لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل دلواره نوید صالحید
۹۴ عضو

دلواره نوید صالحی

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۳ تیر
thumbnail

۷۱

۱۵:۰۹

thumbnail

۹۲

۱۵:۳۴

۵ تیر
undefined جای خالی آغوش پدربزرگ undefined
داستانکی بر اساس تصویری به یاد مانده از #امیرسپهبدسیدعبدالرحیم_موسوی
حالا هروقت به خانه پدربزرگ می روند، تا پایش به زمین می رسد و از آغوش مادر رها می شود، اتاق های خانه را یك به یک می گردد; از کنار سبد اسباب بازی هایش بی توجه رد می شود؛ انگار کن گم کرده ای دارد و نمی یابدش؛ خانه را چرخ می زند، با چشمانی کنجکاو و متعجب، آخر عادت داشت هروقت به خانه پدربزرگ می آمدند اولین جایی که در آن آرامش را حس می کرد و مشامش پر می شد از آن بوی خوش عطر و غرق در بوسه می شد، آغوش پدربزرگ بود.حالا چند وقت بود گرمای صورت و نرمی ریش های جوگندمی اش را حس نکرده بود؛ به در و دیوار سیاه پوش خانه هنوز با تعجب نگاه می کرد و می گشت اتاق به اتاق خانه پدربزرگ را؛ سید عادت شان داده بود که هروقت به آن خانه می آیند اولین جا که باید بروند آغوش اوست ولی دیگر پدربزرگ نبود که با پاهای کوچکش بدود و به اتاق اش برود و غرق شود در آن اقیانوس مهر و محبت؛چه می دانست که سید بدست پلیدترین انسان نماها ه‍مچو یاران جد بزرگوارشان، ابی عبدالله الحسین علیه السلام #جانفدای همه ی کودکان و نوجوانان و مردم کشورش شده است.جستجو که تمام می شد و پدربزرگ را نمی یافت، غم زده، می رفت پای میز کوچکی که مدتی است پارچه سیاه روی آن انداخته اند و یک ترمه بر روی آن؛ دوتا سینی حلوا و خرما و دو شمع مشکی در دوطرف قاب عکس او در آغوش پدربزرگ.خیلی آرام و با وسواس قاب عکس راکه جلویش قرآن پدربزرگ بر روی رحل قرار داشت برمی داشت و به کنج اتاق سید پناه می برد و به آغوش اش می کشید. در همان گوشه ی اتاق، ناگاه بوی خوش عطر پدربزرگ مشامش را پر می کرد و شبنم از چشمان اش جاری می شد و دعا می کرد که هرچه زودتر مأموریت پدربزرگ تمام شود، آخر به او گفته بودند سید مأموریت است.....
#امیرسپهبدشهیدسیدعبدالرحیم_موسوی#شهدای_جانفدا#ریاست_ستادکل_نیروهای_مسلح

