۶۷۰
۸:۲۶
زندگی همین شعر است، مثل قصّهای كوتاهقصّهای كه با یک غم تازه میشود ناگاه
صبح، خانه، خمیازه، كوچههای خوابآلودباز كفشهایم كو؟ میزند صدایم راه
از سر حكیمیه تا ته نظامآبادبا درشكه میآید باز ناصرالدّینشاه
حوض و ماهی و گلدان، عطر پونه در ایوانعشق مانده در هشتی، غم نشسته در درگاه
تقتق عصا پیچید، آی حاجیه خانم!یك غریبه میآید، یك غریبه... یا الله!
شعر را نمیفهمند اهل خانۀ خورشیدبغض میكند شاعر، خیره میشود در ماه
#علی_داودی @Davodi_poems
صبح، خانه، خمیازه، كوچههای خوابآلودباز كفشهایم كو؟ میزند صدایم راه
از سر حكیمیه تا ته نظامآبادبا درشكه میآید باز ناصرالدّینشاه
حوض و ماهی و گلدان، عطر پونه در ایوانعشق مانده در هشتی، غم نشسته در درگاه
تقتق عصا پیچید، آی حاجیه خانم!یك غریبه میآید، یك غریبه... یا الله!
شعر را نمیفهمند اهل خانۀ خورشیدبغض میكند شاعر، خیره میشود در ماه
#علی_داودی @Davodi_poems
۳۶۱
۹:۵۲
کربلامکتب مذاکرهستگفتگوی بین تیغ و سربین تازیانهها و شانههابین نیزه و جگرگفتگو میان حق و باطل است.
وقت انتخاباز سیاه تا سفیدیک گزینه در مقابل استمرده یا شهید؟
#علی_داودی@Davodi_poems
وقت انتخاباز سیاه تا سفیدیک گزینه در مقابل استمرده یا شهید؟
#علی_داودی@Davodi_poems
۷۸۹
۸:۵۴
۱۱۶
۱۱:۲۱
...تو زندهای که چنین جمله جانفدایانیمپدر ببین که همه بچههای ایرانیمبگو به دلخوشی بچههای جمهوریتو زندهای و مبادا که ماتم دوری...دلم شکسته فدای دل شکسته توکه قدر و قدرت دنیاست مشت بسته توبدون واهمه سرشار از یقین مردمچه جانفشانه به دریا زدند این مردم
...#علی_داودی@Davodi_poems
...#علی_داودی@Davodi_poems
۱.۷K
۱۲:۵۹
علی داودی
... تو زندهای که چنین جمله جانفدایانیم پدر ببین که همه بچههای ایرانیم بگو به دلخوشی بچههای جمهوری تو زندهای و مبادا که ماتم دوری... دلم شکسته فدای دل شکسته تو که قدر و قدرت دنیاست مشت بسته تو بدون واهمه سرشار از یقین مردم چه جانفشانه به دریا زدند این مردم ... #علی_داودی @Davodi_poems
دل شکستهام از غم لبالب است امشبشب یتیمی تهران از امشب است امشب
از امشب است که دیگر غریب و تنهاییماز امشب است که ما داغدار آقاییم
و امشب است که انگار تازه میشنوم خبر خبر خبر اخبار تازه میشنوم
خبر چه بود هراس از "خدای ناکرده" از این خبر که "علی جان خود فدا کرده"
خدا نکرده مبادا چنین زبانم لالنگو که باز رسیده است شمر تا گودال
نگو نمیشنوم تاب روضه با من نیستنگو که تلخ تر از سوگ جان میهن نیست
دلم هنوز به آن لحظه خبر بند استزمان هنوز همان روز چند اسفند است
همان دقیقه همان لحظه و همان ساعتهمان دقیقه که سرریز بود از وحشت
صدای غرش یک انفجار میایدصدای کیست بدون قرار میآید
صدای حادثه بد حرف میزند اماخبر درست نبوده تو زنده ای آقا!
تو زندهای که چنین جمله جانفدایانیمپدر ببین که همه بچههای ایرانیم
بگو به دلخوشی بچههای جمهوریتو زندهای و مبادا که ماتم دوری...
