن روغن می‌خوای آقا؟» بسنده می‌کنند؟
🥷 تذکر هوشمندانه: در پخش مواد غذایی، کالای لیدر فقط برای باز کردنِ درِ مغازه است؛ سود اصلی در «فروش ترکیبی (Cross-Selling)» و جا انداختنِ لاین‌های انحصاری و حاشیه‌دار نهفته است. ویزیتوری که تارگت تعدادی و حجمی می‌زنه ولی سبد متوازن نمی‌فروشه، داره انبارت رو از کالاهای پرحاشیه پر و حساب بانکی‌ات رو خالی می‌کنه.
undefined️ مثال واقعی: سرپرست فروشی که خوشحال بود تیمش تارگت ماهانه رو پر کرده، اما گزارش حسابداری نشان داد ۸۵ درصد فروش مربوط به ماکارونی و رب با حاشیه سود ۳ درصدی بوده و سس‌ها، ترشیجات و کنسرویجاتِ با سود ۲۵ درصدی در انبار خاک می‌خورند؛ بعد از بازطراحی پورسانتِ پلکانی مبتنی بر «سودآوری کالا» نه «حجم فاکتور»، سود شرکت در ماه بعد ۶۵ درصد جهش کرد.
undefined پیشنهاد رد نشدنی: اگر می‌خوای ساختار پورسانت ویزیتورها، تارگت‌گذاری سبدی و مهارت‌های متقاعدسازی تیم پخش مویرگی‌ات رو از پایه اصلاح کنی، کلمه «سبد فروش» رو برام بفرست. 🧩
undefined داود عبدلیundefined ۰۹۱۹۹۲۹۴۹۵۹undefined @davodabdoliacademyy
undefined۱

۴۵

۱۶:۴۹

۲۹ مهر
undefined اگر برای انبارت «نرم‌افزار دقیق، سیستم FIFO و آمار لحظه‌ای تاریخ انقضا» نداری، انبارت شرکت پخش نیست؛ «قتلگاهِ سرمایه‌ات» است!
undefined سؤال کوچینگی: آخرین باری که انبارگردانی کردی، چقدر کسر و انکسار، ضایعات لهیدگی کارتن، دزدی پنهان یا بار تاریخ‌گذشته پیدا کردی؟ تا حالا حساب کردی سالانه چند صد میلیون تومن به خاطر نگهداری غلط و فساد کالا توی سطل زباله می‌ریزی؟
🥷 تذکر هوشمندانه: در پخش مواد غذایی، سود شما در انبار ساخته و در انبار نابود می‌شود! خوابیدنِ سرمایه روی کالایی که چرخش کند داره، یعنی پرداخت سود بانکی برای اجناسی که روزبه‌روز به تاریخ انقضاشون نزدیک‌تر میشن. شرکت پخشی که لجستیک و انبارداری علمی نداره، حتی اگر بهترین فروشنده‌های ایران رو هم داشته باشه، از سوراخ انبار غرق میشه.
undefined️ مثال واقعی: شرکت پخشی که در ظاهر سودده بود اما در انبارگردانی پایان سال متوجه شد نزدیک به ۱.۲ میلیارد تومان سس و کیک تاریخ‌مصرف‌گذشته در لایه‌های زیرین پالت‌ها مدفون شده، چون راننده و انباردار اجناس جدیدتر رو جلو می‌چیدند و جنس قدیمی پشت می‌موند؛ در مقابل، پخشی که با کدگذاری بارکدی و سیستم چیدمان مکانیزه ضایعاتش رو به صفر رسوند و هزینه انبارداری رو ۳۰ درصد کاهش داد.
undefined پیشنهاد رد نشدنی: اگر می‌خوای استانداردهای کنترل موجودی، سیستم انبارداری حرفه‌ای و کاهش ضایعات تا مرز صفر رو در شرکت پخشت پیاده کنی، کلمه «انبار» رو برام بفرست. 🧩
undefined داود عبدلیundefined ۰۹۱۹۹۲۹۴۹۵۹undefined @davodabdoliacademyy

