۱۴۰
۱۰:۰۲
۱۴۱
۱۰:۰۲
۱۴۲
۱۰:۰۲
۱۴۱
۱۰:۰۲
حاجعلیاکبری خطیب نماز جمعه تهران:
نه کسی مذاکره میکند، نه جرأت دارد، نه اجازه آن را.
پن: عراقچی علیرغم مذاکراتی که یک هفته اخیر با ویتکاف انجام داده بود و امروز هم قرار بود ادامه پیدا کنه، صبح اعلام کرد که هیچ مذاکرهای رو با آمریکاییها نخواهد داشت :)
@deyjour
نه کسی مذاکره میکند، نه جرأت دارد، نه اجازه آن را.
پن: عراقچی علیرغم مذاکراتی که یک هفته اخیر با ویتکاف انجام داده بود و امروز هم قرار بود ادامه پیدا کنه، صبح اعلام کرد که هیچ مذاکرهای رو با آمریکاییها نخواهد داشت :)
۱۴۱
۱۰:۰۸
ماکرون: پیشنهاد مذاکراتی به ایران میدهیم
رئیسجمهور فرانسه: همراه با بریتانیا و آلمان یک پیشنهاد مذاکراتی جامع را به ایران ارائه میکنیم./ ایسنا
@deyjour
۱۵۶
۱۰:۱۰
بازارسال شده از یککلمه| حبیبالله ظفریان
چرا امریکا ناتوان از جمع بندی برای ورود به جنگ رژیم صهیونیستی علیه ایران است؟
حبیبالله ظفریان
یکی از تحولات محتمل جنگ رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی، ورود امریکا به این جنگ است. اگرچه در ابتدا مواضع امریکایی ها نشان از قطعی بودن پیوستن این کشور به جنگ داشت اما در روزهای اخیر، با تغییر موضع مشهود امریکا، این امر در هاله ای از ابهام قرار گرفته است. با توجه به اینکه این موضوع محل بحث محافل مختلف کشور است و برخی سناریوهای ادامه جنگ نیز بر اساس این سناریو طراحی شده است و از طرف دیگر برخی، این امر را یک نقطه عطف نگران کننده در جنگ می دانند، ارزیابی اهداف آمریکا از ورود به جنگ و احتمال تحقق هر کدام، حائز اهمیت است. تحلیلهای موجود نشان میدهد که اگر آمریکا بخواهد به صورت مستقیم وارد این درگیری شود، تنها در صورتی دست به چنین تصمیمی خواهد زد که اهدافی را دنبال کند که از توانایی اسرائیل فراتر باشد. مجموعا این اهداف را میتوان در سه محور کلیدی خلاصه کرد:
۱. حمله اتمی برای کشتار وسیع با هدف تسلیم سریع ایران:این سناریو، گرچه در ذهن برخی نظریهپردازان نظامی ممکن است مطرح باشد، در عمل، با موانع بازدارنده اخلاقی، حقوقی و ژئوپلیتیکی عظیمی روبهرو است. جمهوری اسلامی ایران در سالهای گذشته، بهویژه در مقایسه با بازیگران دیگر منطقه، همواره یک مقاومت مشروع و دفاع موجه از حاکمیت خود ارائه داده است. چنین تصویری باعث میشود حمله اتمی گسترده، فاقد توجیه لازم در سطح بینالمللی باشد. بهعلاوه، تبعات چنین اقدامی برای جایگاه اخلاقی و حقوقی آمریکا در جهان بهقدری سنگین خواهد بود که احتمال آن را بسیار ضعیف میکند.