دلم شکسته فدای دل شکسته توکه قدر و قدرت دنیاست مشت بسته تو
بدون واهمه سرشار از یقین مردمچه جانفشانه به دریا زدند این مردم
که زیر بار عزا و ملال نشکستندبه نام تنگدلان راه تنگه را بستند
هلا تو زنده تر از روح چشمه و آبیگواه؛ درس همین کودکان مینابی
هلا تو زندهای و من اسیر آوارممگر خیال خودم را به خاک بسپارم
تو زنده ای بخدا در میانه میدانتو زنده ای که بخوانیم باز "ای ایران"
اگر چه قاسم و عباس و اکبرم رفتنداگرچه اینهمه لاله ز کشورم رفتند
به داغ معرکه گر سوخت پاره جگرمدلم خوش است ولیکن به سایه سار حرم
تو مثل پرچم سرخی که در دل یاراندلیل قوت قلبی به وقت بمباران
ولی دریغ به خود آمدم خبر میگفت خبر چه خسته و بی رحم و شعله ور میگفت
قرار ساعت تشییع صبح فردا بودخبر وداع تو در غربت مصلی بود
دوباره داغ دلم تازه شد مصلی آهدوباره جان بدهم از فراق روح الله
ا.......تو رفتهای و چه خالی است کوی کشوردوست و هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
به جستجوی تو چشمم چو ابر میبارد مرا امید وصال تو زنده ميدارد
دلم گرفت غمت را به باد و باران گفتفراق یار نه آن میکند که بتوان گفت
اگرچه رفتهای ای ماه سایهات به سرممن از تقاص امامم دمی نمیگذرم
#علی_داودی@Davodi_poems
از امشب است که دیگر غریب و تنهاییماز امشب است که ما داغدار آقاییم
و امشب است که انگار تازه میشنوم خبر خبر خبر اخبار تازه میشنوم
خبر چه بود هراس از "خدای ناکرده" از این خبر که "علی جان خود فدا کرده"
خدا نکرده مبادا چنین زبانم لالنگو که باز رسیده است شمر تا گودال
نگو نمیشنوم تاب روضه با من نیستنگو که تلخ تر از سوگ جان میهن نیست
دلم هنوز به آن لحظه خبر بند استزمان هنوز همان روز چند اسفند است
همان دقیقه همان لحظه و همان ساعتهمان دقیقه که سرریز بود از وحشت
صدای غرش یک انفجار میایدصدای کیست بدون قرار میآید
صدای حادثه بد حرف میزند اماخبر درست نبوده تو زنده ای آقا!
تو زندهای که چنین جمله جانفدایانیمپدر ببین که همه بچههای ایرانیم
بگو به دلخوشی بچههای جمهوریتو زندهای و مبادا که ماتم دوری...
دلم شکسته فدای دل شکسته توکه قدر و قدرت دنیاست مشت بسته تو
بدون واهمه سرشار از یقین مردمچه جانفشانه به دریا زدند این مردم
که زیر بار عزا و ملال نشکستندبه نام تنگدلان راه تنگه را بستند
هلا تو زنده تر از روح چشمه و آبیگواه؛ درس همین کودکان مینابی
هلا تو زندهای و من اسیر آوارممگر خیال خودم را به خاک بسپارم
تو زنده ای بخدا در میانه میدانتو زنده ای که بخوانیم باز "ای ایران"
اگر چه قاسم و عباس و اکبرم رفتنداگرچه اینهمه لاله ز کشورم رفتند
به داغ معرکه گر سوخت پاره جگرمدلم خوش است ولیکن به سایه سار حرم
تو مثل پرچم سرخی که در دل یاراندلیل قوت قلبی به وقت بمباران
ولی دریغ به خود آمدم خبر میگفت خبر چه خسته و بی رحم و شعله ور میگفت
قرار ساعت تشییع صبح فردا بودخبر وداع تو در غربت مصلی بود
دوباره داغ دلم تازه شد مصلی آهدوباره جان بدهم از فراق روح الله
ا.......تو رفتهای و چه خالی است کوی کشوردوست و هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
به جستجوی تو چشمم چو ابر میبارد مرا امید وصال تو زنده ميدارد
دلم گرفت غمت را به باد و باران گفتفراق یار نه آن میکند که بتوان گفت
اگرچه رفتهای ای ماه سایهات به سرممن از تقاص امامم دمی نمیگذرم
#علی_داودی@Davodi_poems
۴۱۳
۱۲:۵۹