دیگه تراپیستمم نمیتونه بتراپه .
۵۸
۱۹:۲۲
با من از مهربونی صحبت نکن که مطمئنم به محض اینکه جنگ زمینی بشه میرم جبهه غذا میپزم واسه سربازا.
۶۱
۱۹:۲۴
صدمو گذاشتم، صدمه دیدم .
۴۴
۱۲:۵۸
چقدر قشنگید، قشنگ میکاپ میکنید و قشنگ لباس میپوشید . من فقط خسته و افسرده و دوستنداشتیام
۴۶
۱۲:۵۸
هرچقدر هم لباس میگیرم احساس میکنم بازم کمه
۳۷
۱۶:۴۷
۳۹
۱۶:۴۸
من فقط واسش یه تراپیست بودم نه یه دوست.
۴۰
۱۶:۴۸
۳۴
۸:۰۷
لک لکی که منو انداخت تو ایران دوتا بال اضافه میزد الان افغانستان بودم دوتا بال کمتر میزد عراق،نمیدونم بابت این موضوع خوشحال باشم یا ناراحت.
۲۲
۱۵:۲۷
۲۱
۱۵:۲۸