۸۸

۱۴:۱۴

۱۳ تیر
thumbnail
به عشق #رهبر آمده
undefined۱

۶۴

۲۳:۰۷

۱۴ تیر
thumbnail
به عشق #رهبر آمده

۸۷

۶:۳۸

۲۶ تیر
thumbnail
داستانکی برای شهید«فریبرزکشوردوست» همسایه «آقای شهید»به قلم:#حسین_زکریائی undefinedundefinedظهر عاشورا بود…آفتاب، بی‌رحمانه بر آسفالت داغ خیابان «کشوردوست» می‌تابید. صدای سنج و طبل از دور شنیده می‌شد و کم‌کم به خانه‌ای قدیمی نزدیک می‌شد؛ خانه‌ای که سال‌ها بود صاحب اصلی‌اش دیگر در را به روی هیئت باز نمی‌کرد.ناگهان، درست مقابل همان خانه، هیئت ایستاد.چند مرد، «هیکل» سنگین هیئت حضرت علی‌اکبر(ع) را آرام بر زمین گذاشتند. سکوتی عجیب بر جمعیت نشست. فقط صدای گریه پیرزنی از پشت پنجره شنیده می‌شد. همه می‌دانستند این توقف، بخشی از مسیر هیئت نیست؛ اینجا قرار دیدار با شهیدی بود که سال‌ها پیش از میانشان رفته بود.رهگذری که برای نخستین بار این صحنه را می‌دید، آرام از پیرمردی پرسید:«اینجا چه خبر است؟»پیرمرد با نگاهی که سال‌ها خاطره در آن موج می‌زد، گفت:«اینجا خانه فریبرز است… هر سال ظهر عاشورا، بچه‌های هیئت برای سلام دادن به او می‌آیند.»undefined⸻undefinedشاید بسیاری از کسانی که امروز از خیابان کشوردوست عبور می‌کنند، تصور کنند نام این خیابان یادگار رهبر شهید انقلاب اسلامی است؛ رهبری که نماد عشق به ایران بود. اما حقیقت این است که سال‌ها پیش، این خیابان به نام جوان دیگری مزین شد؛ شهید فریبرز کشوردوست، ورزشکاری خوش‌نام که در سال ۱۳۵۸ به شهادت رسید.برای شناخت او، سراغ خواهرش، دکتر فرزانه کشوردوست، رفتیم؛ خواهری که هنوز با گذشت دهه‌ها، وقتی از برادرش حرف می‌زند، انگار خاطرات دوباره جان می‌گیرند.او لبخند می‌زند و می‌گوید:«فریبرز عاشق هیئت بود؛ عشقی که از مادرم به ارث برده بود. آن روزها، در دوران حکومت شاه، هیئت رفتن مثل امروز نبود. اما هیچ‌چیز نمی‌توانست او را از مسجد حضرت سجاد(ع) در ابتدای خیابان فخررازی دور کند. هیئت آن مسجد، هیئت حضرت علی‌اکبر(ع) بود و فریبرز همیشه خودش را به آنجا می‌رساند.»کمی سکوت می‌کند؛ انگار تصویری قدیمی از برابر چشمانش می‌گذرد.«رسمش این بود که “هیکل” هیئت را روی دوش بگیرد. هیکل خیلی سنگین بود؛ آن‌قدر که هر کسی توان بلند کردنش را نداشت. اما فریبرز با عشق آن را حمل می‌کرد. برای او، این فقط یک وسیله نبود؛ افتخار خدمت به سیدالشهدا(ع) بود.»undefined⸻undefinedبعد از شهادت فریبرز، انتظار می‌رفت همه‌چیز به خاطره تبدیل شود؛ اما عاشورا، هر سال، خاطره را دوباره زنده می‌کرد.خواهرش می‌گوید:«تا حدود پنج سال بعد از شهادتش که هنوز در همان خانه زندگی می‌کردیم، هر ظهر عاشورا هیئت حضرت علی‌اکبر(ع) مسیرش را طوری تنظیم می‌کرد که مقابل خانه ما بایستد. درست هنگام اذان ظهر، هیکل‌ها را بر زمین می‌گذاشتند، سکوت می‌کردند و به احترام فریبرز ادای احترام می‌کردند.»شاید آن چند دقیقه برای رهگذران فقط توقف یک هیئت بود؛ اما برای مادر شهید، برای خواهر و برادرانش، انگار فریبرز دوباره به خانه برگشته بود.undefined⸻undefinedبعضی آدم‌ها با مدال‌هایشان شناخته می‌شوند، بعضی با مقام و مسئولیتشان؛ اما فریبرز کشوردوست، سال‌ها بعد از شهادتش، با همان عشق بی‌ادعا به هیئت امام حسین(ع) شناخته می‌شود.و شاید راز ماندگاری انسان‌ها همین باشد؛ اینکه پیش از آنکه نامشان بر تابلوی یک خیابان بنشیند، در دل مردم جا باز کرده باشند.یادمان باشد او «شهید فریبرزکشوردوست» قبل از اینکه در دل میلیون ها انسان حق طلب وعاشق حسین«ع»بنشیند در دل «آقای شهیدما» جاباز کرده بود.عاش سعیدا ومات سعیداundefinedundefined رفیق صمیمیآثار قلمی دکتر حسین زکریائی عزیزی؛نویسنده و روزنامه نگار ودبیرکل مجمع خبرنگاران ونویسندگان دفاع مقدس ومقاومتhttps://eitaa.com/refighesamimi‌https://ble.ir/refighsamimi

۷۹

۱۸:۱۶

۱۲ مرداد
thumbnail
undefined۱

۳۷

۱۴:۲۱

از بهنامه‌ای به آقارضائ امیرخانی
https://www.tabnak.ir/005p5L

۵۱

۱۴:۲۳

۱۷ مرداد
undefined *بیانیه دبیرکل مجمع خبرنگاران و نویسندگان دفاع مقدس و مقاومت به مناسبت روز خبرنگار

undefinedحسین زکریائی عزیزی، دبیرکل مجمع خبرنگاران و نویسندگان دفاع مقدس و مقاومت، به مناسبت هفدهم مرداد «روز خبرنگار»، ضمن گرامیداشت یاد شهید محمود صارمی و شهدای رسانه، از تلاش‌های خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای، به‌ویژه در حوزه دفاع مقدس و مقاومت، قدردانی کرد.

undefinedوی با تأکید بر اینکه امروز بخش مهمی از نبرد در عرصه رسانه، افکار عمومی و «جنگ روایت‌ها» جریان دارد، خبرنگاران متعهد را رزمندگان خط مقدم جهاد تبیین دانست و بر ضرورت مقابله با جنگ شناختی، تحریف واقعیت‌ها، عملیات روانی و القای یأس تأکید کرد.

undefinedزکریائی عزیزی همچنین با اشاره به جنگ دوازده‌روزه و تحولات اخیر، تولید روایت‌های مستند، صادقانه و امیدآفرین را از مهم‌ترین مسئولیت‌های اصحاب رسانه برشمرد.

undefinedدبیرکل مجمع در پایان، روز خبرنگار را به تمامی اصحاب رسانه تبریک گفت و از خبرنگاران خواست با پایبندی به
صداقت، امانتداری، شجاعت، انصاف و اخلاق حرفه‌ای*، پرچمدار حقیقت، امید، وحدت ملی و عزت ایران اسلامی باشند.

undefinedمجمع خبرنگاران ونویسندگان‌دفاع مقدس و‌مقاومت

۲۶

۶:۰۳

thumbnail
https://batoresane.ir/پیام-دبیرکل-مجمع-خبرنگاران-ونویسندگا/
undefined۱

۲۴

۶:۰۶