در افکار عمومی زیاد شنیده میشود که «حق ایران در خزر پایمال شده» یا «سهم ایران در گذشته بیشتر بوده است». اما آیا اسناد تاریخی و قواعد حقوق دریاها واقعاً چنین چیزی را نشان میدهند؟
در این ویدیو با استفاده از روشهایی مانند «خط میانه» و چند مدل هندسی برای تحدید حدود دریایی، این مسئله بهصورت علمی بررسی میشود و نشان داده میشود که شکل سواحل و روش ترسیم مرزها چگونه بر نتیجه تقسیم اثر میگذارد.
اگر میخواهید این بحث پرحاشیه را بر اساس دادهها و نقشهها ببینید، ویدیوی کامل را در لینک زیر تماشا کنید:
https://www.aparat.com/v/nnlsnt3
۲۲۴
۴:۴۱
مار و پله در خیابانهای کاشان!
محمد راحمی
یکی از مشکلات جدی مدیریت شهری کاشان، نبود استاندارد در طراحی معابر و میدانهاست؛ موضوعی که گاهی به سردرگمی شهروندان و مسیرهای اضافی در ترددهای روزمره منجر میشود.
نمونه روشن آن مسیر دسترسی از خیابان طالقانی به میدان شهید زجاجی (بازار مهستان) است.
یکی از دوستان میگفت: «رسیدن از طالقانی به این میدان ساده نیست! پدرم برای رفتن به مهستان ترجیح میدهد از طالقانی راهش را به بلوار ساحلی و کمربندی بکشاند تا از مسیر مستقیم وارد میدان زجاجی نشود.»
ورود از خیابان شهید پکوک و میدان کوچک کنار آن نیز پر از چالش است: نبود علائم راهنما، مسیرهای گیجکننده، افتادن ناخواسته در بلوار شهیدان بارفروش یا دورهایی که راننده را دوباره به نقطه آغاز برمیگرداند.
به همین دلیل برخی شهروندان با طنز میگویند حرکت در این محدوده شبیه بازی مار و پله است؛ مسیری که اگر کمی زود یا دیر بپیچید، دوباره از اول شروع میکنید.
شاید مدیریت شهری با بازنگری در طراحی میدانها و تقاطعها، اصلاح هندسی مسیرها و نصب علائم روشنتر بتواند این گره را باز کند.
و البته یک پیشنهاد طنزآمیز هم مطرح است:
هر شهروندی که بتواند مسیر درست طالقانی به میدان زجاجی را پیدا کند، واقعاً مستحق جایزه است.
به دیدهبان کاشان بپیوندید@Didehbanekashan#کاشان_فصل_نو
یکی از مشکلات جدی مدیریت شهری کاشان، نبود استاندارد در طراحی معابر و میدانهاست؛ موضوعی که گاهی به سردرگمی شهروندان و مسیرهای اضافی در ترددهای روزمره منجر میشود.
نمونه روشن آن مسیر دسترسی از خیابان طالقانی به میدان شهید زجاجی (بازار مهستان) است.
یکی از دوستان میگفت: «رسیدن از طالقانی به این میدان ساده نیست! پدرم برای رفتن به مهستان ترجیح میدهد از طالقانی راهش را به بلوار ساحلی و کمربندی بکشاند تا از مسیر مستقیم وارد میدان زجاجی نشود.»
ورود از خیابان شهید پکوک و میدان کوچک کنار آن نیز پر از چالش است: نبود علائم راهنما، مسیرهای گیجکننده، افتادن ناخواسته در بلوار شهیدان بارفروش یا دورهایی که راننده را دوباره به نقطه آغاز برمیگرداند.
به همین دلیل برخی شهروندان با طنز میگویند حرکت در این محدوده شبیه بازی مار و پله است؛ مسیری که اگر کمی زود یا دیر بپیچید، دوباره از اول شروع میکنید.
شاید مدیریت شهری با بازنگری در طراحی میدانها و تقاطعها، اصلاح هندسی مسیرها و نصب علائم روشنتر بتواند این گره را باز کند.
و البته یک پیشنهاد طنزآمیز هم مطرح است:
هر شهروندی که بتواند مسیر درست طالقانی به میدان زجاجی را پیدا کند، واقعاً مستحق جایزه است.