۲. حمله زمینی با هدف سرنگونی نظام جمهوری اسلامی:چنین سناریویی با ریسکهای بسیار بالا همراه است. تجربه جنگهای زمینی آمریکا در عراق و افغانستان، و همچنین پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی و ساختار نظامی ایران، نشان میدهد که ورود زمینی به خاک ایران نه تنها منجر به فروپاشی نظام نمیشود، بلکه ایالات متحده را در باتلاقی فرو خواهد برد که احتمالاً هزینههای انسانی، اقتصادی و حیثیتی آن برای آمریکا، غیرقابل تحمل خواهد بود. ایران در جنگهای نیابتی و نبردهای نامتقارن، کارنامهای پیچیده و توانمندیهای غیرقابل پیشبینی دارد. از غزه و لبنان گرفته تا سوریه و یمن، همه شواهدی هستند بر قدرت شبکهای تهران در جنگهای زمینی.به علاوه باید اضافه کرد که ورود زمینی در قدم اول به معنای بیثباتسازی مطلق خاورمیانه است که در این صورت، اولا منافع و پایگاه های امریکا در خاورمیانه مورد تهدید ایران و گروه های مقاومت قرار خواهند گرفت و ثانیا به دلیل از بین رفتن منافع اقتصادی و امنیتی به ویژه در تنگه هرمز، احتمالا پای چین و روسیه هم به جنگ باز شود.۳. نابودی تأسیسات اتمی با بمبهای سنگرشکن یا سلاحهای تاکتیکی هستهای:از بین بردن تأسیسات هستهای ایران، به ویژه سایت فردو، می تواند یکی از اهداف کلیدی برای رژیم صهیونیستی باشد، اما این هدف نیز با محدودیتهای جدی روبهروست. اولاً ایالات متحده هنوز نتوانسته در سطح بینالمللی اجماعی مبنی بر تهدید بالفعل هستهای بودن ایران ایجاد کند. ثانیاً، بازسازی مجدد این تأسیسات اگرچه هزینه و زمان قابل توجهی نیاز دارد ولی برای ایران امری شدنی است. لذا این هدف هرچند محمتل ترین گزینه برای ورود امریکا به جنگ است، اما در قامت یک پیروزی تعیینکننده و راهبردی برای آمریکا تعریف نمیشود. لذا بر اساس محاسبه هزینه_فایده، دارای توجیه جدی نیست.
با در نظر گرفتن این سه سناریو، میتوان گفت اگر ایالات متحده بخواهد خارج از این چارچوب ها وارد جنگ شود، نه تنها به هدف راهبردی جدیدی نمیرسد، بلکه ممکن است خود را درگیر جنگی بیپایه، پرهزینه و حتی مضحک از نظر بینالمللی کند. شاید بهره بردن از همین تجارب گذشته جنگ در منطقه غرب آسیا است که آمریکا برای حمله به ایران به جمعبندی نرسیده است. تا زمانی که هیچیک از این اهداف برای آمریکا از نظر داخلی و بینالمللی مشروع و قابل تحقق نباشد، بعید است که ایالات متحده پا را از دایره حمایتهای اطلاعاتی، لجستیکی و سیاسی فراتر بگذارد.
در نهایت، باید گفت که جنگ به لحظات حساسی رسیده و رفته رفته ابتکار عمل از دست رژیم صهیونی خارج شده است. از طرفی در صورت ورود آمریکا به جنگ نیز، فارغ افزایش حجم نبرد و آسیب احتمالی به سایت فردو، تغییر جدی ای در کلیت مسیر جنگ اتفاق نخواهد افتاد. لذا در حال حاضر آنچه برای جمهوری اسلامی مهم است مقاومت قاطع و تصعید تدریجی جنگ تا جایی است که دستگاه محاسباتی دشمن به این نتیجه برسد که هزینه ادامه جنگ بیشتر از منافع آن است.
