۳۵
۸:۴۳
وزنِ زبان و موسیقیِ کلمههای اواخرِ روزِ هفتمِ جنگدوازدهروزه در رَما، که با سفر، شروع میشود، گویا ابراهیمِ اکبریِ دیزگاه را هم کوچانده به یک آستانهی دیگر. همان آستانهای که از دستگیرهی در، بهوسیلهی زبان، خون میچکد.#رما@dayeredaf
۳۸۳
۸:۵۸
صندلیای که سالها بود رویش مینشستم مینوشتم امروز شکست. چه شد. من که این مدت تا توانستهام پیاده رفته دویدهام. کمتَر شدهام. شاید هم وزنِ کلماتم بیشتَر شده. راستیراستی حجمِ کلماتم را این چند سال جمع کُنم فقط اندازهی شکستنِ یک پایهی صندلی وزن پیدا کرده. چه کم، چه زیاد..@dayeredaf
۲۱
۱۶:۵۸
۲۲
۱۷:۳۱
حامد عسکری در خالِ سیاهِ عربی مینویسد بَمیها نمیگویند به گریه افتادم یا گریه کردم یا شروع کردم به گریهکردن، که میگویند گریه شدم..فکری شدم در نزدیک شدنِ سوژه به اُبژه، چه اتفاقها و امکاناتِ دیگری میتواند بیفتد، آنگونه که پدیدارها، فُرم و فیگورِ واقعیتر پیدا کنند. و مُقید به گونهای دیگر از تعریفها شوند..اینگونه دُنیا مُدام در حالِ شدن است، و نزدیک شدن به شکلِ نهایی و نهانیِ خود، تا جاییکه چیزی نماند به غیر از وحدتِ وجود..@dayeredaf
۱۳۸
۱۸:۲۷
اینجا میزیست که مینشینم مینویسم. اطرافم سادهتَر از این حرفهاست. اینکه چرا پُشتِ جلدِ یکی از کتابهایی که تصویرِی از بورخس را دارد گذاشتهام اینجا، به خیلی چیزها برمیگردد. نظراتِ دیگران دربارهی داستانهایم، به نویسندهای که برای اولینبار هر ترجمهای از داستانهایش چاپ شده خواندهام، و و و. اما بیشتر از همه به یک بازیِ کودکانه برمیگردد؛ اینکه در کودکی دو نفر میشدیم تکیه میدادیم به هم، شانههایمان را به هم میساباندیم، و از چیزهایی که روبهرویمان میدیدیم برای هم تعریف میکردیم. من مُشتاق بودم بیشتَر آن بخشهایی که نمیدیدم را بگویم، و آن بخشهایی که میدیدم را دَفن کنم. فکر کنم این تصویرِ پُشتِ جلدِ کتاب، بهترین انتخاب است که بروم و پُشت دهم به بورخس، و از چیزهایی که روبهرویمان میبینیم برای هم تعریف کنیم..@dayeredaf
۲۰
۲۰:۲۱
بازارسال شده از دفتر ادبیات داستانی حوزههنری
نشست چهلونهم «دوشنبهها به وقت کتاب»
️بررسی کتاب دایرهی دف نوشتهی سید روحالله حسینی
روایتی تأملبرانگیز از زندگی، خاطره، هویت و شهادت؛ با زبانی شاعرانه و نگاهی دروننگر.
حوزه هنری، سالن اوستا
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
@daftar_dastan
دفتر ادبیات داستانی در فضای مجازی: بله | ایتا | اینستاگرام
۳
۱۸:۵۲
بازارسال شده از دفتر ادبیات داستانی حوزههنری
«دایرهی دف» در دوشنبهها به وقت کتاب
در چهلونهمین نشست «دوشنبهها به وقت کتاب»، نگاهی داشتیم به کتاب دایرهی دف نوشتهی سید روحالله حسینی؛ مجموعهای از شش داستان کوتاه که در مرز خاطره، روایت و اندیشه حرکت میکند.
حوزه هنری، سالن اوستا
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
@daftar_dastan
دفتر ادبیات داستانی در فضای مجازی:بله | ایتا | اینستاگرام
در چهلونهمین نشست «دوشنبهها به وقت کتاب»، نگاهی داشتیم به کتاب دایرهی دف نوشتهی سید روحالله حسینی؛ مجموعهای از شش داستان کوتاه که در مرز خاطره، روایت و اندیشه حرکت میکند.
۳
۱۸:۵۲
جُز دستِ خود، یک رُمانِ نوجوان، را امروز تحویلِ ناشر دادم. تا چه پیش آید.موفقیت یا عدمِ موفقیتِ آن میتواند برایم مُهم باشد، میتواند نباشد. مُهمتر از هر چیز، یافتنِ یک حنجرهی تازه برای بیانِ برخی ایدههای داستانیام است. حنجرهای که حالا میتواند من را به برخی ایدههایم نزدیکتر کند. هیچچیز برای یک نانویسنده مُهمتر از کشفِ امکاناتِ خودش، برای ایجادِ یک رابطهی متنیِ دُرست با ایدههایش نیست..@dayeredaf
۱۲
۱۹:۱۸
بازارسال شده از دفتر ادبیات داستانی حوزههنری
وقتی روایت، از سؤالهای بیپاسخ شروع میشود
نشست چهلونهم «دوشنبهها به وقت کتاب» با تمرکز بر کتاب دایرهی دف نوشتهی سید روحالله حسینی؛ جایی برای شنیدن و فکر کردن به روایتهایی که از دل تجربههای شخصی عبور میکنند.
حوزهی هنری، سالن اوستا
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
@daftar_dastan
دفتر ادبیات داستانی در فضای مجازی:بله | ایتا | اینستاگرام
نشست چهلونهم «دوشنبهها به وقت کتاب» با تمرکز بر کتاب دایرهی دف نوشتهی سید روحالله حسینی؛ جایی برای شنیدن و فکر کردن به روایتهایی که از دل تجربههای شخصی عبور میکنند.
۲
۱۴:۰۰