به دیدهبان کاشان بپیوندید@Didehbanekashan#کاشان_فصل_نو
۱۸۸
۱۶:۱۲
کاشان و کاج؛ اشتباهی که باید متوقف شود
محمد راحمی
سالهاست که حاشیه شهر کاشان، از کمربندی تا راوند، با ردیفهایی از درختان کاج پوشیده شده است؛ درختانی که نه بومی این اقلیماند، نه سازگار با خاک منطقه، و نه حتی زیستپذیری قابلقبولی برای پرندگان دارند. بسیاری از متخصصان فضای سبز نیز تأکید میکنند که کاج، بهدلیل اسیدیکردن خاک و نیاز محدودش به تنوع زیستی، در درازمدت میتواند کیفیت محیطی را کاهش دهد.
چند سال پیش یکی از صنعتگران شناختهشده شهر برایم میگفت: «هر صبح که به سمت کارخانه میروم، تمام مسیر کمربند سبز را با دقت نگاه میکنم؛ مبادا درختی خشک شده باشد.»
این حساسیت ارزشمند است، اما پرسش مهمتری پشت آن پنهان است: آیا این همه زمان و هزینه، صرف درختی شده که نه سایه مطلوبی ایجاد میکند، نه محصول دارد، و نه برای اکوسیستم منطقه سودمند است؟
در مقابل، سرو - درخت اصیل و ماندگار ایرانی- قرنهاست در اقلیم کاشان ریشه دوانده؛ باغ فین بهترین شاهد آن است. سرو، نارون و زیتون همخوانی بیشتری با زیستبوم منطقه دارند و علاوه بر سازگاری، نقش مؤثرتری در پایداری محیطزیست شهری ایفا میکنند. حتی درخت توت نیز با وجود مصرف آبی مشابه کاج، آسیبهای خاکی کاج را ندارد.
اکنون زمان آن رسیده که سیاستگذاری فضای سبز کاشان از کاشت انبوه کاج فاصله بگیرد و به سمت گونههای بومی، سازگار و پایدار حرکت کند؛ گونههایی که نهتنها به اکوسیستم کمک میکنند، بلکه هویت ایرانی و کاشانی را نیز تقویت میسازند.
لطفاً در کاشان، دیگر کاج نکاریم.
سرو، زیتون و نارون بکاریم؛ گونههایی که با اقلیم، خاک و روح این شهر همخوانترند.
@Didehbanekashan
سالهاست که حاشیه شهر کاشان، از کمربندی تا راوند، با ردیفهایی از درختان کاج پوشیده شده است؛ درختانی که نه بومی این اقلیماند، نه سازگار با خاک منطقه، و نه حتی زیستپذیری قابلقبولی برای پرندگان دارند. بسیاری از متخصصان فضای سبز نیز تأکید میکنند که کاج، بهدلیل اسیدیکردن خاک و نیاز محدودش به تنوع زیستی، در درازمدت میتواند کیفیت محیطی را کاهش دهد.
چند سال پیش یکی از صنعتگران شناختهشده شهر برایم میگفت: «هر صبح که به سمت کارخانه میروم، تمام مسیر کمربند سبز را با دقت نگاه میکنم؛ مبادا درختی خشک شده باشد.»
این حساسیت ارزشمند است، اما پرسش مهمتری پشت آن پنهان است: آیا این همه زمان و هزینه، صرف درختی شده که نه سایه مطلوبی ایجاد میکند، نه محصول دارد، و نه برای اکوسیستم منطقه سودمند است؟
در مقابل، سرو - درخت اصیل و ماندگار ایرانی- قرنهاست در اقلیم کاشان ریشه دوانده؛ باغ فین بهترین شاهد آن است. سرو، نارون و زیتون همخوانی بیشتری با زیستبوم منطقه دارند و علاوه بر سازگاری، نقش مؤثرتری در پایداری محیطزیست شهری ایفا میکنند. حتی درخت توت نیز با وجود مصرف آبی مشابه کاج، آسیبهای خاکی کاج را ندارد.