۴۲

۱۶:۵۹

۱ آبان
undefined اگر با سوپرمارکتی‌ها فقط به زبانِ «فاکتور و وصول چک» حرف می‌زنی و اسمِ صاحبِ مغازه‌های مسیرِ ویزیت رو هم نمی‌دونی، داری «رابطه» نمی‌سازی؛ فقط «بار می‌چونی»!
undefined سؤال کوچینگی: تا حالا به فکر کردی چرا سوپرمارکتی جلوی دیدِ مشتری‌هاش، قفسه‌ی رقیب رو چشمگیر می‌چینه و سبدِ تو رو میره گوشهٔ پایین قفسه می‌ذاره؟ چقدر از مغازه‌داری که ماه‌هاست ازش خرید می‌کنی، بچه‌دار بودن، دغدغهٔ اجاره یا شغل دومش رو می‌دونی؟
🥷 تذکر هوشمندانه: در فروش مویرگی، «قفسه» تنها جای واقعیِ نبردِ برندهاست! آنجا که چشم مشتری نگاه می‌کنه، یا برندِ تو دیده میشه یا دفن میشه. سوپرمارکتی به کسی جای ویژه می‌ده که بهش «اعتماد و رابطه» داره، نه فقط به کسی که کاتالوگ و تخفیف میاره. مغازه‌دارها به «همکار وفادار» جا می‌دن، نه به «راننده تحویل بار».
undefined️ مثال واقعی: ویزیتوری که هر هفته علاوه بر بار، مشاورهٔ کوچک به مغازه‌دار می‌داد (مثلاً چیدمان پرفروش‌ها رو اصلاح می‌کرد یا تخفیف ست خریدش رو یادآوری می‌کرد)، در بحرانِ اقتصادی چند سال اخیر، سبدِ فروشش در همون مغازه‌ها ۳ برابر شد؛ در حالی‌که همکارش که فقط «فاکتور می‌زد و می‌رفت»، ماه‌به‌ماه مشتری‌هاش کم می‌شد و به بقیه بازار می‌پیوست.
undefined پیشنهاد رد نشدنی: اگر می‌خوای تیم ویزیت و پخش مویرگی‌ات رو به یک «ارتش رابطه‌ساز و قفسه‌سلطن» تبدیل کنی که بدون تخفیفِ اضافه، سهم قفسه‌ات رو بالا ببره، کلمه «قفسه» رو برام بفرست. 🧩
undefined داود عبدلیundefined ۰۹۱۹۹۲۹۴۹۵۹undefined @davodabdoliacademyy

۳۵

۱۸:۲۰

۲ آبان
undefined تا حالا برات پیش اومده ویزیتورت بره تو مغازه، صاحب سوپرمارکت حتی سرش رو بالا نیاره و با بی‌محلی بگه: «هیچی نمی‌خوام، بفرمایید بیرون»؟!
undefined می‌دونی دردِ واقعی کجاست؟ اینکه تو میلیاردها تومن سرمایه خوابوندی، انبار زدی، ماشین خریدی، بعد یک مغازه‌دارِ ۲۰ متری تیم فروشت رو مثل مزاحم بیرون می‌کنه! درد از این عمیق‌تر که حس کنی التماس می‌کنی تا جنست رو بخرن؟!
🥷 واقعیت بی‌رحم بازار: مغازه‌دار از جنس خریدن نمی‌ترسه؛ از «باد کردنِ بار تو مغازه‌اش»، «خوابیدن پولش» و «بدقولیِ ماشین پخش» وحشت داره! وقتی ویزیتور تو بدون درک استرس‌های مغازه‌دار (اجاره سر ماه، چک‌های برگشتی، جنس‌های کم‌فروش) فقط کارتن پرت می‌کنه، مغازه‌دار تو رو یک «شریکِ جیب‌بُر» می‌بینه نه یک «نجات‌دهنده»!
undefined️ سناریوی واقعی: ویزیتوری که وارد سوپرمارکت میشه، بدون اینکه بگه چی آورده، دو تا قلم جنس خاک‌گرفته تو قفسه رو گردگیری می‌کنه، تاریخ انقضاها رو چک می‌کنه و به مغازه‌دار میگه: «حاجی، این لاینت نمی‌چرخه، برات مرجوعش می‌کنم؛ جاش جنسی میدم که تا آخر هفته نقد بشه و پول اجاره مغازت دربیاد»... به نظرت این سوپرمارکتی عاشق این ویزیتور نمیشه؟! چکِ این شرکت برگشت می‌خوره یا اون پخشی که فقط التماس می‌کنه فاکتور کنه؟!
undefined پیشنهاد رد نشدنی: اگر خسته شدی از پس‌زده شدن ویزیتورهات پشت دخل مغازه‌ها، و می‌خوای تیم پخشت مثل «مشاور معتمد و رفیق شفیقِ» مغازه‌دار رفتار کنه تا بهترین جای قفسه همیشه مال تو باشه، کلمه «اعتماد» رو برام بفرست. 🧩
undefined داود عبدلیundefined ۰۹۱۹۹۲۹۴۹۵۹undefined @davodabdoliacademyy