@yekkalameh
۱. حمله اتمی برای کشتار وسیع با هدف تسلیم سریع ایران:این سناریو، گرچه در ذهن برخی نظریهپردازان نظامی ممکن است مطرح باشد، در عمل، با موانع بازدارنده اخلاقی، حقوقی و ژئوپلیتیکی عظیمی روبهرو است. جمهوری اسلامی ایران در سالهای گذشته، بهویژه در مقایسه با بازیگران دیگر منطقه، همواره یک مقاومت مشروع و دفاع موجه از حاکمیت خود ارائه داده است. چنین تصویری باعث میشود حمله اتمی گسترده، فاقد توجیه لازم در سطح بینالمللی باشد. بهعلاوه، تبعات چنین اقدامی برای جایگاه اخلاقی و حقوقی آمریکا در جهان بهقدری سنگین خواهد بود که احتمال آن را بسیار ضعیف میکند.۲. حمله زمینی با هدف سرنگونی نظام جمهوری اسلامی:چنین سناریویی با ریسکهای بسیار بالا همراه است. تجربه جنگهای زمینی آمریکا در عراق و افغانستان، و همچنین پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی و ساختار نظامی ایران، نشان میدهد که ورود زمینی به خاک ایران نه تنها منجر به فروپاشی نظام نمیشود، بلکه ایالات متحده را در باتلاقی فرو خواهد برد که احتمالاً هزینههای انسانی، اقتصادی و حیثیتی آن برای آمریکا، غیرقابل تحمل خواهد بود. ایران در جنگهای نیابتی و نبردهای نامتقارن، کارنامهای پیچیده و توانمندیهای غیرقابل پیشبینی دارد. از غزه و لبنان گرفته تا سوریه و یمن، همه شواهدی هستند بر قدرت شبکهای تهران در جنگهای زمینی.به علاوه باید اضافه کرد که ورود زمینی در قدم اول به معنای بیثباتسازی مطلق خاورمیانه است که در این صورت، اولا منافع و پایگاه های امریکا در خاورمیانه مورد تهدید ایران و گروه های مقاومت قرار خواهند گرفت و ثانیا به دلیل از بین رفتن منافع اقتصادی و امنیتی به ویژه در تنگه هرمز، احتمالا پای چین و روسیه هم به جنگ باز شود.۳. نابودی تأسیسات اتمی با بمبهای سنگرشکن یا سلاحهای تاکتیکی هستهای:از بین بردن تأسیسات هستهای ایران، به ویژه سایت فردو، می تواند یکی از اهداف کلیدی برای رژیم صهیونیستی باشد، اما این هدف نیز با محدودیتهای جدی روبهروست. اولاً ایالات متحده هنوز نتوانسته در سطح بینالمللی اجماعی مبنی بر تهدید بالفعل هستهای بودن ایران ایجاد کند. ثانیاً، بازسازی مجدد این تأسیسات اگرچه هزینه و زمان قابل توجهی نیاز دارد ولی برای ایران امری شدنی است. لذا این هدف هرچند محمتل ترین گزینه برای ورود امریکا به جنگ است، اما در قامت یک پیروزی تعیینکننده و راهبردی برای آمریکا تعریف نمیشود. لذا بر اساس محاسبه هزینه_فایده، دارای توجیه جدی نیست.
۱
۶:۴۰
مدینه زمان پیامبر، اندازه یکی از دهاتهای امروز ما هم نیست!
«قیمتها» دست کیست؟!
زمانشناس بودنِ فقیه، جسارت میخواهد. جایی که فقیه مسئولیت «همه چیز» را مطابق روشمندی اجتهادی که با آن دین را در زندگی جمعی حاضر میکند، عهدهدار میشود و به همین علت است که ضرورتا ولایت او باید همان ولایت رسولالله باشد.این همان معنای «زنده» بودن دین است که نشان میدهد تنها سنت و حدیث برای فهم و مواجهه با سیاستهای اقتصادی کافی نیست. امور از پیش تعیین شده که همانند برخی فقهای اوایل انقلاب، نقل را حکمی ابدی تصور میکردند، نمیتوانند و نخواهند توانست یک اقتصاد پویا و زنده را راهبری کنند. این شخصیت استثنایی فقیهی چون امام خمینی (ره) بود که جسارت تفسیر و معنا کردن دین بر اساس مصلحت و ضرورتها را به خود راه داد.اینجا یک فشار و رنج دائمی را برای فهم مصلحت و زنده بودن دین و جامعه طلب میکند تا هرآنچه درون کوره است، نهایتا پخته و اصیل گردد. و به همین جهت است که مصلحتسنجی برای فقیه، یک امر «عرفی» یا «اقتضایی» نمیتواند باشد که هر روز بر اساس سمتوسوی وزش باد یا سلیقه، یک حکم فقهی را تغییر و صادر نماید.
آنها که برای تفسیر نظر اسلام درباره حدود و ثغور دخالت در «قیمتها» و «بازار» به روخوانی از چند آیه یا روایت اکتفا میکنند، و بیان میدارند که «قیمتها دست خداست»، آنچه را در وهله اول ملغی میکنند پژوهش و زندگی است و سپس سبب انحراف و فروپاشی جامعه دینی خواهند شد.
در اینجا مرور خاطره آقای موسوی خوئینیها از حکم فقهی امام خمینی (ره) درباره ضرورت دخالت حاکمیت در «قیمتهای بازار» شنیدنی است.
@deyjour
۷۳
۱۳:۵۹
۷۲
۱۴:۰۰