اکنون زمان آن رسیده که سیاستگذاری فضای سبز کاشان از کاشت انبوه کاج فاصله بگیرد و به سمت گونههای بومی، سازگار و پایدار حرکت کند؛ گونههایی که نهتنها به اکوسیستم کمک میکنند، بلکه هویت ایرانی و کاشانی را نیز تقویت میسازند.
لطفاً در کاشان، دیگر کاج نکاریم.
سرو، زیتون و نارون بکاریم؛ گونههایی که با اقلیم، خاک و روح این شهر همخوانترند.
@Didehbanekashan
۲۳۳
۱۶:۱۵
۱.۲ کیلومتر جریمه برای یک اشتباه ساده!
در برخی معابر کاشان، کافی است یک لحظه در انتخاب باند حرکت اشتباه کنید تا شهر شما را ۱۲۰۰ متر جریمه کند! طراحی عجیب خروجیهای سهراه امیرالمؤمنین، رانندگان را به مسیری ناخواسته میکشاند که بازگشت از آن، نیازمند طی کردن یک دورِ باطل تا میدان حجاب است. این اتلاف وقت و سوخت، هزینه مستقیمِ نبود علائم راهنما و طراحیهای «ضدِ شهروند» است که گریبان ترافیک منطقه را گرفته است.
اما آشفتگی به همینجا ختم نمیشود؛ هویت این معبر هم میان «خیابان» یا «بلوار» بودن گم شده است. پیادهروهای عریض در کنار معبر سوارهروِ تنگی که رفوژ میانیاش دو سال است نیمهکاره رها شده، تنها یک سوال ایجاد میکند: این طراحی با کدام استاندارد مهندسی همخوانی دارد؟ این وضعیت نه تنها گرههای ترافیکی را کورتر کرده، بلکه رونق تجاری منطقه را هم هدف گرفته است. پروژهای که نه توان تکمیلش بوده و نه منطق اجرایی درستی داشته، دیگر نباید پشتِ بهانهها رها شود.این تحلیل را در ادامه در کانال بخوانید.
@didehbanekashanکانال محمد راحمی(دیدهبان کاشان)
با ما همراه باشید.
در برخی معابر کاشان، کافی است یک لحظه در انتخاب باند حرکت اشتباه کنید تا شهر شما را ۱۲۰۰ متر جریمه کند! طراحی عجیب خروجیهای سهراه امیرالمؤمنین، رانندگان را به مسیری ناخواسته میکشاند که بازگشت از آن، نیازمند طی کردن یک دورِ باطل تا میدان حجاب است. این اتلاف وقت و سوخت، هزینه مستقیمِ نبود علائم راهنما و طراحیهای «ضدِ شهروند» است که گریبان ترافیک منطقه را گرفته است.
اما آشفتگی به همینجا ختم نمیشود؛ هویت این معبر هم میان «خیابان» یا «بلوار» بودن گم شده است. پیادهروهای عریض در کنار معبر سوارهروِ تنگی که رفوژ میانیاش دو سال است نیمهکاره رها شده، تنها یک سوال ایجاد میکند: این طراحی با کدام استاندارد مهندسی همخوانی دارد؟ این وضعیت نه تنها گرههای ترافیکی را کورتر کرده، بلکه رونق تجاری منطقه را هم هدف گرفته است. پروژهای که نه توان تکمیلش بوده و نه منطق اجرایی درستی داشته، دیگر نباید پشتِ بهانهها رها شود.این تحلیل را در ادامه در کانال بخوانید.
@didehbanekashanکانال محمد راحمی(دیدهبان کاشان)
با ما همراه باشید.
۴.۶K
۳:۲۹
کاشان و تهران؛ تقابل دو فرهنگ پشت فرمان
سال ۱۳۸۳، تهران. دانشجو بودم و برای کاری به بانک رفته بودم. در شلوغی بانک، با آقایی همکلام شدم. وقتی فهمید اهل کاشان هستم، با لبخندی گفت: «رانندگی در شهر شما خیلی خطرناک و سخت است!»
در کاشان، راننده برای حرکت یا دور زدن، اغلب ابتدا یک متر جلو میآید و «سپس» آینه را چک میکند! همین جلو آمدن بی پروا شوک جدیدی به رانندگان در حال حرکت می دهد، انگار بین رانندهها یک «گفتوگوی بیصدا» و چانهزنیِ چند ثانیهای شکل میگیرد تا معلوم شود چه کسی اول میرود. حتی کار با موبایل پشت فرمان هم در اینجا نه از سر عجله، که ناشی از همین «آرامش بیش از حد» و اطمینان به واکنشِ دیگران است.