۳۴

۱۷:۵۰

۴ آبان
undefined دردناک‌تر از این صحنه تو سوپرمارکت نیست: مشتری میاد جلو، دست می‌کشه رو جنس برندِ تو، اما درجا می‌ذارتش سرِ جاش و میره جنس رقیب رو برمی‌داره!
undefined می‌دونی توی دلِ اون مغازه‌دار چی می‌گذره وقتی این صحنه رو می‌بینه؟ با خودش میگه: «عجب اشتباهی کردم به حرف ویزیتور این شرکت گوش دادم! پولم رو تبدیل کردم به این جنسِ بادکرده که نه اسم داره، نه کششِ بازار، فقط داره خاک می‌خوره و جلوی نقدینگی‌ام رو گرفته!»
🥷 واقعیت بی‌رحم بازار: مغازه‌دار عاشق چشم و ابروی هیچ پخش‌کننده‌ای نیست؛ اون «دیده‌شدن و گردش سریع قفسه» رو می‌خواد! وقتی محصول تو از دیدِ خریدار نهایی هیچ ارزشی نداره، بسته‌بندی‌ش بی‌حاله و هیچ تبلیغ یا کششی پشتش نیست، سوپرمارکتی مجبوره با تخفیف و التماس بفروشتش. اینجاست که دفعه بعد، ویزیتورت حتی پاش به داخل مغازه هم نمی‌رسه!
undefined️ سناریوی واقعی: زن جوانی میاد تو سوپرمارکت محله تا برای شام ماکارونی و رب بخره؛ مغازه‌دار قوطیِ رب پخشِ تو رو تعارف می‌کنه و میگه «حاج‌خانم این عالیه، ببر ضمانتی». خریدار قوطی رو برمی‌گردونه، نگاهی به رنگ و لعابِ بسته‌بندیِ بی‌کیفیتش می‌کنه، میگه: «نه ممنون، همون تبرک یا روژین همیشگی رو بدید... ریسک نمی‌کنم غذا خراب بشه!»... همون‌جا مغازه‌دار تو دلش خطِ قرمز پررنگی دورِ شرکت پخش تو می‌کشه!
undefined پیشنهاد رد نشدنی: اگر جنس‌هات تو قفسه خاک می‌خوره و سوپرمارکتی‌ها از بردن بارت وحشت دارن، وقتشه یاد بگیری چطور برای محصولت «کشش خرید از سمت مصرف‌کننده نهایی (Sell-out)» بسازی تا خودِ مردم از مغازه‌دار جنس تو رو طلب کنن! کلمه «کشش بازار» رو برام بفرست. 🧩
undefined داود عبدلیundefined ۰۹۱۹۹۲۹۴۹۵۹undefined @davodabdoliacademyy

۲۱

۲۰:۲۶

۶ آبان
undefined دیدی مشتری میاد دمِ یخچال یا استند تنقلات، به صاحب مغازه میگه: «حاجی، فلان برند رو نداری؟!» مغازه‌دار هم با شرمندگی سر تکون میده و مشتری دست خالی میره بیرون؟!
undefined می‌دونی توی ذهن اون خریدار و قلب اون سوپرمارکتی چی می‌گذره؟ مشتری حس می‌کنه این مغازه لنگِ جنسیه که نیاز داره؛ مغازه‌دار هم از حرصِ از دست دادن سودِ اون مشتری، به شرکت پخشی که نتونسته به‌موقع شارژش کنه لعنت می‌فرسته! چرا مشتری نهایی باید به خاطر بی‌برنامگی پخش تو، سبد خریدش رو ببره تحویلِ مغازه بغلی بده؟!
🥷 واقعیت بی‌رحم بازار: خریدار نهایی برای قفسه خالی یا جایگزین بی‌کیفیت صبر نمی‌کنه! اگر مصرف‌کننده دو بار سراغ نوشیدنی، سس یا کیک محبوبش بیاد و نباشه، ترجیح میده کل خرید هفتگی‌اش رو از هایپرمارکت سر خیابون بکنه. مقصر کیه؟ شرکت پخشی که سیستم OOS (اتمام موجودی) نداره و ویزیتورش وقتی میرسه که مشتری از اون سوپرمارکت قطع امید کرده!
undefined️ سناریوی واقعی: کارمندی ساعت ۹ شب بعد از یه روز سخت خسته میاد تو مغازه و میگه: «آقا از اون لبنیاتِ پروتئینی یا اون چیپسِ ترد فلان برند که بچه‌م عاشقشه دارین؟» مغازه‌دار قفسه خالی رو نشون میده و میگه: «والا ویزیتورش قرار بود سه‌شنبه بیاره، امروز پنج‌شنبه‌ست هنوز ماشینش نیومده!» مشتری نه‌تنها اون جنس رو نمی‌خره، بلکه نون و شیرش رو هم می‌ذاره رو میز و میگه: «پس میرم از اون یکی مغازه همه رو با هم می‌گیرم»... یک تأخیر تو، فروش کل کاسب محل رو هوا کرد!
undefined پیشنهاد رد نشدنی: اگر می‌خوای سیستمی در شرکت پخشت پیاده کنی که هیچ قفسه‌ای خالی نمونه، سفارش‌گیری خودکار بشه و مغازه‌دار با التماس بگه فقط جنس تو رو می‌خواد، کلمه «سهم قفسه» رو برام بفرست. 🧩
undefined داود عبدلیundefined ۰۹۱۹۹۲۹۴۹۵۹undefined @davodabdoliacademyy

۲

۱۷:۵۷