در تهران اما مدل متفاوت است؛ سرعت بالاتر و تصمیمگیریها قاطعتر. راننده تهرانی فرصتی برای این چانهزنیها ندارد و طبق قراردادی نانوشته فرض میکند بقیه هم پیشبینیپذیر عمل میکنند. به همین دلیل، رانندگیِ عادیِ یک کاشانی برای ناظر بیرونی، خطرناک به نظر میرسد.
واقعیت این است که رانندگی هم مثل لهجه و پوشش، بازتابی از روحیات جمعی، بافت شهری و میزان صبوریِ مردم است. بر این اساس، کاری که در یک شهر «احتیاط» است، در شهری دیگر «ایجاد گره ترافیکی» تلقی میشود.
راننده کاشانی در تهران «کُند و مردد» دیده میشود و راننده تهرانی در کاشان «تهاجمی و بیصبر»؛ در حالی که هر دو بر اساس پیشفرضهای ذهنیِ شهرِ خودشان میرانند.
توسعه یک شهر فقط در ساختِ پل و خیابان نیست، بلکه در «ارتقای رفتارهای جمعی» است. فرهنگ رانندگی سخت تغییر میکند، اما شناختِ آن اولین قدم برای بهبود امنیت شهر است. آن مرد تهرانی به من آموخت که گاهی برای اصلاح، باید «خودمان را با چشمِ دیگران ببینیم.»
#کاشان_فصل_نو
به کانال محمد راحمی (دیدهبان کاشان) بپیوندید.@didehbanekashan
سال ۱۳۸۳، تهران. دانشجو بودم و برای کاری به بانک رفته بودم. در شلوغی بانک، با آقایی همکلام شدم. وقتی فهمید اهل کاشان هستم، با لبخندی گفت: «رانندگی در شهر شما خیلی خطرناک و سخت است!»
در کاشان، راننده برای حرکت یا دور زدن، اغلب ابتدا یک متر جلو میآید و «سپس» آینه را چک میکند! همین جلو آمدن بی پروا شوک جدیدی به رانندگان در حال حرکت می دهد، انگار بین رانندهها یک «گفتوگوی بیصدا» و چانهزنیِ چند ثانیهای شکل میگیرد تا معلوم شود چه کسی اول میرود. حتی کار با موبایل پشت فرمان هم در اینجا نه از سر عجله، که ناشی از همین «آرامش بیش از حد» و اطمینان به واکنشِ دیگران است.
در تهران اما مدل متفاوت است؛ سرعت بالاتر و تصمیمگیریها قاطعتر. راننده تهرانی فرصتی برای این چانهزنیها ندارد و طبق قراردادی نانوشته فرض میکند بقیه هم پیشبینیپذیر عمل میکنند. به همین دلیل، رانندگیِ عادیِ یک کاشانی برای ناظر بیرونی، خطرناک به نظر میرسد.
واقعیت این است که رانندگی هم مثل لهجه و پوشش، بازتابی از روحیات جمعی، بافت شهری و میزان صبوریِ مردم است. بر این اساس، کاری که در یک شهر «احتیاط» است، در شهری دیگر «ایجاد گره ترافیکی» تلقی میشود.
راننده کاشانی در تهران «کُند و مردد» دیده میشود و راننده تهرانی در کاشان «تهاجمی و بیصبر»؛ در حالی که هر دو بر اساس پیشفرضهای ذهنیِ شهرِ خودشان میرانند.
توسعه یک شهر فقط در ساختِ پل و خیابان نیست، بلکه در «ارتقای رفتارهای جمعی» است. فرهنگ رانندگی سخت تغییر میکند، اما شناختِ آن اولین قدم برای بهبود امنیت شهر است. آن مرد تهرانی به من آموخت که گاهی برای اصلاح، باید «خودمان را با چشمِ دیگران ببینیم.»
#کاشان_فصل_نو
به کانال محمد راحمی (دیدهبان کاشان) بپیوندید.@didehbanekashan
۶۱
۰:۵۴